قال رسول الله صلى الله عليه و آله

احادیث درباره میلاد امام حسن مجتبی

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

قُبِضَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع يَوْمَ عَاشُورَاءَ وَ هُوَ اِبْنُ سَبْعٍ وَ خَمْسِينَ سَنَةً.

امام صادق علیه السلام فرمود: حسین بن علی علیهما السلام در روز عاشورا بدرود زندگی گفت و 57 سال داشت.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 463

كَانَ بَيْنَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ ع طُهْرٌ وَ كَانَ بَيْنَهُمَا فِي اَلْمِيلاَدِ سِتَّةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً.

و فرمود: میان حسن و حسین علیهما السلام یک طهر فاصله شد و فاصله میان تولدشان 6 ماه و ده روز بود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 463

إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع نَزَلَ عَلَى مُحَمَّدٍ ص فَقَالَ لَهُ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِمَوْلُودٍ يُولَدُ مِنْ فَاطِمَةَ تَقْتُلُهُ أُمَّتُكَ مِنْ بَعْدِكَ فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ عَلَى رَبِّيَ اَلسَّلاَمُ لاَ حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ يُولَدُ مِنْ فَاطِمَةَ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَعَرَجَ ثُمَّ هَبَطَ ع فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ عَلَى رَبِّيَ اَلسَّلاَمُ لاَ حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَعَرَجَ جَبْرَئِيلُ ع إِلَى اَلسَّمَاءِ ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ…

امام صادق علیه السلام فرمود: جبرییل علیه السلام بر محمد صلی الله علیه و آله نازل شد و گفت: ای محمد خدا ترا مژده میدهد بمولودی که از فاطمه متولد شود و امت تو او را بعد از تو میکشند فرمود: ای جبرییل سلام بپروردگارم، مرا بمولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست، جبرییل بآسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و همان سخن را گفت، پیغمبر فرمود: ای جبرییل سلام بپروردگارم مرا بمولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست، جبرییل بآسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و گفت: ای محمد پروردگارت بتو سلام میرساند و ترا مژده میدهد که امامت و ولایت و وصیت را در ذریه آن مولود قرار میدهد، فرمود: راضی گشتم، سپس نزد فاطمه فرستاد که خدا مرا بمولودی مژده میدهد که از تو متولد می شود و پس از من امتم…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 464

فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي اَلنُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ َالَ حَسَبَ فَرَأَى مَا يَحُلُّ بِالْحُسَيْنِ ع فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ لِمَا يَحُلُّ بِالْحُسَيْنِ ع .

امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل: «ابراهیم نگاهی بستارگان کرد و گفت من بیمارم-88 سوره 37-»فرمود: ابراهیم حساب کرد و آنچه بحسین علیه السلام وارد می شود(از اوضاع کواکب)فهمید، سپس گفت: من بیمارم، از آنچه بحسین علیه السلام وارد می شود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 465

لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ اَلْحُسَيْنِ ع مَا كَانَ ضَجَّتِ اَلْمَلاَئِكَةُ إِلَى اَللَّهِ بِالْبُكَاءِ وَ قَالَتْ يُفْعَلُ هَذَا بِالْحُسَيْنِ صَفِيِّكَ وَ اِبْنِ نَبِيِّكَ قَالَ فَأَقَامَ اَللَّهُ لَهُمْ ظِلَّ اَلْقَائِمِ ع وَ قَالَ بِهَذَا أَنْتَقِمُ لِهَذَا.

امام صادق علیه السلام فرمود: چون کار حسین چنان شد که شد(اصحاب و جوانهایش کشته شدند و خودش تنها ماند)فرشتگان بسوی خدا شیون و گریه برداشتند و گفتند: با حسین برگزیده و پسر پیغمبرت چنین رفتار کنند؟ پس خدا شبح و سایه حضرت قایم علیه السلام را بآنها نمود و فرمود: با این انتقام او را میگیرم.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 465

لَمَّا نَزَلَ اَلنَّصْرُ عَلَى اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ حَتَّى كَانَ بَيْنَ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ ثُمَّ خُيِّرَ اَلنَّصْرَ أَوْ لِقَاءَ اَللَّهِ فَاخْتَارَ لِقَاءَ اَللَّهِ.

امام باقر علیه السلام فرمود: چون نصرت خدا برای حسین بن علی علیه السلام فرود آمد تا آنجا که میان آسمان و زمین قرار گرفت، او را در انتخاب نصرت یا دیدار خدا مخیر ساختند، او دیدار خدا را انتخاب کرد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 465

لَمَّا قُتِلَ اَلْحُسَيْنُ ع أَقَامَتِ اِمْرَأَتُهُ اَلْكَلْبِيَّةُ عَلَيْهِ مَأْتَماً وَ بَكَتْ وَ بَكَيْنَ اَلنِّسَاءُ وَ اَلْخَدَمُ حَتَّى جَفَّتْ دُمُوعُهُنَّ وَ ذَهَبَتْ فَبَيْنَا هِيَ كَذَلِكَ إِذَا رَأَتْ جَارِيَةً مِنْ جَوَارِيهَا تَبْكِي وَ دُمُوعُهَا تَسِيلُ فَدَعَتْهَا فَقَالَتْ لَهَا مَا لَكِ أَنْتِ مِنْ بَيْنِنَا تَسِيلُ دُمُوعُكِ قَالَتْ إِنِّي لَمَّا أَصَابَنِي اَلْجَهْدُ شَرِبْتُ شَرْبَةَ سَوِيقٍ قَالَ فَأَمَرَتْ بِالطَّعَامِ وَ اَلْأَسْوِقَةِ فَأَكَلَتْ وَ شَرِبَتْ وَ أَطْعَمَتْ وَ سَقَتْ وَ قَالَتْ إِنَّمَا نُرِيدُ بِذَلِكِ أَنْ نَتَقَوَّى عَلَى اَلْبُكَاءِ عَلَى اَلْحُسَيْنِ…

مصقله گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: چون حسین علیه السلام کشته شد، همسر کلبیه آن حضرت(یعنی دختر امرو القیس و مادر سکینه)برایش سوگواری بپا کرد و خود گریست و زنان و خدمتگزاران او هم گریستند تا اشک چشمشان خشک شد و تمام گشت، آن هنگام یکی از کنیزانش را دید میگرید و اشک چشمش جاریست، او را طلبید و گفت: چرا در میان ما تنها اشک چشم تو جاریست؟ او گفت: من چون بسختی و مشقت می افتم سویق(شربت مخصوصی)می آشامم، او هم دستور داد غذا و سویق تهیه کنند، و خودش از آن خورد و نوشید و بدیگران هم خورانید و نوشانید و گفت مقصودم از این عمل اینست که برای گریستن بر حسین علیه السلام نیرو پیدا کنیم. شخصی برای زن کلبیه چند پرنده سیاه رنگ هدیه فرستاد تا بوسیله آنها بر سوگواری حسین علیه السلام کمک شود، او چون آنها…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 466
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه