قال الإمام الرضاء عليه السلام

احادیث درباره لا اله الا الله از امام رضا (ع)

امام رضا (علیه السلام)

۵۱ حدیث · صفحه ۳ از ۵

وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اَللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ َقَالَ ع اَلتَّوَكُّلُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ تَثِقَ بِهِ فِي أَمْرِكَ كُلِّهِ فِيمَا فَعَلَ بِكَ فَمَا فَعَلَ بِكَ كُنْتَ رَاضِياً وَ تَعْلَمَ أَنَّهُ لَمْ يَأْلُكَ خَيْراً وَ نَظَراً وَ تَعْلَمَ أَنَّ اَلْحُكْمَ فِي ذَلِكَ لَهُ فَتَتَوَكَّلَ عَلَيْهِ بِتَفْوِيضِ ذَلِكَ إِلَيْهِ وَ مِنْ ذَلِكَ اَلْإِيمَانُ بِغُيُوبِ اَللَّهِ اَلَّتِي لَمْ يُحِطْ عِلْمُكَ بِهَا فَوَكَلْتَ عِلْمَهَا إِلَيْهِ وَ إِلَى أُمَنَائِهِ عَلَيْهَا وَ وَثِقْتَ بِهِ فِيهَا وَ فِي غَيْرِهَا .

مردی از امام رضا علیه السلام در باره این سخن خداوند پرسید که: «و هر که بر خدا اعتماد کند او برای وی بس است». طلاق ، آیه 3 . امام علیه السلام فرمود: توکل را مراتبی باشد: یکی از مراتب این است که در همه کار خویش در آنچه با تو کند به او اطمینان کنی و هر کاری که انجام دهد خرسند باشی و بدانی که او در نیکی و رعایت حال تو کوتاهی نفرموده و بدانی که دستور دهی در این کار، از آن اوست، پس با وانهادن همه کارهایت به خداوند، به وی توکل نمایی و یکی دیگر از مراتب این باشد که به امور غیبی خداوند که دانش تو آن امور را در برنگیرد باور داشته باشی، پس آگاهی از امور غیبی را به خداوند و امنا او وانهی و به خداوند در آن و در غیر آن اعتماد داشته باشی.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 443

اَلْإِيمَانُ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ اَلتَّوَكُّلُ عَلَى اَللَّهِ وَ اَلرِّضَا بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اَللَّهِ وَ اَلتَّفْوِيضُ إِلَى اَللَّهِ قَالَ اَلْعَبْدُ اَلصَّالِحُ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اَللّهِ فَوَقاهُ اَللّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا

ایمان چهار ستون و پایه است: توکل بر خدا و خشنودی به قضای الهی و مطیع فرمان خدا شدن و وانهادن همه کارها به خدا. آن بنده درستکار گفت: «و کارم را به خدا می سپارم؛ خداست که به حال بندگان خود بیناست پس خدا او را از عواقب سو آنچه نیرنگ می کردند، حمایت فرمود». مومن غافر ، آیه 44 و 45 .

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 445

جَاءَتْ فَاطِمَةُ تَشْكُو إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا رَسُولُ اَللَّهِ ص كَرَبَةً وَ قَالَ تَعَلَّمِي مَا فِيهَا فَإِذَا فِيهَا مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ يُؤْذِي جَارَهُ وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْراً أَوْ لِيَسْكُتْ.

روزی فاطمه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفته و در باره بعضی مشکلات زندگی خود شکوه نمود، پس رسول خدا لوحی در اختیار دخترش قرار داد و گفت: آنچه را که در آن نوشته شده بیاموز. و در آن لوح نوشته شده بود: کسی که به خداوند و آخرت ایمان دارد همسایه خود را آزار نمی دهد، و کسی که به خداوند و آخرت ایمان دارد میهمان خویش را گرامی می دارد، و کسی که به خداوند و آخرت ایمان دارد یا سخن نیکو و شایسته می گوید و یا سکوت می کند.

مجلسی، بحارالانوار، ج44، ص61

قَالَ لِي أَبُو اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع يَا يُونُسُ لاَ تَقُلْ بِقَوْلِ اَلْقَدَرِيَّةِ فَإِنَّ اَلْقَدَرِيَّةَ لَمْ يَقُولُوا بِقَوْلِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ وَ لاَ بِقَوْلِ أَهْلِ اَلنَّارِ وَ لاَ بِقَوْلِ إِبْلِيسَ فَإِنَّ أَهْلَ اَلْجَنَّةِ قَالُوا اَلْحَمْدُ لِلّهِ اَلَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اَللّهُ وَ قَالَ أَهْلُ اَلنَّارِ رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنّا قَوْماً ضالِّينَ وَ قَالَ إِبْلِيسُ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي فَقُلْتُ وَ اَللَّهِ مَا أَقُولُ بِقَوْلِهِمْ وَ لَكِنِّي أَقُولُ لاَ يَكُونُ إِلاَّ بِمَا شَاءَ اَللَّهُ وَ أَرَادَ وَ…

یونس بن عبد الرحمن گوید: حضرت رضا علیه السلام بمن فرمود: بگفتار قدریه(اهل تفویض) قایل مباش زیرا قدریه نه بگفتار اهل بهشت قایل شدند و نه بگفتار اهل دوزخ و نه بگفتار شیطان برای اینکه اهل بهشت گفتند(سوره 7-43)«سپاس خدای راست که ما را باین بهشت هدایت فرمود و اگر خدا ما را هدایت نمیکرد، ما هدایت نمیشدیم»و اهل دوزخ گفتند(سوره 23-106)«پروردگارا، شقاوت خود ما بر ما غلبه کرد و ما گروهی گمراه بودیم»و شیطان گفت: «پروردگارا بسبب آنکه تو مرا گمراه کردی»(پس این هر سه طایفه نیکی و بدی را بخدا ارجاع میدهند ولی قدریه بخودشان برمیگردانند)عرضکردم بخدا سوگند من بگفتار ایشان قایل نیستم بلکه میگویم چیزی نباشد مگر بوسیله آنچه خدا خواهد و اراده کند و تقدیر نماید و حکم فرماید، فرمود: ای یونس چنین نیست، چیزی نباشد…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 157

كُنْتُ قَائِماً عَلَى رَأْسِ اَلرِّضَا ع بِخُرَاسَانَ وَ عِنْدَهُ عِدَّةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ فِيهِمْ إِسْحَاقُ بْنُ مُوسَى بْنِ عِيسَى اَلْعَبَّاسِيُّ فَقَالَ يَا إِسْحَاقُ بَلَغَنِي أَنَّ اَلنَّاسَ يَقُولُونَ إِنَّا نَزْعُمُ أَنَّ اَلنَّاسَ عَبِيدٌ لَنَا لاَ وَ قَرَابَتِي مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص مَا قُلْتُهُ قَطُّ وَ لاَ سَمِعْتُهُ مِنْ آبَائِي قَالَهُ وَ لاَ بَلَغَنِي عَنْ أَحَدٍ مِنْ آبَائِي قَالَهُ وَ لَكِنِّي أَقُولُ اَلنَّاسُ عَبِيدٌ لَنَا فِي اَلطَّاعَةِ مَوَالٍ لَنَا فِي اَلدِّينِ فَلْيُبَلِّغِ اَلشَّاهِدُ اَلْغَائِبَ .

طبری گوید: من در خراسان بالای سر امام رضا علیه السلام بخدمت ایستاده بودم و جمعی از بنی هاشم که اسحاق بن موسی در میانشان بود، خدمت آن حضرت بودند، امام فرمود: ای اسحاق بمن خبر رسید که مردم(اهل سنت)میگویند: ما عقیده داریم که مردم برده ما هستند، نه سوگند بخویشی و قرابتی که با پیغمبر(ص)دارم نه من هرگز این سخن گفته ام و نه از پدرانم شنیده ام و نه بمن خبر رسیده که یکی از آنها گفته باشد ولی من میگویم مردم بنده ما هستند در اینکه اطاعت ما بر آنها واجبست و در اطاعت فرمانبر مایند و در دین پیرو ما هستند، هر کس حاضر است بغایبین برساند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 187

كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْجَامِعِ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فِي بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ وَ ذَكَرُوا كَثْرَةَ اِخْتِلاَفِ اَلنَّاسِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي ع فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ اَلنَّاسِ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ…

من پیشوای مردم پس از خود و رساننده از جانب پیش از خود(پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)میباشم، کسی جز احمد(ص)بر من پیشی ندارد و من و او در یک روشیم، جز اینکه نبوت تنها بنام اوست، و بمن شش فضیلت عطا شده است 1-علم آجال و مرگها 2-علم بلاها 3-علم وصایا(آنچه اوصیا پیغمبران میدانند)4-فصل الخطاب(قرآن یا داوری میان حق و باطل و یا بیان و سخن واضح) 5-و من صاحب کرات(حمله های مشهور میدان جنگ یا عالم بحوادث و وقایع گذشته و آینده)و دولت حاکم بر همه دولتهایم 6-و من صاحب عصا و میسم و جنبنده ای که با مردم سخن گوید میباشم. -حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم را در آن زمینه بازگو میکردند، من خدمت آقایم رفتم و گفتگوی مردم را در بحث امامت بعرضش رسانیدم حضرت(ع)لبخندی زد و فرمود…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 198

إِنَّ اَلْأَعْمَالَ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص أَبْرَارَهَا وَ فُجَّارَهَا.

امام رضا علیه السلام میفرمود. همانا کردار نیک و بد بندگان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه می شود

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 220

أَنَّهُ كَتَبَ إِلَيْهِ اَلرِّضَا ع أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مُحَمَّداً ص كَانَ أَمِينَ اَللَّهِ فِي خَلْقِهِ فَلَمَّا قُبِضَ ص كُنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَرَثَتَهُ فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اَللَّهِ فِي أَرْضِهِ عِنْدَنَا عِلْمُ اَلْبَلاَيَا وَ اَلْمَنَايَا وَ أَنْسَابُ اَلْعَرَبِ وَ مَوْلِدُ اَلْإِسْلاَمِ وَ إِنَّا لَنَعْرِفُ اَلرَّجُلَ إِذَا رَأَيْنَاهُ بِحَقِيقَةِ اَلْإِيمَانِ وَ حَقِيقَةِ اَلنِّفَاقِ وَ إِنَّ شِيعَتَنَا لَمَكْتُوبُونَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ أَخَذَ اَللَّهُ عَلَيْنَا وَ عَلَيْهِمُ اَلْمِيثَاقَ يَرِدُونَ مَوْرِدَنَا وَ يَدْخُلُونَ مَدْخَلَنَا لَيْسَ عَلَى مِلَّةِ…

از عبد الله جندب روایت شده که حضرت رضا علیه السلام باو نوشت: اما بعد همانا محمد صلی الله علیه و آله امین خدا بود در میان خلقش و چون آن حضرت صلی الله علیه و آله در گذشت، ما خانواده وارث او شدیم، پس ما هستیم امین خدا در زمین، علم بلاها و مردنها و نژاد عرب و تولد اسلام نزد ماست(یعنی نژاد صحیح و فاسد عرب را میشناسیم و از محل تولد اسلام که دل انسانست آگاهیم)و چون هر مردی را به بینیم میشناسیم که او حقیقه مومن است یا منافق و نام شیعیان ما و نام پدرانشان، نزد ما ثبت است. خدا از ما و آنها پیمان گرفته(که ما رهبر آنها باشیم و آنها پیرو ما)بر سر هر آبی که ما وارد شویم آنها هم وارد شوند و در هر جا در آییم، در آیند(اشاره بحوض کوثر و بهشت و مقام علیین دارد و یا متابعت در مقام عمل را میرساند)جز ما و ایشان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 223

عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : اِهْتَجَرَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ فَجَاءَ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَنَفِيَّةِ إِلَى اَلْحُسَيْنِ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ أَ لاَ تَذْهَبُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ فَإِنَّ لَهُ سِنّا فَقَالَ لَهُ اَلْحُسَيْنُ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اَللَّهِ يَقُولُ مَا مُتَهَاجِرَانِ يَبْدَأُ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ بِالسَّلاَمِ إِلاَّ كَانَ اَلْبَادِئُ اَلسَّابِقُ إِلَى اَلْجَنَّةِ وَ قَدْ كَرِهْتُ أَنْ أَسْبِقَ أَبَا مُحَمَّدٍ إِلَى اَلْجَنَّةِ قَالَ فَمَضَى مُحَمَّدٌ إِلَى اَلْحَسَنِ فَأَخْبَرَهُ فَقَالَ صَدَقَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ…

امام رضا علیه السّلام فرمود:حسن و حسین علیهما السّلام با هم ترک رابطه کردند، محمّد بن حنفیه نزد امام حسین علیه السّلام آمد و عرض کرد:ای ابا عبد اللّٰه چرا نزد ابا محمّد نمی روی، او بزرگتر است، امام حسین علیه السّلام فرمود:از جدّم رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله شنیدم که می فرمود:هر گاه دو نفر ترک رابطه کنند، هر کدام که زودتر آمد و به دیگری سلام کرد زودتر به بهشت رود، و من نخواستم زودتر از ابا محمّد به بهشت روم، محمّد بن حنفیه قضیّه را به امام حسن علیه السّلام گفت، حضرت فرمود:ابا عبد اللّٰه راست گفته، بیا تا با هم نزد او رویم.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 439

عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ رَجُلا فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ عَبَدَ اَللَّهَ أَرْبَعِينَ سَنَة ثُمَّ قَرَّبَ قُرْبَانا فَلَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فَقَالَ لِنَفْسِهِ مَا أُتِيتُ إِلاَّ مِنْكِ وَ مَا اَلذَّنْبُ إِلاَّ لَكِ فَأَوْحَى اَللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ ذَمُّكَ نَفْسَكَ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَتِكَ أَرْبَعِينَ سَنَة .

امام رضا علیه السّلام فرمود:مردی از بنی اسرائیل چهل سال خدا را عبادت کرد، سپس یک قربانی کرد ولی مورد قبول واقع نشد، به خودش گفت:هر چه هست از خودت است و خودت گناهکاری، خداوند متعال به او وحی فرمود:مذمّتی که از خودت کردی از عبادت چهل ساله ات بهتر بود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 519

مِنْ كِتَابِ عُيُونِ اَلْأَخْبَارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ إِذَا أَصْبَحْتَ فَأَوَّلُ شَيْءٍ يَسْتَقْبِلُكَ فَكُلْهُ وَ اَلثَّانِي فَاكْتُمْهُ وَ اَلثَّالِثُ فَاقْبَلْهُ وَ اَلرَّابِعُ فَلاَ تُؤْيِسْهُ وَ اَلْخَامِسُ فَاهْرُبْ مِنْهُ قَالَ فَلَمَّا أَصْبَحَ مَضَى فَاسْتَقْبَلَهُ جَبَلٌ أَسْوَدُ عَظِيمٌ فَوَقَفَ وَ قَالَ أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ آكُلَ هَذَا وَ بَقِيَ مُتَحَيِّرا ثُمَّ رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ إِنَّ رَبِّي جَلَّ جَلاَلُهُ لاَ يَأْمُرُنِي إِلاَّ بِمَا أُطِيقُ…

امام رضا علیه السّلام فرمود:خدای عزّ و جلّ به پیامبری از پیامبرانش وحی فرمود:هنگامی که صبح از خانه بیرون آمدی نخستین چیزی را که با آن روبرو شدی بخور، و دومین آن را مخفی بدار، و سومی را قبول کن، و چهارمی را ناامید نکن، و از پنجمی بگریز. آن پیامبر هنگام صبح که بیرون آمد با کوه بزرگ و سیاهی روبرو شد، ایستاد و گفت: پروردگارم به من فرمان داده که این را بخورم، او سرگردان ماند، سپس با خود گفت: پروردگارم مرا به کاری که طاقتش را ندارم فرمان ندهد، او به طرف کوه حرکت کرد تا آن را بخورد، هر چه به آن نزدیکتر می شد کوه کوچکتر می گردید، تا وقتی که به آن رسید به اندازۀ لقمه ای شده بود، آن را خورد و بسیار خوشمزه یافت، سپس به راه خود ادامه داد، و در راه طشتی از طلا پیدا کرد، و گفت:پروردگارم به من فرموده که آن…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 653

مِنْ كِتَابِ اَلْكِفَايَةِ فِي اَلنُّصُوصِ عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لاَ دِينَ لِمَنْ لاَ وَرَعَ لَهُ وَ لاَ إِيمَانَ لِمَنْ لاَ تَقِيَّةَ لَهُ وَ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اَللّٰهِ : أَعْمَلُكُمْ بِالتَّقِيَّةِ فَقِيلَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِلَى مَتَى قَالَ إِلىٰ يَوْمِ اَلْوَقْتِ اَلْمَعْلُومِ : وَ هُوَ يَوْمُ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَمَنْ تَرَكَ اَلتَّقِيَّةَ قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَلَيْسَ مِنَّا فَقِيلَ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ وَ مَنِ اَلْقَائِمُ مِنْكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ قَالَ اَلرَّابِعُ مِنْ وُلْدِي اِبْنُ سَيِّدَةِ اَلْإِمَاءِ يُطَهِّرُ اَللَّهُ بِهِ…

امام رضا علیه السّلام فرمود:کسی که پرهیز از گناه ندارد دین ندارد و کسی که تقیه نداشته باشد ایمان ندارد، و گرامی ترین شما نزد خدا کسی است که بیشتر تقیه کند.پرسیدند:ای پسر رسول خدا تا چه زمان؟فرمود:تا روزی که زمان آن مشخص شده و آن روز، روز خروج قیام کننده ماست، هر کس قبل از خروج قائم ما تقیه را ترک کند از ما نیست.پرسیدند:ای پسر رسول خدا قائم شما اهل بیت کیست؟فرمود:چهارمین از اولاد من که فرزند سیدۀ کنیزان است، خداوند به وسیلۀ او زمین را از هر ستمی پاک می سازد. این مطلب را سید سعید جلال الدین ابو علی بن حمزه موسوی از اساتیدش از شخصی مورد اطمینان از پیغمبر صلّی اللّٰه علیه و آله و ائمه علیهم السّلام در کتابش روایت کرده.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 73
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه