قال رسول الله صلى الله عليه و آله

احادیث درباره قضا و قدر

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۱۴ حدیث · صفحه ۱ از ۲

كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع جَالِساً بِالْكُوفَةِ بَعْدَ مُنْصَرَفِهِ مِنْ صِفِّينَ إِذْ أَقْبَلَ شَيْخٌ فَجَثَا بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنَا عَنْ مَسِيرِنَا إِلَى أَهْلِ اَلشَّامِ أَ بِقَضَاءٍ مِنَ اَللَّهِ وَ قَدَرٍ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع أَجَلْ يَا شَيْخُ مَا عَلَوْتُمْ تَلْعَةً وَ لاَ هَبَطْتُمْ بَطْنَ وَادٍ إِلاَّ بِقَضَاءٍ مِنَ اَللَّهِ وَ قَدَرٍ فَقَالَ لَهُ اَلشَّيْخُ عِنْدَ اَللَّهِ أَحْتَسِبُ عَنَائِي يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ لَهُ مَهْ يَا شَيْخُ فَوَ اَللَّهِ لَقَدْ عَظَّمَ اَللَّهُ اَلْأَجْرَ فِي مَسِيرِكُمْ وَ…

امیر المومنین(ع)پس از بازگشت از جنگ صفین در کوفه نشسته بود که پیر مردی آمد و در برابر آن حضرت زانو زد و سپس عرضکرد: ای امیر مومنان، بفرمایید که آیا رفتن ما بجنگ اهل شام بقضا و قدر خدا بود؟ حضرت فرمود: آری ای پیر مرد بهیچ تلی بالا نرفتید و بهیچ دره ای سرا زیر نشدید مگر بقضا و قدر خدا، پیر مرد گفت: ای امیر مومنان رنجی که من در این راه بردم بحساب خدا گذارم؟ (یعنی چون رفتن من بقضا و قدر خدا بوده است پس من اجری نخواهم داشت)حضرت فرمود: ساکت باش ای پیر مرد بخدا سوگند که خدا اجر بزرگی نسبت برفتن آنجا و اقامت در آنجا و بازگشت از آنجا بشما داده است، و شما نسبت بهیچ یک از حالات خود مجبور و ناچار نبودید پیر مرد گفت: چگونه می شود که ما در هیچ یک از حالات مجبور و ناچار نباشیم با آنکه رفتن و حرکات و بازگشت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 155

مَنْ زَعَمَ أَنَّ اَللَّهَ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اَللَّهِ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اَلْخَيْرَ وَ اَلشَّرَّ إِلَيْهِ فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اَللَّهِ .

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که معتقد باشد که: خدا خلقش را به بیعفتی و زشتکاری فرمان میدهد بر خدا دروغ بسته است و هر که معتقد شود که کار نیک و بد از اوست بر خدا دروغ بسته است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 156

سَأَلْتُهُ فَقُلْتُ اَللَّهُ فَوَّضَ اَلْأَمْرَ إِلَى اَلْعِبَادِ قَالَ اَللَّهُ أَعَزُّ مِنْ ذَلِكَ قُلْتُ فَجَبَرَهُمْ عَلَى اَلْمَعَاصِي قَالَ اَللَّهُ أَعْدَلُ وَ أَحْكَمُ مِنْ ذَلِكَ قَالَ ثُمَّ قَالَ قَالَ اَللَّهُ يَا اِبْنَ آدَمَ أَنَا أَوْلَى بِحَسَنَاتِكَ مِنْكَ وَ أَنْتَ أَوْلَى بِسَيِّئَاتِكَ مِنِّي عَمِلْتَ اَلْمَعَاصِيَ بِقُوَّتِيَ اَلَّتِي جَعَلْتُهَا فِيكَ .

وشا گوید از حضرت رضا علیه السلام پرسیدم و عرضکردم: خدا کار را به خود بندگان واگذاشته است؟ فرمود: خدا قادرتر از اینست، عرضکردم: پس ایشان را بر گناه مجبور کرده است؟ فرمود خدا عادلتر و حکیم تر از اینست، سپس فرمود: خدا فرماید: ای پسر آدم من بکارهای نیک تو از خود تو سزاوارترم و تو بکارهای زشتت از من سزاوارتری(به حدیث 383 رجوع شود)مرتکب گناه میشوی بسبب نیرویی که من در وجودت قرار داده ام.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 157

قَالَ لِي أَبُو اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع يَا يُونُسُ لاَ تَقُلْ بِقَوْلِ اَلْقَدَرِيَّةِ فَإِنَّ اَلْقَدَرِيَّةَ لَمْ يَقُولُوا بِقَوْلِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ وَ لاَ بِقَوْلِ أَهْلِ اَلنَّارِ وَ لاَ بِقَوْلِ إِبْلِيسَ فَإِنَّ أَهْلَ اَلْجَنَّةِ قَالُوا اَلْحَمْدُ لِلّهِ اَلَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اَللّهُ وَ قَالَ أَهْلُ اَلنَّارِ رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنّا قَوْماً ضالِّينَ وَ قَالَ إِبْلِيسُ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي فَقُلْتُ وَ اَللَّهِ مَا أَقُولُ بِقَوْلِهِمْ وَ لَكِنِّي أَقُولُ لاَ يَكُونُ إِلاَّ بِمَا شَاءَ اَللَّهُ وَ أَرَادَ وَ…

یونس بن عبد الرحمن گوید: حضرت رضا علیه السلام بمن فرمود: بگفتار قدریه(اهل تفویض) قایل مباش زیرا قدریه نه بگفتار اهل بهشت قایل شدند و نه بگفتار اهل دوزخ و نه بگفتار شیطان برای اینکه اهل بهشت گفتند(سوره 7-43)«سپاس خدای راست که ما را باین بهشت هدایت فرمود و اگر خدا ما را هدایت نمیکرد، ما هدایت نمیشدیم»و اهل دوزخ گفتند(سوره 23-106)«پروردگارا، شقاوت خود ما بر ما غلبه کرد و ما گروهی گمراه بودیم»و شیطان گفت: «پروردگارا بسبب آنکه تو مرا گمراه کردی»(پس این هر سه طایفه نیکی و بدی را بخدا ارجاع میدهند ولی قدریه بخودشان برمیگردانند)عرضکردم بخدا سوگند من بگفتار ایشان قایل نیستم بلکه میگویم چیزی نباشد مگر بوسیله آنچه خدا خواهد و اراده کند و تقدیر نماید و حکم فرماید، فرمود: ای یونس چنین نیست، چیزی نباشد…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 157

إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا هُمْ صَائِرُونَ إِلَيْهِ وَ أَمَرَهُمْ وَ نَهَاهُمْ فَمَا أَمَرَهُمْ بِهِ مِنْ شَيْ ءٍ فَقَدْ جَعَلَ لَهُمُ اَلسَّبِيلَ إِلَى تَرْكِهِ وَ لاَ يَكُونُونَ آخِذِينَ وَ لاَ تَارِكِينَ إِلاَّ بِإِذْنِ اَللَّهِ .

امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خدا خلق را آفرید و دانست که آنها بچه راهی میروند و ایشان را امر کرد و نهی فرمود: هر امری که بایشان نمود راهی بترکش برای آنها گذاشت(بطوری که با اختیار خود بجا آوردند و مجبور و ناچار نباشند)و انجام ندهند و ترک نکنند مگر باذن خدا.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 158

مَنْ زَعَمَ أَنَّ اَللَّهَ يَأْمُرُ بِالسُّوءِ وَ اَلْفَحْشَاءِ فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اَللَّهِ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اَلْخَيْرَ وَ اَلشَّرَّ بِغَيْرِ مَشِيئَةِ اَللَّهِ فَقَدْ أَخْرَجَ اَللَّهَ مِنْ سُلْطَانِهِ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اَلْمَعَاصِيَ بِغَيْرِ قُوَّةِ اَللَّهِ فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اَللَّهِ وَ مَنْ كَذَبَ عَلَى اَللَّهِ أَدْخَلَهُ اَللَّهُ اَلنَّارَ .

امام صادق از قول پیغمبر(ص)فرماید هر که معتقد باشد که خدا بزشتکاری فرمان میدهد بر خدا دروغ بسته و هر که معتقد باشد که خیر و شر بغیر خواست خداست، خدا را از سلطنتش بیرون کرده و هر که معتقد باشد که ارتکاب گناه با نیروی خدا نیست بر خدا دروغ بسته و هر که بر خدا دروغ بندد خدا او را بدوزخ برد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 158

كَانَ فِي مَسْجِدِ اَلْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَتَكَلَّمُ فِي اَلْقَدَرِ وَ اَلنَّاسُ مُجْتَمِعُونَ قَالَ فَقُلْتُ يَا هَذَا أَسْأَلُكَ قَالَ سَلْ قُلْتُ يَكُونُ فِي مُلْكِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَا لاَ يُرِيدُ قَالَ فَأَطْرَقَ طَوِيلاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيَّ فَقَالَ لِي يَا هَذَا لَئِنْ قُلْتُ إِنَّهُ يَكُونُ فِي مُلْكِهِ مَا لاَ يُرِيدُ إِنَّهُ لَمَقْهُورٌ وَ لَئِنْ قُلْتُ لاَ يَكُونُ فِي مُلْكِهِ إِلاَّ مَا يُرِيدُ أَقْرَرْتُ لَكَ بِالْمَعَاصِي قَالَ فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع سَأَلْتُ هَذَا اَلْقَدَرِيَّ فَكَانَ مِنْ جَوَابِهِ كَذَا وَ كَذَا فَقَالَ لِنَفْسِهِ نَظَرَ…

اسماعیل بن جابر گوید: مردی در مسجد مدینه نشسته بود و راجع بقدر سخن میگفت و مردم گردش را گرفته بودند، من گفتم ای فلانی از تو سوالی دارم: گفت بپرس، گفتم آیا در ملک خدا چیزی هست که با اراده او نباشد، مدتی دراز سر بگریبان شد و سپس سرش را بجانب من بلند کرد و گفت ای فلانی، اگر بگویم در ملک خداست چیزی که اراده نکرده خدا مقهور و زور پذیر گردد و اگر بگویم در ملک او جز آنچه اراده کند نیست گناهان را بتو رخصت داده ام(زیرا آنها را بخدا نسبت داده ام و ترا بی تقصیر 125 - 2 دانسته ام)اسماعیل گوید: من بامام صادق علیه السلام عرضکردم از آن قدری مذهب چنین پرسیدم و او این گونه جواب داد حضرت فرمود: او بنفع خویش اندیشید، اگر جز این میگفت(و طبق عقیده خودش جواب قطعی میداد)هلاک میشد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 158

قُلْتُ أَجْبَرَ اَللَّهُ اَلْعِبَادَ عَلَى اَلْمَعَاصِي قَالَ لاَ قُلْتُ فَفَوَّضَ إِلَيْهِمُ اَلْأَمْرَ قَالَ قَالَ لاَ قَالَ قُلْتُ فَمَا ذَا قَالَ لُطْفٌ مِنْ رَبِّكَ بَيْنَ ذَلِكَ .

مردی گوید بامام صادق علیه السلام عرضکردم: خدا بندگان را بر گناه مجبور ساخته؟ فرمود: نه، گفتم: پس کار را بآنها واگذاشته؟ فرمود: نه، گفتم پس حقیقت چیست؟ فرمود: لطفی است از پروردگارت میان این دو مطلب.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 159

إِنَّ اَللَّهَ أَرْحَمُ بِخَلْقِهِ مِنْ أَنْ يُجْبِرَ خَلْقَهُ عَلَى اَلذُّنُوبِ ثُمَّ يُعَذِّبَهُمْ عَلَيْهَا وَ اَللَّهُ أَعَزُّ مِنْ أَنْ يُرِيدَ أَمْراً فَلاَ يَكُونَ قَالَ فَسُئِلاَ ع هَلْ بَيْنَ اَلْجَبْرِ وَ اَلْقَدَرِ مَنْزِلَةٌ ثَالِثَةٌ قَالاَ نَعَمْ أَوْسَعُ مِمَّا بَيْنَ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ .

امام باقر و امام صادق علیهما السلام فرمودند: خدا بمخلوقش مهربانتر از آنست که ایشان را مجبور بر گناه کند و سپس بجهت آن عذابشان نماید(چنانچه جبری مذهب گوید)و خدا عزیزتر از آنست که چیزی را بخواهد و نشود(چنانچه تفویضی مذهب گوید)راوی گوید از آن دو حضرت سوال شد که: مگر میان جبر و تفویض منزل سومی است، فرمودند: آری منزلی است فراختر از میان آسمان تا زمین

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 159

سُئِلَ عَنِ اَلْجَبْرِ وَ اَلْقَدَرِ فَقَالَ لاَ جَبْرَ وَ لاَ قَدَرَ وَ لَكِنْ مَنْزِلَةٌ بَيْنَهُمَا فِيهَا اَلْحَقُّ اَلَّتِي بَيْنَهُمَا لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ اَلْعَالِمُ أَوْ مَنْ عَلَّمَهَا إِيَّاهُ اَلْعَالِمُ .

از امام صادق علیه السلام راجع بجبر و تفویض پرسش شد، حضرت فرمود: نه جبر است و نه تفویض بلکه منزلی ست میان آن دو که حق آنجاست و آن منزل را نداند جز عالم یا کسی که عالم آن را بوی آموخته باشد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 159

قَالَ لَهُ رَجُلٌ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَجْبَرَ اَللَّهُ اَلْعِبَادَ عَلَى اَلْمَعَاصِي فَقَالَ اَللَّهُ أَعْدَلُ مِنْ أَنْ يُجْبِرَهُمْ عَلَى اَلْمَعَاصِي ثُمَّ يُعَذِّبَهُمْ عَلَيْهَا فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَفَوَّضَ اَللَّهُ إِلَى اَلْعِبَادِ قَالَ فَقَالَ لَوْ فَوَّضَ إِلَيْهِمْ لَمْ يَحْصُرْهُمْ بِالْأَمْرِ وَ اَلنَّهْيِ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَبَيْنَهُمَا مَنْزِلَةٌ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ أَوْسَعُ مَا بَيْنَ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ .

راوی گوید مردی بامام صادق(ع)عرضکرد: قربانت گردم خدا بندگان را بر گناه مجبور کرده است؟ فرمود: خدا دادگرتر از آنست که ایشان را بر گناه مجبور کند و سپس بآن جهت عذابشان نماید، آن مرد گفت، قربانت گردم: پس کار را ببندگان واگذاشته است؟ فرمود اگر بایشان واگذار کرده بود در تنگنای امر و نهیشان قرار نمیداد، عرضکرد: پس میان این دو، منزل دیگریست؟ فرمود آری، فراختر از میان آسمان و زمین.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 159

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع إِنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا يَقُولُ بِالْجَبْرِ وَ بَعْضَهُمْ يَقُولُ بِالاِسْتِطَاعَةِ قَالَ فَقَالَ لِي اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ قَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَا اِبْنَ آدَمَ بِمَشِيئَتِي كُنْتَ أَنْتَ اَلَّذِي تَشَاءُ وَ بِقُوَّتِي أَدَّيْتَ إِلَيَّ فَرَائِضِي وَ بِنِعْمَتِي قَوِيتَ عَلَى مَعْصِيَتِي جَعَلْتُكَ سَمِيعاً بَصِيراً ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اَللّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِك وَ ذَلِكَ أَنِّي أَوْلَى بِحَسَنَاتِكَ مِنْكَ وَ أَنْتَ أَوْلَى بِسَيِّئَاتِكَ مِنِّي وَ…

احمد بن محمد گوید: بحضرت رضا(ع)عرضکردم: بعضی از اصحاب ما شیعیان قایل بجبر و بعضی قایل باستطاعتند حضرت فرمود بنویس: / بسم الله الرحمن الرحیم / ، علی بن الحسین فرمود خدای عز و جل فرموده است: ای پسر آدم، تو بخواست من میخواهی و بقوت من واجباتم را انجام دهی و بوسیله نعمت من بر نافرمانیم توانا گشتی، من ترا شنوا و بینا کردم، هر نیکی که بتو رسد از خداست و هر بدی که بتو رسد از خود تو است زیرا من به نیکیهایت از تو سزاوارترم و تو ببدیهایت از من سزاوارتری زیرا من از آنچه کنم بازخواست نشوم و مردم بازخواست شوند(سپس امام(ع)فرمود یا خدا فرماید)هر چه میخواستی برایت برشته در آوردم.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 159
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه