مِنْ كِتَابِ عِلَلِ اَلشَّرَائِعِ قَالَ عَبْدُ اَلرَّحْمَنِ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنِّي رُبَّمَا حَزِنْتُ فَلاَ أَعْرِفُ فِي أَهْلٍ وَ لاَ مَالٍ وَ لاَ وَلَدٍ وَ رُبَّمَا فَرِحْتُ فَلاَ أَعْرِفُ فِي أَهْلٍ وَ لاَ مَالٍ وَ لاَ وَلَدٍ فَقَالَ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ وَ مَعَهُ مَلَكٌ وَ شَيْطَانٌ فَإِذَا كَانَ فَرَحُهُ كَانَ دُنُوُّ اَلْمَلَكِ مِنْهُ وَ إِذَا كَانَ حَزَنُهُ كَانَ دُنُوُّ اَلشَّيْطَانِ مِنْهُ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلشَّيْطٰانُ يَعِدُكُمُ اَلْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشٰاءِ وَ اَللّٰهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَة مِنْهُ وَ فَضْلا…
عبد الرحمن گوید:خدمت حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:من گاهی به اندازه ای غمگین می شوم که خانواده و مال و فرزندم را نمی شناسم، و گاهی چنان خوشحال هستم که خانواده و مال و فرزندم را نمی شناسم. امام علیه السّلام فرمود:هر شخصی برای خود شیطان و فرشته ای دارد، هر گاه خوشحال باشد فرشته ای به او نزدیک شود، و هر گاه غمگین شود شیطان، و این معنای سخن خداوند عزّ و جلّ است که می فرماید: شیطان به شما وعده فقر می دهد و شما را وادار به کارهای زشت می کند، و خداوند شما را به آمرزش و فزونیش بشارت می دهد، و خداوند گشایشگر و داناست .
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِذَا أَرَدْتُمْ أَنْ تَكُونُوا إِخْوَانِي وَ أَصْحَابِي فَوَطِّنُوا أَنْفُسَكُمْ عَلَى اَلْعَدَاوَةِ وَ اَلْبَغْضَاءِ مِنَ اَلنَّاسِ وَ إِلاَّ فَلَسْتُمْ لِي بِأَصْحَابٍ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:اگر خواستید از برادران و اصحاب من باشید، باید خود را برای دشمنی و کینه مردم نسبت به خود آماده سازید، و گر نه اصحاب من نیستید.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لَقِيَ رَسُولُ اَللَّهِ يَوْما حَارِثَةَ بْنَ مَالِكِ بْنِ اَلنُّعْمَانِ اَلْأَنْصَارِيَّ فَقَالَ لَهُ كَيْفَ أَصْبَحْتَ يَا حَارِثَةُ قَالَ أَصْبَحْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مُؤْمِنا حَقّا فَقَالَ إِنَّ لِكُلِّ إِيمَانٍ حَقِيقَة فَمَا حَقِيقَةُ إِيمَانِكَ فَقَالَ عَزَفَتْ نَفْسِي عَنِ اَلدُّنْيَا فَأَسْهَرَتْ لَيْلِي وَ أَظْمَأَتْ نَهَارِي فَكَأَنِّي نَظَرْتُ إِلَى عَرْشِ رَبِّي قَدْ قَرُبَ الحساب لِلْحِسَابِ فَكَأَنِّي بِأَهْلِ اَلْجَنَّةِ فِيهَا يَتَزَاوَرُونَ وَ أَهْلِ اَلنَّارِ يُعَذَّبُونَ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:روزی رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله حارثة بن مالک بن نعمان انصاری را دید و به او فرمود:ای حارثه چگونه شب را به صبح رساندی؟گفت:ای رسول خدا صبح کردم در حالی که مؤمن حقیقی بودم.فرمود:هر ایمانی حقیقتی دارد، حقیقت ایمان تو چیست؟گفت:خودم را از دنیا منع نمودم و شبم را تا صبح بیدار ماندم، و سراسر روزم را تشنه بودم کنایه از روزه بودن ، گویا به عرش پروردگارم نگاه کردم و روز حساب را نزدیک شده، و گویا داخل بهشتیان شدم در حالی که آنها بدیدن هم می رفتند، و اهل آتش عذاب می شدند.رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:تو مؤمنی، خداوند نور ایمان را در دلت انداخته، پس ثابت بمان، خداوند تو را ثابت بدارد سپس گفت:ای رسول خدا من بر خودم از هیچ چیزی هراسان نیستم مگر از چشمم، رسول خدا…
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِأَصْحَابِهِ سَلُوا رَبَّكُمُ اَلْعَافِيَةَ فَإِنَّكُمْ لَسْتُمْ مِنْ أَصْحَابِ اَلْبَلاَءِ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به اصحابش فرمود:از پروردگارتان سلامت بطلبید، زیرا شما به بلا گرفتار نخواهید شد.
عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ سَلُوا رَبَّكُمُ اَلْعَافِيَةَ فَإِنَّكُمْ لَسْتُمْ مِنْ أَهْلِ اَلْبَلاَءِ فَإِنَّهُ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ شُقُّوا بِالْمَنَاشِيرِ عَلَى أَنْ يُعْطُوا اَلْكُفْرَ فَلَمْ يُعْطُوا.
امام صادق علیه السّلام فرمود:از پروردگارتان سلامت بخواهید، زیرا شما اهل بلا نیستید، کسانی از بنی اسرائیل قبل از شما بودند که به وسیله ارّه تکه تکه می شدند تا کافر شوند، اما آنان کافر نمی شدند.
عَنْ عُنْوَانَ اَلْبَصْرِيِّ وَ كَانَ شَيْخا كَبِيرا قَدْ أَتَى عَلَيْهِ أَرْبَعٌ وَ تِسْعُونَ سَنَة قَالَ : كُنْتُ أَخْتَلِفُ إِلَى مَالِكِ بْنِ أَنَسٍ سِنِينَ فَلَمَّا حَضَرَ جَعْفَرٌ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْمَدِينَةَ اِخْتَلَفْتُ إِلَيْهِ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ آخُذَ عَنْهُ كَمَا أَخَذْتُ مِنْ مَالِكٍ فَقَالَ لِي يَوْما إِنِّي رَجُلٌ مَطْلُوبٌ وَ مَعَ ذَلِكَ لِي أَوْرَادٌ فِي كُلِّ سَاعَةٍ مِنْ آنَاءِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ فَلاَ تَشْغَلْنِي عَنْ وِرْدِي فَخُذْ عَنْ مَالِكٍ وَ اِخْتَلِفْ إِلَيْهِ كَمَا كُنْتَ تَخْتَلِفُ إِلَيْهِ فَاغْتَمَمْتُ مِنْ ذَلِكَ وَ خَرَجْتُ مِنْ…
عنوان بصری که پیرمردی نود و چهار ساله ای بود گوید:حدود دو سال با مالک بن انس رفت و آمد داشتم، هنگامی که امام صادق علیه السّلام وارد مدینه شد، خدمت آن حضرت می رسیدم و دوست داشتم آنچه را از مالک می آموختم از آن حضرت بیاموزم، روزی حضرت به من فرمود:من از طرف حکومت تحت نظر می باشم، بعلاوه اینکه در هر ساعت از شب و روز نیز اوراد و اذکاری دارم که باید بگویم، مرا از گفتن ذکر باز مدار، و همان طور که قبلا نزد مالک می رفتی حالا هم برو و مسائلت را از او بپرس، من از این سخنان غمگین شدم، و از نزد ایشان رفتم، و با خود گفتم:اگر در من خیری می دید مرا از خود نمی راند، و به مالک حواله نمی نمود، بار دیگر وارد مسجد رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله شدم و بر امام علیه السّلام سلام کردم، سپس از کنار قبر پیامبر وارد…
يَا عَبْدَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَبَ إِبْلِيسُ حَبَائِلَهُ فِي دَارِ اَلْغُرُورِ فَمَا يَقْصِدُ فِيهَا إِلاَّ أَوْلِيَاءَنَا وَ لَقَدْ جَلَّتِ اَلْآخِرَةُ فِي أَعْيُنِهِمْ حَتَّى مَا يُرِيدُونَ بِهَا بَدَلاً ثُمَّ قَالَ آهِ آهِ عَلَى قُلُوبٍ حُشِيَتْ نُوراً وَ إِنَّمَا كَانَتِ اَلدُّنْيَا عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ اَلشُّجَاعِ اَلْأَرْقَمِ وَ اَلْعَدُوِّ اَلْأَعْجَمِ أَنِسُوا بِاللَّهِ وَ اِسْتَوْحَشُوا مِمَّا بِهِ اِسْتَأْنَسَ اَلْمُتْرَفُونَ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً وَ بِهِمْ تُكْشَفُ كُلُّ فِتْنَةٍ وَ تُرْفَعُ كُلُّ بَلِيَّةٍ يَا اِبْنَ جُنْدَبٍ حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ يَعْرِفُنَا أَنْ…
سخنان امام صادق علیه السلام از ابو عبد الله جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله به طور مفصل در خصوص این معانی (پند و اندرز و غیره)روایت شده است. - سفارش امام صادق علیه السلام به عبد الله بن جندب -روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمود: ای عبد الله به طور قطع، ابلیس دامهای خود را در این سرای فریب گسترده و هدفش از آن جز دستیابی به دوستان ما نیست، ولی سرای دیگر به دیده آنان چنان پرجلال است که هیچ چیزی را جایگزین آن نسازند. وه، وه بر دلهایی که سرشار از روشنایی است و به راستی، دنیا از دیدگاه آنان چون مار گزنده خوش خط و خال و دشمنی بی زبان است. آنان با خدا انس دارند و از آنچه خوشگذران ها به آن عادت کرده اند، گریزانند. به یقین، اینان دوستان من اند که به خاطر آنها هر فتنه ای ریشه کن شود و هر بلایی…
قَالَ لِيَ اَلصَّادِقُ ع إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ عَيَّرَ أَقْوَاماً فِي اَلْقُرْآنِ بِالْإِذَاعَةِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيْنَ قَالَ قَالَ قَوْلُهُ وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ اَلْأَمْنِ أَوِ اَلْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ ثُمَّ قَالَ اَلْمُذِيعُ عَلَيْنَا سِرَّنَا كَالشَّاهِرِ بِسَيْفِهِ عَلَيْنَا رَحِمَ اَللَّهُ عَبْداً سَمِعَ بِمَكْنُونِ عِلْمِنَا فَدَفَنَهُ تَحْتَ قَدَمَيْهِ وَ اَللَّهِ إِنِّي لَأَعْلَمُ بِشِرَارِكُمْ مِنَ اَلْبَيْطَارِ بِالدَّوَابِّ شِرَارُكُمْ اَلَّذِينَ لاَ يَقْرَءُونَ اَلْقُرْآنَ إِلاَّ هَجْراً وَ لاَ يَأْتُونَ اَلصَّلاَةَ إِلاَّ دَبْراً وَ لاَ يَحْفَظُونَ…
سفارش امام صادق علیه السلام به ابو جعفر محمد بن نعمان احول -ابو جعفر احول گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: به راستی، خداوند عزیز و جلیل در قرآن، مردمی را به خاطر افشاگری سرزنش کرده است. پرسیدم: فدایت شوم در کجای قرآن چنین فرموده است؟ فرمود: این آیه است: «و چون خبری حاکی از ایمنی یا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند» سوره نسا ، آیه 83 ، سپس امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که راز ما را بر زیان ما فاش نماید همچون کسی است که بر روی ما شمشیر کشیده است، خدا مورد رحمت قرار دهد بنده ای را که علم محرمانه ما را بشنود و آن را زیر پای خود دفن نماید تا از دسترس مخالفان به دور ماند، به خدا سوگند که شناخت من از بدکاران شما بهتر از شناخت دامپزشک به احوال چهارپایان است، آن بدکاران همان کسانی اند که…
أَمَّا بَعْدُ فَسَلُوا رَبَّكُمُ اَلْعَافِيَةَ وَ عَلَيْكُمْ بِالدَّعَةِ وَ اَلْوَقَارِ وَ اَلسَّكِينَةِ وَ اَلْحَيَاءِ وَ اَلتَّنَزُّهِ عَمَّا تَنَزَّهَ عَنْهُ اَلصَّالِحُونَ مِنْكُمْ وَ عَلَيْكُمْ بِمُجَامَلَةِ أَهْلِ اَلْبَاطِلِ تَحَمَّلُوا اَلضَّيْمَ مِنْهُمْ وَ إِيَّاكُمْ وَ مُمَاظَّتَهُمْ دِينُوا فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ إِذَا أَنْتُمْ جَالَسْتُمُوهُمْ وَ خَالَطْتُمُوهُمْ وَ نَازَعْتُمُوهُمُ اَلْكَلاَمَ فَإِنَّهُ لاَ بُدَّ لَكُمْ مِنْ مُجَالَسَتِهِمْ وَ مُخَالَطَتِهِمْ وَ مُنَازَعَتِهِمْ بِالتَّقِيَّةِ اَلَّتِي أَمَرَكُمُ اَللَّهُ بِهَا فَإِذَا اُبْتُلِيتُمْ بِذَلِكَ مِنْهُمْ…
