قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره ید واحد از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۹۳ حدیث · صفحه ۵ از ۸

فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتَ أَنَّكَ اِهْتَمَمْتَ بِهِ مِنَ اَلْعِلْمِ بِوُجُوهِ مَوَاضِعِ مَا لِلَّهِ فِيهِ رِضًا وَ كَيْفَ أُمْسِكُ سَهْمَ ذِي اَلْقُرْبَى مِنْهُ وَ مَا سَأَلْتَنِي مِنْ إِعْلاَمِكَ ذَلِكَ كُلَّهُ فَاسْمَعْ بِقَلْبِكَ وَ اُنْظُرْ بِعَقْلِكَ ثُمَّ أَعْطِ فِي جَنْبِكَ اَلنَّصَفَ مِنْ نَفْسِكَ فَإِنَّهُ أَسْلَمُ لَكَ غَداً عِنْدَ رَبِّكَ اَلْمُتَقَدِّمِ أَمْرُهُ وَ نَهْيُهُ إِلَيْكَ وَفَّقَنَا اَللَّهُ وَ إِيَّاكَ اِعْلَمْ أَنَّ اَللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكَ مَا غَابَ عَنْ شَيْ ءٍ وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا وَ مَا فَرَّطَ فِي اَلْكِتَابِ مِنْ شَيْ ءٍ وَ كُلَّ شَيْ ءٍ فَصَّلَهُ تَفْصِيلاً…

نامه امام صادق علیه السلام در باره غنایم و وجوب خمس -از آنچه که ذکر نموده بودی دریافتم که اهتمام داری مواردی را که خدا به آنها خرسند است دریابی و بدانی چگونه من سهم ذی القربی خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را از آن موارد برداشت می کنم. و همچنین از اینکه درخواست کرده بودی تو را در جریان همه این موارد قرار دهم، منظورت را دریافتم و اینک خوب دل بسپار -و چشم خرد خود را نیک گشا و آنگاه از جانب خود انصاف ده که فردای قیامت در پیشگاه پروردگارت که تو را امر و نهی فرموده چگونه باید باشی که برایت سلامت بارتر باشد. خداوند به ما و تو، توفیق ارزانی فرماید. بدان که خداوند، پروردگار من و پروردگار تو، چیزی را نادیده نگرفته «پروردگارت هرگز فراموشکار نیست» سوره مریم ، آیه 64 و چیزی را در قرآن فروگذار نکرده و…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 339

عَنْهُ قَالَ : إِنَّ سُرْعَةَ اِئْتِلاَفِ قُلُوبِ اَلْأَبْرَارِ إِذَا اِلْتَقَوْا وَ إِنْ لَمْ يُظْهِرُوا اَلتَّوَدُّدَ بِأَلْسِنَتِهِمْ كَسُرْعَةِ اِخْتِلاَطِ مَاءِ اَلسَّمَاءِ بِمَاءِ اَلْأَنْهَارِ وَ إِنَّ بُعْدَ اِئْتِلاَفِ قُلُوبِ اَلْفُجَّارِ إِذَا اِلْتَقَوْا وَ إِنْ أَظْهَرُوا اَلتَّوَدُّدَ بِأَلْسِنَتِهِمْ كَبُعْدِ اَلْبَهَائِمِ مِنَ اَلتَّعَاطُفِ وَ إِنْ طَالَ اِعْتِلاَفُهَا عَلَى مِذْوَدٍ وَاحِدٍ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:سرعت الفت گرفتن دلهای نیکان هنگام ملاقات با یک دیگر گرچه دوستی خود را هم به زبان ظاهر نکنند همانند سرعت مخلوط شدن آب باران با آب نهرهاست، اما دوری انس و الفت افراد بدکار از یک دیگر هنگام ملاقات اگر چه محبت و دوستی خود را به زبان جاری کنند مثل دور بودن عواطف چهار پایان از یک دیگر است، گرچه مدتی طولانی با هم در یک چراگاه علف بخورند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 421

عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ إِذَا دَخَلَ مَنْزِلا قَعَدَ فِي أَدْنَى اَلْمَجْلِسِ إِلَيْهِ حِينَ يَدْخُلُ وَ كَانَ جُلُوسُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ثَلاَثا جُلُوسَ اَلْقُرْفُصَاءِ وَ هُوَ أَنْ يُقِيمَ سَاقَيْهِ وَ يَسْتَقْبِلَهُمَا بِيَدَيْهِ فَيَشُدَّ يَدَهُ فِي ذِرَاعِهِ وَ كَانَ يَجْثُو عَلَى رُكْبَتَيْهِ وَ كَانَ يَثْنِي رِجْلا وَاحِدَة وَ يَبْسُطُ عَلَيْهَا اَلْأُخْرَى وَ لَمْ يُرَ مُتَرَبِّعا قَطُّ .

امام صادق علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله هر گاه وارد منزلی می شد در نزدیکترین محل ورودش می نشست، و نحوۀ نشستن ایشان به سه صورت بود:نشستن روی ساق پا، به این صورت که روی ساق پایش می نشست و دستانش را به دور زانوان حلقه می کرد، و گاهی دو زانو می نشست، و گاهی یک پا را خم می کرد و پای دیگر را روی آن می انداخت، و هرگز دیده نشد آن حضرت چهار زانو بنشیند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 427

عَنْهُ قَالَ : مَنْ أَغَاثَ لَهْفَانا أَوْ كَشَفَ كُرْبَةَ مُؤْمِنٍ كَتَبَ اَللَّهُ لَهُ ثَلاَثا وَ سَبْعِينَ رَحْمَة اِدَّخَرَ لَهُ اِثْنَتَيْنِ وَ سَبْعِينَ رَحْمَة وَ عَجَّلَ لَهُ وَاحِدَة .

امام صادق علیه السّلام فرمود:هر کس به فریاد محزونی رسد، یا غم مؤمنی را بزداید، خداوند برایش هفتاد و سه رحمت می نویسد، هفتاد و دو تای آن را برایش ذخیره کند، و یکی را فورا به او بدهد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 445

وَ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ : سُئِلَ عَنِ اَلْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ أَ وَاجِبٌ هُوَ عَلَى هَذِهِ اَلْأُمَّةِ جَمِيعا قَالَ لاَ فَقِيلَ وَ لِمَ قَالَ إِنَّمَا هُوَ عَلَى اَلْقَوِيِّ اَلْمُطَاعِ اَلْعَالِمِ بِالْمَعْرُوفِ مِنَ اَلْمُنْكَرِ لاَ عَلَى اَلضَّعَفَةِ اَلَّذِينَ لاٰ يَهْتَدُونَ سَبِيلا : إِلَى أَيٍّ مِنْ أَيٍّ يَقُولُ مِنَ اَلْحَقِّ إِلَى اَلْبَاطِلِ وَ اَلدَّلِيلُ عَلَى ذَلِكَ كِتَابُ اَللَّهِ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى اَلْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ…

مسعدة بن صدقه گوید:از امام صادق علیه السّلام از امر به معروف و نهی از منکر سؤال شد که آیا بر تمام این امت واجب است یا نه؟ فرمود:نه، سؤال شد:چرا؟فرمود:فقط بر کسانی واجب است که نیرومند باشند و مردم از آنها اطاعت کنند و عالم به معروف از منکر باشند، نه بر ضعفائی که راه را نمی دانند که به چه راهی و از چه راهی بگویند، لذا از حق به باطل می گویند، و دلیل بر این مطلب سخن خداوند است که می فرماید: باید دسته ای از شما امت مردم را به طرف خیر و نیکی دعوت نمایند و امر به معروف و نهی از منکر نماید . این خاص است نه عام، همان طور که خداوند متعال می فرماید: بعضی از قوم موسی به سوی حق هدایت می کنند و به آن عدالت می کنند و نفرموده بر امّت موسی و نه بر همه قومش، در حالی که آنها در آن هنگام گروههای مختلفی بودند، و…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 89

