إِنَّ اَلْقَائِمَ إِذَا قَامَ بِمَكَّةَ وَ أَرَادَ أَنْ يَتَوَجَّهَ إِلَى اَلْكُوفَةِ نَادَى مُنَادِيهِ أَلاَ لاَ يَحْمِلْ أَحَدٌ مِنْكُمْ طَعَاماً وَ لاَ شَرَاباً وَ يَحْمِلُ حَجَرَ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ وَ هُوَ وِقْرُ بَعِيرٍ فَلاَ يَنْزِلُ مَنْزِلاً إِلاَّ اِنْبَعَثَ عَيْنٌ مِنْهُ فَمَنْ كَانَ جَائِعاً شَبِعَ وَ مَنْ كَانَ ظَامِئاً رَوِيَ فَهُوَ زَادُهُمْ حَتَّى يَنْزِلُوا اَلنَّجَفَ مِنْ ظَهْرِ اَلْكُوفَةِ .
امام باقر علیه السلام فرمود: چون حضرت قایم در مکه قیام کند و خواهد متوجه کوفه شود منادیش فریاد کشد که، کسی خوردنی و آشامیدنی همراه خود بر ندارد، و سنگ حضرت موسی که بوزن یک بار شتر است با آن حضرتست، در هر منزلی که فرود آیند، چشمه آبی از آن سنگ بجوشد که گرسنه را سیر و تشنه را سیراب کند و همان سنگ توشه آنهاست تا هنگامی که در نجف بپشت کوفه فرود آیند.
لَبِسَ أَبِي دِرْعَ رَسُولِ اَللَّهِ ص ذَاتَ اَلْفُضُولِ فَخَطَّتْ وَ لَبِسْتُهَا أَنَا فَفَضَلَتْ .
امام صادق علیه السلام فرماید: پدرم زره ذات الفضول پیغمبر صلی الله علیه و آله را در برگرد، بزمین کشیده شد، من آن را پوشیدم، از قامتم بلندتر بود.
سَأَلْتُهُ عَمَّا يَتَحَدَّثُ اَلنَّاسُ أَنَّهُ دُفِعَتْ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ صَحِيفَةٌ مَخْتُومَةٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص لَمَّا قُبِضَ وَرِثَ عَلِيٌّ ع عِلْمَهُ وَ سِلاَحَهُ وَ مَا هُنَاكَ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحَسَنِ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحُسَيْنِ ع فَلَمَّا خَشِينَا أَنْ نُغْشَى اِسْتَوْدَعَهَا أُمَّ سَلَمَةَ ثُمَّ قَبَضَهَا بَعْدَ ذَلِكَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع قَالَ فَقُلْتُ نَعَمْ ثُمَّ صَارَ إِلَى أَبِيكَ ثُمَّ اِنْتَهَى إِلَيْكَ وَ صَارَ بَعْدَ ذَلِكَ إِلَيْكَ قَالَ نَعَمْ .
حمران گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم در باره آنچه مردم گویند که نامه مهرشده یی بام سلمه داده شد، امام علیه السلام فرمود: چون پیغمبر صلی الله علیه و آله درگذشت. علمش و سلاحش و هر چه نزد او بود(از نشانه های امامت)بعلی علیه السلام بارث رسید، سپس بحسن و پس از او بحسین علیهما السلام رسید و چون نگران شدیم که گرفتار شویم(و در داستان کربلا آن اسلحه بدست دشمن افتد)حسین علیه السلام آن را بام سلمه سپرد. سپس علی بن الحسین علیهما السلام آن را بازگرفت، من عرض کردم: آری چنین 137 - 2 است، سپس بپدرت رسید و پس از وی بشما رسید؟ فرمود: بلی.
سَمِعْتُ حُمْرَانَ بْنَ أَعْيَنَ يَسْأَلُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَدِيعُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اِبْتَدَعَ اَلْأَشْيَاءَ كُلَّهَا بِعِلْمِهِ عَلَى غَيْرِ مِثَالٍ كَانَ قَبْلَهُ فَابْتَدَعَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرَضِينَ وَ لَمْ يَكُنْ قَبْلَهُنَّ سَمَاوَاتٌ وَ لاَ أَرَضُونَ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ تَعَالَى وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى اَلْماءِ فَقَالَ لَهُ حُمْرَانُ أَ رَأَيْتَ قَوْلَهُ جَلَّ ذِكْرُهُ عالِمُ اَلْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِلاّ مَنِ اِرْتَضى مِنْ…
سدیر صیرفی گوید: شنیدم که حمران بن اعین از امام باقر علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل(101 سوره 6)«خدا ایجادکننده آسمانها و زمین است»میپرسید: امام فرمود: خدای عز و جل همه چیز را با علمش ایجاد کرد، بدون آنکه نمونه قبلی داشته باشد، آسمانها و زمینها را آفرید در صورتی که پیش از آن آسمان و زمینی نبود، مگر نمیشنوی گفتار خودش را(7 سوره 11)«و عرش خدا روی آب بود»(پس اگر آسمان و زمین میبود، عرش خدا روی آنها قرار میگرفت)حمران عرضکرد: بفرمایید معنی گفتار خدای جل ذکره را(27 سوره 72)«خدا غیب میداند و کسی را بر علم غیب خود آگاه نکند»امام علیه السلام(دنبال آیه را)فرمود: «مگر پیغمبری که مورد پسند او باشد»بخدا که محمد از پسندیدگان او بود و اما اینکه فرماید: «خدا غیب می داند»همانا خدای عز و جل عالم است بآنچه…
إِنَّ عَلِيّاً ع كَانَ مُحَدَّثاً فَقُلْتُ فَتَقُولُ نَبِيٌّ قَالَ فَحَرَّكَ بِيَدِهِ هَكَذَا ثُمَّ قَالَ أَوْ كَصَاحِبِ سُلَيْمَانَ أَوْ كَصَاحِبِ مُوسَى أَوْ كَذِي اَلْقَرْنَيْنِ أَ وَ مَا بَلَغَكُمْ أَنَّهُ قَالَ وَ فِيكُمْ مِثْلُهُ .
حارث بن مغیره گوید امام باقر علیه السلام فرمود: علی علیه السلام محدث بود، عرضکردم: میفرمایید پیغمبر بود؟ (چون این سوال در بین سخن آن حضرت بود، برای جواب نفی)امام علیه السلام دست خود را این چنین(ببالا)حرکت داد. سپس فرمود: بلکه مانند همدم سلیمان یا همدم موسی یا مانند ذو القرنین بود، مگر بشما خبر نرسیده است که خود علی فرمود: در میان شما هم مانند ذو القرنین هست(و او خود علی علیه السلام است). شرح محدث(مانند مقدم بصیغه اسم مفعول از باب تفعیل)در لغت بمعنی کسی است که باو حدیث و خبر تازه گویند و در لسان اخبار امام علیه السلام را محدث گویند، زیرا خدای تعالی علوم و اخبار آسمانی 202 - 3 را بوسیله الهام یا صدای فرشته باو میرساند ولی امام شخص فرشته را نمی بیند، اما پیغمبر صلی الله علیه و آله او را می دید…
قَالَ لَهُ حُمْرَانُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ رَأَيْتَ مَا كَانَ مِنْ أَمْرِ عَلِيٍّ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ ع وَ خُرُوجِهِمْ وَ قِيَامِهِمْ بِدِينِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا أُصِيبُوا مِنْ قَتْلِ اَلطَّوَاغِيتِ إِيَّاهُمْ وَ اَلظَّفَرِ بِهِمْ حَتَّى قُتِلُوا وَ غُلِبُوا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا حُمْرَانُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ كَانَ قَدَّرَ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ قَضَاهُ وَ أَمْضَاهُ وَ حَتَمَهُ ثُمَّ أَجْرَاهُ فَبِتَقَدُّمِ عِلْمِ ذَلِكَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ قَامَ عَلِيٌّ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ وَ بِعِلْمٍ صَمَتَ مَنْ صَمَتَ مِنَّا .
حمران بامام باقر علیه السلام عرضکرد: قربانت گردم بمن خبر دهید که موضوع نهضت علی و حسن و حسین علیهم السلام و قیام ایشان برای دین خدای عز و جل و مصیبتهایی که دیدند، از کشته شدن بدست طغیانگران و پیروزی آنها بر ایشان تا آنجا که کشته شدند و مغلوب گشتند چگونه بود؟ امام باقر علیه السلام فرمود: ای حمران: خدای تبارک و تعالی آن مصیبات را بر ایشان مقدر کرد و حکم فرمود و امضا نمود و حتمی ساخت، و سپس اجرا کرد(پس همه آن مصیبات با علم و اجازه خدا بوده)و علی و حسن و حسین از روی 204 - 3 بصیرت و دانشی که قبلا از رسول خدا صلی الله علیه و آله دریافته بودند قیام کردند، و هر کس از ما خانواده هم که خاموشی گزیند. از روی علم است.
قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع مَا عَلاَمَةُ اَلْإِمَامِ اَلَّذِي بَعْدَ اَلْإِمَامِ فَقَالَ طَهَارَةُ اَلْوِلاَدَةِ وَ حُسْنُ اَلْمَنْشَإِ وَ لاَ يَلْهُو وَ لاَ يَلْعَبُ .
معاویه بن وهب گوید: بامام باقر علیه السلام عرضکردم: علامت جانشین امام چیست؟ فرمود: پاکیزگی ولادت(حلال زادگی، ختنه شده، بخون آلوده نبودن)و تربیت خوب رشد و نموش بفضیلت و کمال و سعادت مقرون باشد و یاوه گری و بازی نکند.
عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : اَلنَّدَامَةُ عَلَى اَلْعَفْوِ أَفْضَلُ وَ أَيْسَرُ مِنَ اَلنَّدَامَةِ عَلَى اَلْعُقُوبَةِ.
امام باقر علیه السّلام فرمود:پشیمانی بر عفو و گذشت، بهتر و ساده تر از پشیمانی بر عقوبت است.
وَ قَالَ : إِذَا تَابَ اَلْعَبْدُ تَوْبَة نَصُوحا : أَحَبَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَسْتُرَ عَلَيْهِ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ فَقُلْتُ وَ كَيْفَ يَسْتُرُ عَلَيْهِ قَالَ يُنْسِي مَلَكَيْهِ مَا كَتَبَا عَلَيْهِ مِنَ اَلذُّنُوبِ وَ يُوحِي إِلَى جَوَارِحِهِ أَنِ اُكْتُمِي عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَ يُوحِي إِلَى بِقَاعِ اَلْأَرْضِ أَنِ اُكْتُمِي عَلَيْهِ مَا كَانَ يَعْمَلُ عَلَيْكِ مِنَ اَلذُّنُوبِ فَيَلْقَى اَللَّهَ حِينَ يَلْقَاهُ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ مِنَ اَلذُّنُوبِ .
امام باقر علیه السّلام فرمود:چون بنده توبه ای مانند توبۀ نصوح نماید، خداوند دوست دارد که گناهان او را در دنیا و آخرت بپوشاند، راوی گوید:پرسیدم؛ چگونه بر او پرده پوشی کند؟فرمود:هر چه از گناهان که دو فرشتۀ مأمور در نامۀ عملش نوشته اند از یادشان ببرد، و به اعضاء و جوارح او وحی می کند که:گناهانی را که به وسیلۀ آنها انجام داده پنهان کنند، و به قطعه های زمین وحی کند گناهانی را که روی آنها انجام داده پنهان دارند، در این هنگام خدا را ملاقات می کند در حالی که اثری از آن گناهان وجود ندارد.
یا جابِرُ! مَنْ دَخَلَ عَلَیهِ شَهرُ رَمضانَ وَ صامَ نَهارَهُ وَ قامَ وَرْداً مِنْ لَیلِهِ، وَ حَفِظَ لِسانَهُ وَ فَرجَهُ وَ غَضَّ بَصَرَهُ وَ کفَّ اذانَهُ، خَرَجَ مِن الذُّنُوبِ کیومٍ وَلَدَتهُ اُمُّهُ. قالَ قُلْتُ: ما احَسنَ هَذا مِنْ حَدیث، جُعِلتُ فِداک. قالَ: ما اشَدَّ هَذا مِنْ شَرْطٍ؛
هر کس ماه رمضان بر او وارد شود و روزهایش را روزه بدارد و پاسی از شب را به نیایش برخیزد و زبانش را نگهدارد و چشم خود از حرام بربندد و آزار به کسی نرساند، مثل روز تولد از مادر از گناه پاکیزه می شود. گفتم: چه حدیث خوبی!حضرت فرمودند: چه شرایط دشواری!
لَوْ أَنَّ عَبْداً عَمِلَ عَمَلاً يَطْلُبُ بِهِ وَجْهَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اَلدَّارَ اَلْآخِرَةَ فَأَدْخَلَ فِيهِ رِضَى أَحَدٍ مِنَ اَلنَّاسِ كَانَ مُشْرِكاً.
امام باقر علیه السلام فرمود: اگر بنده ای کاری را برای دستیابی به خشنودی خدای گرامی و بزرگ و سرای آخرت انجام دهد ولی خشنودی یک نفر از مردم را نیز قصد کند مشرک باشد.
سَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَالَ أَصْلَحَكَ اَللَّهُ شُرْبُ اَلْخَمْرِ شَرٌّ أَمْ تَرْكُ اَلصَّلاَةِ فَقَالَ شُرْبُ اَلْخَمْرِ ثُمَّ قَالَ وَ تَدْرِي لِمَ ذَاكَ قَالَ لاَ قَالَ لِأَنَّهُ يَصِيرُ فِي حَالٍ لاَ يَعْرِفُ رَبَّهُ .
اسماعیل بن سالم گوید: مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: خدا خیرت دهد شرابخواری بدتر است یا فروگذاری از نماز؟ فرمود: شرابخواری، سپس فرمود: آیا می دانی چرا؟ عرض کرد: نه. فرمود: زیرا حالش را به گونه ای دگرگون سازد که خدا را در آن حال نشناسد.