قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره ستم از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۲۰۸ حدیث · صفحه ۸ از ۱۸

اَلنَّاسُ فِي اَلْقُدْرَةِ عَلَى ثَلاَثَةِ أَوْجُهٍ رَجُلٍ يَزْعُمُ أَنَّ اَلْأَمْرَ مُفَوَّضٌ إِلَيْهِ فَقَدْ وَهَّنَ اَللَّهَ فِي سُلْطَانِهِ فَهُوَ هَالِكٌ وَ رَجُلٍ يَزْعُمُ أَنَّ اَللَّهَ أَجْبَرَ اَلْعِبَادَ عَلَى اَلْمَعَاصِي وَ كَلَّفَهُمْ مَا لاَ يُطِيقُونَ فَقَدْ ظَلَمَ اَللَّهَ فِي حُكْمِهِ فَهُوَ هَالِكٌ وَ رَجُلٍ يَزْعُمُ أَنَّ اَللَّهَ كَلَّفَ اَلْعِبَادَ مَا يُطِيقُونَهُ وَ لَمْ يُكَلِّفْهُمْ مَا لاَ يُطِيقُونَهُ فَإِذَا أَحْسَنَ حَمِدَ اَللَّهَ وَ إِذَا أَسَاءَ اِسْتَغْفَرَ اَللَّهَ فَهَذَا مُسْلِمٌ بَالِغٌ.

مردم در باره قدرت جبر و اختیار سه گونه اند: مردی که گمان می کند کار به او سپرده شده؛ پس بی گمان او خداوند را ناتوان شمرده است و این گونه مردی هلاک گردد و مردی که گمان می کند خداوند بندگان را بر گناهان مجبور ساخته و چیزهایی را که توانش را ندارند به آنان تکلیف نموده است. پس همانا او در باره فرمان دادن خداوند ستم نموده و این گونه مردی هلاک گردد و مردی که معتقد است که خداوند بندگان را در حد طاقت و توانشان تکلیف کرده و به آنچه در توانشان نیست تکلیف ننموده است، پس چون انسان کاری نیکو کند خدای را سپاس دارد و آنگاه که کاری بد کند از خداوند طلب مغفرت نماید و این گونه مردی مسلمانی کامل است.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 371

إِنَّ اَللَّهَ يُبْغِضُ اَلْغَنِيَّ اَلظَّلُومَ.

همانا خداوند توانگر ستم پیشه را دشمن می دارد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 371

وَ قَالَ ع لِبَعْضِ شِيعَتِهِ مَا بَالُ أَخِيكَ يَشْكُوكَ فَقَالَ يَشْكُونِي أَنِ اِسْتَقْصَيْتُ عَلَيْهِ حَقِّي فَجَلَسَ ع مُغْضَباً ثُمَّ قَالَ كَأَنَّكَ إِذَا اِسْتَقْصَيْتَ عَلَيْهِ حَقَّكَ لَمْ تُسِئْ أَ رَأَيْتَكَ مَا حَكَى اَللَّهُ عَنْ قَوْمٍ يَخافُونَ سُوءَ اَلْحِسابِ أَ خَافُوا أَنْ يَجُورَ اَللَّهُ عَلَيْهِمْ لاَ وَ لَكِنْ خَافُوا اَلاِسْتِقْصَاءَ فَسَمَّاهُ اَللَّهُ سُوءَ اَلْحِسابِ َمَنِ اِسْتَقْصَى فَقَدْ أَسَاءَ .

امام صادق علیه السلام به یکی از شیعیانش فرمود: چه شده که برادرت از تو گله دارد؟ عرض کرد: از من گله دارد که حق خویش را کامل از او ستاندم. امام علیه السلام با خشمناکی نشست؛ آنگاه فرمود: گویا گمان می کنی که چون حقت را به طور کامل از او ستانده ای عمل ناپسندی انجام نداده ای؟ آیا دیدی که خداوند از قومی حکایت کرد که از بدی حساب روز بازپسین می ترسیدند و از اینکه خداوند بر آنها ستم روا دارد در هراس بودند؟ نه، ولی از بازستانی تمام حق خدا در هراسند. پس خداوند آن را بدستانی حساب نامیده است؛ پس هر که حقش را کامل ستاند، بد کرده است.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 372

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع يَجُوزُ أَنْ يُزَكِّيَ اَلرَّجُلُ نَفْسَهُ قَالَ نَعَمْ إِذَا اُضْطُرَّ إِلَيْهِ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ يُوسُفَ اِجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ اَلْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ وَ قَوْلَ اَلْعَبْدِ اَلصَّالِحِ أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِينٌ .

سفیان گفت: به ابی عبد الله علیه السلام عرض کردم: آیا روا باشد که کسی خویش را بستاید؟ امام صادق علیه السلام فرمود: آری، اگر مجبور شود. آیا سخن یوسف علیه السلام را نشنیدی که: «مرا بر خزانه های این سرزمین بگمار که من نگهبانی دانا هستم». یوسف ، آیه 55 و سخن هود علیه السلام آن بنده درستکار را که: «من برای شما خیرخواهی امینم». اعراف ، آیه 68 .

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 374

سِتَّةٌ لاَ تَكُونُ فِي مُؤْمِنٍ اَلْعُسْرُ وَ اَلنَّكَدُ وَ اَلْحَسَدُ وَ اَللَّجَاجَةُ وَ اَلْكَذِبُ وَ اَلْبَغْيُ.

شش چیز در مومن نباشد: سختگیری، بی خیری، حسادت، لجبازی، دروغگویی و ستمگری.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 377

حَجَجْتُ فِي أَيَّامِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلصَّادِقِ ع فَلَمَّا أَتَيْتُ اَلْمَدِينَةَ دَخَلْتُ دَارَهُ فَجَلَسْتُ فِي اَلدِّهْلِيزِ أَنْتَظِرُ إِذْنَهُ إِذْ خَرَجَ صَبِيٌّ يَدْرُجُ فَقُلْتُ يَا غُلاَمُ أَيْنَ يَضَعُ اَلْغَرِيبُ اَلْغَائِطَ مِنْ بَلَدِكُمْ قَالَ عَلَى رَسْلِكَ ثُمَّ جَلَسَ مُسْتَنِداً إِلَى اَلْحَائِطِ ثُمَّ قَالَ تَوَقَّ شُطُوطَ اَلْأَنْهَارِ وَ مَسَاقِطَ اَلثِّمَارِ وَ أَفْنِيَةَ اَلْمَسَاجِدِ وَ قَارِعَةَ اَلطَّرِيقِ وَ تَوَارَ خَلْفَ جِدَارٍ وَ شُلْ ثَوْبَكَ وَ لاَ تَسْتَقْبِلِ اَلْقِبْلَةَ وَ لاَ تَسْتَدْبِرْهَا وَ ضَعْ حَيْثُ شِئْتَ فَأَعْجَبَنِي مَا سَمِعْتُ مِنَ…

ابو حنیفه گفت: در دوران ابی عبد الله، صادق علیه السلام، به حج رفتم. پس چون به مدینه رسیدم. به خانه ایشان وارد شدم و در دالان به انتظار اجازه ورود امام علیه السلام نشستم که ناگهان کودکی نوپا خارج شد، گفتم: ای پسر شخص غریبی که وارد شهرتان شده کجا قضای حاجت می کند؟ گفت: آرام گیر. آنگاه بر دیوار تکیه داده، نشست، سپس فرمود، از کناره نهرها و جای افتادن میوه ها از درخت و سایه گاههای مسجدها و از میانه راه دوری گزین و پشت دیوار مخفی شو و لباست را بالا بزن و رو به قبله و پشت به قبله نباش و هر جا خواستی قضای حاجت کن. آنچه از کودک شنیدم مرا به شگفت واداشت. به او گفتم: نامت چیست؟ گفت: من موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب هستم. به او گفتم: گناه از چه کسی باشد؟ گفت: بی گمان گناهان از…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 411

أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ اِبْتَغُوا رِضْوَانَ اَللَّهِ وَ اِخْشَوْا سَخَطَهُ وَ حَافِظُوا عَلَى سُنَّةِ اَللَّهِ وَ لاَ تَتَعَدَّوْا حُدُودَ اَللَّهِ وَ رَاقِبُوا اَللَّهَ فِي جَمِيعِ أُمُورِكُمْ وَ اِرْضَوْا بِقَضَائِهِ فِيمَا لَكُمْ وَ عَلَيْكُمْ أَلاَ وَ عَلَيْكُمْ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ أَلاَ وَ مَنْ أَحْسَنَ إِلَيْكُمْ فَزِيدُوهُ إِحْسَاناً وَ اُعْفُوا عَمَّنْ أَسَاءَ إِلَيْكُمْ وَ…

سفارش مفضل بن عمر به شیعیان -شما را سفارش می کنم به تقوای خدای یگانه که او را انبازی نیست و گواهی بر اینکه خدایی جز الله نیست و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست. از خدا پروا نمایید و گفتار نیکو بر زبان رانید و دنبال خشنودی خدا باشید و از خشم او بترسید. بر سنت الهی بپایید و از حدود الهی تجاوز ننمایید و خداوند را در همه امورتان مد نظر داشته باشید و به قضای الهی-چه به سود شما باشد و چه به زیانتان- رضا دهید. هلا، بر شماست که به امر به معروف و نهی از منکر پردازید. هلا، هر که به شما نیکی کرد بیشتر به او نیکی نمایید و هر که به شما بدی کرد از او درگذرید و با مردم به بهترین وجهی که در توان دارید رفتار نمایید و همانا از شما آن سزاوارتر باشد که شیوه ای در پیش گیرید که راه اعتراض دیگران را بر خود فراهم…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 513

عَنْ حَمْزَةَ بْنِ عِمْرَانَ قَالَ : قَدِمْتُ اَلْمَدِينَةَ بِجَوَارٍ لِي وَ كُنْتُ أُدْخِلُهُنَّ اَلْبَيْتَ وَ أُغْلِقُ عَلَيْهِنَّ اَلْبَابَ إِذَا خَرَجْتُ فِي حَوَائِجِي فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ فَأَخْبَرْتُهُ اَلْخَبَرَ فَقَالَ وَ يُشَارُّ اَلرَّجُلُ عَلَى مَا لاَ يَرَى أَمَا إِنَّهُنَّ إِنْ يَظْلِمْنَكَ فِي أَنْفُسِهِنَّ خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ تَظْلِمَهُنَّ .

حمزة بن عمران گوید:به همراه کنیزانی وارد مدینه شدم، آنان را در خانه ای می گذاشتم و در را به رویشان قفل می کردم و به دنبال کار خود می رفتم، روزی خدمت حضرت صادق علیه السّلام رفتم و جریان را عرض کردم، فرمود:مرد در بارۀ چیزی که ندیده غیرت می کند بدان اگر آنان در مورد خودشان به تو ظلم کنند بهتر از این است که تو به آنان ستم کنی.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 501

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ لَمْ يَكُنْ فِيهِ كَثِيرُ مُسْتَمْتَعٍ قُلْتُ وَ مَا هِيَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ اَلدِّينُ وَ اَلْعَقْلُ وَ اَلْأَدَبُ وَ اَلْحُرِّيَّةُ وَ حُسْنُ اَلْخُلُقِ .

امام صادق علیه السّلام فرمود:پنج خصلت اگر در کسی نباشد از او بهره برده نشود، راوی گوید: پرسیدم:آنها چیست قربانت گردم؟فرمود:دین و عقل و ادب و آزادمنشی و خوش خلقی.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 525

مِنْ كِتَابِ اَلْمَحَاسِنِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ عِنْدَهُ عِدَّةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْجَهْلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اِعْرِفُوا اَلْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ اَلْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا قَالَ سَمَاعَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لاَ نَعْرِفُ إِلاَّ مَا عَرَّفْتَنَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ خَلَقَ اَلْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ خَلَقَهُ مِنَ اَلرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ اَلْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ…

سماعة بن مهران گوید:خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم، و جمعی از دوستان ایشان هم حضور داشتند، صحبت از عقل و جهل به میان آمد، امام صادق علیه السّلام فرمود:عقل و لشکریانش را و جهل و لشکریانش را بشناسید تا هدایت شوید، سماعه گوید:عرض کردم:فدایت شوم، غیر از آنچه شما به ما بفهمانید نمی دانیم، امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند جلّ ثناؤه عقل را آفرید، او اوّلین مخلوقاتش بود که از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید، سپس به او فرمود:پس رو، او پس رفت، بعد فرمود:پیش آی، او پیش آمد، خداوند عزّ و جلّ به او فرمود:تو را با عظمت آفریدم، و بر تمامی آفریدگانم شرافت بخشیدم. فرمود:سپس جهل را آفرید، به او فرمود:عقب برو، عقب رفت، بعد فرمود:پیش آی، او قبول نکرد، خداوند به او فرمود:گردن کشی کردی، او را از رحمت خود…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 533

وَ مِنْ كِتَابِ رَوْضَةِ اَلْوَاعِظِينَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَا خَيْرُ شَرِيكٍ مَنْ أَشْرَكَ مَعِي فِي عَمَلٍ عَمِلَهُ لاَ أَقْبَلُهُ إِلاَّ مَا كَانَ لِي خَالِصا .

امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند متعال می فرماید:من بهترین شریک هستم، هر کس در عملی که انجام می دهد برای من شریک قرار دهد از او نمی پذیرم مگر آنچه را که فقط خالص برای من انجام داده باشد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 9

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَوْ لاَ أَنْ يَجِدَ عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنُ فِي قَلْبِهِ لَعَصَّبْتُ رَأْسَ اَلْكَافِرِ بِعِصَابَةِ حَدِيدٍ لاَ يُصَدَّعُ رَأْسُهُ أَبَدا .

امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند عزّ و جلّ می فرماید:اگر بندۀ مؤمنم دل آزرده نمی شد، سر کافر را با دستمال آهنی می بستم تا هرگز سرش درد نگیرد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 595
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه