عن ابن عباس: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: لَوِ اجْتَمَعَ النّاسُ عَلی حُبِّ عَلِی بْنِ أبی طالِبٍ لَما خَلَقَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ النّارَ.
از ابن عباس روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
اگر مردم بر محبت علی بن ابی طالب اتفاق داشتند خدای بزرگ، آتش دوزخ را نمی آفرید.
- الفردوس، 373: 3/ 5135.
عن امّ سلمة: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: لَوْ لَمْ یخْلَقْ عَلِی ما کانَ لِفاطِمَةَ کفْوٌ.
از ام سلمه روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
اگر خداوند علی را برای فاطمه نیافریده بود کفو (همتایی) برای فاطمه سلام الله علیها نبود.
- الفردوس، 373: 3/ 5130. ابن مردویه با اسناد خود از امّ ایمن نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه وآله [صبحگاه عروسی فاطمه و علی] به او فرمود: «ای ام ایمن، برادرم را بگو بیاید.» ام ایمن گفت: مرادتان کیست؟ فرمود: «علی.» امّ ایمن باتعجب پرسید: چگونه علی برادر تو است در حالی که دخترت را به عقد او در آورده ای؟! حضرت فرمود: «اینچنین است به خدا قسم فاطمه را به ازدواج هم شأنی درآوردم که در این سرا و سرای دیگر شرافتمند است.» مناقب ابن مردویه، 101/ 104. و نزدیک به آن را در المستدرک علی الصحیحین، 159: 3 می توان دید.
عن عمار بن یاسر: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: أوُصی مَنْ آمَنَ بی وَصَدَّقَنی بِوِلایةِ عَلِی بْنِ أبی طالِبٍ، فَمَنْ تَوَلّاهُ فَقَدْ تَوَلّانی وَ مَنْ تَوَلّانی فَقَدْ تَولَی اللهَ عَزَّوَجَلَّ، وَ مَنْ أحَبَّهُ فَقَدْ أحَبنَّی، وَ مَنْ أحَبَنّی فَقَدْ أحَبَّ اللهَ- تَعالی- وَ مَنْ أبْغَضَهُ فَقَدْ أبْغَضَنی وَ مَنْ أبْغَضَنی فَقَدْ أبْغَضَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ.
از عمّار بن یاسر نقل است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
به آن کس که به من ایمان آورده و مرا تصدیق نموده سفارش می کنم به ولایت علی بن ابی طالب. هر کس ولایت او را بپذیرد در حقیقت ولایت مرا پذیرفته و معتقد به ولایت من ولایت الهی را پذیرفته، و هر کس او را دوست بدارد در حقیقت مرا دوست داشته و کسی که مرا دوست داشته باشد در حقیقت خدا را دوست داشته، و هر کس او را دشمن بدارد حقیقتاً مرا دشمن داشته و هر کس با من دشمنی ورزد در واقع با خداوند، دشمنی ورزیده است.
- الفردوس، 429: 1/ 1751؛ امالی شجری، 134: 1؛ کنز العمال، 32953. و آن را هیثمی در مجمع الزوائد، 108: 9 نقل کرده است.
عن أبی سعید الخدری: قال رسول الله صلی الله علیه وآله (فی قصة إعلان البراءة): یا عَلِی! إنَّهُ لا یؤَدّی عَنّی إلّا أنَا أوْ أنْتَ.
از ابوسعید خدری روایت است که پیامبر اکرم (در ارتباط با اعلام برائت از مشرکان) فرمود:
ای علی! (آنچه وظیفه بر عهده من است) را ادا نمی کند جز خودم یا تو.
- الدر المنثور، 209: 3 و 210 همان؛ کنز العمال، 422: 2؛ فتح القدیر، 334: 2؛ فضائل الصحابة از احمد بن حنبل، 562: 2، ح 964.
عن علی بن ابی طالب علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لَوْ أنَّ عَبْداً عَبَداللهَ مِثْلَ ما قامَ نُوحٌ فی قَوْمِهِ، وَکانَ لَهُ مِثْلُ احُدٍ ذَهَباً فَأنْفَقَهُ فی سَبیلِ اللهِ، وَ مُدَّ فی عُمْرِهِ حَتّی یحُجَّ ألْفَ عام عَلی قَدَمَیهِ، ثُمَّ قُتِلَ بَینَ الصّفا والْمَرْوَةِ مَظْلُوماً، ثمَّ لَمْ یوالِک یا عَلِی، لَمْ یشُمَّ رائِحَةَ الجَنّةَ وَلَمْ یدْخُلْها.
از علی بن ابی طالب علیه السلام روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
هرگاه بنده ای خدا را به مدت عمر نوح که در میان قومش قیام کرد [نهصد و پنجاه سال] به عبادت خدا بپردازد، و به مقدار کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند، و بر فرض به قدری عمر کند تا بتواند با پای پیاده هزار سال حج به جا آورد، و بعد (دربهترین مکان) بین صفا و مروه به ناحق کشته شود، اما ولایت تو را قبول نداشته باشد بوی بهشت به مشام او نمی رسد و داخل آن نمی شود.
- الفردوس، 364: 3/ 5103؛ تنزیه الشریعة، 1، ص 398؛ المناقب خوارزمی، 67/ 40.
عن عمر بن الخطاب: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: لَوْ أنَّ السَّماواتِ وَ الأرْضَ وَضَعَتا فی کفّةٍ وَ ایمانُ عَلِی فی کفَّةٍ لَرُجِّحَ ایمانُ عَلِی.
از عمر بن خطاب روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
اگرآسمان ها و زمین را در یک کفه ترازو بگذارند و ایمان علی را در کفه دیگر، بی شک ایمان علی از آن سنگین تر خواهد بود.
- الفردوس، 363: 3/ 5100؛ کنز العمال، / 32993؛ المناقب خوارزمی، 131/ 146. و نزدیک به آن را در تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 364: 2/ 87 نقل کرده است؛ ذخائرالعقبی، 100.
عن حذیفة: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: لَوْ عَلِمَ النّاسُ مَتی سُمِّی عَلِی أمیرَ المُؤْمِنینَ ما أنْکرُوا فَضْلَهُ، سُمِّی أمیرَ المؤمِنینَ وَ آدَمُ بَینَ الرُّوحِ وَ الْجَسَدِ. قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: «وَ إذِ أخَذَ رَبُّک مِنْ بَنی آدَمَ مَنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِیتَهُمْ وَ أشْهَدَهُمْ عَلی أنْفُسِهِمْ ألَسْتُ بِرَبِّکمْ» قالَتِ المَلائِکةُ: «بَلی» فَقالَ تَبارَک وَ تَعالی: «أنَا رَبُّکمْ وَمُحَمَّدٌ نَبیکمْ وَعَلِی أمیرُکم».
از حذیفه روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
اگر مردم می دانستند از چه وقت علی، امیرمؤمنان نامگذار شده است، فضل و برتری اش را انکار نمی کردند. پس افزود: «او امیر المؤمین نامیده شد در حالی که آدم در هنگامه دمیدن روح در جسدش بود.»
خداوند فرمود: «و چون پروردگارت از پشت فرزندان آدم، پیمان گرفت و آنان را بر خودشان گواه کرد که: آیا من پروردگار شما نیستم؟» (اعراف/ 172)
فرشتگان گفتند: بلی.
پس خداوند متعال فرمود: «من پروردگار شما و محمد پیامبرتان و علی امیر شماست.»
- الفردوس، 354: 3/ 5066.
عن سلمان: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: کنتُ أنَا وَ عَلی نُوراً بَینَ یدَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ مُعَلَّقاً، یسَبِّحُ اللهَ ذلِک النُّورُ وَ یقَدِّسُهُ قَبْلَ أنْ یخْلُقَ اللهُ آدَمَ بِأرْبَعَةِ (عَشْرِ) ألْفِ عامٍ، فَلَمّا خَلَقَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ آدَمَ رَکبَ ذلِک النُّور فی صُلْبِهِ فَلَمْ نَزَلَ فی شَی ءٍ واحِدٍ حَتَّی افْتَرَقْنا فی صُلْبِ عَبْدِ المُطَلِّبِ فَجُزْءٌ أنَا وَ جُزْءٌ عَلِی.
از سلمان فارسی روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
من و علی در پیشگاه الهی به صورت نوری معلق بودیم؛ آن نور، تسبیح و تقدیس خدا را می کرد. [تسبیح یعنی تنزیه و گفتن سبحان الله. تقدیس یعنی خدا را بدون هر عیب و نقص دانستن] چهار (ده) هزار سال پیش از آن که آدم را بیافریند. چون حضرت آدم را خلق کرد آن نور را در صلب او قرار داد، ما پیوسته با هم دریک چیز بودیم تا آن که در پشت عبدالمطلب از یکدیگر جدا شدیم یک جزء آن من و جزء دیگر آن علی شد. [من در نبوت بروز کردم و علی در خلافت]
- الفردوس، 283: 3/ 4851. نیز نک: مناقب سیدنا علی، 21؛ ینابیع المودة، 118؛ المناقب خوارزمی، 145/ 170؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 151: 1/ 186؛ کفایةالطالب، 315، ب 87؛ المناقب، ابن مغازلی، 78/ 132 130.
عن أبی ذر: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: عَلِی بابُ عِلْمی، وَمُبَینٌ لِامَّتی ما ارْسِلْتُ بِهِ مِنْ بَعْدی. حُبُّه ایمانٌ، وَ بُغْضُهُ نِفاقٌ، وَ النَّظَرُ الَیهِ رَأفةً وَ مَوَدَّتُهُ عِبادَةٌ.
از ابوذر روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
علی دروازه دانش من است، و پس از من، تبیین کننده رسالتم (دین خدا) برای امتم خواهد بود؛ دوستی اش ایمان و دشمنی اش نفاق و دورویی است، و نگریستن به رخسارش از روی رأفت و مودت، عبادت است.
- الفردوس، 65: 3/ 418؛ زهر الفردوس، 317 316: 2، به صورت مسند؛ کنز العمال، 212: 12 و 156: 6؛ القول الجلی ح 38 و غیر آنها. و مانند آن چیزی است که روایت کرده اند در المستدرک، 36؛ کنوز الحقائق، ص 188؛ حلیة الاولیاء، 63: 1.
عن أم سلمة، قال رسول الله صلی الله علیه وآله: عَلی مَعَ القُرآنِ، وَ القُرآنُ مَعَ عَلی، لایفْتِرَقانِ حتّی یرِدا عَلَی الْحَوضَ.
ام سلمه نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
علی با قرآن است، و قرآن با علی است، و از یکدیگر جدا نمی شوند تا آنکه در روز قیامت کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.
- الفردوس، 230: 3/ 4678؛ مناقب سیدناعلی، 38؛ مجمع الروائد، 9/ 134. همچنین رجوع شود به المناقب خوارزمی، 176/ 214؛ توضیح الدلائل: 209؛ المستدرک علی الصحیحین، 124: 3؛ کنز العمال، 603: 11/ 32912؛ الجامع الصغیر، ح 5594؛ مجمع الزوائد، 134: 9 باب؛ الحق مع علی علیه السلام.
عن ابن مسعود: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: قُسِّمَتِ الْحِکمَةُ عَشْرَةَ أجزاءٍ فَاعْطِی عَلِی تِسْعَةً وَ اعْطِی الناسُ جُزْءاً واحِداً.
از ابن مسعود روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
حکمت به ده بخش تفسیم شده که نه جزء آن به علی اختصاص یافته است و یک بخش باقیمانده به بقیه مردم موهبت گردیده است.
- الفردوس، 227: 3/ 4666. و ابو نعیم در الحلیة، 6465: 1 آن را تخریج کرده؛ الجامع الکبیر، 550: 2.
عن عبدالله بن حکیم الجهنی: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ أوْحی إلَی فی عَلی ثَلاثةَ أشیاءَ لَیلَةً اسرِی: إنَّهُ سَیدُ الْمُؤْمنینَ، وَ إمامُ الْمُتَّقینَ وَ قائِدُ الغُرِّ المُحَجَّلینَ.
از عبدالله بن حکیم جهنی روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
خداوند، در مورد علی در شب معراج سه نکته را وحی فرمود: «این که او سید و سَرور مؤمنان و پیشوای پروا پیشگان و فرمانده سپید جبینان است.»
- المعجم الصغیر، طبرانی، 88: 2، و در کنز العمال (619: 11/ 3309) آمده: رسول خدا صلی الله علیه وآله به علی فرمود: «مرحبا به آقای مسلمانان، و امام پرواپیشگان.» ابو نعیم اصفهانی درکتاب حلیة الاولیاء (63: 1) از انس نقل روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «انس! آب جهت وضو ساختن برایم بیاور.» آن گاه برخاست و دو رکعت نماز گزارد سپس فرمود: «ای انس! نخستین کسی که از این در در آید، امیر مؤمنان و آقای مسلمان ها و پیشوای سفید رویان درخشان چهره و خاتم وصیان است.» انس گفت: «عرضه داشتم: خدایا! مردی از انصار باشد؛ و این خواسته را از رسول خدا صلی الله علیه وآله پوشیده داشتم.» آن گاه علی آمد. پیامبر سؤال کرد: «انس! کیست؟» گفتم: «علی.» پیامبر با شادمانی برخاست و او را در آغوش گرفت، سپس بنا کرد عرق چهره اش را به صورت علی مالید و عرق چهره علی را به رخسار خود می مالید. علی گفت: «ای رسول خدا صلی الله علیه وآله! کاری کردید که پیش از این با من نمی کردید؟!» حضرت فرمود: «چرا نکنم درحالی که تو آنچه بر من است ادا خواهی کرد و آوای مرا به ایشان می رسانی و آنچه را که بعداز من در آن اختلاف کنند، حق را برای آنان بیان می کنی.» ابن عساکر در تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 486: 2/ 1014 و در مستدرک 127: 3 چنین ثبت شده است به من سه چیز درباره علی وحی شده است: او سید مسلمانان و. .. است. حاکم می نویسد: این حدیث دارای اسناد صحیحی می باشد ولی مسلم و بخاری آن را نیاورده اند.