قال الإمام عليّ عليه السلام:
اِجْتَمَعَتِ اَلْيَهُودُ إِلَى رَأْسِ اَلْجَالُوتِ فَقَالُوا لَهُ إِنَّ هَذَا اَلرَّجُلَ عَالِمٌ يَعْنُونَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَانْطَلِقْ بِنَا إِلَيْهِ نَسْأَلْهُ فَأَتَوْهُ فَقِيلَ لَهُمْ هُوَ فِي اَلْقَصْرِ فَانْتَظَرُوهُ حَتَّى خَرَجَ فَقَالَ لَهُ رَأْسُ اَلْجَالُوتِ جِئْنَاكَ نَسْأَلُكَ فَقَالَ سَلْ يَا يَهُودِيُّ عَمَّا بَدَا لَكَ فَقَالَ أَسْأَلُكَ عَنْ رَبِّكَ مَتَى كَانَ فَقَالَ كَانَ بِلاَ كَيْنُونِيَّةٍ كَانَ بِلاَ كَيْفٍ كَانَ لَمْ يَزَلْ بِلاَ كَمٍّ وَ بِلاَ كَيْفٍ كَانَ لَيْسَ لَهُ قَبْلٌ هُوَ قَبْلَ اَلْقَبْلِ بِلاَ قَبْلٍ وَ لاَ غَايَةٍ وَ لاَ مُنْتَهًى اِنْقَطَعَتْ عَنْهُ اَلْغَايَةُ وَ هُوَ غَايَةُ كُلِّ غَايَةٍ فَقَالَ رَأْسُ اَلْجَالُوتِ اِمْضُوا بِنَا فَهُوَ أَعْلَمُ مِمَّا يُقَالُ فِيهِ .
یهود گرد راس الجالوت(بزرگ عالم یهود)اجتماع کرده باو گفتند: این مرد عالم است مقصودشان امیر المومنین(ع)بود-ما را نزد او ببر تا از او سوال کنیم، نزدش آمدند، بآنها گفتند: حضرت در خانه خویش است، بانتظار نشستند تا درآمد راس الجالوت عرض کرد: آمده ایم از شما پرسشی کنیم. فرمود: ای یهودی بپرس از هر چه بخاطرت گذرد، گفت: از پروردگارت میپرسم که از چه زمانی بوده؟ فرمود: خدا بوده است بدون پدید آمدن بدون بودنی زاید بر انیت و حقیقتش او همان حقیقت وجود بحت است و بدون چگونگی(پس صفاتش عین ذاتش باشد)همیشگی است بدون کمیت و کیفیت زمانی (زیرا زمان از مجعولات و مخلوقات اوست و محالست که در ذات او تاثیری کند)چیزی پیش از او نبوده او خود بدون پیشی پیش از هر پیش است(چون اولیت او عین ذاتش باشد پس اولیتی زاید بر ذات ندارد و چون مبد المبادی و علت العلل است بر هر پیشی مقدم است)او پایان و نهایتی ندارد، پایان از او منقطع است و او پایان هر پایان است(چون آخریت او عین ذاتش باشد پس آخریت زایدی ندارد و چون همه چیز پایدار پایان یابد و او باقی باشد پس پایان پایان است)راس الجالوت گفت: بیایید برویم که او از آنچه هم در باره اش گویند دانشمندتر است.