نامه امام صادق علیه السلام به گروهی از شیعیان و یارانش -اما بعد، از پروردگارتان عافیت خواهید. نرمخو و باوقار باشید. آرامش و حیای خود را حفظ نمایید. خوبان شما از هر چه کناره جویی می کنند شما نیز کناره گیرید. با اهل باطل مودبانه رفتار کنید و بی ادبی و ستم آنان را تحمل نمایید و از درگیر شدن با آنها خودداری کنید. اگر گاهی مجبورید با آنها همنشینی و معاشرت و جر و بحث نمایید، باید اصل تقیه را که خدا به آن فرمانتان داده مد نظرتان باشد و طبق آن رفتار نمایید؛ پس اگر در اثر رعایت نکردن تقیه گرفتارشان شوید، به آزار و اذیت شما پردازند و ناخوشایندی شما را در چهره هایتان بخوانند و اگر نه این بود که خدا شر آنان را از شما دور ساخته است بر شما یورش می آوردند. -عداوت و کینه ای که از شما به دل دارند بیشتر از آن…
اَلاِسْتِقْصَاءُ فُرْقَةٌ اَلاِنْتِقَادُ عَدَاوَةٌ قِلَّةُ اَلصَّبْرِ فَضِيحَةٌ إِفْشَاءُ اَلسِّرِّ سُقُوطٌ اَلسَّخَاءُ فِطْنَةٌ اَللَّوْمُ تَغَافُلٌ ثَلاَثَةٌ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِنَّ نَالَ مِنَ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ بُغْيَتَهُ مَنِ اِعْتَصَمَ بِاللَّهِ وَ رَضِيَ بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ أَحْسَنَ اَلظَّنَّ بِاللَّهِ ثَلاَثَةٌ مَنْ فَرَّطَ فِيهِنَّ كَانَ مَحْرُوماً اِسْتِمَاحَةُ جَوَادٍ وَ مُصَاحَبَةُ عَالِمٍ وَ اِسْتِمَالَةُ سُلْطَانٍ ثَلاَثَةٌ تُورِثُ اَلْمَحَبَّةَ اَلدِّينُ وَ اَلتَّوَاضُعُ وَ اَلْبَذْلُ مَنْ بَرِئَ مِنْ ثَلاَثَةٍ نَالَ ثَلاَثَةً مَنْ بَرِئَ مِنَ اَلشَّرِّ نَالَ اَلْعِزَّ…
از سخنان امام صادق علیه السلام که برخی از شیعیان آن را«نثر الدرر»نامیده اند -1-به همه جزییات زندگی و دوستی حساس شدن مایه جدایی است. انتقاد مایه دشمنی است. کم صبری مایه رسوایی است. فاش کردن راز مایه سرنگونی است. بخشندگی هوشمندی است. فرومایگی غفلت نمایی است. -2-سه چیز است که هر که به آنها دست آویزد به آرزوهای دنیوی و اخروی خود دست یابد: پناه بردن به خدا، خرسند بودن به قضای خدا و خوش بین بودن به خدا. -3-سه چیز است که هر کس در آنها کوتاهی نماید ناکام گردد: بهره جویی از شخص بخشنده، همنشینی با عالم و دل گرم ساختن سلطان. -4-سه چیز محبت انگیز است: دینداری، فروتنی و بخشندگی. -5-هر که از سه چیز بیزار گشت به سه چیز دست یابد: هر که از شر بیزار گشت به عزت دست یابد، هر که از اظهار بزرگی بیزار گشت به…
دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ ع لَهُ مِمَّنِ اَلرَّجُلُ فَقَالَ مِنْ مُحِبِّيكُمْ وَ مَوَالِيكُمْ فَقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ ع لاَ يُحِبُّ اَللَّهَ عَبْدٌ حَتَّى يَتَوَلاَّهُ وَ لاَ يَتَوَلاَّهُ حَتَّى يُوجِبَ لَهُ اَلْجَنَّةَ ثُمَّ قَالَ لَهُ مِنْ أَيِّ مُحِبِّينَا أَنْتَ فَسَكَتَ اَلرَّجُلُ فَقَالَ لَهُ سَدِيرٌ وَ كَمْ مُحِبُّوكُمْ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ عَلَى ثَلاَثِ طَبَقَاتٍ طَبَقَةٌ أَحَبُّونَا فِي اَلْعَلاَنِيَةِ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي اَلسِّرِّ وَ طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي اَلسِّرِّ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي اَلْعَلاَنِيَةِ وَ طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي اَلسِّرِّ وَ…
گفتار امام صادق علیه السلام در وصف محبت به اهل بیت و تعریف توحید و ایمان و کفر و فسق -مردی خدمت امام صادق علیه السلام رسید. امام پرسید: این مرد از چه کسانی است؟ آن مرد خود آماده پاسخ گشت و عرض کرد: از دلباختگان و دوستداران شما. پس امام صادق علیه السلام به او فرمود: خداوند بنده ای را دوست ندارد تا او را به خود راه دهد و او را به خود راه ندهد تا اینکه بهشت را بر او واجب نماید. سپس به او فرمود: تو از کدام دوستان مایی؟ آن مرد سکوت نمود و مردی به نام سدیر عرض کرد: یا ابن رسول الله مگر دوستان شما چند گونه اند؟ فرمود: سه گروهند: گروهی که ما را در ظاهر دوست دارند ولی در باطن دوستمان ندارند و گروهی که ما را در باطن دوست دارند ولی در ظاهر اظهار دوستی نمی کنند و گروهی که هم در ظاهر دوست دارند و هم در…
وَ هِيَ جِهَتَانِ فَإِحْدَى اَلْجِهَتَيْنِ مِنَ اَلْوِلاَيَةِ وِلاَيَةُ وُلاَةِ اَلْعَدْلِ اَلَّذِينَ أَمَرَ اَللَّهُ بِوِلاَيَتِهِمْ وَ تَوْلِيَتِهِمْ عَلَى اَلنَّاسِ وَ وِلاَيَةِ وُلاَتِهِ وَ وُلاَةِ وُلاَتِهِ إِلَى أَدْنَاهُمْ بَاباً مِنْ أَبْوَابِ اَلْوِلاَيَةِ عَلَى مَنْ هُوَ وَالٍ عَلَيْهِ وَ اَلْجِهَةُ اَلْأُخْرَى مِنَ اَلْوِلاَيَةِ وِلاَيَةُ وُلاَةِ اَلْجَوْرِ وَ وُلاَةِ وُلاَتِهِ إِلَى أَدْنَاهُمْ بَاباً مِنَ اَلْأَبْوَابِ اَلَّتِي هُوَ وَالٍ عَلَيْهِ فَوَجْهُ اَلْحَلاَلِ مِنَ اَلْوِلاَيَةِ وِلاَيَةُ اَلْوَالِي اَلْعَادِلِ اَلَّذِي أَمَرَ اَللَّهُ بِمَعْرِفَتِهِ وَ وِلاَيَتِهِ وَ…
تفسیر معنی انواع ولایت -ولایت و حکومت بر مردم دو راه دارد: یکی از آن دو، ولایت حکمرانان دادگر است که خدا به ولایت آنان فرمان داده و آنان را بر مردم سرپرست نموده و ولایت و حکومت ماموران و کارگزاران حکمرانان است تا برسد به پایین ترین رده آنان. این بابی از ابواب ولایت است از نظر کسی که بر آنها ماموریت دارد. و راه دیگر از ولایت، ولایت و حکومت حکمرانان ناحق است و ولایت کارگزاران او تا برسد به پایین ترین رده آنان. این نیز بابی از ابواب به عهده گرفتن امور حکومتی است؛ پس نوع حلال کارگزاری همان پذیرفتن ولایت حکمران دادگر است که خداوند فرمان داده به شناختن او و تحت ولایت او قرار گرفتن و در خدمت او و کارگزارانش بودن، در همان راستا که خداوند حکمران دادگر را مامور داشته، بدون افزودن یا کاستن از آنچه خدا…