حدیث امام سجاد (ع) درباره رساله حقوق

رساله حقوق
شماره ۱۱۰۴۶ امام سجاد (ع)

قال الإمام زين العابدين عليه السلام:

اِعْلَمْ رَحِمَكَ اَللَّهُ أَنَّ لِلَّهِ عَلَيْكَ حُقُوقاً مُحِيطَةً بِكَ فِي كُلِّ حَرَكَةٍ تَحَرَّكْتَهَا أَوْ سَكَنَةٍ سَكَنْتَهَا أَوْ مَنْزِلَةٍ نَزَلْتَهَا أَوْ جَارِحَةٍ قَلَبْتَهَا وَ آلَةٍ تَصَرَّفْتَ بِهَا بَعْضُهَا أَكْبَرُ مِنْ بَعْضٍ وَ أَكْبَرُ حُقُوقِ اَللَّهِ عَلَيْكَ مَا أَوْجَبَهُ لِنَفْسِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنْ حَقِّهِ اَلَّذِي هُوَ أَصْلُ اَلْحُقُوقِ وَ مِنْهُ تَفَرَّعَ ثُمَّ أَوْجَبَهُ عَلَيْكَ لِنَفْسِكَ مِنْ قَرْنِكَ إِلَى قَدَمِكَ عَلَى اِخْتِلاَفِ جَوَارِحِكَ فَجَعَلَ لِبَصَرِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِسَمْعِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِلِسَانِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِيَدِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِرِجْلِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِبَطْنِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِفَرْجِكَ عَلَيْكَ حَقّاً فَهَذِهِ اَلْجَوَارِحُ اَلسَّبْعُ اَلَّتِي بِهَا تَكُونُ اَلْأَفْعَالُ ثُمَّ جَعَلَ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَفْعَالِكَ عَلَيْكَ حُقُوقاً فَجَعَلَ لِصَلاَتِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِصَوْمِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِصَدَقَتِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِهَدْيِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِأَفْعَالِكَ عَلَيْكَ حَقّاً ثُمَّ تَخْرُجُ اَلْحُقُوقُ مِنْكَ إِلَى غَيْرِكَ مِنْ ذَوِي اَلْحُقُوقِ اَلْوَاجِبَةِ عَلَيْكَ وَ أَوْجَبُهَا عَلَيْكَ حُقُوقُ أَئِمَّتِكَ ثُمَّ حُقُوقُ رَعِيَّتِكَ ثُمَّ حُقُوقُ رَحِمِكَ فَهَذِهِ حُقُوقٌ يَتَشَعَّبُ مِنْهَا حُقُوقٌ فَحُقُوقُ أَئِمَّتِكَ ثَلاَثَةٌ أَوْجَبُهَا عَلَيْكَ حَقُّ سَائِسِكَ بِالسُّلْطَانِ ثُمَّ سَائِسِكَ بِالْعِلْمِ ثُمَّ حَقُّ سَائِسِكَ بِالْمِلْكِ وَ كُلُّ سَائِسٍ إِمَامٌ وَ حُقُوقُ رَعِيَّتِكَ ثَلاَثَةٌ أَوْجَبُهَا عَلَيْكَ حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِالسُّلْطَانِ ثُمَّ حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِالْعِلْمِ فَإِنَّ اَلْجَاهِلَ رَعِيَّةُ اَلْعَالِمِ وَ حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِالْمِلْكِ مِنَ اَلْأَزْوَاجِ وَ مَا مَلَكْتَ مِنَ اَلْأَيْمَانِ وَ حُقُوقُ رَحِمِكَ كَثِيرَةٌ مُتَّصِلَةٌ بِقَدْرِ اِتِّصَالِ اَلرَّحِمِ فِي اَلْقَرَابَةِ فَأَوْجَبُهَا عَلَيْكَ حَقُّ أُمِّكَ ثُمَّ حَقُّ أَبِيكَ ثُمَّ حَقُّ وُلْدِكَ ثُمَّ حَقُّ أَخِيكَ ثُمَّ اَلْأَقْرَبُ فَالْأَقْرَبُ وَ اَلْأَوَّلُ فَالْأَوَّلُ ثُمَّ حَقُّ مَوْلاَكَ اَلْمُنْعِمِ عَلَيْكَ ثُمَّ حَقُّ مَوْلاَكَ اَلْجَارِيَةِ نِعْمَتُكَ عَلَيْهِ ثُمَّ حَقُّ ذِي اَلْمَعْرُوفِ لَدَيْكَ ثُمَّ حَقُّ مُؤَذِّنِكَ بِالصَّلاَةِ ثُمَّ حَقُّ إِمَامِكَ فِي صَلاَتِكَ ثُمَّ حَقُّ جَلِيسِكَ ثُمَّ حَقُّ جَارِكَ ثُمَّ حَقُّ صَاحِبِكَ ثُمَّ حَقُّ شَرِيكِكَ ثُمَّ حَقُّ مَالِكَ ثُمَّ حَقُّ غَرِيمِكَ اَلَّذِي تُطَالِبُهُ ثُمَّ حَقُّ غَرِيمِكَ اَلَّذِي يُطَالِبُكَ ثُمَّ حَقُّ خَلِيطِكَ ثُمَّ حَقُّ خَصْمِكَ اَلْمُدَّعِي عَلَيْكَ ثُمَّ حَقُّ خَصْمِكَ اَلَّذِي تَدَّعِي عَلَيْهِ ثُمَّ حَقُّ مُسْتَشِيرِكَ ثُمَّ حَقُّ اَلْمُشِيرِ عَلَيْكَ ثُمَّ حَقُّ مُسْتَنْصِحِكَ ثُمَّ حَقُّ اَلنَّاصِحِ لَكَ ثُمَّ حَقُّ مَنْ هُوَ أَكْبَرُ مِنْكَ ثُمَّ حَقُّ مَنْ هُوَ أَصْغَرُ مِنْكَ ثُمَّ حَقُّ سَائِلِكَ ثُمَّ حَقُّ مَنْ سَأَلْتَهُ ثُمَّ حَقُّ مَنْ جَرَى لَكَ عَلَى يَدَيْهِ مَسَاءَةٌ بِقَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ أَوْ مَسَرَّةٌ بِذَلِكَ بِقَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ عَنْ تَعَمُّدٍ مِنْهُ أَوْ غَيْرِ تَعَمُّدٍ مِنْهُ ثُمَّ حَقُّ أَهْلِ مِلَّتِكَ عَامَّةً ثُمَّ حَقُّ أَهْلِ اَلذِّمَّةِ ثُمَّ اَلْحُقُوقُ اَلْجَارِيَةُ بِقَدْرِ عِلَلِ اَلْأَحْوَالِ وَ تَصَرُّفِ اَلْأَسْبَابِ فَطُوبَى لِمَنْ أَعَانَهُ اَللَّهُ عَلَى قَضَاءِ مَا أَوْجَبَ عَلَيْهِ مِنْ حُقُوقِهِ وَ وَفَّقَهُ وَ سَدَّدَهُ فَأَمَّا حَقُّ اَللَّهِ اَلْأَكْبَرُ فَإِنَّكَ تَعْبُدُهُ لاَ تُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ بِإِخْلاَصٍ جَعَلَ لَكَ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ يَكْفِيَكَ أَمْرَ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ وَ يَحْفَظَ لَكَ مَا تُحِبُّ مِنْهَا وَ أَمَّا حَقُّ نَفْسِكَ عَلَيْكَ فَأَنْ تَسْتَوْفِيَهَا فِي طَاعَةِ اَللَّهِ فَتُؤَدِّيَ إِلَى لِسَانِكَ حَقَّهُ وَ إِلَى سَمْعِكَ حَقَّهُ وَ إِلَى بَصَرِكَ حَقَّهُ وَ إِلَى يَدِكَ حَقَّهَا وَ إِلَى رِجْلِكَ حَقَّهَا وَ إِلَى بَطْنِكَ حَقَّهُ وَ إِلَى فَرْجِكَ حَقَّهُ وَ تَسْتَعِينَ بِاللَّهِ عَلَى ذَلِكَ وَ أَمَّا حَقُّ اَللِّسَانِ فَإِكْرَامُهُ عَنِ اَلْخَنَا وَ تَعْوِيدُهُ عَلَى اَلْخَيْرِ وَ حَمْلُهُ عَلَى اَلْأَدَبِ وَ إِجْمَامُ هُ إِلاَّ لِمَوْضِعِ اَلْحَاجَةِ وَ اَلْمَنْفَعَةِ لِلدِّينِ وَ اَلدُّنْيَا وَ إِعْفَاؤُهُ عَنِ اَلْفُضُولِ اَلشَّنِعَةِ اَلْقَلِيلَةِ اَلْفَائِدَةِ اَلَّتِي لاَ يُؤْمَنُ ضَرَرُهَا مَعَ قِلَّةِ عَائِدَتِهَا وَ يُعَدُّ شَاهِدَ اَلْعَقْلِ وَ اَلدَّلِيلَ عَلَيْهِ وَ تَزَيُّنُ اَلْعَاقِلِ بِعَقْلِهِ حُسْنُ سِيرَتِهِ فِي لِسَانِهِ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ اَلْعَلِيِّ اَلْعَظِيمِ وَ أَمَّا حَقُّ اَلسَّمْعِ فَتَنْزِيهُهُ عَنْ أَنْ تَجْعَلَهُ طَرِيقاً إِلَى قَلْبِكَ إِلاَّ لِفُوَّهَةٍ كَرِيمَةٍ تُحْدِثُ فِي قَلْبِكَ خَيْراً أَوْ تَكْسِبُ خُلُقاً كَرِيماً فَإِنَّهُ بَابُ اَلْكَلاَمِ إِلَى اَلْقَلْبِ يُؤَدِّي إِلَيْهِ ضُرُوبُ اَلْمَعَانِي عَلَى مَا فِيهَا مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ وَ أَمَّا حَقُّ بَصَرِكَ فَغَضُّهُ عَمَّا لاَ يَحِلُّ لَكَ وَ تَرْكُ اِبْتِذَالِهِ إِلاَّ لِمَوْضِعِ عِبْرَةٍ تَسْتَقْبِلُ بِهَا بَصَراً أَوْ تَسْتَفِيدُ بِهَا عِلْماً فَإِنَّ اَلْبَصَرَ بَابُ اَلاِعْتِبَارِ وَ أَمَّا حَقُّ رِجْلَيْكَ فَأَنْ لاَ تَمْشِيَ بِهِمَا إِلَى مَا لاَ يَحِلُّ لَكَ وَ لاَ تَجْعَلَهُمَا مَطِيَّتَكَ فِي اَلطَّرِيقِ اَلْمُسْتَخِفَّةِ بِأَهْلِهَا فِيهَا فَإِنَّهَا حَامِلَتُكَ وَ سَالِكَةٌ بِكَ مَسْلَكَ اَلدِّينِ وَ اَلسَّبْقِ لَكَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ وَ أَمَّا حَقُّ يَدِكَ فَأَنْ لاَ تَبْسُطَهَا إِلَى مَا لاَ يَحِلُّ لَكَ فَتَنَالَ بِمَا تَبْسُطُهَا إِلَيْهِ مِنَ اَللَّهِ اَلْعُقُوبَةَ فِي اَلْأَجَلِ وَ مِنَ اَلنَّاسِ بِلِسَانِ اَللاَّئِمَةِ فِي اَلْعَاجِلِ وَ لاَ تَقْبِضَهَا مِمَّا اِفْتَرَضَ اَللَّهُ عَلَيْهَا وَ لَكِنْ تُوَقِّرَهَا بِقَبْضِهَا عَنْ كَثِيرٍ مِمَّا يَحِلُّ لَهَا وَ بَسْطِهَا إِلَى كَثِيرٍ مِمَّا لَيْسَ عَلَيْهَا فَإِذَا هِيَ قَدْ عُقِلَتْ وَ شُرِّفَتْ فِي اَلْعَاجِلِ وَجَبَ لَهَا حُسْنُ اَلثَّوَابِ فِي اَلْآجِلِ وَ أَمَّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأَنْ لاَ تَجْعَلَهُ وِعَاءً لِقَلِيلٍ مِنَ اَلْحَرَامِ وَ لاَ لِكَثِيرٍ وَ أَنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِي اَلْحَلاَلِ وَ لاَ تُخْرِجَهُ مِنْ حَدِّ اَلتَّقْوِيَةِ إِلَى حَدِّ اَلتَّهْوِينِ وَ ذَهَابِ اَلْمُرُوَّةِ وَ ضَبْطُهُ إِذَا هَمَّ بِالْجُوعِ وَ اَلظَّمَإِ فَإِنَّ اَلشِّبَعَ اَلْمُنْتَهِيَ بِصَاحِبِهِ إِلَى اَلتُّخَمِ مَكْسَلَةٌ وَ مَثْبَطَةٌ وَ مَقْطَعَةٌ عَنْ كُلِّ بِرٍّ وَ كَرَمٍ وَ إِنَّ اَلرَّيَّ اَلْمُنْتَهِيَ بِصَاحِبِهِ إِلَى اَلسُّكْرِ مَسْخَفَةٌ وَ مَجْهَلَةٌ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْمُرُوَّةِ وَ أَمَّا حَقُّ فَرْجِكَ فَحِفْظُهُ مِمَّا لاَ يَحِلُّ لَكَ وَ اَلاِسْتِعَانَةُ عَلَيْهِ بِغَضِّ اَلْبَصَرِ فَإِنَّهُ مِنْ أَعْوَنِ اَلْأَعْوَانِ وَ كَثْرَةِ ذِكْرِ اَلْمَوْتِ وَ اَلتَّهَدُّدِ لِنَفْسِكَ بِاللَّهِ وَ اَلتَّخْوِيفِ لَهَا بِهِ وَ بِاللَّهِ اَلْعِصْمَةُ وَ اَلتَّأْيِيدُ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِهِ .

رساله امام سجاد علیه السلام که مشهور به«رساله حقوق»است -آگاه باش-خدایت ببخشاید-که خدا را بر عهده تو حقوقی است که در هر جنبشی که صورت دهی و هر سکونی که بر آن بمانی و هر جایی که بر آن وارد شوی و هر عضوی که تکان دهی یا وسیله ای که استفاده کنی تو را در بر گرفته اند که پاره ای از این حقوق بزرگتر از پاره ای دیگر است که بزرگترین حقوق خدای بر تو، حقوقی است که برای خودش تبارک و تعالی واجب نموده است که حق خداوند، اساس تمام حقوق هاست و دیگر حقوق از آن نشات می گیرد؛ سپس برای خود تو از سر تا قدمت برای هر عضوی حقوقی را واجب کرد پس برای چشم تو بر عهده ات حقی و برای گوش تو حقی و برای زبان تو حقی و برای دست تو حقی و برای پایت حقی و برای شکمت حقی و برای عورت تو حقی را قرار داد؛ زیرا این اعضای هفتگانه همان اند که با آنها کارها را انجام می دهی. -آنگاه خدای عز و جل برای اعمالت حقوقی را قرار داد پس برای نماز تو حقی و برای روزه تو حقی و برای صدقه ات حقی و برای قربانی ات حقی و برای دیگر عملکردهای تو حقی بر عهده تو نهاد. سپس دایره حقوق از تو بیرون رفته و به دیگر صاحبان حقوق که بر تو واجب شده، گسترش می یابد و واجب ترین آنها بر تو، حق امامان توست؛ سپس حقوق زیر دستان تو و آنگاه حقوق خویشان توست؛ پس، از این حقوق، حقوق دیگری نشات می گیرد. حقوق امامان تو سه حق است: واجب ترین آنها بر تو، حق کسی است که با سلطه شرعی خویش تو را اداره می کند سپس حق کسی که یادگیری تو را بر عهده دارد و بعد، حق کسی که مالک توست و هر سرپرستی، پیشواست، و حقوق زیر دستان تو سه حق است: واجب ترین آنها حق کسی است که در زیر سلطه و فرمان توست، سپس حق کسی که دانش آموخته توست؛ پس به راستی نادان زیر دست داناست و حق کسی که به زناشویی یا بردگی، صاحب اختیار او هستی و حقوق خویشان بسیار است که به اندازه نزدیکی خویشاوندی مرتبط است، پس واجب ترین آن حقوق بر تو، حق مادرت است سپس حق پدرت و بعد حق فرزندت و پس از آن حق برادرت و آنگاه حق نزدیکتر، در خویشاوندی پس نزدیکتر و بهتر در میان خویشان پس بهتر، سپس حق مولایی که به تو نعمت داده؛ سپس مولایی که اکنون نعمت تو از جانب او جاری است؛ سپس حق نیکوکار به تو؛ سپس حق اذان گوی و یادآور نمازت سپس حق پیشنمازت سپس حق همنشینت سپس حق همسایه ات پس آنگاه حق دوستت، سپس حق شریکت؛ سپس حق دارایی تو؛ آنگاه حق بدهکارت که از او مطالبه می کنی؛ بعد حق طلبکارت که از تو طلب می کند؛ سپس حق کسی که با او نشست و برخاست داری؛ پس از آن حق خصومت گری که بر علیه تو اقامه دعوی کرده؛ سپس حق خصومت گری که تو بر ضد او اقامه دعوی کرده ای؛ آنگاه حق کسی که از تو مشاوره می خواهد؛ سپس حق کسی که به تو مشاوره می دهد؛ پس از آن حق اندرز جوی تو؛ سپس حق اندرزگوی تو؛ آنگاه حق بزرگسال تر از تو؛ بعد حق خردسال تر از تو؛ سپس حق کسی که از تو چیزی می خواهد؛ سپس حق کسی که تو از او چیزی می خواهی؛ بعد حق کسی که از جانب او به گفتار یا کردار بر تو، بدی رفته است، و یا به گفتار و یا کردار بر زیان تو شادی نموده، خواه عمدی باشد یا غیر عمدی؛ سپس حق تمام هم کیشان تو؛ آنگاه حق کافران ذمی که در کشور اسلامی هستند ؛ -سپس حقوقی که نسبت به دلایل و حالت ها و تغییر اسباب به وجود می آید. پس خوشا به حال کسی که خدایش بر انجام حقوق واجب بر او، یاری اش نموده و در این کار توفیق داده و استوارش ساخته است. 1-و اما بزرگترین حق خدا بر تو این است که او را بپرستی و هیچ چیز را با او شریک قرار ندهی؛ پس چون حق خدای را بی شایبه به جای آوردی خداوند بر عهده خویش گرفته که امور دنیا و آخرت تو را تامین کند و آنچه را که از دنیا و آخرت دوست داری برایت نگهدارد. 2-و اما حق خودت بر خویشتن این است که خویش را به بندگی خدای درآوری پس حق زبانت را ادا کنی و حق گوشت و حق چشمت و حق دستت و حق پایت و حق شکمت و حق عورتت را ادا نمایی و بر این ادای حق از خدای یاری طلبی. 3-و اما حق زبان آن است که از دشنام دهی، برتر داری و بر نیک گفتاری عادت دهی و همراه ادب به کارش گیری و در کام نگاهش داری مگر در جایگاه نیاز و سود برای دین و دنیا و از زیاده گویی ناپسند کم ثمری که با وجود کم ثمری آن، از زیانش ایمنی نیست، زبان را باز داری و زبان، گواه دانایی و نشانه خرد است و آراستگی عاقل به عقل، به نیک روشی او در زبان است و هیچ نیرویی جز به خدای والای بزرگ نیست. 4-و اما حق گوش این است که پاکش داری تا اینکه راهی به سوی دلت قرار دهی و آن را نگشایی جز برای گفتار نیکی که در دلت نکویی پدید آورد و یا رفتار نیکی که به دست آری. چرا که گوش دروازه سخن به سوی دل است که معانی نیک و بد را به آن می رساند. و لا قوه الا بالله. 5-و اما حق چشم تو این است که از آنچه بر تو حلال نیست فرو نهی و به کارش نگیری جز در جایگاه عبرت گیری که بدان بینا شوی یا دانشی به دست آوری؛ چرا که چشم دروازه عبرت است. -6-و اما حق پاهایت این است که با آنها به محل ناشایست نروی و آنها را مرکبی برای راه پویی به راهی که خوارکننده راه پوی آن است نسازی به خاطر اینکه پاهایت، بار بر تو و پیماینده تو به راه دین و موجب پیشروی در آن هستند. و لا قوه الا بالله. 7-و اما حق دستت این است که به سوی ناشایست دراز نکنی تا به خاطر دست درازی، در آن سرای از سوی خداوند عذاب شوی و در این سرای دچار سرزنش مردم گردی و آن را از واجب خداوند فرو نبندی و لکن با فرو بستن دست از بسیاری از آنچه بر تو مباح و رواست و باز کردن دست بر بسیاری از آنچه که بر آن واجب نیست و مستحب است بزرگش بدار؛ پس چون در این دنیا دستت از ناپسند بسته ماند و با انجام حلال شرف مند شد، در آخرت پاداشی نکو برایش واجب می گردد. 8-و اما حق شکمت این است که آن را ظرفی برای اندک و افزونی از حرام قرار ندهی و از حلال نیز به اندازه اش بدهی و آن را از اندازه نیرو افزایی به شکم باره گی و ناجوانمردی نرسانی و چون به گرسنگی و تشنگی گرفتار آمدی آن را نگهداری چرا که سیری، زیاده خور را سنگین سازد و کسل و ناتوان کند و از هر نیکی و احسان باز دارد و آشامیدنی ای که نوشنده را به مستی کشاند، خوارکننده و مایه نادانی و موجب از دست دادن مروت است. 9-و اما حق عورتت این است که از کار ناشایست به دورش داری و با چشم پوشی از حرام ، یاری اش کنی و نیرویش افزایی زیرا چشم پوشی از برترین یاوران است و مرگ را بسیار یاد آری و خویشتن را به مجازات خداوند تهدید کنی و بترسانی که پاکدامنی و نیروبخشی از جانب خداوند است. و لا قوه الا بالله.

موضوع:
رساله حقوق
منبع:
تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 255
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه