قال الإمام الصادق عليه السلام:
وَ هِيَ جِهَتَانِ فَإِحْدَى اَلْجِهَتَيْنِ مِنَ اَلْوِلاَيَةِ وِلاَيَةُ وُلاَةِ اَلْعَدْلِ اَلَّذِينَ أَمَرَ اَللَّهُ بِوِلاَيَتِهِمْ وَ تَوْلِيَتِهِمْ عَلَى اَلنَّاسِ وَ وِلاَيَةِ وُلاَتِهِ وَ وُلاَةِ وُلاَتِهِ إِلَى أَدْنَاهُمْ بَاباً مِنْ أَبْوَابِ اَلْوِلاَيَةِ عَلَى مَنْ هُوَ وَالٍ عَلَيْهِ وَ اَلْجِهَةُ اَلْأُخْرَى مِنَ اَلْوِلاَيَةِ وِلاَيَةُ وُلاَةِ اَلْجَوْرِ وَ وُلاَةِ وُلاَتِهِ إِلَى أَدْنَاهُمْ بَاباً مِنَ اَلْأَبْوَابِ اَلَّتِي هُوَ وَالٍ عَلَيْهِ فَوَجْهُ اَلْحَلاَلِ مِنَ اَلْوِلاَيَةِ وِلاَيَةُ اَلْوَالِي اَلْعَادِلِ اَلَّذِي أَمَرَ اَللَّهُ بِمَعْرِفَتِهِ وَ وِلاَيَتِهِ وَ اَلْعَمَلِ لَهُ فِي وِلاَيَتِهِ وَ وِلاَيَةِ وُلاَتِهِ وَ وُلاَةِ وُلاَتِهِ بِجِهَةِ مَا أَمَرَ اَللَّهُ بِهِ اَلْوَالِيَ اَلْعَادِلَ بِلاَ زِيَادَةٍ فِيمَا أَنْزَلَ اَللَّهُ بِهِ وَ لاَ نُقْصَانٍ مِنْهُ وَ لاَ تَحْرِيفٍ لِقَوْلِهِ وَ لاَ تَعَدٍّ لِأَمْرِهِ إِلَى غَيْرِهِ فَإِذَا صَارَ اَلْوَالِي وَالِيَ عَدْلٍ بِهَذِهِ اَلْجِهَةِ فَالْوِلاَيَةُ لَهُ وَ اَلْعَمَلُ مَعَهُ وَ مَعُونَتُهُ فِي وِلاَيَتِهِ وَ تَقْوِيَتُهُ حَلاَلٌ مُحَلَّلٌ وَ حَلاَلٌ اَلْكَسْبُ مَعَهُمْ وَ ذَلِكَ أَنَّ فِي وِلاَيَةِ وَالِي اَلْعَدْلِ وَ وُلاَتِهِ إِحْيَاءَ كُلِّ حَقٍّ وَ كُلِّ عَدْلٍ وَ إِمَاتَةَ كُلِّ ظُلْمٍ وَ جَوْرٍ وَ فَسَادٍ فَلِذَلِكَ كَانَ اَلسَّاعِي فِي تَقْوِيَةِ سُلْطَانِهِ وَ اَلْمُعِينُ لَهُ عَلَى وِلاَيَتِهِ سَاعِياً إِلَى طَاعَةِ اَللَّهِ مُقَوِّياً لِدِينِهِ وَ أَمَّا وَجْهُ اَلْحَرَامِ مِنَ اَلْوِلاَيَةِ فَوِلاَيَةُ اَلْوَالِي اَلْجَائِرِ وَ وِلاَيَةُ وُلاَتِهِ اَلرَّئِيسِ مِنْهُمْ وَ أَتْبَاعِ اَلْوَالِي فَمَنْ دُونَهُ مِنْ وُلاَةِ اَلْوُلاَةِ إِلَى أَدْنَاهُمْ بَاباً مِنْ أَبْوَابِ اَلْوِلاَيَةِ عَلَى مَنْ هُوَ وَالٍ عَلَيْهِ وَ اَلْعَمَلُ لَهُمْ وَ اَلْكَسْبُ مَعَهُمْ بِجِهَةِ اَلْوِلاَيَةِ لَهُمْ حَرَامٌ وَ مُحَرَّمٌ مُعَذَّبٌ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ عَلَى قَلِيلٍ مِنْ فِعْلِهِ أَوْ كَثِيرٍ لِأَنَّ كُلَّ شَيْ ءٍ مِنْ جِهَةِ اَلْمَعُونَةِ مَعْصِيَةٌ كَبِيرَةٌ مِنَ اَلْكَبَائِرِ وَ ذَلِكَ أَنَّ فِي وِلاَيَةِ اَلْوَالِي اَلْجَائِرِ دَوْسَ اَلْحَقِّ كُلِّهِ وَ إِحْيَاءَ اَلْبَاطِلِ كُلِّهِ وَ إِظْهَارَ اَلظُّلْمِ وَ اَلْجَوْرِ وَ اَلْفَسَادِ وَ إِبْطَالَ اَلْكُتُبِ وَ قَتْلَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ هَدْمَ اَلْمَسَاجِدِ وَ تَبْدِيلَ سُنَّةِ اَللَّهِ وَ شَرَائِعِهِ فَلِذَلِكَ حَرُمَ اَلْعَمَلُ مَعَهُمْ وَ مَعُونَتُهُمْ وَ اَلْكَسْبُ مَعَهُمْ إِلاَّ بِجِهَةِ اَلضَّرُورَةِ نَظِيرَ اَلضَّرُورَةِ إِلَى اَلدَّمِ وَ اَلْمَيْتَةِ.
تفسیر معنی انواع ولایت -ولایت و حکومت بر مردم دو راه دارد: یکی از آن دو، ولایت حکمرانان دادگر است که خدا به ولایت آنان فرمان داده و آنان را بر مردم سرپرست نموده و ولایت و حکومت ماموران و کارگزاران حکمرانان است تا برسد به پایین ترین رده آنان. این بابی از ابواب ولایت است از نظر کسی که بر آنها ماموریت دارد. و راه دیگر از ولایت، ولایت و حکومت حکمرانان ناحق است و ولایت کارگزاران او تا برسد به پایین ترین رده آنان. این نیز بابی از ابواب به عهده گرفتن امور حکومتی است؛ پس نوع حلال کارگزاری همان پذیرفتن ولایت حکمران دادگر است که خداوند فرمان داده به شناختن او و تحت ولایت او قرار گرفتن و در خدمت او و کارگزارانش بودن، در همان راستا که خداوند حکمران دادگر را مامور داشته، بدون افزودن یا کاستن از آنچه خدا نازل فرموده است و بدون تحریف و تجاوز از فرمان الهی. پس در صورتی که حکمران دادگر و عادل باشد از لحاظ خدمت کردن و یاری و همکاری با او در عرصه حکومتش و تقویت او، حلال و مشروع است. و معامله با آنها نیز حلال است. و این از آن جهت است که در ولایت و حکومت حکمران دادگر و کارگزاران او، هر حق و عدالتی احیا می گردد و هر ستم و بیداد و فسادی محو می شود؛ پس برای همین است که هر کس در تقویت قدرت و حکومت چنین حکمرانی تلاش نماید و در امور حکومتی به او یاری رساند، در واقع در طاعت خدا کوشیده و دین او را تقویت کرده است. و اما راه حرام ولایت و حکومت، خدمت به حکمران بیدادگر و کارگزاران اوست، از آن رییس گرفته تا پیروان حکمران و زیر دستان او و از کارگزاران او تا پایین ترین رده آنان در هر بابی از ابواب کارگزاری بر مردمی که متصدی کار آنهاست. پس در خدمت آنها بودن به عنوان کارمند حرام است و معامله با آنها از راه کار کردن برای آنان، حرام شده است و هر چه کم یا زیاد چنین چیزی را مرتکب شود گرفتار عذاب خواهد بود؛ زیرا هر گونه کمک به آنها، گناه کبیره به شمار می آید و این از آن جهت است که در حکومت حکمران بیدادگر، حق و حقوق به طور کامل پایمال می شود و باطل نیز به طور کامل زنده می گردد و اظهار ظلم و ستم و فساد و ابطال کتابهای آسمانی و کشتار پیامبران و مومنان و ویران شدن مساجد و تبدیل سنت خدا و احکام او، رایج می شود؛ پس برای همین است که کار کردن برای آنها و کمک و فعالیت درآمدزا برای آنها، حرام است مگر از روی ناچاری مانند ضرورت در خوردن خون و مردار.