قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره دست در دست خدا از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۲۷۱ حدیث · صفحه ۱۰ از ۲۳

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ لَمْ يَتَعَزَّ بِعَزَاءِ اَللَّهِ تَقَطَّعَتْ نَفْسُهُ حَسَرَاتٍ عَلَى اَلدُّنْيَا وَ مَنْ أَتْبَعَ بَصَرَهُ مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ كَثُرَ هَمُّهُ وَ لَمْ يُشْفَ غَيْظُهُ وَ مَنْ لَمْ يَرَ لِلَّهِ عَلَيْهِ نِعْمَة إِلاَّ فِي مَطْعَمٍ أَوْ مَشْرَبٍ أَوْ مَلْبَسٍ فَقَدْ قَصَرَ عَمَلُهُ وَ دَنَا عَذَابُهُ.

امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کند که فرمود:هر که با دلجویی خدا دلش آرام نگرفت، نفسش از حسرتهای دنیایی قطع نمی شود، و هر که چشم به آنچه در دست مردم است داشته باشد اندوهش فراوان گردد و سوز دلش درمان نپذیرد، و هر که جز در خوردن یا نوشیدن یا پوشیدن لباس نعمتی از خدا را در خودش نبیند، حقیقتا کردارش کم و کوتاه و عذابش نزدیک شود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 567

مِنْ كِتَابِ اَلْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ : قَالَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ طُوبَى لِمَنْ كَانَ صَمْتُهُ فِكْرا وَ نَظَرُهُ عِبَرا وَ كَلاَمُهُ ذِكْرا وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ وَ سَلِمَ اَلنَّاسُ مِنْ يَدِهِ وَ لِسَانِهِ.

امام صادق علیه السّلام از پدر بزرگوارش نقل می کند که فرمود:عیسی بن مریم فرموده:خوشا به حال کسی که سکوتش اندیشه است، و نگاهش عبرت، و کلامش ذکر خدا است، و بر گناهان خویش گریان است و مردم از دست و زبانش در امانند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 61

مِنْ كِتَابِ اَلْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : أَتَى رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنِّي جِئْتُ أُبَايِعُكَ عَلَى اَلْإِسْلاَمِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلَى أَنْ تَقْتُلَ أَبَاكَ فَقَبَضَ اَلرَّجُلُ يَدَهُ وَ اِنْصَرَفَ ثُمَّ عَادَ وَ قَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنِّي جِئْتُ لِأُبَايِعَكَ عَلَى اَلْإِسْلاَمِ فَقَالَ لَهُ عَلَى أَنْ تَقْتُلَ أَبَاكَ قَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ يُرَى يَقِينُهُ فِي عَمَلِهِ وَ اَلْكَافِرَ…

امام صادق علیه السّلام فرمود:مردی نزد رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله آمد و گفت:ای رسول خدا من آمده ام که با تو بر اسلام بیعت نمایم.رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:تا پدرت را بکشی؟مرد دستش را کشید و منصرف شد، سپس برگشت و گفت:ای رسول خدا من آمده ام تا بر اسلام با تو بیعت کنم.فرمود:تا پدرت را بکشی؟گفت:بلی، رسول خدا فرمود:مؤمن یقینش را در عملش می بیند و کافر انکارش را در عملش مشاهده می کند.قسم به آنکه جانم در دست اوست؛ موقعیت و شأن خود را نشناختند تا از انکار کافرین و منافقین بوسیلۀ اعمال زشتشان عبرت گیرند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 63

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَوْ لاَ أَنْ يَجِدَ عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنُ فِي قَلْبِهِ لَعَصَّبْتُ رَأْسَ اَلْكَافِرِ بِعِصَابَةِ حَدِيدٍ لاَ يُصَدَّعُ رَأْسُهُ أَبَدا .

امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند عزّ و جلّ می فرماید:اگر بندۀ مؤمنم دل آزرده نمی شد، سر کافر را با دستمال آهنی می بستم تا هرگز سرش درد نگیرد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 595

عَنْ أَبِي اَلصَّبَّاحِ اَلْكِنَانِيِّ قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَدَخَلَ عَلَيْهِ شَيْخٌ كَبِيرٌ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ أَشْكُو إِلَيْكَ وُلْدِي وَ عُقُوقَهُمْ وَ إِخْوَانِي وَ جَفَاهُمْ لِي عِنْدَ كِبَرِ سِنِّي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ يَا هَذَا إِنَّ لِلْحَقِّ دَوْلَة وَ لِلْبَاطِلِ دَوْلَة وَاحِدٌ مِنْهُمَا ذَلِيلٌ فِي دَوْلَةِ صَاحِبِهِ وَ إِنَّ أَدْنَى مَا يُصِيبُ اَلْمُؤْمِنَ فِي دَوْلَةِ اَلْبَاطِلِ اَلْعُقُوقُ مِنْ وُلْدِهِ وَ اَلْجَفَاءُ مِنْ إِخْوَانِهِ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُصِيبُ شَيْئا مِنَ اَلرَّفَاهِيَةِ فِي دَوْلَةِ…

ابو الصباح کنانی گوید:خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم که پیر مردی وارد شد و گفت:یا ابا عبد اللّٰه من از فرزندانم و ناسپاسیشان و از برادرانم و جفا کاریشان نسبت به خود با وجود سالخوردگی شکایت دارم، امام صادق علیه السّلام فرمود:ای پیر مرد برای حق دولتی است و برای باطل دولتی، و هر یک از این دو نزد دولت رفیقش خوار است، و کمترین مصیبتی که مؤمن از دولت باطل می بیند آزار دیدن از فرزندان و جفا کاری برادرانش است، و هیچ مؤمنی نباشد که در دولت باطل آسایشی بیند، جز آنکه قبل از مرگش گرفتار گردد، یا در بدنش یا در فرزندش یا در مالش، تا خداوند او را از آنچه در دوران حکومت باطل به دست آورده رها سازد، و بهره اش را در دولت حق بسیار گرداند، اینک صبر کن و تو را مژده باد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 605

عَنْهُ قَالَ : فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كٰانُوا يَكْفُرُونَ بِآيٰاتِ اَللّٰهِ وَ يَقْتُلُونَ اَلنَّبِيِّينَ بِغَيْرِ اَلْحَقِّ ذٰلِكَ بِمٰا عَصَوْا وَ كٰانُوا يَعْتَدُونَ : فَقَالَ لَهُمْ أَمَا وَ اَللَّهِ مَا حَارَبُوهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ لاَ قَتَلُوهُمْ بِأَسْيَافِهِمْ وَ لَكِنْ سَمِعُوا أَحَادِيثَهُمْ فَأَذَاعُوهَا عَلَيْهِمْ فَأُخِذُوا وَ قُتِلُوا فَصَارَ قَتْلا وَ اِعْتِدَاء وَ مَعْصِيَة .

امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیۀ شریفۀ این به خاطر کفرشان به آیات خداوند بود و پیامبران را به ناحق کشتن، همۀ اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند فرمود:به خدا قسم آنان با پیامبران با دستانشان نجنگیدند و آنها را با شمشیرهایشان نکشتند، بلکه اسرار آنها را شنیدند و بر علیه آنان در بین دشمن پخش کردند، در نتیجه پیامبران به بند کشیده شدند و کشته شدند، از این رو عملشان کشتار و تجاوز و گناه به حساب آمد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 609

عَنْ أَبِي صَالِحٍ قَالَ : اِشْتَكَيْتُ رِجْلِي بِالْمَدِينَةِ فَمَرَّ بِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ أَنَا عَلَى اَلْمَنَامَةِ بِالدُّكَّانِ فَقَالَ مَا لَكَ قُلْتُ أَشْتَكِي رِجْلِي فَقَالَ اِيتِنِي اَلْمَنْزِلَ فَأَتَيْتُهُ فَوَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهِ وَ دَعَا لِي ثُمَّ قَالَ إِنَّ اَللَّهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْدا وَكَّلَهُ مَلَكا يَبْتَلِيهِ لِكَيْ يَدْعُوَ فَيَسْمَعَ صَوْتَهُ وَ إِذَا أَبْغَضَ عَبْدا وَكَّلَ بِهِ مَلَكا فَيَقُولُ لاَ تَبْتَلِهِ بِشَيْءٍ فَأَنَا أَكْرَهُ أَنْ يَدْعُوَ وَ أَنْ يَسْأَلَنِي .

ابو صالح گوید:در مدینه به درد پا مبتلا شدم، روزی حضرت صادق علیه السّلام در حالی که من در حال استراحت بودم از جلوی مغازه ام رد می شد، فرمود:چگونه ای؟گفتم:پایم درد می کند، فرمود:به منزل من بیا، به نزد ایشان رفتم، امام علیه السّلام دست خود را روی پایم نهاد و برایم دعا کرد، سپس فرمود:هر گاه خداوند بنده ای را دوست بدارد، فرشته ای را مأمور او می سازد که گرفتارش کند تا دعا کند و خداوند صدایش را بشنود، و هر گاه بنده ای مورد غضبش قرار گیرد، فرشته ای را مأمور او کند و به او می فرماید:او را گرفتار چیزی نکند، من خوشم نمی آید که او دعا کند و از من چیزی بخواهد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 623

عَنْهُ قَالَ : كَيْفَ يَكُونُ اَلْمُؤْمِنُ مُؤْمِنا وَ هُوَ يَسْخَطُ قِسْمَهُ وَ يَحْتَقِرُ مَنْزِلَتَهُ وَ اَلْحَاكِمُ عَلَيْهِ اَللَّهُ فَأَنَا ضَامِنٌ لِمَنْ لَمْ يَهْجُسْ فِي قَلْبِهِ إِلاَّ اَلرِّضَا أَنْ دعا يَدْعُوَ اَللَّهَ فَيُسْتَجَابَ لَهُ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:مؤمن چگونه ادعای ایمان دارد در حالتی که از آنچه برای او مقدّر شده ناراضی است، و مقام خود را کوچک می شمارد، در صورتی که سرنوشت او در دست خداست، و من ضامنم برای کسی که جز رضای خدا در دلش خطور نکند، اگر دعا کرد دعایش مستجاب شود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 641

عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : ثَلاَثَةٌ هُمْ أَقْرَبُ اَلْخَلْقِ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنَ اَلْحِسَابِ رَجُلٌ لَمْ تَدْعُهُ قُدْرَتُهُ فِي حَالِ غَضَبِهِ إِلَى أَنْ يَحِيفَ عَلَى مَنْ تَحْتَ يَدَيْهِ وَ رَجُلٌ مَشَى بَيْنَ اِثْنَيْنِ فَلَمْ يَمِلْ مِنْ أَحَدِهِمَا عَلَى اَلْآخَرِ بِشَعِيرَةٍ وَ رَجُلٌ قَالَ اَلْحَقَّ فِيمَا لَهُ وَ عَلَيْهِ.

امام رضا علیه السّلام فرمود:سه گروه در روز قیامت نزدیکترین مخلوقات به خداوند هستند تا حسابرسی تمام شود:مردی که در حال قدرت غضبش او را وادار به ظلم کردن نسبت به زیر دستان نکند، و مردی که بین دو نفر میانجی شود و به اندازۀ دانۀ جوی از یکی بر علیه دیگر طرفداری نکند، و مردی که حق را بگوید چه به سودش باشد چه به زیانش.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 653

مِنْ كِتَابِ رَوْضَةِ اَلْوَاعِظِينَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لَمَّا هَبَطَ نُوحٌ مِنَ اَلسَّفِينَةِ أَتَاهُ إِبْلِيسُ فَقَالَ مَا فِي اَلْأَرْضِ رَجُلٌ أَعْظَمَ مِنَّة عَلَيَّ مِنْكَ دَعَوْتَ اَللَّهَ عَلَى هَؤُلاَءِ اَلْفُسَّاقِ فَأَرَحْتَنِي مِنْهُمْ أَ لاَ أُعَلِّمُكَ خَصْلَتَيْنِ إِيَّاكَ وَ اَلْحَسَدَ فَهُوَ اَلَّذِي فَعَلَ بِي وَ إِيَّاكَ وَ اَلْحِرْصَ فَهُوَ اَلَّذِي فَعَلَ بِآدَمَ .

امام صادق علیه السّلام فرمود:هنگامی که حضرت نوح از کشتی پیاده شد، شیطان نزد او رفت و گفت:در روی زمین مردی که بر من منّتی بزرگتر از تو داشته باشد وجود ندارد، تو از خدا خواستی که این بدکاران را نابود سازد و مرا از دست آنان آسوده کردی، آیا دو خصلت به تو بیاموزم؟از حسد بپرهیز که مرا این چنین کرد، و از حرص و طمع دوری کن که آدم گرفتارش شد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 657

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لاَ تُحَقِّرُوا فُقَرَاءَ شِيعَتِنَا فَإِنَّهُ مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِنا مِنْهُمْ فَقِيرا وَ اِسْتَخَفَّ بِهِ حَقَّرَهُ اَللَّهُ وَ لَمْ يَزَلْ مَاقِتا لَهُ حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:فقیران شیعۀ ما را تحقیر نکنید، زیرا هر کس مؤمن فقیر شیعه ای را تحقیر کند و او را خوار سازد، خداوند او را تحقیر کند، و همواره در این خواری می ماند تا دست از تحقیرش بردارد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 689

عَنْ عُنْوَانَ اَلْبَصْرِيِّ وَ كَانَ شَيْخا كَبِيرا قَدْ أَتَى عَلَيْهِ أَرْبَعٌ وَ تِسْعُونَ سَنَة قَالَ : كُنْتُ أَخْتَلِفُ إِلَى مَالِكِ بْنِ أَنَسٍ سِنِينَ فَلَمَّا حَضَرَ جَعْفَرٌ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْمَدِينَةَ اِخْتَلَفْتُ إِلَيْهِ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ آخُذَ عَنْهُ كَمَا أَخَذْتُ مِنْ مَالِكٍ فَقَالَ لِي يَوْما إِنِّي رَجُلٌ مَطْلُوبٌ وَ مَعَ ذَلِكَ لِي أَوْرَادٌ فِي كُلِّ سَاعَةٍ مِنْ آنَاءِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ فَلاَ تَشْغَلْنِي عَنْ وِرْدِي فَخُذْ عَنْ مَالِكٍ وَ اِخْتَلِفْ إِلَيْهِ كَمَا كُنْتَ تَخْتَلِفُ إِلَيْهِ فَاغْتَمَمْتُ مِنْ ذَلِكَ وَ خَرَجْتُ مِنْ…

عنوان بصری که پیرمردی نود و چهار ساله ای بود گوید:حدود دو سال با مالک بن انس رفت و آمد داشتم، هنگامی که امام صادق علیه السّلام وارد مدینه شد، خدمت آن حضرت می رسیدم و دوست داشتم آنچه را از مالک می آموختم از آن حضرت بیاموزم، روزی حضرت به من فرمود:من از طرف حکومت تحت نظر می باشم، بعلاوه اینکه در هر ساعت از شب و روز نیز اوراد و اذکاری دارم که باید بگویم، مرا از گفتن ذکر باز مدار، و همان طور که قبلا نزد مالک می رفتی حالا هم برو و مسائلت را از او بپرس، من از این سخنان غمگین شدم، و از نزد ایشان رفتم، و با خود گفتم:اگر در من خیری می دید مرا از خود نمی راند، و به مالک حواله نمی نمود، بار دیگر وارد مسجد رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله شدم و بر امام علیه السّلام سلام کردم، سپس از کنار قبر پیامبر وارد…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 699
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه