قال الإمام الصادق عليه السلام:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لَقِيَ رَسُولُ اَللَّهِ يَوْما حَارِثَةَ بْنَ مَالِكِ بْنِ اَلنُّعْمَانِ اَلْأَنْصَارِيَّ فَقَالَ لَهُ كَيْفَ أَصْبَحْتَ يَا حَارِثَةُ قَالَ أَصْبَحْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مُؤْمِنا حَقّا فَقَالَ إِنَّ لِكُلِّ إِيمَانٍ حَقِيقَة فَمَا حَقِيقَةُ إِيمَانِكَ فَقَالَ عَزَفَتْ نَفْسِي عَنِ اَلدُّنْيَا فَأَسْهَرَتْ لَيْلِي وَ أَظْمَأَتْ نَهَارِي فَكَأَنِّي نَظَرْتُ إِلَى عَرْشِ رَبِّي قَدْ قَرُبَ الحساب لِلْحِسَابِ فَكَأَنِّي بِأَهْلِ اَلْجَنَّةِ فِيهَا يَتَزَاوَرُونَ وَ أَهْلِ اَلنَّارِ يُعَذَّبُونَ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنْتَ مُؤْمِنٌ نَوَّرَ اَللَّهُ اَلْإِيمَانَ فِي قَلْبِكَ فَاثْبُتْ ثَبَّتَكَ اَللَّهُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مَا أَنَا عَلَى نَفْسِي مِنْ شَيْءٍ أَخْوَفَ مِنِّي عَلَيْهَا مِنْ بَصَرِي فَدَعَا لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ فَذَهَبَ بَصَرُهُ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:روزی رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله حارثة بن مالک بن نعمان انصاری را دید و به او فرمود:ای حارثه چگونه شب را به صبح رساندی؟گفت:ای رسول خدا صبح کردم در حالی که مؤمن حقیقی بودم.فرمود:هر ایمانی حقیقتی دارد، حقیقت ایمان تو چیست؟گفت:خودم را از دنیا منع نمودم و شبم را تا صبح بیدار ماندم، و سراسر روزم را تشنه بودم کنایه از روزه بودن ، گویا به عرش پروردگارم نگاه کردم و روز حساب را نزدیک شده، و گویا داخل بهشتیان شدم در حالی که آنها بدیدن هم می رفتند، و اهل آتش عذاب می شدند.رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:تو مؤمنی، خداوند نور ایمان را در دلت انداخته، پس ثابت بمان، خداوند تو را ثابت بدارد سپس گفت:ای رسول خدا من بر خودم از هیچ چیزی هراسان نیستم مگر از چشمم، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله برایش دعا کرد و آن چشم حقیقت بین از او گرفته شد.