عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : أَبَقَ غُلاَمٌ لِأَبِي اَلْحَسَنِ إِلَى مِصْرَ فَأَصَابَهُ إِنْسَانٌ مِنْ أَهْلِ اَلْمَدِينَةِ فَقَيَّدَهُ وَ خَرَجَ بِهِ فَدَخَلَ اَلْمَدِينَةَ لَيْلا فَأَتَى بِهِ مَنْزِلَ أَبِي اَلْحَسَنِ فَخَرَجَ إِلَيْهِ أَبُو اَلْحَسَنِ فَقَامَ إِلَيْهِ اَلْغُلاَمُ يُسَلِّمُ عَلَيْهِ فَسَمِعَ حَرَكَةَ اَلْقَيْدِ فَقَالَ مَنْ هَذَا قَالَ غُلاَمُكَ فُلاَنٌ وَجَدْتُهُ فَقَالَ لِلْغُلاَمِ اِذْهَبْ فَأَنْتَ حُرٌّ .
یکی از یاران امام رضا علیه السّلام گوید:غلامی از غلامان امام رضا علیه السّلام فرار کرد، و به مصر رفت، یکی از اهالی مدینه که در آنجا بود او را شناخت و دستگیرش کرد، و به طرف مدینه آورد، شب هنگام او را وارد منزل امام علیه السّلام نمود، حضرت به نزد او رفت، هنگامی که غلام برای سلام کردن حرکت کرد امام صدای غل و زنجیرش را شنید، فرمود:این کیست؟آن مرد گفت:این همان غلام فراری شماست که من او را یافته ام، حضرت به غلام فرمود:برو تو آزادی.
قَالَ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَنْ لَقِيَ فَقِيرا مُسْلِما فَسَلَّمَ عَلَيْهِ خِلاَفَ سَلاَمِهِ عَلَى اَلْغَنِيِّ لَقِيَ اَللَّهَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ هُوَ عَلَيْهِ غَضْبَانُ.
حضرت رضا علیه السّلام فرمود:هر کس فقیر مسلمانی را دید و به او سلامی کرد که با سلام کردن به ثروتمندان فرق می کرد؛ روز قیامت خدا را در حالتی ملاقات کند که بر او خشمگین است.
كَانَ لِرَجُلٍ مِنْ آلِ أَبِي رَافِعٍ مَوْلَى اَلنَّبِيِّ ص يُقَالُ لَهُ طَيْسٌ عَلَيَّ حَقٌّ فَتَقَاضَانِي وَ أَلَحَّ عَلَيَّ وَ أَعَانَهُ اَلنَّاسُ فَلَمَّا رَأَيْتُ ذَلِكَ صَلَّيْتُ اَلصُّبْحَ فِي مَسْجِدِ اَلرَّسُولِ ع ثُمَّ تَوَجَّهْتُ نَحْوَ اَلرِّضَا ع وَ هُوَ يَوْمَئِذٍ بِالْعُرَيْضِ فَلَمَّا قَرُبْتُ مِنْ بَابِهِ إِذَا هُوَ قَدْ طَلَعَ عَلَى حِمَارٍ وَ عَلَيْهِ قَمِيصٌ وَ رِدَاءٌ فَلَمَّا نَظَرْتُ إِلَيْهِ اِسْتَحْيَيْتُ مِنْهُ فَلَمَّا لَحِقَنِي وَقَفَ وَ نَظَرَ إِلَيَّ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ وَ كَانَ شَهْرُ رَمَضَانَ فَقُلْتُ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ إِنَّ لِمَوْلاَكَ طَيْسٍ…
غفاری گوید: مردی از خاندان ابی رافع غلام پیغمبر صلی الله علیه و آله که نامش طیس بود و از من طلبی داشت، مطالبه میکرد و پافشاری مینمود. مردم هم او را کمک میکردند، چون چنین دیدم، نماز صبح را در مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله گزاردم، و بامام رضا علیه السلام که در عریض بود، روی آوردم. چون نزدیک خانه اش رسیدم، آن حضرت پیدا شد، بر الاغی سوار بود و پیراهن و ردایی در برداشت، چون نگاهم بامام افتاد، از آن حضرت خجالت کشیدم. حضرت بمن رسید و ایستاد و نگاه کرد، من سلام کردم -ماه رمضان بود-گفتم: خدا مرا قربانت کند. غلام شما طیس از من طلبی دارد، و بخدا که مرا رسوا کرده است. من با خود گمان میکردم باو میفرماید: از من دست بدارد و بخدا که من نگفتم او چقدر از من میخواهد و نه نامی بردم. -بمن فرمود: بنشین تا…
