قال رسول الله صلى الله عليه و آله

احادیث درباره آفرینش زمان و مکان

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

سَأَلَ نَافِعُ بْنُ اَلْأَزْرَقِ أَبَا جَعْفَرٍ ع فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّهِ مَتَى كَانَ فَقَالَ مَتَى لَمْ يَكُنْ حَتَّى أُخْبِرَكَ مَتَى كَانَ سُبْحَانَ مَنْ لَمْ يَزَلْ وَ لاَ يَزَالُ فَرْداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً .

نافع بن ازرق بامام باقر(ع)عرضکرد: بمن بفرمایید: خدا از چه زمانی بوده؟ فرمود: مگر چه زمانی نبوده تا بتو گویم از چه زمانی بوده، منزه باد آنکه همیشه بوده و همیشه باشد، یکتا و بی نیاز است، همسر و فرزند نگیرد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 88

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع مِنْ وَرَاءِ نَهَرِ بَلْخٍ فَقَالَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَإِنْ أَجَبْتَنِي فِيهَا بِمَا عِنْدِي قُلْتُ بِإِمَامَتِكَ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع سَلْ عَمَّا شِئْتَ فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنْ رَبِّكَ مَتَى كَانَ وَ كَيْفَ كَانَ وَ عَلَى أَيِّ شَيْ ءٍ كَانَ اِعْتِمَادُهُ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَيَّنَ اَلْأَيْنَ بِلاَ أَيْنٍ وَ كَيَّفَ اَلْكَيْفَ بِلاَ كَيْفٍ وَ كَانَ اِعْتِمَادُهُ عَلَى قُدْرَتِهِ فَقَامَ إِلَيْهِ اَلرَّجُلُ فَقَبَّلَ رَأْسَهُ وَ قَالَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ…

مردی از پشت نهر بلخ آمد و خدمت حضرت رضا(ع)رسید و عرضکرد: من از شما مساله ای میپرسم، اگر چنانچه میدانم جواب گویی بامامتت معتقد شوم. امام فرمود: هر چه خواهی بپرس، عرض کرد: بمن بگو پروردگارت از کی بوده و کجا بوده و چگونه بوده و تکیه اش بر چیست؟ امام فرمود خدای تبارک و تعالی مکان را مکان کرد بی آنکه خود مکانی داشته باشد و چگونگی را چگونگی ساخت بی آنکه خود چگونگی داشته باشد و بر قدرت خود تکیه دارد، آن مرد برخاست و سر آن حضرت را بوسید و گفت گواهی دهم که شایان پرستش جز خدا نیست و محمد فرستاده اوست و علی وصی پیغمبر و سرپرست دعوت او پس از وی میباشد و شمایید پیشوایان راستگو و تویی جانشین بعد از آنها(راجع بتوضیح حدیث به صفحه-101- مراجعه شود، حدیث-3-باب اول)

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 88

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقَالَ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنْ رَبِّكَ مَتَى كَانَ فَقَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا يُقَالُ لِشَيْ ءٍ لَمْ يَكُنْ مَتَى كَانَ إِنَّ رَبِّي تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَانَ وَ لَمْ يَزَلْ حَيّاً بِلاَ كَيْفٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كَانَ وَ لاَ كَانَ لِكَوْنِهِ كَوْنُ كَيْفٍ وَ لاَ كَانَ لَهُ أَيْنٌ وَ لاَ كَانَ فِي شَيْ ءٍ وَ لاَ كَانَ عَلَى شَيْ ءٍ وَ لاَ اِبْتَدَعَ لِمَكَانِهِ مَكَاناً وَ لاَ قَوِيَ بَعْدَ مَا كَوَّنَ اَلْأَشْيَاءَ وَ لاَ كَانَ ضَعِيفاً قَبْلَ أَنْ يُكَوِّنَ شَيْئاً وَ لاَ كَانَ مُسْتَوْحِشاً قَبْلَ أَنْ يَبْتَدِعَ شَيْئاً وَ لاَ يُشْبِهُ شَيْئاً…

مردی خدمت امام باقر(ع)آمد و عرضکرد: بمن بگو پروردگارت از کی بوده؟ فرمود: وای بر تو، بچیزی که در زمانی نبوده گویند، از کی بوده، همانا پروردگار من تبارک و تعالی همیشه بوده و زنده است بدون چگونگی، برای او بود شد نیست(جمله«بود شد»نسبت بخدا غلط است زیرا این جمله را بکسی گویند که نباشد و سپس پیدا شود)و بودنش را چگونه بودن نباشد، (زیرا او وجود بحت بسیط است و هیچ گونه ترکیبی ندارد تا چگونگی داشته باشد)مکانی ندارد، در چیزی نیست و بر چیزی قرار ندارد، و برای منزلت خود مکانی پدید نیاورده، پس از آنکه چیزها را آفرید نیرومند نگشت و پیش از آنکه چیزی آفریند ناتوان نبود، پیش از آنکه چیزی پدید آورد ترسان نبود، بآنچه در لفظ آید و بخاطر گذرد مانند نیست، پیش از آفریدنش هم از سلطنت جدا نبود و پس از رفتن آفریدگان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 88

اِجْتَمَعَتِ اَلْيَهُودُ إِلَى رَأْسِ اَلْجَالُوتِ فَقَالُوا لَهُ إِنَّ هَذَا اَلرَّجُلَ عَالِمٌ يَعْنُونَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَانْطَلِقْ بِنَا إِلَيْهِ نَسْأَلْهُ فَأَتَوْهُ فَقِيلَ لَهُمْ هُوَ فِي اَلْقَصْرِ فَانْتَظَرُوهُ حَتَّى خَرَجَ فَقَالَ لَهُ رَأْسُ اَلْجَالُوتِ جِئْنَاكَ نَسْأَلُكَ فَقَالَ سَلْ يَا يَهُودِيُّ عَمَّا بَدَا لَكَ فَقَالَ أَسْأَلُكَ عَنْ رَبِّكَ مَتَى كَانَ فَقَالَ كَانَ بِلاَ كَيْنُونِيَّةٍ كَانَ بِلاَ كَيْفٍ كَانَ لَمْ يَزَلْ بِلاَ كَمٍّ وَ بِلاَ كَيْفٍ كَانَ لَيْسَ لَهُ قَبْلٌ هُوَ قَبْلَ اَلْقَبْلِ بِلاَ قَبْلٍ وَ لاَ غَايَةٍ وَ لاَ مُنْتَهًى اِنْقَطَعَتْ…

یهود گرد راس الجالوت(بزرگ عالم یهود)اجتماع کرده باو گفتند: این مرد عالم است مقصودشان امیر المومنین(ع)بود-ما را نزد او ببر تا از او سوال کنیم، نزدش آمدند، بآنها گفتند: حضرت در خانه خویش است، بانتظار نشستند تا درآمد راس الجالوت عرض کرد: آمده ایم از شما پرسشی کنیم. فرمود: ای یهودی بپرس از هر چه بخاطرت گذرد، گفت: از پروردگارت میپرسم که از چه زمانی بوده؟ فرمود: خدا بوده است بدون پدید آمدن بدون بودنی زاید بر انیت و حقیقتش او همان حقیقت وجود بحت است و بدون چگونگی(پس صفاتش عین ذاتش باشد)همیشگی است بدون کمیت و کیفیت زمانی (زیرا زمان از مجعولات و مخلوقات اوست و محالست که در ذات او تاثیری کند)چیزی پیش از او نبوده او خود بدون پیشی پیش از هر پیش است(چون اولیت او عین ذاتش باشد پس اولیتی زاید بر ذات ندارد…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 89

جَاءَ حِبْرٌ مِنَ اَلْأَحْبَارِ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَتَى كَانَ رَبُّكَ فَقَالَ لَهُ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ وَ مَتَى لَمْ يَكُنْ حَتَّى يُقَالَ مَتَى كَانَ كَانَ رَبِّي قَبْلَ اَلْقَبْلِ بِلاَ قَبْلٍ وَ بَعْدَ اَلْبَعْدِ بِلاَ بَعْدٍ وَ لاَ غَايَةَ وَ لاَ مُنْتَهَى لِغَايَتِهِ اِنْقَطَعَتِ اَلْغَايَاتُ عِنْدَهُ فَهُوَ مُنْتَهَى كُلِّ غَايَةٍ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَ فَنَبِيٌّ أَنْتَ فَقَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ ص وَ رُوِيَ أَنَّهُ سُئِلَ ع أَيْنَ كَانَ رَبُّنَا قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ سَمَاءً وَ أَرْضاً…

امام صادق فرمود: یکی از دانشمندان یهود نزد امیر المومنین(ع)آمد و گفت: ای امیر مومنان پروردگارت از کی بوده؟ فرمود: مادرت بی تو شود، خدا کی نبوده تا گفته شود از کی بوده، پروردگارم بدون پیشی پیش از هر پیشی بوده و بدون بعدی پس از هر بعدی است، برای پایانش پایان و نهایتی نیست، پایانها نزد او منقطع شوند پس او نهایت هر پایان است، گفت یا امیر المومنین تو پیغمبری فرمود: وای بر تو، من بنده ای از بندگان محمدم(ص)و روایت شده که از آن حضرت سوال شد: پروردگار ما پیش از آنکه آسمان و زمینی آفریند کجا بود؟ فرمود: کلمه این(کجا)پرسش از مکانست و خدا بوده و مکانی نبوده(به توضیح حدیث پیش رجوع شود).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 89

قَالَ رَأْسُ اَلْجَالُوتِ لِلْيَهُودِ إِنَّ اَلْمُسْلِمِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّ عَلِيّاً ع مِنْ أَجْدَلِ اَلنَّاسِ وَ أَعْلَمِهِمْ اِذْهَبُوا بِنَا إِلَيْهِ لَعَلِّي أَسْأَلُهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ وَ أُخَطِّئُهُ فِيهَا فَأَتَاهُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ قَالَ سَلْ عَمَّا شِئْتَ قَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَتَى كَانَ رَبُّنَا قَالَ لَهُ يَا يَهُودِيُّ إِنَّمَا يُقَالُ مَتَى كَانَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ فَكَانَ مَتَى كَانَ هُوَ كَائِنٌ بِلاَ كَيْنُونِيَّةِ كَائِنٍ كَانَ بِلاَ كَيْفٍ يَكُونُ بَلَى يَا يَهُودِيُّ ثُمَّ بَلَى يَا يَهُودِيُّ…

امام صادق(ع)فرمود: راس الجالوت بیهود گفت: مسلمین گمان کنند علی از همه مردم بحاث تر و داناتر است، مرا نزدش برید، شاید از او چیزی پرسم و خطایش را ثابت کنم خدمت حضرت آمد و عرضکرد: ای امیر مومنان میخواهم از شما مساله ای پرسم. فرمود هر چه خواهی بپرس گفت: ای امیر مومنان پروردگار ما از کی بوده؟ فرمود: ای یهودی از کی بوده را بکسی گویند که زمانی نبوده آنجا درست است از کی بوده، ولی خدا موجود است بدون بودن پدید آمده یی، بوده است بدون هیچ کیفیتی آری ای یهودی باز هم آری ای یهودی چگونه برای او قبلی باشد؟ در صورتی که او پیش از پیش است، بدون پایان، و پایانش نهایت ندارد، پایان باو نرسد، پایانها نزد او منقطع شوند، اوست پایان هر پایان، یهودی گفت: گواهی دهم که دین تو حق است و آنچه مخالف آنست باطل(به حدیث-4-رجوع…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 90

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع أَ كَانَ اَللَّهُ وَ لاَ شَيْ ءَ قَالَ نَعَمْ كَانَ وَ لاَ شَيْ ءَ قُلْتُ فَأَيْنَ كَانَ يَكُونُ قَالَ وَ كَانَ مُتَّكِئاً فَاسْتَوَى جَالِساً وَ قَالَ أَحَلْتَ يَا زُرَارَةُ وَ سَأَلْتَ عَنِ اَلْمَكَانِ إِذْ لاَ مَكَانَ .

زراره گوید بحضرت باقر(ع)عرضکردم: آیا خدا بوده و چیزی نبوده فرمود: آری خدا بوده چیزی نبوده، گفتم: پس کجا بوده؟ حضرت تکیه کرده بود، راست نشست و فرمود: سخن محالی گفتی ای زراره، چون از مکان لا مکان پرسیدی.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 90

أَتَى حِبْرٌ مِنَ اَلْأَحْبَارِ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَتَى كَانَ رَبُّكَ قَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا يُقَالُ مَتَى كَانَ لِمَا لَمْ يَكُنْ فَأَمَّا مَا كَانَ فَلاَ يُقَالُ مَتَى كَانَ كَانَ قَبْلَ اَلْقَبْلِ بِلاَ قَبْلٍ وَ بَعْدَ اَلْبَعْدِ بِلاَ بَعْدٍ وَ لاَ مُنْتَهَى غَايَةٍ لِتَنْتَهِيَ غَايَتُهُ فَقَالَ لَهُ أَ نَبِيٌّ أَنْتَ فَقَالَ لِأُمِّكَ اَلْهَبَلُ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ رَسُولِ اَللَّهِ ص .

امام صادق(ع)فرمود: یکی از دانشمندان یهود نزد امیر المومنین(ع)آمد و گفت ای امیر مومنان پروردگارت از کی بوده؟ فرمود: وای بر تو، از کی بوده را بچیزی گویند که زمانی نبوده ولی بآنچه بوده گفته نشود از کی بوده، او بدون پیشی پیش از هر پیش است و بدون بعدی پس از هر بعدی است و او را نهایت پایانی نیست تا پایانش بانتها رسد: عرضکرد: آیا تو پیغمبری؟ فرمود مادرت مرگت بیند همانا من بنده ای از بندگان رسول خدایم.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 90
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه