أَبْلَغُ اَلْعِظَاتِ اَلنَّظَرُ إِلَى مَصَارِعِ اَلْأَمْوَاتِ وَ اَلاِعْتِبَارُ بِمَصَائِرِ اَلْآبَاءِ وَ اَلْأُمَّهَات
رساترین پندها، نگاه کردن به جایگاه افتادن مردگان است و عبرت گرفتن از جایگاه بازگشت پدران و مادران.
کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.
أَبْلَغُ اَلْعِظَاتِ اَلنَّظَرُ إِلَى مَصَارِعِ اَلْأَمْوَاتِ وَ اَلاِعْتِبَارُ بِمَصَائِرِ اَلْآبَاءِ وَ اَلْأُمَّهَات
رساترین پندها، نگاه کردن به جایگاه افتادن مردگان است و عبرت گرفتن از جایگاه بازگشت پدران و مادران.
وَ عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ بِرُّ اَلْوَالِدَيْنِ وَ صِلَةُ اَلرَّحِمِ يُهَوِّنَانِ اَلْحِسَابَ ثُمَّ تَلاَ وَ اَلَّذِينَ يَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ : .
رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:نیکی به پدر و مادر و صلۀ رحم حساب را آسان کند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: و کسانی که وصل می کنند آنچه را خدا امر به وصل آن کرده .
وَ رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ : سِتَّةٌ لاَ يَنْبَغِي أَنْ يُسَلَّمَ عَلَيْهِمْ وَ سِتَّةٌ مِنْ أَخْلاَقِ قَوْمِ لُوطٍ فَأَمَّا اَلَّذِينَ لاَ يَنْبَغِي اَلسَّلاَمُ عَلَيْهِمْ فَالْيَهُودُ وَ اَلنَّصَارَى وَ أَصْحَابُ اَلنَّرْدِ وَ اَلشِّطْرَنْجِ وَ أَصْحَابُ اَلْخَمْرِ وَ اَلْبَرْبَطِ وَ اَلطُّنْبُورِ وَ اَلْمُتَفَكِّهُونَ بِسَبِّ اَلْأُمَّهَاتِ وَ اَلشُّعَرَاءُ .
علی علیه السّلام فرمود:شش گروه شایستۀ سلام نیستند، و شش عمل از اخلاق قوم لوط است، امّا آنان که شایستۀ سلام کردن نیستند:یهودی، نصرانی، نردباز، شطرنج باز، شراب خوار، تار و طنبور زن، کسانی که به وسیلۀ فحش دادن به مادرهای همدیگر خوشمزگی و شادمانی می کنند، و شاعران. اما آن کارهایی که از اخلاق قوم لوط است:مهره بازی، بشکن زدن، سقّز جویدن، دامن کبر بر زمین ساییدن، دکمۀ قبا و پیراهن باز گذاردن.
قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ لِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي اَلْمَرْأَةُ يَكُونُ لَهَا زَوْجَانِ فَيَمُوتُونَ فَيَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ لِأَيِّهِمَا تَكُونُ قَالَ يَا أُمَّ سَلَمَةَ تَخَيَّرُ أَحْسَنَهُمَا خُلُقا وَ خَيْرَهُمَا لِأَهْلِهِ يَا أُمَّ سَلَمَةَ إِنَّ حُسْنَ اَلْخُلُقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ .
ام سلمه به رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله عرض کرد:پدر و مادرم فدایت، زنی دو شوهر داد، که بعد از مرگ وارد بهشت می گردند، این زن به کدام یک از آن دو تعلق دارد؟فرمود:ای ام سلمه، آن را که خوش اخلاقتر بوده و برای خانواده اش بهترین بوده انتخاب می کند، ای ام سلمه، خوش اخلاقی به همۀ نیکی های دنیا و آخرت برتری دارد.
قَالَ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنِّي قَدْ هَمَمْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ بِأَنْ أَخْتَصِيَ فَقَالَ مَهْلا يَا عُثْمَانُ فَإِنَّ اَلاِخْتِصَاءَ فِي أُمَّتِي اَلصِّيَامُ وَ اَلصَّلاَةُ قَالَ فَإِنِّي قَدْ هَمَمْتُ بِالسِّيَاحَةِ فَقَالَ مَهْلا يَا عُثْمَانُ فَإِنَّ اَلسِّيَاحَةَ فِي أُمَّتِي لُزُومُ اَلْمَسَاجِدِ وَ اِنْتِظَارُ اَلصَّلاَةِ بَعْدَ اَلصَّلاَةِ قَالَ فَإِنِّي قَدْ هَمَمْتُ أَنْ لاَ آكُلَ لَحْما فَقَالَ مَهْلا يَا عُثْمَانُ فَإِنِّي آكُلُ اَللَّحْمَ وَ أُحِبُّهُ وَ لَوْ وَجَدْتُ كُلَّ يَوْمٍ لَأَكَلْتُهُ وَ لَوْ سَأَلْتُ اَللَّهَ…
عثمان بن مظعون به پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:ای رسول خدا من قصد کرده ام خود را از مردی بیاندازم، فرمود:ای عثمان آرام باش، اخته کردن در امت من به روزه گرفتن و نماز خواندن است.عرض کرد:من به گردش خیلی اهمیّت می دهم، فرمود:ای عثمان صبر کن، گردش امت من حضور همیشگی در مسجدها و انتظار کشیدن نماز بعد از نماز است، گفت:من قصد کرده ام که دیگر گوشت نخورم.فرمود:ای عثمان مهلت بده، من گوشت می خورم و آن را دوست دارم و اگر هر روز هم آن را بیابم خواهم خورد، و اگر هم از خدا بخواهم به من می خوراند، گفت:ای پیامبر خدا پدر و مادرم قربانت، من قصد کرده ام که دیگر عطر نزنم.فرمود:ای عثمان تأمل کن، من خود را معطّر می کنم و بوی خوش را دوست دارم، بوی خوش از سنّت من و سنّت پیامبران قبل از من است.
إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ أُمَّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ كَانَتْ أَوَّلَ اِمْرَأَةٍ هَاجَرَتْ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص مِنْ مَكَّةَ إِلَى اَلْمَدِينَةِ عَلَى قَدَمَيْهَا وَ كَانَتْ مِنْ أَبَرِّ اَلنَّاسِ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص فَسَمِعَتْ رَسُولَ اَللَّهِ وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّ اَلنَّاسَ يُحْشَرُونَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ عُرَاةً كَمَا وُلِدُوا فَقَالَتْ وَا سَوْأَتَاهْ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اَللَّهِ ص فَإِنِّي أَسْأَلُ اَللَّهَ أَنْ يَبْعَثَكِ كَاسِيَةً وَ سَمِعَتْهُ يَذْكُرُ ضَغْطَةَ اَلْقَبْرِ فَقَالَتْ وَا ضَعْفَاهْ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اَللَّهِ ص فَإِنِّي أَسْأَلُ اَللَّهَ أَنْ يَكْفِيَكِ…
امام صادق علیه السلام فرمود: فاطمه بنت اسد مادر امیر المومنین نخستین زنی بود که پیاده از مکه بمدینه بسوی پیغمبر(ص)مهاجرت کرد و از همه مردم نسبت بپیغمبر مهربانتر بود، از پیغمبر شنید که میفرمود: مردم روز قیامت برهنه مادر زاد محشور شوند، پس گفت: وای از این رسوایی پیغمبر صلی الله علیه و آله باو فرمود: من از خدا میخواهم که ترا با لباس محشور کند، و نیز از آن حضرت شنید که فشار قبر را یاد آور می شد. -فاطمه گفت: وای از ناتوانی ، پیغمبر صلی الله علیه و آله باو فرمود: من از خدا می خواهم که تو را در آنجا آسوده دارد. روزی برسول خدا صلی الله علیه و آله عرضکرد: من میخواهم این کنیز خود را آزاد کنم، حضرت باو فرمود: اگر چنین کنی، خدا در برابر هر عضوی از او یک عضو ترا از آتش دوزخ آزاد کند، پس چون بیمار شد…
لَمَّا وُلِدَ رَسُولُ اَللَّهِ ص فُتِحَ لآِمِنَةَ بَيَاضُ فَارِسَ وَ قُصُورُ اَلشَّامِ فَجَاءَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ أَسَدٍ أُمُّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى أَبِي طَالِبٍ ضَاحِكَةً مُسْتَبْشِرَةً فَأَعْلَمَتْهُ مَا قَالَتْ آمِنَةُ فَقَالَ لَهَا أَبُو طَالِبٍ وَ تَتَعَجَّبِينَ مِنْ هَذَا إِنَّكِ تَحْبَلِينَ وَ تَلِدِينَ بِوَصِيِّهِ وَ وَزِيرِهِ.
مفضل بن عمر گوید شنیدم: امام صادق علیه السلام می فرمود: چون رسول خدا صلی الله علیه و آله متولد شد، سفیدی مملکت فارس و کاخهای شام برای(مادرش)آمنه. نمایان شد. فاطمه بنت اسد مادر امیر المومنین خندان و شادان نزد ابو طالب آمد و آنچه را آمنه گفته بود باو خبر داد: ابو طالب گفت: از این تعجب میکنی همانا تو هم آبستن شوی و وصی و وزیر او را بزایی.
خَرَجَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع إِلَى مَكَّةَ سَنَةً مَاشِياً فَوَرِمَتْ قَدَمَاهُ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ مَوَالِيهِ لَوْ رَكِبْتَ لَسَكَنَ عَنْكَ هَذَا اَلْوَرَمُ فَقَالَ كَلاَّ إِذَا أَتَيْنَا هَذَا اَلْمَنْزِلَ فَإِنَّهُ يَسْتَقْبِلُكَ أَسْوَدُ وَ مَعَهُ دُهْنٌ فَاشْتَرِ مِنْهُ وَ لاَ تُمَاكِسْهُ فَقَالَ لَهُ مَوْلاَهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي مَا قَدِمْنَا مَنْزِلاً فِيهِ أَحَدٌ يَبِيعُ هَذَا اَلدَّوَاءَ فَقَالَ لَهُ بَلَى إِنَّهُ أَمَامَكَ دُونَ اَلْمَنْزِلِ فَسَارَا مِيلاً فَإِذَا هُوَ بِالْأَسْوَدِ فَقَالَ اَلْحَسَنُ ع لِمَوْلاَهُ دُونَكَ اَلرَّجُلَ فَخُذْ مِنْهُ اَلدُّهْنَ وَ أَعْطِهِ…
امام صادق علیه السلام فرمود: سالی حسن بن علی علیهما السلام پیاده بمکه رفت و پاهایش آماس کرد، یکی از غلامانش عرضکرد: اگر سوار شوی این آماس فرو نشیند، فرمود: نه، وقتی باین منزل رسیدیم، سیاه پوستی پیش تو آید و روغنی همراه دارد، تو از او بخر و چانه نزن. غلام عرضکرد: پدر و مادرم قربانت، ما بهیچ منزلی وارد نشدیم که کسی آنجا باشد و این دوا را بفروشد، فرمود: چرا آن مرد در جلو تو است نزدیک آن منزل، پس یک میل(2 کیلومتر)راه رفتند، آن سیاه پوست پیدا شد. امام حسن علیه السلام بغلامش فرمود: نزد این مرد برو و آن روغن را از او بگیر و بهایش را باو بده، سیاه پوست گفت: ای غلام این روغن را برای که میخواهی؟ گفت: برای حسن بن علی علیهما السلام گفت: مرا هم نزد او ببر، پس براه افتاد و او را خدمتش آورد، او بحضرت…
لَمَّا حَمَلَتْ فَاطِمَةُ ع بِالْحُسَيْنِ جَاءَ جَبْرَئِيلُ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَ إِنَّ فَاطِمَةَ ع سَتَلِدُ غُلاَماً تَقْتُلُهُ أُمَّتُكَ مِنْ بَعْدِكَ فَلَمَّا حَمَلَتْ فَاطِمَةُ بِالْحُسَيْنِ ع كَرِهَتْ حَمْلَهُ وَ حِينَ وَضَعَتْهُ كَرِهَتْ وَضْعَهُ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع لَمْ تُرَ فِي اَلدُّنْيَا أُمٌّ تَلِدُ غُلاَماً تَكْرَهُهُ وَ لَكِنَّهَا كَرِهَتْهُ لِمَا عَلِمَتْ أَنَّهُ سَيُقْتَلُ قَالَ وَ فِيهِ نَزَلَتْ هَذِهِ اَلْآيَةُ وَ وَصَّيْنَا اَلْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً.
امام صادق علیه السلام فرمود: چون فاطمه علیها السلام بحسین آبستن شد، جبرییل نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله آمد و عرضکرد: همانا فاطمه علیها السلام پسری خواهد زایید که امتت او را بعد از تو میکشند، چون فاطمه بحسین علیه السلام آبستن شد خوشحال نبود، و چون زایید از زاییدنش هم خوشحال نبود سپس امام صادق علیه السلام فرمود: در دنیا مادری دیده نشده که پسری بزاید و خوشحال نباشد، ولی فاطمه خوشحال نبود، زیرا دانست او کشته خواهد شد، و این آیه در باره او نازل شد«ما انسان را بنیکی نمودن نسبت بپدر و مادرش سفارش نموده ایم، مادرش او را بناخوشی باردار شد و بناخوشی زایید و بار داشتن و از شیر گرفتنش سی ماه بود-15 سوره 46-».
إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع نَزَلَ عَلَى مُحَمَّدٍ ص فَقَالَ لَهُ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِمَوْلُودٍ يُولَدُ مِنْ فَاطِمَةَ تَقْتُلُهُ أُمَّتُكَ مِنْ بَعْدِكَ فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ عَلَى رَبِّيَ اَلسَّلاَمُ لاَ حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ يُولَدُ مِنْ فَاطِمَةَ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَعَرَجَ ثُمَّ هَبَطَ ع فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ عَلَى رَبِّيَ اَلسَّلاَمُ لاَ حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَعَرَجَ جَبْرَئِيلُ ع إِلَى اَلسَّمَاءِ ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ…
امام صادق علیه السلام فرمود: جبرییل علیه السلام بر محمد صلی الله علیه و آله نازل شد و گفت: ای محمد خدا ترا مژده میدهد بمولودی که از فاطمه متولد شود و امت تو او را بعد از تو میکشند فرمود: ای جبرییل سلام بپروردگارم، مرا بمولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست، جبرییل بآسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و همان سخن را گفت، پیغمبر فرمود: ای جبرییل سلام بپروردگارم مرا بمولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست، جبرییل بآسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و گفت: ای محمد پروردگارت بتو سلام میرساند و ترا مژده میدهد که امامت و ولایت و وصیت را در ذریه آن مولود قرار میدهد، فرمود: راضی گشتم، سپس نزد فاطمه فرستاد که خدا مرا بمولودی مژده میدهد که از تو متولد می شود و پس از من امتم…
لَمَّا قُتِلَ اَلْحُسَيْنُ ع أَقَامَتِ اِمْرَأَتُهُ اَلْكَلْبِيَّةُ عَلَيْهِ مَأْتَماً وَ بَكَتْ وَ بَكَيْنَ اَلنِّسَاءُ وَ اَلْخَدَمُ حَتَّى جَفَّتْ دُمُوعُهُنَّ وَ ذَهَبَتْ فَبَيْنَا هِيَ كَذَلِكَ إِذَا رَأَتْ جَارِيَةً مِنْ جَوَارِيهَا تَبْكِي وَ دُمُوعُهَا تَسِيلُ فَدَعَتْهَا فَقَالَتْ لَهَا مَا لَكِ أَنْتِ مِنْ بَيْنِنَا تَسِيلُ دُمُوعُكِ قَالَتْ إِنِّي لَمَّا أَصَابَنِي اَلْجَهْدُ شَرِبْتُ شَرْبَةَ سَوِيقٍ قَالَ فَأَمَرَتْ بِالطَّعَامِ وَ اَلْأَسْوِقَةِ فَأَكَلَتْ وَ شَرِبَتْ وَ أَطْعَمَتْ وَ سَقَتْ وَ قَالَتْ إِنَّمَا نُرِيدُ بِذَلِكِ أَنْ نَتَقَوَّى عَلَى اَلْبُكَاءِ عَلَى اَلْحُسَيْنِ…
مصقله گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: چون حسین علیه السلام کشته شد، همسر کلبیه آن حضرت(یعنی دختر امرو القیس و مادر سکینه)برایش سوگواری بپا کرد و خود گریست و زنان و خدمتگزاران او هم گریستند تا اشک چشمشان خشک شد و تمام گشت، آن هنگام یکی از کنیزانش را دید میگرید و اشک چشمش جاریست، او را طلبید و گفت: چرا در میان ما تنها اشک چشم تو جاریست؟ او گفت: من چون بسختی و مشقت می افتم سویق(شربت مخصوصی)می آشامم، او هم دستور داد غذا و سویق تهیه کنند، و خودش از آن خورد و نوشید و بدیگران هم خورانید و نوشانید و گفت مقصودم از این عمل اینست که برای گریستن بر حسین علیه السلام نیرو پیدا کنیم. شخصی برای زن کلبیه چند پرنده سیاه رنگ هدیه فرستاد تا بوسیله آنها بر سوگواری حسین علیه السلام کمک شود، او چون آنها…
لَمَّا مَاتَ أَبِي عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع جَاءَتْ نَاقَةٌ لَهُ مِنَ اَلرَّعْيِ حَتَّى ضَرَبَتْ بِجِرَانِهَا عَلَى اَلْقَبْرِ وَ تَمَرَّغَتْ عَلَيْهِ فَأَمَرْتُ بِهَا فَرُدَّتْ إِلَى مَرْعَاهَا وَ إِنَّ أَبِي ع كَانَ يَحُجُّ عَلَيْهَا وَ يَعْتَمِرُ وَ لَمْ يَقْرَعْهَا قَرْعَةً قَطُّ .
امام باقر علیه السلام فرمود: چون پدرم علی بن الحسین علیهما السلام وفات کرد: ماده شترش از چراگاه آمد و گردن خود را روی قبر گذاشت و در خاک غلطید، من دستور دادم او را بچراگاهش برگردانند، و پدرم بر آن شتر بحج و عمره میرفت و هرگز باو تازیانه ای نزده بود، کجا چون پدر و مادر او یافت شود(یعنی کسی که پدر و مادر شریف و اصیلی مانند امام حسین علیه السلام و شهربانو داشته باشد باید چنین باشد).