لَمَّا خَرَجَ اَلْمَأْمُونُ مِنْ خُرَاسَانَ يُرِيدُ بَغْدَادَ وَ خَرَجَ اَلْفَضْلُ ذُو اَلرِّئَاسَتَيْنِ وَ خَرَجْنَا مَعَ أَبِي اَلْحَسَنِ ع وَرَدَ عَلَى اَلْفَضْلِ بْنِ سَهْلٍ ذِي اَلرِّئَاسَتَيْنِ كِتَابٌ مِنْ أَخِيهِ اَلْحَسَنِ بْنِ سَهْلٍ وَ نَحْنُ فِي بَعْضِ اَلْمَنَازِلِ إِنِّي نَظَرْتُ فِي تَحْوِيلِ اَلسَّنَةِ فِي حِسَابِ اَلنُّجُومِ فَوَجَدْتُ فِيهِ أَنَّكَ تَذُوقُ فِي شَهْرِ كَذَا وَ كَذَا يَوْمَ اَلْأَرْبِعَاءِ حَرَّ اَلْحَدِيدِ وَ حَرَّ اَلنَّارِ وَ أَرَى أَنْ تَدْخُلَ أَنْتَ وَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلرِّضَا اَلْحَمَّامَ فِي هَذَا اَلْيَوْمِ وَ تَحْتَجِمَ فِيهِ وَ تَصُبَّ…
یاسر خادم گوید: چون مامون از خراسان بعزم بغداد بیرون رفت و فضل ذو الریاستین هم بیرون رفت، ما نیز همراه امام رضا علیه السلام بیرون شدیم، در یکی از منازل نامه یی برای فضل بن سهل از برادرش حسن بن سهل آمد که: من از روی حساب نجوم بتحویل سال نگریستم و دیدم تو در روز چهارشنبه فلان ماه حرارت آهن و آتش میچشی، عقیده دارم که تو در آن روز با امیر المومنین و امام رضا علیه السلام بحمام روی و حجامت کنی و روی دستت خون بریزی تا نحوست آن از تو دور گردد. و در این باره بمامون هم نامه یی نوشت و از او خواست که از امام رضا هم این تقاضا را بکند. -مامون بحضرت نامه یی نوشت و درخواست کرد، حضرت در پاسخ او نوشت: من فردا بحمام نمیروم و عقیده ندارم تو و فضل هم فردا بحمام روید، مامون دو مرتبه دیگر بحضرت نامه نوشت، امام رضا…
قَدِمَ قَوْمٌ مِنْ خُرَاسَانَ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَسَأَلُوهُ أَنْ يَجْعَلَهُمْ فِي حِلٍّ مِنَ اَلْخُمُسِ فَقَالَ مَا أَمْحَلَ هَذَا تَمْحَضُونَّا بِالْمَوَدَّةِ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَزْوُونَ عَنَّا حَقّاً جَعَلَهُ اَللَّهُ لَنَا وَ جَعَلَنَا لَهُ وَ هُوَ اَلْخُمُسُ لاَ نَجْعَلُ لاَ نَجْعَلُ لاَ نَجْعَلُ لِأَحَدٍ مِنْكُمْ فِي حِلٍّ .
جماعتی از خراسان خدمت حضرت رضا علیه السلام رسیدند و درخواست کردند که ایشان را از پرداخت خمس معاف دارد، فرمود: این چه نیرنگی است؟ بزبان خود با ما اظهار دوستی و اخلاص میکنید و حقی را که خدا برای ما قرار داده و ما را برای آن و آن خمس است، از ما دریغ میدارید نمیکنیم، نمیکنیم، نمیکنیم، هیچ یک از شما را معاف نمیداریم.
اِعْلَمْ عَلَّمَكَ اَللَّهُ اَلْخَيْرَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدِيمٌ وَ اَلْقِدَمُ صِفَتُهُ اَلَّتِي دَلَّتِ اَلْعَاقِلَ عَلَى أَنَّهُ لاَ شَيْ ءَ قَبْلَهُ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَهُ فِي دَيْمُومِيَّتِهِ فَقَدْ بَانَ لَنَا بِإِقْرَارِ اَلْعَامَّةِ مُعْجِزَةُ اَلصِّفَةِ أَنَّهُ لاَ شَيْ ءَ قَبْلَ اَللَّهِ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَ اَللَّهِ فِي بَقَائِهِ وَ بَطَلَ قَوْلُ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ كَانَ قَبْلَهُ أَوْ كَانَ مَعَهُ شَيْ ءٌ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ لَوْ كَانَ مَعَهُ شَيْ ءٌ فِي بَقَائِهِ لَمْ يَجُزْ أَنْ يَكُونَ خَالِقاً لَهُ لِأَنَّهُ لَمْ يَزَلْ مَعَهُ فَكَيْفَ يَكُونُ خَالِقاً لِمَنْ لَمْ…
حضرت امام رضا علیه السلام بیکی از اصحاب فرمود: بدان-خدایت خیر آموزد-خدای تبارک و تعالی قدیم است، و قدیم بودن صفتی است برای او که خردمند را رهبری میکند باینکه چیزی پیش از او نبوده و در همیشگی بودنش شریک ندارد، پس باعتراف داشتن عموم خردمندان این صفت معجزه را(یعنی قدیم بودنی که از درک آن عاجزند)برای ما روشن گشت که چیزی پیش از خدا نبوده و نسبت بدوامش هم چیزی با او نیست(همه چیز فانی شوند و او باقیست)و گفته آنکه معتقد است که پیش از او یا همراه او چیزی بوده باطل گشت زیرا اگر چیزی همیشه با او باشد خدا خالق او نخواهد بود چون که او همیشه با خدا بوده پس چگونه خدا خالق کسی باشد که همیشه با او بوده و اگر چیزی پیش از او باشد او اول خواهد بود نه این و آنکه اولست سزاوارتر است که خالق دیگری باشد، آنگاه خدای…
أَنَّ اَلْمَأْمُونَ بَعَثَ اَلْفَضْلَ بْنَ سَهْلٍ ذَا اَلرِّئَاسَتَيْنِ إِلَى اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِي مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ وَ اَلْفَرَائِضِ وَ اَلسُّنَنِ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ اَلْعِلْمِ فَدَعَا اَلرِّضَا ع بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ وَ قَالَ ع لِلْفَضْلِ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ حَسْبُنَا شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ أَحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً قَيُّوماً سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً قَائِماً بَاقِياً نُوراً عَالِماً لاَ يَجْهَلُ قَادِراً لاَ يَعْجِزُ غَنِيّاً…
از امام همام ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام در تفصیل این معانی(حکمت و پند و غیره)روایت شده است - «پاسخ امام رضا علیه السلام به مامون در کلیات شریعت آنگاه که مامون گردآوری آنها را از امام علیه السلام خواستار شد». -روایت شده است که مامون، فضل بن سهل، ذو الریاستین صاحب دو مقام صدارت و فرمانده سپاه را به جانب امام رضا علیه السلام فرستاد و به امام علیه السلام گفت: من دوست دارم که کلیاتی از حلال و حرام و واجبات و سنت ها را برایم گردآوری؛ چرا که تو حجت خدا بر آفریدگانش و منبع دانشی. امام رضا علیه السلام دوات و کاغذی خواست و به فضل فرمود: بنویس: / بسم الله الرحمن الرحیم / ، شهادت به اینکه خدایی جز خداوند نیست ما را بس باشد، یگانه و بی نیاز است، همسر و فرزندی نگرفته است، پاینده، بسیار شنوا…
لَمَّا حَضَرَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ع مَجْلِسَ اَلْمَأْمُونِ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ فِيهِ جَمَاعَةُ عُلَمَاءِ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ أَخْبِرُونِي عَنْ مَعْنَى هَذِهِ اَلْآيَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْكِتابَ اَلَّذِينَ اِصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا اَلْآيَةَ فَقَالَتِ اَلْعُلَمَاءُ أَرَادَ اَللَّهُ اَلْأُمَّةَ كُلَّهَا فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ فَقَالَ اَلرِّضَا ع لاَ أَقُولُ كَمَا قَالُوا وَ لَكِنْ أَقُولُ أَرَادَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِذَلِكَ اَلْعِتْرَةَ اَلطَّاهِرَةَ ع فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ وَ كَيْفَ عَنَى اَلْعِتْرَةَ دُونَ…
و از گفتار امام رضا علیه السلام در برگزیدگی -چون امام علی بن موسی علیهما السلام در مجلس مامون که در آن گروهی از علمای عراق و خراسان گرد هم آمده بودند، حضور یافت، مامون گفت: معنی این آیه را به من بفرمایید: «سپس این کتاب را به آن بندگان خود که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم. . . تا پایان آیه». فاطر ، آیه 32 علما گفتند: منظور خداوند همه امت است. مامون گفت: ای ابا الحسن، تو چه می گویی؟ امام رضا علیه السلام فرمود: آن گونه که آنان گفتند نمی گویم ولی می گویم: منظور خداوند تبارک و تعالی از این برگزیدگان عترت پاک رسول خدا علیهم السلام است. مامون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه ما بقی امت؟ امام رضا علیه السلام فرمود: اگر خداوند همه امت را قصد کرده بود می بایست همه امت در بهشت باشند، بخاطر…
كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْجَامِعِ بِهَا فَأَدَارَ اَلنَّاسُ بَيْنَهُمْ أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ فَذَكَرُوا كَثْرَةَ اَلاِخْتِلاَفِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ اَلرِّضَا ع فَأَعْلَمْتُهُ بِمَا خَاضَ اَلنَّاسُ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ ع يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ أَدْيَانِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ…
وصف نمودن امام رضا علیه السلام از امامت و امام و جایگاه آن -عبد العزیز بن مسلم گفت: همراه امام رضا علیه السلام در مرو بودیم و در مسجد جامع آن شهر جمع شدیم و مردم در موضوع امامت بحث و گفتگو می کردند و اختلاف عقیده بسیاری را ذکر کردند، پس من به خدمت سرور و مولایم امام رضا علیه السلام رسیدم و او را از سخنان مردم آگاه نمودم. امام رضا علیه السلام لبخندی زد، آنگاه فرمود: ای عبد العزیز، این طایفه ندانستند و در دین خویش فریفته شدند. به درستی که خداوند جلیل و عزیز، جان پیامبرش صلی الله علیه و آله را نستاند تا آن هنگام که دین را بر او کامل ساخت و قرآن را بر او فرو فرستاد که آشکارکننده هر چیزی بود -و حلال و حرام و احکام و همه نیازهای مردم را در آن، بطور کامل بیان نموده بود و فرمود: «ما هیچ چیز را در…
لَمَّا وَافَى أَبُو اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع نَيْسَابُورَ فَأَرَادَ أَنْ يَرْحَلَ مِنْهَا إِلَى اَلْمَأْمُونِ اِجْتَمَعَ إِلَيْهِ أَصْحَابُ اَلْحَدِيثِ فَقَالُوا لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ تَرْحَلُ عَنَّا وَ لاَ تُحَدِّثُنَا بِحَدِيثٍ نَسْتَفِيدُهُ مِنْكَ وَ كَانَ قَدْ قَعَدَ فِي اَلْعَمَّارِيَّةِ فَاطَّلَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي…
اسحاق بن راهویه گوید: هنگامی که امام رضا علیه السلام به نیشابور رسید و بر آن شد که از آنجا به جانب مامون راهی شود، راویان حدیث نزد او گرد آمدند و عرض کردند: ای زاده پیامبر خدا، از میان ما رخت بر می بندی و برای ما روایتی بازگو نمی کنی که از محضر تو استفاده نماییم؟ امام رضا علیه السلام از هودج خویش که در آن نشسته بود سر برآورد و فرمود: از پدرم موسی بن جعفر علیه السلام شنیدم که فرمود: از پدرم جعفر بن محمد علیه السلام شنیدم که فرمود: از پدرم محمد بن علی علیه السلام شنیدم که فرمود: از پدرم علی بن حسین علیه السلام شنیدم که فرمود: از پدرم حسین بن علی علیه السلام شنیدم که فرمود: از پدرم امیر مومنان علی بن ابی طالب علیه السلام شنیدم که فرمود: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: از…
كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْجَامِعِ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فِي بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ وَ ذَكَرُوا كَثْرَةَ اِخْتِلاَفِ اَلنَّاسِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي ع فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ اَلنَّاسِ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ…
من پیشوای مردم پس از خود و رساننده از جانب پیش از خود(پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)میباشم، کسی جز احمد(ص)بر من پیشی ندارد و من و او در یک روشیم، جز اینکه نبوت تنها بنام اوست، و بمن شش فضیلت عطا شده است 1-علم آجال و مرگها 2-علم بلاها 3-علم وصایا(آنچه اوصیا پیغمبران میدانند)4-فصل الخطاب(قرآن یا داوری میان حق و باطل و یا بیان و سخن واضح) 5-و من صاحب کرات(حمله های مشهور میدان جنگ یا عالم بحوادث و وقایع گذشته و آینده)و دولت حاکم بر همه دولتهایم 6-و من صاحب عصا و میسم و جنبنده ای که با مردم سخن گوید میباشم. -حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم را در آن زمینه بازگو میکردند، من خدمت آقایم رفتم و گفتگوی مردم را در بحث امامت بعرضش رسانیدم حضرت(ع)لبخندی زد و فرمود…
عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلاَّدٍ قَالَ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ عَلَيْكُمْ بِالتَّوَاضُعِ وَ اَلشُّكْرِ وَ اَلْحَمْدِ إِنَّهُ كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ رَجُلٌ فَأَتَاهُ فِي مَنَامِهِ مَنْ قَالَ لَهُ إِنَّ لَكَ نِصْفَ عُمُرِكَ سَعَة فَاخْتَرْ أَيَّ اَلنِّصْفَيْنِ شِئْتَ فَقَالَ إِنَّ لِي شَرِيكا فَلَمَّا أَصْبَحَ اَلرَّجُلُ قَالَ لِزَوْجَتِهِ قَدْ أَتَانِي فِي هَذِهِ اَللَّيْلَةِ رَجُلٌ فَأَخْبَرَنِي أَنَّ نِصْفَ عُمُرِي لِي سَعَة فَاخْتَرْ أَيَّ اَلنِّصْفَيْنِ شِئْتَ فَقَالَتْ لَهُ زَوْجَتُهُ اِخْتَرِ اَلنِّصْفَ اَلْأَوَّلَ وَ تَعَجِّلِ الْعَافِيَةَ لَعَلَّ اللَّهَ…
امام رضا علیه السّلام فرمود:از خدا بپرهیزید و فروتن و شکرگزار و ستایش کننده باشید، همانا در قوم بنی اسرائیل مردی زندگی می کرد که شبی شخصی به خوابش آمد و به او گفت: نیمی از عمرت را در وسعت و راحتی خواهی گذراند، اینک هر کدام از نصف را که می خواهی انتخاب کن؛ آن مرد گفت:مرا شریکی است، پس چون صبح شد به همسرش گفت:امشب مردی به خواب من آمد و به من خبر داد که نصف عمرم در آسایش است، و گفت هر یک از دو نصف را که می خواهی انتخاب کن؛ همسرش گفت:نصف اول را اختیار کن، گفت:به خاطر تو همین کار را می کنم.در این هنگام دنیا به او روی آورد، دائما به او نعمت می رسید.همسرش به او گفت:فلان همسایه ات محتاج است به او برس، و می گفت:قوم و خویش تو فلانی است نیازش را بر آور. و به همین حالت بودند و هر چه نعمت به آنها عطا می…