نِعْمَ اَلْوَجَعُ اَلْحُمَّى تُعْطِي كُلَّ عُضْوٍ قِسْطَهُ مِنَ اَلْبَلاَءِ وَ لاَ خَيْرَ فِيمَنْ لاَ يُبْتَلَى.
امام سجاد علیه السلام فرمود: تب بیماری خوبی است؛ سهم هر عضو از بلا را می دهد، و در آن کس که به بلایی دچار نشود خیری نیست.
امام سجاد (علیه السلام)
نِعْمَ اَلْوَجَعُ اَلْحُمَّى تُعْطِي كُلَّ عُضْوٍ قِسْطَهُ مِنَ اَلْبَلاَءِ وَ لاَ خَيْرَ فِيمَنْ لاَ يُبْتَلَى.
امام سجاد علیه السلام فرمود: تب بیماری خوبی است؛ سهم هر عضو از بلا را می دهد، و در آن کس که به بلایی دچار نشود خیری نیست.
حُمَّى لَيْلَةٍ كَفَّارَةُ سَنَةٍ وَ ذَلِكَ أَنَّ أَلَمَهَا يَبْقَى فِي اَلْجَسَدِ سَنَةً.
امام سجاد علیه السلام فرمود: یک شب تب کردن کفاره گناهان یک سال است و این از آن روست که دردش یک سال در تن می ماند.
قَالَ لَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع أَيُّ اَلْبِقَاعِ أَفْضَلُ قُلْتُ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اِبْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ قَالَ إِنَّ أَفْضَلَ اَلْبِقَاعِ مَا بَيْنَ اَلرُّكْنِ وَ اَلْمَقَامِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً عُمِّرَ مَا عُمِّرَ نُوحٌ ع فِي قَوْمِهِ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاّ خَمْسِينَ عاماً َصُومُ نَهَاراً وَ يَقُومُ لَيْلاً فِي ذَلِكَ اَلْمَقَامِ ثُمَّ لَقِيَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَيْرِ وَلاَيَتِنَا لَمْ يَنْتَفِعْ بِذَلِكَ شَيْئاً .
ابو حمزه گوید: امام سجاد علیه السلام از ما پرسید: کدام زمین فضیلت مندتر است؟ عرض کردم: خدا و پیامبرش و فرزند پیامبر خدا داناترند. فرمود: به راستی، فضیلت مندترین زمین میان رکن و مقام است و اگر مردی به اندازه عمر نوح علیه السلام، نهصد و پنجاه سال، در میان قومش زندگی کند؛ روزها را در آن مکان روزه بدارد و شب ها به عبادت برخیزد، سپس خدای گرامی و بزرگ را بدون ولایت ما دیدار کند از آن عبادت ثمری نبرد.
إِنَّ لِسَانَ اِبْنِ آدَمَ لَيُشْرِفُ كُلَّ يَوْمٍ عَلَى جَوَارِحِهِ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا وَ يَقُولُونَ اَللَّهَ اَللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ بِكَ وَ نُعَاقَبُ بِكَ.
همانا زبان آدمیزاده، هر روز با بزرگمنشی بر دیگر اعضای تن سرزند و گوید: حالتان چطور است؟ آنها گویند: اگر تو ما را رها کنی، خوب هستیم و گویند: تو را به خدا سوگند که ما را به سختی میفکن، همانا ما تنها به سبب تو پاداش می گیریم و کیفر می شویم.
أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ اِعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ فَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اَللّهُ نَفْسَهُ وَيْحَكَ يَا اِبْنَ آدَمَ اَلْغَافِلَ وَ لَيْسَ مَغْفُولاً عَنْهُ إِنَّ أَجَلَكَ أَسْرَعُ شَيْ ءٍ إِلَيْكَ قَدْ أَقْبَلَ نَحْوَكَ حَثِيثاً يَطْلُبُكَ وَ يُوشِكُ أَنْ يُدْرِكَكَ فَكَأَنْ قَدْ أَوْفَيْتَ أَجَلَكَ وَ قَدْ قَبَضَ اَلْمَلَكُ رُوحَكَ وَ صُيِّرْتَ إِلَى قَبْرِكَ وَحِيداً فَرَدَّ إِلَيْكَ رُوحَكَ وَ اِقْتَحَمَ عَلَيْكَ مَلَكَاكَ…
از امام سید العابدین علی بن حسین علیهما السلام در تفصیل این معانی روایت شده است - نصیحت آن حضرت علیه السلام به یاران و شیعیانش و یادآوری به آنان در هر جمعه -ای مردم از خداوند بپرهیزید و آگاه باشید که به سوی او بازمی گردید و هر کسی کردار نیک و بدش را در برابر خویش خواهد یافت اگر چه دوست دارد بین او و کار ناپسندش فاصله ای دور باشد. خدای، شما را از خویش پرهیز داد. وای بر تو ای آدمیزاده غفلت ورز که از تو غافل نیستند، به درستی مرگ به سوی تو، بیش از هر چیز دیگری شتاب گرفته، به راستی که شتابان به تو روی آورده، تو را می جوید و نزدیک است که تو را در رباید؛ پس به تحقیق، عمرت به سر آید و فرشته مرگ جانت را برباید و تنها به گورت خواهی رفت؛ پس جانت به تو بازگردانده شود و بی خواست تو دو فرشته نکیر و منکر…
كَفَانَا اَللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ كَيْدَ اَلظَّالِمِينَ وَ بَغْيَ اَلْحَاسِدِينَ وَ بَطْشَ اَلْجَبَّارِينَ أَيُّهَا اَلْمُؤْمِنُونَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ اَلطَّوَاغِيتُ وَ أَتْبَاعُهُمْ مِنْ أَهْلِ اَلرَّغْبَةِ فِي اَلدُّنْيَا اَلْمَائِلُونَ إِلَيْهَا اَلْمَفْتُونُونَ بِهَا اَلْمُقْبِلُونَ عَلَيْهَا وَ عَلَى حُطَامِهَا اَلْهَامِدِ وَ هَشِيمِهَا اَلْبَائِدِ غَداً وَ اِحْذَرُوا مَا حَذَّرَكُمُ اَللَّهُ مِنْهَا وَ اِزْهَدُوا فِيمَا زَهَّدَكُمُ اَللَّهُ فِيهِ مِنْهَا وَ لاَ تَرْكَنُوا إِلَى مَا فِي هَذِهِ اَلدُّنْيَا رُكُونَ مَنْ أَعَدَّهَا دَاراً وَ قَرَاراً وَ بِاللَّهِ إِنَّ لَكُمْ مِمَّا فِيهَا…
پند و زهد و حکمت -خداوند، نیرنگ ستم پیشه گان و تجاوز حسدورزان و خشونت گردنکشان را از ما و شما دور سازد. ای مومنان مباد که سرکشان و پیروان ایشان که شیفته دنیا و روی آورنده به آنند شما را از حق برگردانند آنان که فریب خورده دنیایند و به دنیا و کالای پوسیده و گیاه خشکیده نابودشده اش در فردا، روی آورده اند. از آنچه خدای شما را به دور داشته، برکنار باشید و در آنچه خدای شما را بی میل خواسته، زهد در پیش دارید و بدان چه در این سرای می باشد اعتماد نکنید چونان کسی که این سرای را منزل پایدار و آرامش جاودانه خود شمرده است. و به خدای سوگند که در آنچه در این دنیاست از زرق و برق دنیا و گذشت روزهایش و دگرگونی و انقلابش و عبرتها و به بازی گرفتن شیفتگانش، نشانه ای بر ضد دنیاست. به راستی، دنیا پایین دست را فرا…
اِعْلَمْ رَحِمَكَ اَللَّهُ أَنَّ لِلَّهِ عَلَيْكَ حُقُوقاً مُحِيطَةً بِكَ فِي كُلِّ حَرَكَةٍ تَحَرَّكْتَهَا أَوْ سَكَنَةٍ سَكَنْتَهَا أَوْ مَنْزِلَةٍ نَزَلْتَهَا أَوْ جَارِحَةٍ قَلَبْتَهَا وَ آلَةٍ تَصَرَّفْتَ بِهَا بَعْضُهَا أَكْبَرُ مِنْ بَعْضٍ وَ أَكْبَرُ حُقُوقِ اَللَّهِ عَلَيْكَ مَا أَوْجَبَهُ لِنَفْسِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنْ حَقِّهِ اَلَّذِي هُوَ أَصْلُ اَلْحُقُوقِ وَ مِنْهُ تَفَرَّعَ ثُمَّ أَوْجَبَهُ عَلَيْكَ لِنَفْسِكَ مِنْ قَرْنِكَ إِلَى قَدَمِكَ عَلَى اِخْتِلاَفِ جَوَارِحِكَ فَجَعَلَ لِبَصَرِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِسَمْعِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِلِسَانِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ…
رساله امام سجاد علیه السلام که مشهور به«رساله حقوق»است -آگاه باش-خدایت ببخشاید-که خدا را بر عهده تو حقوقی است که در هر جنبشی که صورت دهی و هر سکونی که بر آن بمانی و هر جایی که بر آن وارد شوی و هر عضوی که تکان دهی یا وسیله ای که استفاده کنی تو را در بر گرفته اند که پاره ای از این حقوق بزرگتر از پاره ای دیگر است که بزرگترین حقوق خدای بر تو، حقوقی است که برای خودش تبارک و تعالی واجب نموده است که حق خداوند، اساس تمام حقوق هاست و دیگر حقوق از آن نشات می گیرد؛ سپس برای خود تو از سر تا قدمت برای هر عضوی حقوقی را واجب کرد پس برای چشم تو بر عهده ات حقی و برای گوش تو حقی و برای زبان تو حقی و برای دست تو حقی و برای پایت حقی و برای شکمت حقی و برای عورت تو حقی را قرار داد؛ زیرا این اعضای هفتگانه همان اند…
فَأَمَّا حَقُّ اَلصَّلاَةِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا وِفَادَةٌ إِلَى اَللَّهِ وَ أَنَّكَ قَائِمٌ بِهَا بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ فَإِذَا عَلِمْتَ ذَلِكَ كُنْتَ خَلِيقاً أَنْ تَقُومَ فِيهَا مَقَامَ اَلذَّلِيلِ اَلرَّاغِبِ اَلرَّاهِبِ اَلْخَائِفِ اَلرَّاجِي اَلْمِسْكِينِ اَلْمُتَضَرِّعِ اَلْمُعَظِّمِ مَنْ قَامَ بَيْنَ يَدَيْهِ بِالسُّكُونِ وَ اَلْإِطْرَاقِ وَ خُشُوعِ اَلْأَطْرَافِ وَ لِينِ اَلْجَنَاحِ وَ حُسْنِ اَلْمُنَاجَاةِ لَهُ فِي نَفْسِهِ وَ اَلطَّلَبِ إِلَيْهِ فِي فَكَاكِ رَقَبَتِكَ اَلَّتِي أَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُكَ وَ اِسْتَهْلَكَتْهَا ذُنُوبُكَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ وَ أَمَّا حَقُّ…
سپس حقوق کردار -10-و اما حق نماز آن است که بدانی به راستی نماز رهسپاری به سوی خداست و تو در محضر خدای ایستاده ای؛ پس چون بر این مطلب دانا شدی در جایگاه بنده خوار مشتاق ترسان امیدوار درمانده گریان باشی -که با آرامش، سر فرو هشته، با فروتنی تمام وجود و سبک بال، بزرگ دارنده اویی که در محضرش هستی و از دل با او به نیکی نیایش می کنی و تو آزادی خویش را از گناهانی که احاطه ات کرده اند و خطاهایی که به نابودی ات کشانده اند، خواستار می شوی. و لا قوه الا بالله.
فَأَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالسُّلْطَانِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّكَ جُعِلْتَ لَهُ فِتْنَةً وَ أَنَّهُ مُبْتَلًى فِيكَ بِمَا جَعَلَهُ اَللَّهُ لَهُ عَلَيْكَ مِنَ اَلسُّلْطَانِ وَ أَنْ تُخْلِصَ لَهُ فِي اَلنَّصِيحَةِ وَ أَنْ لاَ تُمَاحِكَهُ وَ قَدْ بُسِطَتْ يَدُهُ عَلَيْكَ فَتَكُونَ سَبَبَ هَلاَكِ نَفْسِكَ وَ هَلاَكِهِ وَ تَذَلَّلْ وَ تَلَطَّفْ لِإِعْطَائِهِ مِنَ اَلرِّضَا مَا يَكُفُّهُ عَنْكَ وَ لاَ يُضِرُّ بِدِينِكَ وَ تَسْتَعِينُ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ بِاللَّهِ وَ لاَ تُعَازِّهِ وَ لاَ تُعَانِدْهُ فَإِنَّكَ إِنْ فَعَلْتَ ذَلِكَ عَقَقْتَهُ وَ عَقَقْتَ نَفْسَكَ فَعَرَّضْتَهَا لِمَكْرُوهِهِ وَ…
سپس حقوق پیشوایان -14-و اما حق آن که بر تو تسلط دارد و حکومت می کند این است که بدانی تو برای پیشوا، آزمون و آزمایش هستی و با تسلطی که خداوند از جانب او، بر تو، قرار داده آزموده می شود و اینکه خیرخواه او باشی و با او ستیزه نکنی که به درستی دست قدرت او بر تو گشوده است که سبب هلاکت خویشتن و او می گردی. و در مقابل سلطان، خویشتن را خاردار و نرم خویی کن تا خشنودی او را تا بدان جا که زیانش به تو نرسد و به دینت ضرری نزند، به دست آوری و در این کار از خداوند مدد خواه و در قدرت با او به رقابت و ضدیت برنخیز و دشمنی نکن، زیرا که اگر این گونه کردی او را سپاس نداشته ای و بر خودت هم ناسپاسی کرده ای و خویش را دستخوش رفتار ناپسند او ساخته ای و او را هم به هلاکت کشانده ای و سزاوار است که تو به زیان خود، یاری…
فَأَمَّا حُقُوقُ رَعِيَّتِكَ بِالسُّلْطَانِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّكَ إِنَّمَا اِسْتَرْعَيْتَهُمْ بِفَضْلِ قُوَّتِكَ عَلَيْهِمْ فَإِنَّهُ إِنَّمَا أَحَلَّهُمْ مَحَلَّ اَلرَّعِيَّةِ لَكَ ضَعْفُهُمْ وَ ذُلُّهُمْ فَمَا أَوْلَى مَنْ كَفَاكَهُ ضَعْفُهُ وَ ذُلُّهُ حَتَّى صَيَّرَهُ لَكَ رَعِيَّةً وَ صَيَّرَ حُكْمَكَ عَلَيْهِ نَافِذاً لاَ يَمْتَنِعُ مِنْكَ بِعِزَّةٍ وَ لاَ قُوَّةٍ وَ لاَ يَسْتَنْصِرُ فِيمَا تَعَاظَمَهُ مِنْكَ إِلاَّ بِاللَّهِ بِالرَّحْمَةِ وَ اَلْحِيَاطَةِ وَ اَلْأَنَاةِ وَ مَا أَوْلاَكَ إِذَا عَرَفْتَ مَا أَعْطَاكَ اَللَّهُ مِنْ فَضْلِ هَذِهِ اَلْعِزَّةِ وَ اَلْقُوَّةِ اَلَّتِي…
سپس حقوق زیر دستان -17-و اما حقوق مردم در زیر سلطه تو این است که بدانی که به درستی به فزونی نیروی تو آنان را به زیر سرپرستی خویش گرفتی و به راستی ناتوانی و خواری ایشان، آنان را تحت سلطه تو درآورده است پس چه نیکوست که آن کس که ناتوانی و خواریش تو را بی نیاز از او گردانیده آن گونه که او را زیر دست تو ساخته و دستور تو را بر او نافذ گردانیده، با غلبه و قدرت از تو سرپیچی نکند و در آنچه که از دست تو درمانده شده جز از رحمت و حمایت خدا و بردباری، یاری نجوید و چه تو را نیکوست که چون دانستی خدای تو، به توان این غلبه و قدرت که بر دیگران چیره شده ای چه چیزی به تو ارزانی کرده سپاسدار خدای گردی و هر آن که سپاسمند خدای باشد، خدایش در آنچه بدو بخشیده بیفزاید و لا قوه الا بالله. 18-و اما حق دانش آموختگان تو…
