قال الإمام الکاظم عليه السلام

احادیث امام کاظم (ع)

امام موسی کاظم (علیه السلام)

۲۴۶ حدیث · صفحه ۱۸ از ۲۱

يَا هِشَامُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَشَّرَ أَهْلَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ اَلَّذِينَ هَداهُمُ اَللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبابِ يَا هِشَامُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَكْمَلَ لِلنَّاسِ اَلْحُجَجَ بِالْعُقُولِ وَ نَصَرَ اَلنَّبِيِّينَ بِالْبَيَانِ وَ دَلَّهُمْ عَلَى رُبُوبِيَّتِهِ بِالْأَدِلَّةِ فَقَالَ وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلرَّحْمنُ اَلرَّحِيمُ. إِنَّ فِي خَلْقِ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلافِ اَللَّيْلِ وَ…

هشام بن حکم گوید: موسی بن جعفر علیهم السلام بمن فرمود: ای هشام خدای تبارک و تعالی صاحب عقل و فهم را در کتاب مژده داده و فرموده(20 سوره 39)آن بندگانم را که هر سخن را شنوند و از نیکوترش پیروی کنند مژده بده، ایشانند که خدا هدایتشان کرده و ایشانند صاحبان عقل. ای هشام همانا خدای متعال بواسطه عقل حجت را برای مردم تمام کرده و پیغمبران را بوسیله بیان یاری کرده و بسبب برهان ها بربوبیت خویش دلالتشان نموده و فرموده است(160 سوره 2)خدای شما خداییست یگانه که جز او خدایی نیست و رحمان و رحیم است. در آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت شب و روز و کشتیهایی که بسود مردم در دریا روانست و آبی که خدا از آسمان فروآورد که زمین را بعد از موات شدنش زنده گرداند و از همه جنبندگان در آن پراکند و گردش بادها و ابری که بین آسمان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 13

لاَ بَأْسَ بِالْعَزْلِ فِي سِتَّةِ وُجُوهٍ اَلْمَرْأَةِ اَلَّتِي أَيْقَنَتْ أَنَّهَا لاَ تَلِدُ وَ اَلْمُسِنَّةِ وَ اَلْمَرْأَةِ اَلسَّلِيطَةِ وَ اَلْبَذِيَّةِ وَ اَلْمَرْأَةِ اَلَّتِي لاَ تُرْضِعُ وَلَدَهَا وَ اَلْأَمَةِ.

یعقوب جعفری گوید: شنیدم از امام موسی بن جعفر(ع)که میفرمود در شش صورت عزل: (بیرون ریختن نطفه بخارج از رحم)اشکالی ندارد: در صورتی که یقین داشته باشی زن نازا است یا سن زن زیاد باشد یا بی شرم باشد یا بد زبان باشد یا زنی که حاضر بشیر دادن بچه خود نباشد یا کنیز باشد.

الخصال، ج 2، ص 328

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع مَا كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ آدَمَ فَقَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ هَبَطَ بِهِ آدَمُ مَعَهُ مِنَ اَلْجَنَّةِ وَ إِنَّ نُوحاً ع لَمَّا رَكِبَ اَلسَّفِينَةَ أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَا نُوحُ إِنْ خِفْتَ اَلْغَرَقَ فَهَلِّلْنِي أَلْفاً ثُمَّ سَلْنِي اَلنَّجَاةَ أُنْجِكَ مِنَ اَلْغَرَقِ وَ مَنْ آمَنَ مَعَكَ قَالَ فَلَمَّا اِسْتَوَى نُوحٌ وَ مَنْ مَعَهُ فِي اَلسَّفِينَةِ وَ عَصَفَتْ عَلَيْهِمُ اَلرِّيحُ فَلَمْ يَأْمَنْ نُوحٌ مِنَ اَلْغَرَقِ فَأَعْجَلَتْهُ اَلرِّيحُ فَلَمْ يُدْرِكْ أَنْ يُهَلِّلَ أَلْفاً…

حسین بن خالد گوید: بابی الحسن موسی بن جعفر(ع)عرض کردم نقش انگشتر آدم چه بود؟ فرمود: لا اله الا الله محمد رسول الله بود آدم آن را از بهشت بهمراه خود آورده بود و چون نوح سوار کشتی میشد خدای عز و جل باو وحی کرد که ای نوح هر گاه از غرق شدن ترسیدی هزار بار لا اله الا الله بگو سپس نجات خویش را از من بخواه تا تو و کسانی را که بتو ایمان آورده اند از غرق شدن نجات بخشم فرمود چون نوح و همراهانش در کشتی نشستند بادی طوفانی وزیدن گرفت نوح را ایمنی از غرق شدن نماند تند باد آنقدر بنوح مهلت نداد که هزار بار لا اله الا الله بگوید بلغه سریانی گفت هلولیا الفا الفا یا ماریان اتقن (یعنی خدا را بیگانگی یاد میکنم هزار بار هزار بار پروردگارا مرا اصلاح فرما)طناب کشتی از حرکت باز ایستاد و کشتی بدون اضطراب براه افتاد…

الخصال، ج 2، ص 335

قَالَ لاَ يَكُونُ شَيْ ءٌ فِي اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ إِلاَّ بِسَبْعَةٍ بِقَضَاءٍ وَ قَدَرٍ وَ إِرَادَةٍ وَ مَشِيئَةٍ وَ كِتَابٍ وَ أَجَلٍ وَ إِذْنٍ فَمَنْ قَالَ غَيْرَ هَذَا فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اَللَّهِ أَوْ رَدَّ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: در آسمانها و زمین چیزی بوجود نمی آید مگر بواسطه هفت چیز: قضا و قدر و اراده و مشیت و کتاب و زمان و اذن.

الخصال، ج 3، ص 359

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَخِي مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أُرِيدُ اَلْخُرُوجَ فَادْعُ لِي فَقَالَ وَ مَتَى تَخْرُجُ قَالَ يَوْمَ اَلْإِثْنَيْنِ فَقَالَ لَهُ وَ لِمَ تَخْرُجُ يَوْمَ اَلْإِثْنَيْنِ قَالَ أَطْلُبُ فِيهِ اَلْبَرَكَةَ لِأَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص وُلِدَ يَوْمَ اَلْإِثْنَيْنِ فَقَالَ كَذَبُوا وُلِدَ رَسُولُ اَللَّهِ ص يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ وَ مَا مِنْ يَوْمٍ أَعْظَمُ شُؤْماً مِنْ يَوْمِ اَلْإِثْنَيْنِ يَوْمٍ مَاتَ فِيهِ رَسُولُ اَللَّهِ ص وَ اِنْقَطَعَ فِيهِ وَحْيُ اَلسَّمَاءِ وَ ظُلِمْنَا فِيهِ حَقَّنَا أَ لاَ أَدُلُّكَ عَلَى يَوْمٍ سَهْلٍ لَيِّنٍ أَلاَنَ…

علی بن جعفر گوید: مردی بخدمت برادرم موسی بن جعفر علیه السلام رسید و عرض کرد قربانت شوم قصد مسافرتی دارم و استدعا دارم که برای من دعا بفرمایید فرمود مسافرتت چه روزی است عرض کرد روز دوشنبه، فرمود روز دوشنبه چرا؟ عرض کرد چون روز ولادت رسول خدا است میخواهم برکت داشته باشد فرمود: دروغ میگویند رسول خدا در روز جمعه متولد شده است و هیچ روزی شومتر از روز دوشنبه نیست روزی است که رسول خدا در آن روز از دنیا رفته است و صدای وحی از خاندان ما بریده شده است و حق ما را در آن روز از ما غصب کرده اند. اگر میخواهی تو را بروز سهل و نرمی راهنمایی کنم؟ که خداوند در آن روز آهن را برای داود نرم کرد عرض کرد چرا قربانت شوم فرمود: سه شنبه مسافرت کن.

الخصال، ج 3، ص 385

رَأَيْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع اِحْتَجَمَ يَوْمَ اَلْأَرْبِعَاءِ وَ هُوَ مَحْمُومٌ فَلَمْ تَتْرُكْهُ اَلْحُمَّى فَاحْتَجَمَ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فَتَرَكَتْهُ اَلْحُمَّى .

عبد الرحمن بن عمرو بن اسلم گوید: امام موسی بن جعفر علیه السلام را دیدم که تب دار بود و روز چهارشنبه حجامت کرد ولی تب قطع نشد تا اینکه روز جمعه حجامت کرد و تب حضرت برید.

الخصال، ج 3، ص 386

رَأَيْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ ع يَحْتَجِمُ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ تَحْتَجِمُ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ قَالَ أَقْرَأُ آيَةَ اَلْكُرْسِيِّ فَإِذَا هَاجَ بِكَ اَلدَّمُ لَيْلاً كَانَ أَوْ نَهَاراً فَاقْرَأْ آيَةَ اَلْكُرْسِيِّ وَ اِحْتَجِمْ .

محمد بن رباح قلا گوید: موسی بن جعفر(ع)را دیدم که روز جمعه حجامت میکرد، عرض کردم: فدایت شوم روز جمعه حجامت میکنی؟ فرمود: من آیه الکرسی را میخوانم و تو نیز هر وقت که فشار خونت بالا رفت چه روز باشد و چه شب آیه الکرسی بخوان و حجامت کن

الخصال، ج 3، ص 390

يَا إِسْحَاقُ إِنَّ فِي اَلنَّارِ لَوَادِياً يُقَالُ لَهُ سَقَرُ لَمْ يَتَنَفَّسْ مُنْذُ خَلَقَهُ اَللَّهُ لَوْ أَذِنَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ فِي اَلتَّنَفُّسِ بِقَدْرِ مِخْيَطٍ لَأَحْرَقَ مَا عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ وَ إِنَّ أَهْلَ اَلنَّارِ لَيَتَعَوَّذُونَ مِنْ حَرِّ ذَلِكَ اَلْوَادِي وَ نَتْنِهِ وَ قَذَرِهِ وَ مَا أَعَدَّ اَللَّهُ فِيهِ لِأَهْلِهِ وَ إِنَّ فِي ذَلِكَ اَلْوَادِي لَجَبَلاً يَتَعَوَّذُ جَمِيعُ أَهْلِ ذَلِكَ اَلْوَادِي مِنْ حَرِّ ذَلِكَ اَلْجَبَلِ وَ نَتْنِهِ وَ قَذَرِهِ وَ مَا أَعَدَّ اَللَّهُ فِيهِ لِأَهْلِهِ وَ إِنَّ فِي ذَلِكَ اَلْجَبَلِ لَشِعْباً يَتَعَوَّذُ جَمِيعُ…

امام موسی بن جعفر علیه السلام ضمن روایت مفصلی که اسحق بن عمار از آن حضرت نقل میکند میفرماید: ای اسحاق در دوزخ بیابانی است که آن را سقر گویند از روزی که خدایش آفریده نفس نکشیده اگر خداوند اجازه اش فرماید که باندازه سوزنی نفس بکشد آنچه را که در روی زمین است میسوزاند و دوزخیان از گرما و گند و کثافت این بیابان و عذابی که خداوند برای اهل آن بیابان آماده کرده پناهنده میشوند و در آن بیابان کوهی است که همه مردم این بیابان از گرما و گند و کثافت آن کوه و آنچه خداوند برای اهل آن کوه آماده کرده پناهنده میشوند و در آن کوه دره ای است که اهل آن کوه از حرارت و گند و کثافت آن دره و آنچه خداوند برای اهل آن آماده نموده است پناهنده میشوند و در آن دره چاهی است که اهل آن دره از سوزش و گند و کثافت آن چاه و آنچه…

الخصال، ج 3، ص 398

تِسْعَةٌ يُورِثْنَ اَلنِّسْيَانَ أَكْلُ اَلتُّفَّاحِ يَعْنِي اَلْحَامِضَ وَ اَلْكُزْبُرَةَ وَ اَلْجُبُنَّ وَ أَكْلُ سُؤْرِ اَلْفَأْرِ وَ اَلْبَوْلُ فِي اَلْمَاءِ اَلْوَاقِفِ وَ قِرَاءَةُ كِتَابَةِ اَلْقُبُورِ وَ اَلْمَشْيُ بَيْنَ اِمْرَأَتَيْنِ وَ طَرْحُ اَلْقَمْلَةِ وَ اَلْحِجَامَةُ فِي اَلنُّقْرَةِ.

امام موسی بن جعفر(ع)فرمود: نه چیز است که فراموشی آورد: خوردن سیب و مقصود حضرت سیب ترش بوده و گشنیز و پنیر و خوردن نیمخورده موش و در آبی که جریان ندارد بول نمودن و نوشته سنگهای قبر را خواندن و در میان دو زن راه رفتن و شپش را نکشته دور انداختن و از گودی پس گردن حجامت نمودن.

الخصال، ج 3، ص 422

وَ فِي رِوَايَةٍ قَالَ لِي لاَ تَسْتَصْغِرِ اَلْحَمْدَ.

و در روایت دیگر، به من فرمود:سپاسگزاری را کوچک مشمار.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 39

كُنْتُ أَنَا وَ هِشَامُ بْنُ اَلْحَكَمِ وَ عَلِيُّ بْنُ يَقْطِينٍ بِبَغْدَادَ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ يَقْطِينٍ كُنْتُ عِنْدَ اَلْعَبْدِ اَلصَّالِحِ جَالِساً فَدَخَلَ عَلَيْهِ اِبْنُهُ عَلِيٌّ فَقَالَ لِي يَا عَلِيَّ بْنَ يَقْطِينٍ هَذَا عَلِيٌّ سَيِّدُ وُلْدِي أَمَا إِنِّي قَدْ نَحَلْتُهُ كُنْيَتِي فَضَرَبَ هِشَامُ بْنُ اَلْحَكَمِ بِرَاحَتِهِ جَبْهَتَهُ ثُمَّ قَالَ وَيْحَكَ كَيْفَ قُلْتَ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ يَقْطِينٍ سَمِعْتُ وَ اَللَّهِ مِنْهُ كَمَا قُلْتُ فَقَالَ هِشَامٌ أَخْبَرَكَ أَنَّ اَلْأَمْرَ فِيهِ مِنْ بَعْدِهِ .

صحاف گوید: من و هشام بن حکم و علی بن یقطین در بغداد بودیم، علی بن یقطبن گفت: خدمت موسی بن جعفر علیه السلام نشسته بودم که پسرش علی وارد شد، امام فرمود: علی بن یقطین همین علی سرور اولاد من است، همانا من کنیه خودم را(که ابو الحسن است)باو بخشیده ام. هشام کف دست خود را به پیشانیش زد و گفت: وای بر تو چه گفتی؟ ابن یقطین گفت: بخدا همین طور که گفتم از او شنیدم. هشام گفت: با این سخن بتو خبر داده که امر امامت پس از وی باو متعلق است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 311

إِنَّ اِبْنِي عَلِيّاً أَكْبَرُ وُلْدِي وَ أَبَرُّهُمْ عِنْدِي وَ أَحَبُّهُمْ إِلَيَّ وَ هُوَ يَنْظُرُ مَعِي فِي اَلْجَفْرِ وَ لَمْ يَنْظُرْ فِيهِ إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ.

نعیم قابوسی گوید: موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: همانا علی بزرگترین اولاد من است و خوش رفتارترین و محبوب ترین آنهاست نزد من، و او با من در جفر مینگرد، در صورتی که جز پیغمبر یا وصی پیغمبر در آن نمینگرد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 311
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه