إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى عِمْرَانَ أَنِّي وَاهِبٌ لَكَ ذَكَراً سَوِيّاً مُبَارَكاً يُبْرِئُ اَلْأَكْمَهَ وَ اَلْأَبْرَصَ وَ يُحْيِي اَلْمَوْتَى بِإِذْنِ اَللَّهِ وَ جَاعِلُهُ رَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فَحَدَّثَ عِمْرَانُ اِمْرَأَتَهُ حَنَّةَ بِذَلِكَ وَ هِيَ أُمُّ مَرْيَمَ فَلَمَّا حَمَلَتْ كَانَ حَمْلُهَا بِهَا عِنْدَ نَفْسِهَا غُلاَمٌ فَلَمّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى ... وَ لَيْسَ اَلذَّكَرُ كَالْأُنْثى أَيْ لاَ يَكُونُ اَلْبِنْتُ رَسُولاً يَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اَللّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ َمَّا وَهَبَ اَللَّهُ تَعَالَى لِمَرْيَمَ…
ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: خدای تعالی بعمران(پدرم مریم مادر عیسی علیه السلام)وحی کرد که من بتو پسری میبخشم، سالم و مبارک که باذن خدا کور مادر زاد و پیس را درمان کند و مردگان را زنده کند و پیغمبر بنی اسراییلش قرار دهم، عمران این مطلب را بهمسرش حنه که مادر مریم است گزارش داد، چون بمریم حامله گشت، فکر میکرد که حملش پسر است، چون او را زایید(و دید دختر است) گفت: پروردگارا «من دختر زاییدم و پسر مانند دختر نیست»یعنی دختر که پیغمبر نمیشود. خدای عز و جل(در باره او)میفرماید: خدا بآنچه او زاییده داناتر است، سپس چون خدای تعالی عیسی را بمریم بخشید، او همان پیغمبری بود که بعمران بشارت داده شده بود و باو وعده کرده بودند. پس هر گاه ما در باره مردی از خاندان خود چیزی گفتیم. و در فرزند یا…
اَلْخُمُسُ مِنْ خَمْسَةِ أَشْيَاءَ مِنَ اَلْغَنَائِمِ وَ اَلْغَوْصِ وَ مِنَ اَلْكُنُوزِ وَ مِنَ اَلْمَعَادِنِ وَ اَلْمَلاَّحَةِ يُؤْخَذُ مِنْ كُلِّ هَذِهِ اَلصُّنُوفِ اَلْخُمُسُ فَيُجْعَلُ لِمَنْ جَعَلَهُ اَللَّهُ تَعَالَى لَهُ وَ يُقْسَمُ اَلْأَرْبَعَةُ اَلْأَخْمَاسِ بَيْنَ مَنْ قَاتَلَ عَلَيْهِ وَ وَلِيَ ذَلِكَ وَ يُقْسَمُ بَيْنَهُمُ اَلْخُمُسُ عَلَى سِتَّةِ أَسْهُمٍ سَهْمٌ لِلَّهِ وَ سَهْمٌ لِرَسُولِ اَللَّهِ وَ سَهْمٌ لِذِي اَلْقُرْبَى وَ سَهْمٌ لِلْيَتَامَى وَ سَهْمٌ لِلْمَسَاكِينِ وَ سَهْمٌ لِأَبْنَاءِ اَلسَّبِيلِ فَسَهْمُ اَللَّهِ وَ سَهْمُ رَسُولِ اَللَّهِ لِأُولِي اَلْأَمْرِ مِنْ…
موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: خمس از پنج چیز باید داده شود: 1-غنیمتها، 2-غواصی (منافع دریا)3-گنجها 4-معادن 5-نمکزارها(که معدن مخصوصی است)از تمام این انواع دریافت می شود و بکسانی که خدای تعالی مقرر فرموده داده می شود و چهار پنجم آن(یعنی غنایم)میان جنگجویان متصدیان جنگ تقسیم می شود، و خمس میان آنها(که خدا مقرر فرموده)به شش سهم تقسیم می شود: 1-سهم خدا، 2-سهم پیغمبر، 3-سهم خویشان پیغمبر، 4-سهم یتیمان، 5-سهم تهیدستان، 6-سهم در راه ماندگان. سهم خدا و سهم پیغمبر پس از وفات پیغمبر از نظر وراثت بوالیان امر(ایمه معصومین)تعلق دارد، پس برای امام سه سهم است: دو سهم از نظر وراثت و یکسهم بهره خود او است از جانب خدا، بنا بر این نصف کامل خمس از اوست(که در این زمان بسهم امام معروفست)و نصف دیگر میان خاندانش…
قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى ع جُعِلْتُ فِدَاكَ فُقِّهْنَا فِي اَلدِّينِ وَ أَغْنَانَا اَللَّهُ بِكُمْ عَنِ اَلنَّاسِ حَتَّى إِنَّ اَلْجَمَاعَةَ مِنَّا لَتَكُونُ فِي اَلْمَجْلِسِ مَا يَسْأَلُ رَجُلٌ صَاحِبَهُ تَحْضُرُهُ اَلْمَسْأَلَةُ وَ يَحْضُرُهُ جَوَابُهَا فِيمَا مَنَّ اَللَّهُ عَلَيْنَا بِكُمْ فَرُبَّمَا وَرَدَ عَلَيْنَا اَلشَّيْ ءُ لَمْ يَأْتِنَا فِيهِ عَنْكَ وَ لاَ عَنْ آبَائِكَ شَيْ ءٌ فَنَظَرْنَا إِلَى أَحْسَنِ مَا يَحْضُرُنَا وَ أَوْفَقِ اَلْأَشْيَاءِ لِمَا جَاءَنَا عَنْكُمْ فَنَأْخُذُ بِهِ فَقَالَ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ فِي ذَلِكَ وَ اَللَّهِ هَلَكَ مَنْ هَلَكَ يَا اِبْنَ حَكِيمٍ…
محمد بن حکیم گوید: بحضرت ابو الحسن علیه السلام عرض کردم: قربانت مادر دین دانشمند شدیم و از برکت شما خدا ما را از مردم بی نیاز کرد تا آنجا که جمعی از ما در مجلسی باشیم: کسی از رفیقش چیزی نپرسد چون آن مساله و جوابش را در خاطر دارد بواسطه منتی که خدا از برکت شما بر ما نهاده، اما گاهی مطلبی برای ما پیش می آید که از شما و پدرانت در باره آن سخنی بما نرسیده است پس ما به بهترین وجهی که در نظر داریم توجه میکنیم و راهی را که با اخبار از شما رسیده موافقتر است انتخاب میکنیم. فرمود: چه دور است، چه دور است این راه از حقیقت، بخدا هر که هلاک شد از همین راه هلاک شد ای پسر حکیم سپس فرمود: خدا لعنت کند ابو حنیفه را که میگفت: علی چنان گفت و من چنین گویم. ابن حکیم بهشام گفت بخدا من از این سخن مقصودی نداشتم جز…
قُلْتُ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع إِنِّي سَمِعْتُ مِنْ سَلْمَانَ وَ اَلْمِقْدَادِ وَ أَبِي ذَرٍّ شَيْئاً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ أَحَادِيثَ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص غَيْرَ مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ ثُمَّ سَمِعْتُ مِنْكَ تَصْدِيقَ مَا سَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ رَأَيْتُ فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ أَشْيَاءَ كَثِيرَةً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ مِنَ اَلْأَحَادِيثِ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص أَنْتُمْ تُخَالِفُونَهُمْ فِيهَا وَ تَزْعُمُونَ أَنَّ ذَلِكَ كُلَّهُ بَاطِلٌ أَ فَتَرَى اَلنَّاسَ يَكْذِبُونَ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص مُتَعَمِّدِينَ وَ يُفَسِّرُونَ اَلْقُرْآنَ بِآرَائِهِمْ قَالَ فَأَقْبَلَ…
سلیم بن قیس گوید: بامیر المومنین(ع)عرضکردم. من از سلمان و مقداد و ابی ذر چیزی از تفسیر قرآن و هم احادیثی از پیغمبر شنیده ام که با آنچه در نزد مردم است مخالفست و باز از شما میشنوم چیزی که آنچه را شنیده ام تصدیق میکند، و در دست مردم مطالبی از تفسیر قرآن و احادیث پیغمبر می بینم که شما با آنها مخالفید و همه را باطل میدانید، آیا عقیده دارید که مردم عمدا برسول خدا دروغ می بندند و قرآن را برای خود تفسیر میکنند؟ سلیم گوید: حضرت بمن توجه کرد و فرمود، سوالی کردی اکنون پاسخش را بفهم. همانا نزد مردم حق و باطل و راست و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محکم و متشابه و خاطره درست و نادرست همه هست و در زمان پیغمبر(ع)مردم بر حضرتش دروغ بستند تا آنکه میان مردم بسخنرانی ایستاد و فرمود: «ای مردم همانا دروغ…
جَاءَ حِبْرٌ مِنَ اَلْأَحْبَارِ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَتَى كَانَ رَبُّكَ فَقَالَ لَهُ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ وَ مَتَى لَمْ يَكُنْ حَتَّى يُقَالَ مَتَى كَانَ كَانَ رَبِّي قَبْلَ اَلْقَبْلِ بِلاَ قَبْلٍ وَ بَعْدَ اَلْبَعْدِ بِلاَ بَعْدٍ وَ لاَ غَايَةَ وَ لاَ مُنْتَهَى لِغَايَتِهِ اِنْقَطَعَتِ اَلْغَايَاتُ عِنْدَهُ فَهُوَ مُنْتَهَى كُلِّ غَايَةٍ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَ فَنَبِيٌّ أَنْتَ فَقَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ ص وَ رُوِيَ أَنَّهُ سُئِلَ ع أَيْنَ كَانَ رَبُّنَا قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ سَمَاءً وَ أَرْضاً…
امام صادق فرمود: یکی از دانشمندان یهود نزد امیر المومنین(ع)آمد و گفت: ای امیر مومنان پروردگارت از کی بوده؟ فرمود: مادرت بی تو شود، خدا کی نبوده تا گفته شود از کی بوده، پروردگارم بدون پیشی پیش از هر پیشی بوده و بدون بعدی پس از هر بعدی است، برای پایانش پایان و نهایتی نیست، پایانها نزد او منقطع شوند پس او نهایت هر پایان است، گفت یا امیر المومنین تو پیغمبری فرمود: وای بر تو، من بنده ای از بندگان محمدم(ص)و روایت شده که از آن حضرت سوال شد: پروردگار ما پیش از آنکه آسمان و زمینی آفریند کجا بود؟ فرمود: کلمه این(کجا)پرسش از مکانست و خدا بوده و مکانی نبوده(به توضیح حدیث پیش رجوع شود).
أَتَى حِبْرٌ مِنَ اَلْأَحْبَارِ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَتَى كَانَ رَبُّكَ قَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا يُقَالُ مَتَى كَانَ لِمَا لَمْ يَكُنْ فَأَمَّا مَا كَانَ فَلاَ يُقَالُ مَتَى كَانَ كَانَ قَبْلَ اَلْقَبْلِ بِلاَ قَبْلٍ وَ بَعْدَ اَلْبَعْدِ بِلاَ بَعْدٍ وَ لاَ مُنْتَهَى غَايَةٍ لِتَنْتَهِيَ غَايَتُهُ فَقَالَ لَهُ أَ نَبِيٌّ أَنْتَ فَقَالَ لِأُمِّكَ اَلْهَبَلُ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ رَسُولِ اَللَّهِ ص .
امام صادق(ع)فرمود: یکی از دانشمندان یهود نزد امیر المومنین(ع)آمد و گفت ای امیر مومنان پروردگارت از کی بوده؟ فرمود: وای بر تو، از کی بوده را بچیزی گویند که زمانی نبوده ولی بآنچه بوده گفته نشود از کی بوده، او بدون پیشی پیش از هر پیش است و بدون بعدی پس از هر بعدی است و او را نهایت پایانی نیست تا پایانش بانتها رسد: عرضکرد: آیا تو پیغمبری؟ فرمود مادرت مرگت بیند همانا من بنده ای از بندگان رسول خدایم.
مَنْ قَرَأَ فِي اَلْمُصْحَفِ نَظَراً مُتِّعَ بِبَصَرِهِ وَ خُفِّفَ عَنْ وَالِدَيْهِ وَ إِنْ كَانَا كَافِرَيْنِ.
هر که قرآن را از روی آن بخواند، چشمش نیرو یابد و بر پدر و مادرش در آن سرای آسان گیرند هر چند کافر باشند.
مَنْ قَرَأَ قُلْ يا أَيُّهَا اَلْكافِرُون وَ قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ فِي فَرِيضَةٍ مِنَ اَلْفَرَائِضِ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ وَ لِوَالِدَيْهِ وَ مَا وَلَدَ وَ إِنْ كَانَ شَقِيّاً مُحِيَ مِنْ دِيوَانِ اَلْأَشْقِيَاءِ وَ أُثْبِتَ فِي دِيوَانِ اَلسُّعَدَاءِ وَ أَحْيَاهُ اَللَّهُ سَعِيداً وَ أَمَاتَهُ شَهِيداً وَ بَعَثَهُ شَهِيداً.
هر که سوره «قل یا ایها الکافرون»(سوره کافرون)و«قل هو الله احد»(سوره توحید)را در نمازی واجب تلاوت کند خداوند او و پدر و مادر و فرزندان آن دو را بیامرزد و اگر نگون بخت باشد نام او را از دفتر نگون بختان پاک نماید و در دفتر نیک بختان ثبت کند و خداوند به او زندگی نیک بختی ارزانی فرماید و شهید میراند و شهید برانگیزاند
مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ يَدَعْ أَنْ يَقْرَأَ فِي دُبُرِ اَلْفَرِيضَةِ بِ قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ فَإِنَّهُ مَنْ قَرَأَهَا جَمَعَ اَللَّهُ لَهُ خَيْرَ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ وَ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ وَ لِوَالِدَيْهِ وَ مَا وَلَدَ.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر که خدا و روز رستاخیز را باور دارد تلاوت سوره توحید را پس از نماز واجب وانرهاند؛ زیرا به راستی، هر که آن را پس از نماز واجب تلاوت کند خداوند نیکی دنیا و آخرت را برای او گرد هم آورد و او و پدر و مادر و فرزندان آن دو را ببخشاید.
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ قَالَ مَنِ اِجْتَنَبَ مَا أَوْعَدَ اَللَّهُ عَلَيْهِ اَلنَّارَ إِذَا كَانَ مُؤْمِناً كَفَّرَ اَللَّهُ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَ يُدْخِلُهُ مُدْخَلاً كَرِيماً اَلْكَبَائِرُ اَلسَّبْعُ اَلْمُوجِبَاتُ قَتْلُ اَلنَّفْسِ اَلْحَرَامِ وَ عُقُوقُ اَلْوَالِدَيْنِ وَ أَكْلُ اَلرِّبَا وَ اَلتَّعَرُّبُ بَعْدَ اَلْهِجْرَةِ وَ قَذْفُ اَلْمُحْصَنَةِ وَ أَكْلُ مَالِ اَلْيَتِيمِ وَ اَلْفِرَارُ مِنَ اَلزَّحْفِ .
احمد بن عمر حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام در باره این سخن خدای گرامی و بزرگ پرسیدم که«اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی شده اید دوری گزینید گناهان شما را می زداییم» نسا ، آیه 31 . امام علیه السلام فرمود: هر مومنی که از گناهانی که خداوند بر آنها وعده دوزخ داده دوری گزیند خداوند گناهانش را بزداید و او را بر جایگاهی بلند مرتبه در آورد، و گناهان کبیره هفتگانه ای که موجب آتش دوزخ شوند عبارتند از: کشتن انسان-که دلیل شرعی بر کشتن او نباشد-نافرمانی و بی ادبی به پدر و مادر، رباخواری، بازگشت به سرزمین کفر پس از هجرت به سرزمین اسلامی، تهمت زدن به زن پاکدامن، خوردن مال یتیم و گریختن از میدان پیکار.
أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ بَنَى اَللَّهُ لَهُ بَيْتاً فِي اَلْجَنَّةِ مَنْ آوَى اَلْيَتِيمَ وَ رَحِمَ اَلضَّعِيفَ وَ أَشْفَقَ عَلَى وَالِدَيْهِ وَ رَفَقَ بِمَمْلُوكِهِ.
امام باقر علیه السلام فرمود: چهار ویژگی است که هر که را باشد خداوند خانه ای در بهشت برای او بنا کند: آن کس که یتیمی را پناه دهد و بر ناتوانی رحم آورد و بر پدر و مادرش مهر آورد و با برده اش نرم رفتاری کند
ظَهَرَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ قَحْطٌ شَدِيدٌ سِنِينَ مُتَوَاتِرَةً وَ كَانَ عِنْدَ اِمْرَأَةٍ لُقْمَةٌ مِنْ خُبْزٍ فَوَضَعَتْهَا فِي فِيهَا لِتَأْكُلَ فَنَادَى اَلسَّائِلُ يَا أَمَةَ اَللَّهِ اَلْجُوعُ فَقَالَتِ اَلْمَرْأَةُ أَتَصَدَّقُ فِي مِثْلِ هَذَا اَلزَّمَانِ فَأَخْرَجَتْهَا مِنْ فِيهَا فَدَفَعَتْهَا إِلَى اَلسَّائِلِ وَ كَانَ لَهَا وَلَدٌ صَغِيرٌ يَحْطِبُ فِي اَلصَّحْرَاءِ فَجَاءَ اَلذِّئْبُ فَاحْتَمَلَهُ فَوَقَعَتِ اَلصَّيْحَةُ فَعَدَتِ اَلْأُمُّ فِي أَثَرِ اَلذِّئْبِ فَبَعَثَ اَللَّهُ إِلَيْهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَبْرَئِيلَ ع فَأَخْرَجَ اَلْغُلاَمَ مِنْ فَمِ اَلذِّئْبِ فَدَفَعَهُ…
امام رضا علیه السلام فرمود: در بنی اسراییل خشکسالی سختی چند سال پی در پی پیش آمد. زنی لقمه نانی داشت. در دهانش نهاد تا بخورد، آنگاه گدایی فریاد کرد: ای کنیز خدا گرسنگی زن با خویشتن گفت: در چنین زمانی صدقه دهم نیکوست؛ پس لقمه از دهان برگرفت و به گدا داد. آن زن را فرزند خردسالی بود که در بیابان هیزم جمع می کرد. گرگی آمد و او را در ربود. فرزند فریادی برآورد و مادر در پی گرگ دوید. خداوند فرازمند، جبرییل علیه السلام را فرستاد و او آن کودک را از دهان گرگ برگرفت و به مادرش باز داد؛ پس جبرییل علیه السلام او را گفت: ای کنیز خدا این لقمه در دهان گرگ در برابر آن لقمه که صدقه دادی؛ آیا خرسند شدی؟