قال الإمام الصادق عليه السلام:
عَنْ أَبِي صَالِحٍ قَالَ : اِشْتَكَيْتُ رِجْلِي بِالْمَدِينَةِ فَمَرَّ بِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ أَنَا عَلَى اَلْمَنَامَةِ بِالدُّكَّانِ فَقَالَ مَا لَكَ قُلْتُ أَشْتَكِي رِجْلِي فَقَالَ اِيتِنِي اَلْمَنْزِلَ فَأَتَيْتُهُ فَوَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهِ وَ دَعَا لِي ثُمَّ قَالَ إِنَّ اَللَّهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْدا وَكَّلَهُ مَلَكا يَبْتَلِيهِ لِكَيْ يَدْعُوَ فَيَسْمَعَ صَوْتَهُ وَ إِذَا أَبْغَضَ عَبْدا وَكَّلَ بِهِ مَلَكا فَيَقُولُ لاَ تَبْتَلِهِ بِشَيْءٍ فَأَنَا أَكْرَهُ أَنْ يَدْعُوَ وَ أَنْ يَسْأَلَنِي .
ابو صالح گوید:در مدینه به درد پا مبتلا شدم، روزی حضرت صادق علیه السّلام در حالی که من در حال استراحت بودم از جلوی مغازه ام رد می شد، فرمود:چگونه ای؟گفتم:پایم درد می کند، فرمود:به منزل من بیا، به نزد ایشان رفتم، امام علیه السّلام دست خود را روی پایم نهاد و برایم دعا کرد، سپس فرمود:هر گاه خداوند بنده ای را دوست بدارد، فرشته ای را مأمور او می سازد که گرفتارش کند تا دعا کند و خداوند صدایش را بشنود، و هر گاه بنده ای مورد غضبش قرار گیرد، فرشته ای را مأمور او کند و به او می فرماید:او را گرفتار چیزی نکند، من خوشم نمی آید که او دعا کند و از من چیزی بخواهد.