فَحَقُّ أُمِّكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْكَ حَيْثُ لاَ يَحْمِلُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَطْعَمَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِهَا مَا لاَ يُطْعِمُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَنَّهَا وَقَتْكَ بِسَمْعِهَا وَ بَصَرِهَا وَ يَدِهَا وَ رِجْلِهَا وَ شَعْرِهَا وَ بَشَرِهَا وَ جَمِيعِ جَوَارِحِهَا مُسْتَبْشِرَةً بِذَلِكَ فَرِحَةً مُوَابِلَةً مُحْتَمِلَةً لِمَا فِيهِ مَكْرُوهُهَا وَ أَلَمُهَا وَ ثِقْلُهَا وَ غَمُّهَا حَتَّى دَفَعَتْهَا عَنْكَ يَدُ اَلْقُدْرَةِ وَ أَخْرَجَتْكَ إِلَى اَلْأَرْضِ فَرَضِيَتْ أَنْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِيَ وَ تَكْسُوَكَ وَ تَعْرَى وَ تُرْوِيَكَ وَ تَظْمَأَ وَ تُظِلَّكَ وَ تَضْحَى وَ…
و اما حق خویشاوندی -21-و اما حق مادرت این است که بدانی او تو را در شکمش حمل کرده آن گونه که کسی، کس دیگر را حمل نکند و از شیره جانش تو را خورانده آن گونه که کسی، دیگری را نخوراند و به راستی او با گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست و تمام اندامش تو را نگهداری کرده و به این نگهداری، خشنود و شاد و پیوسته کار بوده است و هر ناگواری و رنج و سختی و نگرانی را تحمل کرده تا اینکه دست قهر طبیعت را از تو دور سازد و تو را به دنیا آورده و آنگاه خشنود بوده که تو سیر باشی و او گرسنه باشد، تو پوشیده باشی و او برهنه ماند، تو را بنوشاند و خود تشنه ماند، -تو را در سایه دارد و خود در آفتاب باشد. با تنگنایی خویش به تو نعمت بخشد، با شب بیداری، تو را شیرینی خواب چشاند و شکمش آوند وجود تو و دامنش پرورش تو و پستانش…
وَ أَمَّا حَقُّ اَلْمُسْتَشِيرِ فَإِنْ حَضَرَكَ لَهُ وَجْهُ رَأْيٍ جَهَدْتَ لَهُ فِي اَلنَّصِيحَةِ وَ أَشَرْتَ عَلَيْهِ بِمَا تَعْلَمُ أَنَّكَ لَوْ كُنْتَ مَكَانَهُ عَمِلْتَ بِهِ وَ ذَلِكَ لِيَكُنْ مِنْكَ فِي رَحْمَةٍ وَ لِينٍ فَإِنَّ اَللِّينَ يُؤْنِسُ اَلْوَحْشَةَ وَ إِنَّ اَلْغِلَظَ يُوحِشُ مَوْضِعَ اَلْأُنْسِ وَ إِنْ لَمْ يَحْضُرْكَ لَهُ رَأْيٌ وَ عَرَفْتَ لَهُ مَنْ تَثِقُ بِرَأْيِهِ وَ تَرْضَى بِهِ لِنَفْسِكَ دَلَلْتَهُ عَلَيْهِ وَ أَرْشَدْتَهُ إِلَيْهِ فَكُنْتَ لَمْ تَأْلُهُ خَيْراً وَ لَمْ تَدَّخِرْهُ نُصْحاً وَ لاَ حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ وَ أَمَّا حَقُّ اَلْمُشِيرِ…
و آنچه می دانی به او بنمایانی، آنسان که اگر جای او بودی، همان گونه عمل می کردی و این رهنمود دادن می بایست با نیکویی و نرم خویی باشد چرا که نرم خویی، اندوه را بدر کند و سخت گیری، هم دلی را گریزان سازد و چنانچه تدبیری برای او نیافتی ولی کسی را می شناسی که به نظر او اطمینان داری و خودت، رهنمود او را می پسندی، او را به آن شخص راهنمایی کنی و نشان بدهی پس در این صورت در خیرخواهی به او کوتاهی نکرده ای و در نیکی رسانی بدو کم کاری ننموده ای. و لا حول و لا قوه الا بالله. 40-و اما حق مشاور تو این است که در نظری که بر وفق مراد تو نیست و او به تو مشاوره داده است، متهمش نکنی چرا که به راستی این ناهماهنگی بین نظر او و تو، همان گوناگونی و اختلاف بین نظرات مردم است. پس اگر به راهنمایی او بدگمانی، مختار می…