عَنْ أَبِي أُسَامَةَ قَالَ : دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِأُوَدِّعَهُ فَقَالَ لِي يَا زَيْدُ مَا لَكُمْ وَ لِلنَّاسِ قَدْ حَمَّلْتُمُ اَلنَّاسَ عَلَيَّ وَ اَللَّهِ مَا وَجَدْتُ أَحَدا يُطِيعُنِي وَ يَأْخُذُ بِقَوْلِي إِلاَّ رَجُلٌ وَاحِدٌ رَحِمَ اَللَّهُ عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ أَبِي يَعْفُورٍ فَإِنَّهُ أَمَرْتُهُ بِأَمْرٍ وَ أَوْصَيْتُهُ بِوَصِيَّةٍ فَاتَّبَعَ قَوْلِي وَ أَخَذَ بِأَمْرِي وَ اَللَّهِ إِنَّ اَلرَّجُلَ مِنْكُمْ لَيَأْتِينِي فَأُحَدِّثُهُ بِالْحَدِيثِ لَوْ أَمْسَكَهُ فِي جَوْفِهِ لَعَزَّ وَ كَيْفَ لاَ يَعِزُّ مَنْ عِنْدَهُ مَا لَيْسَ عِنْدَ اَلنَّاسِ…

ابو اسامه گوید:روزی نزد امام صادق علیه السّلام رفته بودم تا با ایشان خداحافظی کنم، ایشان به من فرمود:ای زید با مردم چه کار دارید که آنها را به طرف من دعوت می کنید؟به خدا قسم نیافتم احدی را که اطاعتم کند و به حرفم عمل نماید بجز یک نفر از آنها، خدا رحمت کند عبد اللّٰه بن ابی یعفور را، او را به کاری امر نمودم و وصیت نمودم او را به عملی؛ او حرف مرا پیروی نموده و امر مرا انجام داد. به خدا قسم اگر فردی از شما نزد من آید و به گفتاری او را آگاه سازم اگر او در درونش حرف مرا نگهدارد عزّت می یابد، چگونه عزّت نیابد در حالی که چیزی نزد اوست که نزد مردمان دیگر نیست، مردم به آنچه او دارد نیازمندند و او به آنچه در اختیار مردم است نیازی ندارد، به او فرمان می دهم که سخنم را کتمان نماید ولی همیشه آن را فاش می…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 119

عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ثَلاَثُ خِصَالٍ مَنْ كُنَّ فِيهِ أَوْ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ كَانَ فِي ظِلِّ عَرْشِ اَللَّهِ يَوْمَ لاَ ظِلَّ إِلاَّ ظِلُّهُ رَجُلٌ أَعْطَى اَلنَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ مَا هُوَ سَائِلُهُمْ لَهَا وَ رَجُلٌ لَمْ يُقَدِّمْ رِجْلا وَ لَمْ يُؤَخِّرْ أُخْرَى حَتَّى يَعْلَمَ أَنَّ ذَلِكَ لِلَّهِ فِيهِ رِض ى أَوْ سَخَطٌ وَ رَجُلٌ لَمْ يَعِبْ أَخَاهُ اَلْمُسْلِمَ بِعَيْبٍ حَتَّى يَنْفِيَ ذَلِكَ اَلْعَيْبَ عَنْ نَفْسِهِ فَإِنَّهُ لاَ يَنْفِي مِنْهَا عَيْبا إِلاَّ بَدَا لَهُ عَيْبٌ وَ كَفَى بِالْمَرْءِ شُغُلا…

امام صادق علیه السّلام از قول رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:در هر کس سه صفت یا یکی از آن سه باشد، در قیامت که هیچ سایه ای جز سایۀ الهی نیست زیر سایۀ عرش خدا خواهد بود: مردی که رفتارش با دیگران چنان باشد که همان رفتار را نسبت به خود از دیگران انتظار دارد؛ مردی که تا رضا و خشم الهی را در کاری احراز نکرده، قدمی پس و پیش ننهد؛ مردی که تا عیبی را از خود دور نساخته از برادرش در بارۀ آن عیب جویی ننماید؛ زیرا هر عیبی را که از خود دور کند عیبی دیگر در خویش خواهد دید، و هر کس به خود بپردازد فرصت عیبجویی از دیگران را نخواهد یافت.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 163

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : سَارِعُوا فِي طَلَبِ اَلْعِلْمِ فَوَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَحَدِيثٌ وَاحِدٌ فِي حَلاَلٍ وَ حَرَامٍ تَأْخُذُهُ مِنْ صَادِقٍ خَيْرٌ مِنَ اَلدُّنْيَا وَ مَا حَمَلَتْ مِنْ ذَهَبٍ وَ فِضَّةٍ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:در یادگیری دانش شتاب کنید، قسم به آنکه جانم در دست اوست؛ یک سخن در مورد حلال و حرام که از شخص راستگویی یاد بگیری از دنیا و آنچه طلا و نقره در آن است بهتر است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 261

دَخَلْتُ أَنَا وَ عِيسَى شَلَقَانُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَابْتَدَأَنَا فَقَالَ عَجَباً لِأَقْوَامٍ يَدَّعُونَ عَلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع مَا لَمْ يَتَكَلَّمْ بِهِ قَطُّ خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع اَلنَّاسَ بِالْكُوفَةِ فَقَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلْمُلْهِمِ عِبَادَهُ حَمْدَهُ وَ فَاطِرِهِمْ عَلَى مَعْرِفَةِ رُبُوبِيَّتِهِ اَلدَّالِّ عَلَى وُجُودِهِ بِخَلْقِهِ وَ بِحُدُوثِ خَلْقِهِ عَلَى أَزَلِهِ وَ بِاشْتِبَاهِهِمْ عَلَى أَنْ لاَ شِبْهَ لَهُ اَلْمُسْتَشْهِدِ بِآيَاتِهِ عَلَى قُدْرَتِهِ اَلْمُمْتَنِعَةِ مِنَ اَلصِّفَاتِ ذَاتُهُ وَ مِنَ اَلْأَبْصَارِ رُؤْيَتُهُ وَ مِنَ…

ابن قتیبه گوید: من با عیسی شلقان بمحضر امام صادق(ع)رفتیم، حضرت خود آغاز سخن کرد و فرمود: تعجب است از مردمی که بامیر المومنین(ع)نسبت میدهند چیزی را که او هرگز بآن لب نگشوده است(میگویند او خداست و قابل پرستش در صورتی که)آن حضرت در کوفه برای مردم خطبه خواند و فرمود ستایش خدای راست که ستایشش را ببندگان خود الهام فرمود و شناسایی ربوبیتش را سرشت ایشان ساخت، بوسیله خلقش بر وجود خود رهنمون گشت و بحادث بودن مخلوقش بر ازلی بودن خود و بمانند بودن آنها بر بیمانندی خود دلالت کرد، آیات خود را گواه قدرتش گرفت، ذاتش از پذیرش صفات امتناع دارد (زیرا تمام صفات کمال عین ذاتش باشد و محالست که صفت زایدی پذیرد)و دیدنش از بیناییها و در خود گنجانیدنش نسبت بخاطرها محالست، بودش را سرآغازی نیست و دوامش را انجامی نباشد…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 139

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَوَرَدَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ اَلشَّامِ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ صَاحِبُ كَلاَمٍ وَ فِقْهٍ وَ فَرَائِضَ وَ قَدْ جِئْتُ لِمُنَاظَرَةِ أَصْحَابِكَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع كَلاَمُكَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ ص أَوْ مِنْ عِنْدِكَ فَقَالَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مِنْ عِنْدِي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَأَنْتَ إِذاً شَرِيكُ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ لاَ قَالَ فَسَمِعْتَ اَلْوَحْيَ عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْبِرُكَ قَالَ لاَ قَالَ فَتَجِبُ طَاعَتُكَ كَمَا تَجِبُ طَاعَةُ رَسُولِ اَللَّهِ ص قَالَ لاَ فَالْتَفَتَ أَبُو عَبْدِ…

یونس بن یعقوب گوید: خدمت امام صادق(ع)بودم که مردی از اهل شام بر آن حضرت وارد شد و گفت: من علم کلام و فقه و فرایض میدانم و برای مباحثه با اصحاب شما آمده ام. امام صادق(ع)فرمود سخن تو از گفتار پیغمبر است یا از پیش خودت؟ گفت: از گفته پیغمبر و هم از خودم، امام فرمود: پس تو شریک پیغمبری؟ گفت: نه: فرمود: از خدای عز و جل وحی شنیده ای که بتو خبر دهد؟ گفت: نه فرمود: چنان که اطاعت پیغمبر را واجب میدانی اطاعت خود ترا هم واجب میدانی؟ گفت: نه، حضرت بمن متوجه شد و فرمود، ای یونس پسر یعقوب این مرد پیش از آنکه وارد بحث شود خودش را محکوم کرد(زیرا گفته خودش را حجت دانست بدون آنکه دلیلی بر حجیتش داشته باشد)سپس فرمود: ای یونس اگر علم کلام خوب. میدانستی با او سخن میگفتی، یونس گوید: (من گفتم)وای افسوس. سپس گفتم…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 171

أَخْبَرَنِي اَلْأَحْوَلُ أَنَّ زَيْدَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع بَعَثَ إِلَيْهِ وَ هُوَ مُسْتَخْفٍ قَالَ فَأَتَيْتُهُ فَقَالَ لِي يَا أَبَا جَعْفَرٍ مَا تَقُولُ إِنْ طَرَقَكَ طَارِقٌ مِنَّا أَ تَخْرُجُ مَعَهُ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ إِنْ كَانَ أَبَاكَ أَوْ أَخَاكَ خَرَجْتُ مَعَهُ قَالَ فَقَالَ لِي فَأَنَا أُرِيدُ أَنْ أَخْرُجَ أُجَاهِدُ هَؤُلاَءِ اَلْقَوْمَ فَاخْرُجْ مَعِي قَالَ قُلْتُ لاَ مَا أَفْعَلُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ فَقَالَ لِي أَ تَرْغَبُ بِنَفْسِكَ عَنِّي قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّمَا هِيَ نَفْسٌ وَاحِدَةٌ فَإِنْ كَانَ لِلَّهِ فِي اَلْأَرْضِ حُجَّةٌ فَالْمُتَخَلِّفُ عَنْكَ نَاجٍ وَ…

احول گوید: زید بن علی بن حسین علیهما السلام زمانی که متواری و پنهان بود مرا خواست، نزدش رفتم، بمن گفت ای ابا جعفر اگر از ما خانواده کسی نزد تو آید(و ترا بیاری طلبد)چه جواب میدهی، با او بجبهه جنگ میروی؟ باو گفتم: اگر پدرت یا برادرت مرا بخواهند میروم، زید گفت من میخواهم بجنگ این قوم(بنی امیه)بروم با من بیا، گفتم: نه قربانت گردم. بمن گفت: جان خودت را بر من ترجیح میدهی؟ گفتم من یک نفرم یک جان بیش ندارم اگر در روی زمین امامی جز تو باشد، هر کس از تو کناره گیرد نجات یافته و هر کس با تو آید هلاک گشته و اگر برای خدا امامی روی زمین نباشد، کسی که از تو کناره کند با آنکه همراهیت کند برابرست، بمن گفت: ای ابا جعفر من با پدرم سر یکسفره مینشستم، او پاره گوشت چرب را برایم لقمه میکرد و لقمه داغ را برای دلسوزی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 174

سَأَلْتُهُ عَنِ اَلْأَئِمَّةِ هَلْ يَجْرُونَ فِي اَلْأَمْرِ وَ اَلطَّاعَةِ مَجْرَى وَاحِدٍ قَالَ نَعَمْ .

ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: همه امامان در فرمان و وجوب اطاعت یکسانند فرمود: آری.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 187
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه