عَنْ سَعْدِ بْنِ خَلَفٍ قَالَ قَالَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ وَ اَلصَّلَوَاتُ اَلْمَفْرُوضَاتُ فِي أَوَّلِ وَقْتِهَا إِذَا أُقِيمَتْ حُدُودُهَا أَطْيَبُ رِيحا مِنْ قَضِيبِ اَلْآسِ يُؤْخَذُ مِنْ شَجَرِهِ فِي طَرَاوَتِهِ وَ طِيبِهِ وَ رِيحِهِ فَعَلَيْكُمْ بِالْوَقْتِ اَلْأَوَّلِ.
امام کاظم علیه السّلام فرمود:نمازهای واجب که در اول وقتش با آداب و حدود آن خوانده شود خوشبوتر از شاخۀ آس مورد است که از درخت هنگام سبزی و طراوت و خوشبوئیش چیده شود، پس نماز را اول وقت بخوانید.
عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلْأَوَّلِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ سَأَلَهُ عَلِيُّ بْنُ سُوَيْدٍ اَلسَّائِيُّ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اَللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ : فَقَالَ اَلتَّوَكُّلُ عَلَى اَللَّهِ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ تَتَوَكَّلَ عَلَيْهِ فِي أُمُورِكَ كُلِّهَا فَمَا فَعَلَ بِكَ كُنْتَ عَنْهُ رَاضِيا تَعْلَمُ أَنَّهُ لاَ يَأْلُوكَ إِلاَّ خَيْرا وَ فَضْلا وَ تَعْلَمُ أَنَّ اَلْحُكْمَ فِي ذَلِكَ إِلَيْهِ وَ وَثِقْتَ بِهِ فِيهَا وَ فِي غَيْرِهَا .
امام کاظم علیه السّلام در مورد قول خداوند که: هر کس بر خدا توکل کند پس او را بس است فرمود:توکل بر خدا دارای درجاتی است، یکی اینکه:در همۀ کارهایت بر او توکل کنی، و هر چه با تو انجام دهد به آن راضی باشی، و بدانی که غیر از خیر و سعادت تو را نخواهد، و بدانی که:اختیار در این امور با اوست، و تو اطمینان به او داشته باشی چه در این کارها و چه در غیر اینها.
عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنِ اَلْعَبْدِ اَلصَّالِحِ قَالَ : لاَ تُضَيِّعْ حَقَّ أَخِيكَ اِتِّكَالا عَلَى مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ فَإِنَّهُ لَيْسَ بِأَخٍ مَنْ ضَيَّعْتَ حَقَّهُ وَ لاَ يَكُونَنَّ أَخُوكَ أَقْوَى عَلَى قَطِيعَتِكَ مِنْكَ عَلَى صِلَتِهِ.
امام کاظم علیه السّلام فرمود:حق برادرت را به اعتماد رابطه ای که بین تو و او هست از بین مبر، زیرا او برادر کسی که حقش را از بین برد نیست، و مبادا که برادرت به بریدن از تو نیرومندتر از تو در پیوستن تو به او باشد.
عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ لَهُ رَجُلٌ إِنَّ اَلرَّجُلَ مِنْ عُرْضِ اَلنَّاسِ يَلْقَانِي فَيَحْلِفُ بِاللَّهِ إِنَّهُ يُحِبُّنِي فَأَحْلِفُ بِاللَّهِ إِنَّهُ صَادِقٌ فَقَالَ اِمْتَحِنْ قَلْبَكَ فَإِنْ كَانَ يُحِبُّهُ فَاحْلِفْ وَ إِلاَّ فَلاَ.
مردی به حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام عرض کرد:مردی از عامّۀ مردم به من می رسد و قسم به خدا می خورد که مرا دوست می دارد، آیا می توانم به خدا قسم بخورم که او راستگوست؟فرمود:قلبت را آزمایش کن اگر او را دوست می داری قسم بخور و الاّ نه.
قَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ مُوسَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ اَلْأَنْبِيَاءَ وَ أَوْلاَدَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ أَتْبَاعَ اَلْأَنْبِيَاءِ خُصُّوا بِثَلاَثِ خِصَالٍ اَلسُّقْمِ فِي اَلْأَبْدَانِ وَ خَوْفِ اَلسُّلْطَانِ وَ اَلْفَقْرِ.
امام موسی بن جعفر علیه السّلام فرمود:پیامبران و فرزندان پیامبران و پیروان پیامبران به سه خصلت مختص گردانیده شدند:بیماری در بدنها، ترس از پادشاهان و فقر.
عَنْ مِهْرَانَ قَالَ : كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ أَشْكُو إِلَيْهِ اَلدَّيْنَ وَ تَغَيُّرَ اَلْحَالِ فَكَتَبَ لِي اِصْبِرْ تُؤْجَرْ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تَصْبِرْ لَمْ تُؤْجَرْ وَ لَمْ تَرُدَّ قَضَاءَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ .
مهران گوید:نامه ای به امام کاظم علیه السّلام نوشتم و به ایشان از قرض و دگرگونی حال شکایت کردم. ایشان در جوابم نوشتند:صبر کن تا اجر و ثواب ببری، زیرا اگر تو صبر نکنی ثواب و اجری نصیب تو نگردد، و قضا و قدر خدا را مانع نتوانی شد.
عَنِ اَلْكَاظِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : دَخَلَ رَسُولُ اَللَّهِ اَلْمَسْجِدَ فَإِذَا جَمَاعَةٌ قَدْ أَطَافُوا بِرَجُلٍ فَقَالَ مَا هَذَا قَالُوا عَلاَّمَةٌ قَالَ وَ مَا اَلْعَلاَّمَةُ قَالُوا أَعْلَمُ اَلنَّاسِ بِأَنْسَابِ اَلْعَرَبِ وَ وَقَائِعِهَا وَ أَيَّامِ اَلْجَاهِلِيَّةِ وَ بِالْأَشْعَارِ اَلْعَرَبِيَّةِ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ذَاكَ عِلْمٌ لاَ يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لاَ يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ .
امام کاظم علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله وارد مسجد شد، ناگهان جماعتی را دید که گرد مردی را گرفته اند، فرمود:چه خبر است؟گفتند:علاّمه ای است، فرمود:علاّمه یعنی چه؟گفتند:داناترین مردم به دودمان عرب و حوادث ایشان و به روزگار جاهلیت و اشعار عرب است، پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:اینها علمی است که زیانی به نادانش نرساند، و سودی به عالمش نبخشد.
عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَطِيَّةَ أَنَّهُ رَأَى كُتُبا لِأَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مُتَرَّبَة .
علی بن عطیه نامه هایی از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام دید که مهر گلی روی آن زده شده بود.
عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ سَأَلَهُ عَنِ اَلْكَبَائِرِ كَمْ هِيَ وَ مَا هِيَ فَكَتَبَ اَلْكَبَائِرُ مَنِ اِجْتَنَبَ مَا وَعَدَ اَللَّهُ عَلَيْهِ اَلنَّارَ كَفَّرَ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ إِذَا كَانَ مُؤْمِنا وَ اَلسَّبْعُ اَلْمُوجِبَاتُ قَتْلُ اَلنَّفْسِ اَلْحَرَامِ وَ عُقُوقُ اَلْوَالِدَيْنِ وَ أَكْلُ اَلرِّبَا وَ اَلتَّعَرُّبُ بَعْدَ اَلْهِجْرَةِ وَ قَذْفُ اَلْمُحْصَنَةِ وَ أَكْلُ مَالِ اَلْيَتِيمِ وَ اَلْفِرَارُ مِنَ اَلزَّحْفِ .
از امام موسی بن جعفر علیه السّلام در مورد گناه کبیره پرسیدند که چند تا و چیست؟حضرت نوشت:کبائر آن است که بنده از آنچه خدا بر آن وعدۀ دوزخ داده دوری کند، و اگر مؤمن باشد گناهانش بر او پوشیده شود، و هفت گناهی که موجب دوزخ می شود:کشتن نفس محترمه، عقوق والدین، رباخواری، مهاجرت از محیط اسلامی، متهم ساختن زنان پارسا به زنا، خوردن مال یتیم، فرار از جهاد.
عَنِ اَلْكَاظِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ لِبَعْضِ وُلْدِهِ يَا بُنَيَّ عَلَيْكَ بِالْجِدِّ لاَ تُخْرِجَنَّ نَفْسَكَ مِنْ حَدِّ اَلتَّقْصِيرِ فِي عِبَادَةِ اَللَّهِ وَ طَاعَتِهِ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ يُعْبَدُ حَقَّ عِبَادَتِهِ.
امام کاظم علیه السّلام به یکی از فرزندانش فرمود:ای پسرکم کوشا باش، مبادا خودت را در عبادت و طاعت خداوند بی تقصیر بدانی، زیرا خدا چنان که شایسته اوست ستایش نشود.
عَنِ اَلْكَاظِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : سُئِلَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَا حَقُّ اَلْوَالِدِ عَلَى اَلْوَلَدِ قَالَ لاَ يُسَمِّيهِ بِاسْمِهِ وَ لاَ يَمْشِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لاَ يَجْلِسُ قَبْلَهُ وَ لاَ يَسْتَسِبُّ لَهُ .
امام کاظم علیه السّلام فرمود:از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله سؤال شد:حق پدر بر فرزندش چیست؟فرمود: او را به نامش نخواند، و جلویش راه نرود، و قبل از او ننشیند، و باعث دشنام به او نشود.
عَنْ عَلاَءِ بْنِ اَلْكَامِلِ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ آتَانِيَ اَللَّهُ بِأُمُورٍ لاَ أَحْتَسِبُهَا لاَ أَدْرِي كَيْفَ وُجُوهُهَا قَالَ أَ وَ لاَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا مِنَ اَلشُّكْرِ .
علا بن کامل گوید:به امام موسی بن جعفر علیه السّلام گفتم:خداوند به من نعمتهایی را داده که آنها را نمی توانم حساب کنم و دلیل و علت اعطاء این همه نعمت را هم نمی دانم؛ فرمود: آیا نمی دانی؟همانا این به خاطر شکری است که می کنی.