قال رسول الله صلى الله عليه و آله

احادیث درباره علم

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۱٬۷۰۱ حدیث · صفحه ۳۵ از ۱۴۲

إِنَّ اَللَّهَ أَرْسَلَ مُحَمَّداً ص إِلَى اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ وَ جَعَلَ مِنْ بَعْدِهِ اِثْنَيْ عَشَرَ وَصِيّاً مِنْهُمْ مَنْ سَبَقَ وَ مِنْهُمْ مَنْ بَقِيَ وَ كُلُّ وَصِيٍّ جَرَتْ بِهِ سُنَّةٌ وَ اَلْأَوْصِيَاءُ اَلَّذِينَ مِنْ بَعْدِ مُحَمَّدٍ ص عَلَى سُنَّةِ أَوْصِيَاءِ عِيسَى وَ كَانُوا اِثْنَيْ عَشَرَ وَ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَى سُنَّةِ اَلْمَسِيحِ .

امام باقر علیه السلام فرمود: همانا خدا محمد صلی الله علیه و آله را بسوی جن و انس ارسال فرمود و پس از او 12 وصی قرار داد که برخی از ایشان گذشته و برخی باقی مانده اند و نسبت بهر وصیی سنت و روش خاصی جاری شد(چنانچه امام حسن صلح فرمود و امام حسین جنگید و امام صادق علیهم السلام نشر علم فرمود)و اوصیایی که بعد از محمد صلی الله علیه و آله میباشند بروش اوصیا عیسی هستند(از لحاظ شماره یا ستم دیدن از دشمنان)و دوازده نفرند و امیر المومنین علیه السلام روش مسیح را دارد(یعنی پیروان علی علیه السلام مانند پیروان مسیح سه دسته شدند، برخی او را خدا دانستند و پرستیدند و برخی او را خطا کار و کافر پنداشتند و برخی بعقیده حق پا برجا بودند و بامامتش قایل شدند، و یا تشبیه آن حضرت بمسیح از نظر زهد و عبادت و 249 - 3 پوشاک…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 532

إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى عِمْرَانَ أَنِّي وَاهِبٌ لَكَ ذَكَراً سَوِيّاً مُبَارَكاً يُبْرِئُ اَلْأَكْمَهَ وَ اَلْأَبْرَصَ وَ يُحْيِي اَلْمَوْتَى بِإِذْنِ اَللَّهِ وَ جَاعِلُهُ رَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فَحَدَّثَ عِمْرَانُ اِمْرَأَتَهُ حَنَّةَ بِذَلِكَ وَ هِيَ أُمُّ مَرْيَمَ فَلَمَّا حَمَلَتْ كَانَ حَمْلُهَا بِهَا عِنْدَ نَفْسِهَا غُلاَمٌ فَلَمّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى ... وَ لَيْسَ اَلذَّكَرُ كَالْأُنْثى أَيْ لاَ يَكُونُ اَلْبِنْتُ رَسُولاً يَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اَللّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ َمَّا وَهَبَ اَللَّهُ تَعَالَى لِمَرْيَمَ…

ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: خدای تعالی بعمران(پدرم مریم مادر عیسی علیه السلام)وحی کرد که من بتو پسری میبخشم، سالم و مبارک که باذن خدا کور مادر زاد و پیس را درمان کند و مردگان را زنده کند و پیغمبر بنی اسراییلش قرار دهم، عمران این مطلب را بهمسرش حنه که مادر مریم است گزارش داد، چون بمریم حامله گشت، فکر میکرد که حملش پسر است، چون او را زایید(و دید دختر است) گفت: پروردگارا «من دختر زاییدم و پسر مانند دختر نیست»یعنی دختر که پیغمبر نمیشود. خدای عز و جل(در باره او)میفرماید: خدا بآنچه او زاییده داناتر است، سپس چون خدای تعالی عیسی را بمریم بخشید، او همان پیغمبری بود که بعمران بشارت داده شده بود و باو وعده کرده بودند. پس هر گاه ما در باره مردی از خاندان خود چیزی گفتیم. و در فرزند یا…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 535

أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع وَ هُوَ بِالْمَدِينَةِ فَقُلْتُ لَهُ عَلَيَّ نَذْرٌ بَيْنَ اَلرُّكْنِ وَ اَلْمَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لاَ أَخْرُجَ مِنَ اَلْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ أَمْ لاَ فَلَمْ يُجِبْنِي بِشَيْ ءٍ فَأَقَمْتُ ثَلاَثِينَ يَوْماً ثُمَّ اِسْتَقْبَلَنِي فِي طَرِيقٍ فَقَالَ يَا حَكَمُ وَ إِنَّكَ لَهَاهُنَا بَعْدُ فَقُلْتُ نَعَمْ إِنِّي أَخْبَرْتُكَ بِمَا جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ فَلَمْ تَأْمُرْنِي وَ لَمْ تَنْهَنِي عَنْ شَيْ ءٍ وَ لَمْ تُجِبْنِي بِشَيْ ءٍ فَقَالَ بَكِّرْ عَلَيَّ غُدْوَةً اَلْمَنْزِلَ فَغَدَوْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ ع سَلْ عَنْ…

حکم بن ابی نعیم گوید: در مدینه خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم و عرضکردم: من بین رکن و مقام(خانه کعبه)نذر کرده و بعهده گرفته ام که اگر شما را ملاقات کنم، از مدینه بیرون نروم تا زمانی که بدانم شما قایم آل محمد هستی یا نه. حضرت هیچ پاسخی بمن نفرمود. من 30 روز در مدینه بودم، سپس در بین راهی بمن برخورد و فرمود: ای حکم تو هنوز اینجایی؟ گفتم آری، من نذری که کرده ام بشما عرضکردم و شما مرا امر و نهی ننموده و پاسخی نفرمودی. فرمود: فردا صبح زود منزل من بیا. فردا خدمتش رفتم، فرمود: مطلبت را بپرس. عرضکردم: من بین رکن و مقام نذر کرده و روزه و صدقه یی برای خدا بعهده گرفته ام که اگر شما را ملاقات کردم از مدینه بیرون نروم، جز آنکه بدانم شما قایم آل محمد هستی یا نه؟ اگر شما هستی ملازم خدمتت باشم و اگر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 536

فِي قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى وَ اِعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي اَلْقُرْبى َالَ هُمْ قَرَابَةُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ اَلْخُمُسُ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لَنَا .

امام باقر علیه السلام در باره قول خدای تعالی: «بدانید که هر چه غنیمت گیرید، پنج یک آن از آن خدا و پیغمبر و خویشان اوست 42 سوره 8-»فرمود: ایشان خویشان رسول خدایند صلی الله علیه و آله و آن خمس از آن خدا و پیغمبر و ماست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 539

سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اِعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي اَلْقُرْبى َقِيلَ لَهُ فَمَا كَانَ لِلَّهِ فَلِمَنْ هُوَ فَقَالَ لِرَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اَللَّهِ فَهُوَ لِلْإِمَامِ فَقِيلَ لَهُ أَ فَرَأَيْتَ إِنْ كَانَ صِنْفٌ مِنَ اَلْأَصْنَافِ أَكْثَرَ وَ صِنْفٌ أَقَلَّ مَا يُصْنَعُ بِهِ قَالَ ذَاكَ إِلَى اَلْإِمَامِ أَ رَأَيْتَ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَيْفَ يَصْنَعُ أَ لَيْسَ إِنَّمَا كَانَ يُعْطِي عَلَى مَا يَرَى كَذَلِكَ اَلْإِمَامُ .

شخصی از حضرت رضا علیه السلام در باره قول خدای عز و جل: «بدانید که هر چه غنیمت گیرید پنج یک آن از آن خدا و پیغمبرش و خویشاوندان است-43 سوره 8-»پرسید و گفت: سهم خدا از آن کیست؟ فرمود: از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سهم رسول خدا(ص)از آن امام است، بحضرت عرض شد: بفرمایید اگر دسته ای زیاد بودند و دسته یی کم، چه باید کرد؟ (یعنی چون نصف خمس باید میان سه دسته فقرا و مسکینان و در راه ماندگان سادات تقسیم شود، اگر یک دسته از آنها زیادتر بودند، می شود بآنها زیادتر داد یا نه؟ ) فرمود: اختیارش با امام است، بمن بگو پیغمبر صلی الله علیه و آله در این باره چگونه رفتار میکرد؟ مگر نه این بود که هر طور صلاح میدید رفتار میکرد؟ همچنین است امام.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 544

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى وَ اِعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي اَلْقُرْبى َقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع بِمِرْفَقَيْهِ عَلَى رُكْبَتَيْهِ ثُمَّ أَشَارَ بِيَدِهِ ثُمَّ قَالَ هِيَ وَ اَللَّهِ اَلْإِفَادَةُ يَوْماً بِيَوْمٍ إِلاَّ أَنَّ أَبِي جَعَلَ شِيعَتَهُ فِي حِلٍّ لِيَزْكُوا .

ابن عیسی گوید: از امام صادق علیه السلام در باره قول خدای تعالی، «بدانید هر چه غنیمت گیرید پنج یک آن از خدا و پیغمبر و خویشاوندان است»پرسیدم، حضرت دو آرنج را بر زانو گذاشت و با دست اشاره کرد و فرمود: بخدا که آن استفاده روز بروز است(که باید خمس آن را داد)جز آنکه پدرم شیعیان خود را حلال کرد تا آلوده نباشند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 544

طَلَبْنَا اَلْإِذْنَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِ فَأَرْسَلَ إِلَيْنَا اُدْخُلُوا اِثْنَيْنِ اِثْنَيْنِ فَدَخَلْتُ أَنَا وَ رَجُلٌ مَعِي فَقُلْتُ لِلرَّجُلِ أُحِبُّ أَنْ تَسْتَأْذِنَ بِالْمَسْأَلَةِ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ أَبِي كَانَ مِمَّنْ سَبَاهُ بَنُو أُمَيَّةَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ بَنِي أُمَيَّةَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ أَنْ يُحَرِّمُوا وَ لاَ يُحَلِّلُوا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِمَّا فِي أَيْدِيهِمْ قَلِيلٌ وَ لاَ كَثِيرٌ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ لَكُمْ فَإِذَا ذَكَرْتُ رَدَّ اَلَّذِي كُنْتُ فِيهِ دَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ مَا يَكَادُ يُفْسِدُ عَلَيَّ…

عبد العزیز بن نافع گوید: (با جماعتی از اصحاب)از امام صادق علیه السلام اجازه خواستیم و بحضرت پیغام دادیم، او پیغام داد که: دو نفر دو نفر بیایید، پس من با مردی دیگر خدمتش رفتیم، من 251 - 3 بآن مرد گفتم: -دوست دارم تو از حضرت اجازه سوال گیری، گفت: بسیار خوب، سپس عرضکرد: قربانت گردم، پدر من از اسیران بنی امیه بوده و شما می دانید که بنی امیه حق نداشتند حرام کنند یا حلال کنند و هر مال کم و زیادی که در دست داشتند از آنها نبود، بلکه بشما تعلق داشت، و من هر گاه بخاطر می آورم که باید آنچه را دارم برگردانم، حالتی بمن دست میدهد که نزدیکست دیوانه شوم، امام باو فرمود: آنچه از آنها داری برای تو حلال است و هر کس هم حالش مثل تو باشد، پس از من بر او حلال است. راوی گوید: ما برخاستم و بیرون شدیم. معتب(دربان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 545

يَا عَلِيُّ إِنَّ مِنَ اَلْيَقِينِ أَنْ لاَ تُرْضِيَ أَحَداً بِسَخَطِ اَللَّهِ وَ لاَ تَحْمَدَ أَحَداً بِمَا آتَاكَ اَللَّهُ وَ لاَ تَذُمَّ أَحَداً عَلَى مَا لَمْ يُؤْتِكَ اَللَّهُ فَإِنَّ اَلرِّزْقَ لاَ يَجُرُّهُ حِرْصُ حَرِيصٍ وَ لاَ تَصْرِفُهُ كَرَاهَةُ كَارِهٍ إِنَّ اَللَّهَ بِحُكْمِهِ وَ فَضْلِهِ جَعَلَ اَلرَّوْحَ وَ اَلْفَرَحَ فِي اَلْيَقِينِ وَ اَلرِّضَا وَ جَعَلَ اَلْهَمَّ وَ اَلْحَزَنَ فِي اَلشَّكِّ وَ اَلسَّخَطِ يَا عَلِيُّ إِنَّهُ لاَ فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ لاَ مَالَ أَعْوَدُ مِنَ اَلْعَقْلِ وَ لاَ وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ اَلْعُجْبِ وَ لاَ مُظَاهَرَةَ أَحْسَنُ مِنَ…

آنچه از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در همین زمینه ها(اخلاق و حکمت و غیره)روایت شده است. - سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله به امیر المومنین علیه السلام -ای علی همانا یکی از نشانه های یقین این است که هیچ کس را با به خشم آوردن خداوند خشنود نسازی و به واسطه چیزی که خدا به تو داده است، هیچ کس را نستایی و برای چیزی که خدا به تو نداده است، هیچ کس را ملامت نکنی؛ زیرا نه حرص زدن آزمندی، روزی را می رساند و نه ناخوشایندی شخص بی میل، آن را از او باز می دارد. به درستی که خداوند به فضل و حکم خویش، نشاط و شادمانی را در یقین و خشنودی قرار داده و غم و اندوه را در شک و خشم نهاده است. ای علی همانا هیچ فقری سخت تر از جهل و هیچ مالی سودمندتر از عقل و هیچ تنهایی ای وحشت انگیزتر از خود بزرگ بینی و هیچ…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 6

يَا عَلِيُّ إِنَّ لِلْمُؤْمِنِ ثَلاَثَ عَلاَمَاتٍ اَلصِّيَامُ وَ اَلصَّلاَةُ وَ اَلزَّكَاةُ وَ إِنَّ لِلْمُتَكَلِّفِ مِنَ اَلرِّجَالِ ثَلاَثَ عَلاَمَاتٍ يَتَمَلَّقُ إِذَا شَهِدَ وَ يَغْتَابُ إِذَا غَابَ وَ يَشْمَتُ بِالْمُصِيبَةِ وَ لِلظَّالِمِ ثَلاَثَ عَلاَمَاتٍ يَقْهَرُ مَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَةِ وَ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِيَةِ وَ يُظَاهِرُ اَلظَّلَمَةَ لِلْمُرَائِي ثَلاَثُ عَلاَمَاتٍ يَنْشَطُ إِذَا كَانَ عِنْدَ اَلنَّاسِ وَ يَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ يُحِبُّ أَنْ يُحْمَدَ فِي جَمِيعِ اَلْأُمُورِ وَ لِلْمُنَافِقِ ثَلاَثُ عَلاَمَاتٍ إِنْ حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِنِ اُؤْتُمِنَ خَانَ وَ إِنْ…

سفارش کوتاه دیگری به امیر المومنین علیه السلام -ای علی مومن را سه نشانه است: روزه گرفتن، نماز گزاردن و زکات پرداختن. و مرد ظاهر ساز را سه نشانه باشد: پیش روی چاپلوسی، در پشت سر بدگویی کند و در مصیبت شماتت نماید. ستمکار را سه نشانه است: هنگام داشتن قدرت، زیر دست خود را سرکوب کند؛ از ما فوق خود سرپیچی نماید و پشتیبان ستمکاران باشد. ریاکار را سه نشانه است: نزد مردم شاداب و با نشاط است، چون تنها گردد افسرده و بی حال است و دوست دارد در همه کارها از او تعریف و تجلیل شود. منافق را سه نشانه است: چون سخن گوید دروغ گوید، چون به او اعتماد شود خیانت کند و چون وعده دهد بی وفایی نماید. تنبل را سه نشانه باشد: سستی کند تا به کوتاهی کشد، کوتاهی و تفریط نماید تا تباه سازد و تباه کند تا گناهکار شود. عاقل را…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 10

يَا عَلِيُّ إِيَّاكَ وَ دُخُولَ اَلْحَمَّامِ بِغَيْرِ مِئْزَرٍ فَإِنَّ مَنْ دَخَلَ اَلْحَمَّامَ بِغَيْرِ مِئْزَرٍ مَلْعُونٌ اَلنَّاظِرُ وَ اَلْمَنْظُورُ إِلَيْهِ يَا عَلِيُّ لاَ تَتَخَتَّمْ فِي اَلسَّبَّابَةِ وَ اَلْوُسْطَى فَإِنَّهُ كَانَ يَتَخَتَّمُ قَوْمُ لُوطٍ فِيهِمَا وَ لاَ تُعَرِّ اَلْخِنْصِرَ يَا عَلِيُّ إِنَّ اَللَّهَ يُعْجَبُ مِنْ عَبْدِهِ إِذَا قَالَ ;رَبِّ اِغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْتَ; يَقُولُ يَا مَلاَئِكَتِي عَبْدِي هَذَا قَدْ عَلِمَ أَنَّهُ لاَ يَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ غَيْرِي اِشْهَدُوا أَنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَهُ يَا عَلِيُّ إِيَّاكَ وَ اَلْكَذِبَ…

سفارشی دیگر از پیامبر صلی الله علیه و آله به امیر المومنین علیه السلام -ای علی مبادا بی لنگ به حمام روی؛ زیرا هر که چنین کند و هم کسی که در این حال به او بنگرد-هر دو-ملعون اند. ای علی انگشتری به انگشت شهادت و انگشت میانه مکن؛ زیرا قوم لوط چنین می کردند و لازم است انگشت کوچک را بی انگشتری مگذاری. ای علی به راستی خدا را خوش آید از بنده اش هنگامی که بگوید: پروردگارا مرا بیامرز که کسی جز تو گناه را نمی بخشد؛ خداوند به فرشتگانش خطاب می فرماید: فرشتگانم این بنده من دانسته که جز من آمرزنده ای نیست، اینک گواه باشید که او را آمرزیدم. ای علی از دروغ بپرهیز که دروغ رو سیاهی آرد و سپس او نزد خدا دروغگو نوشته می شود و به راستی که راستی انسان را روسفید می گرداند و نزد خدا راستگو نوشته می شود و بدان که…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 13

قَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْعَقْلِ مَا هُوَ وَ كَيْفَ هُوَ وَ مَا يَتَشَعَّبُ مِنْهُ وَ مَا لاَ يَتَشَعَّبُ وَ صِفْ لِي طَوَائِفَهُ كُلَّهَا فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِنَّ اَلْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ اَلنَّفْسَ مِثْلُ أَخْبَثِ اَلدَّوَابِّ فَإِنْ لَمْ تُعْقَلْ حَارَتْ فَالْعَقْلُ عِقَالٌ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْعَقْلَ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ وَ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَعْظَمَ مِنْكَ وَ لاَ أَطْوَعَ مِنْكَ بِكَ أُبْدِأُ وَ بِكَ أُعِيدُ لَكَ اَلثَّوَابُ وَ عَلَيْكَ…

در ضمن یک حدیث طولانی آمده است که راهبی به نام شمعون بن لاوی از نواده گان یهودا-که این یهودا خود از حواریان حضرت عیسی علیه السلام بود-پرسش های بسیاری از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید و حضرت به تمام آن پرسشها، پاسخ گفت تا اینکه آن راهب به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد و نبوتش را تصدیق کرد و ما همان اندازه که مورد نیاز است از این حدیث نقل می کنیم. -از آن جمله شمعون راهب پرسید: به من بگو عقل چیست و چگونه است و چه چیز از آن منشعب می شود و چه چیز منشعب نمی شود و اقسام و انواع عقل را برایم توصیف نما؟ پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همانا عقل زانوبندی است بر نادانی و نفس اماره مانند پلیدترین جانوران است که اگر پایش بسته نشود، بیراهه می رود و سرگردان می شود، پس عقل زانوبند نادانی…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 15

يَا مُعَاذُ عَلِّمْهُمْ كِتَابَ اَللَّهِ وَ أَحْسِنْ أَدَبَهُمْ عَلَى اَلْأَخْلاَقِ اَلصَّالِحَةِ وَ أَنْزِلِ اَلنَّاسَ مَنَازِلَهُمْ خَيْرَهُمْ وَ شَرَّهُمْ وَ أَنْفِذْ فِيهِمْ أَمْرَ اَللَّهِ وَ لاَ تُحَاشِ فِي أَمْرِهِ وَ لاَ مَالِهِ أَحَداً فَإِنَّهَا لَيْسَتْ بِوَلاَيَتِكَ وَ لاَ مَالِكَ وَ أَدِّ إِلَيْهِمُ اَلْأَمَانَةَ فِي كُلِّ قَلِيلٍ وَ كَثِيرٍ وَ عَلَيْكَ بِالرِّفْقِ وَ اَلْعَفْوِ فِي غَيْرِ تَرْكٍ لِلْحَقِّ يَقُولُ اَلْجَاهِلُ قَدْ تَرَكْتَ مِنْ حَقِّ اَللَّهِ وَ اِعْتَذِرْ إِلَى أَهْلِ عَمَلِكَ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ خَشِيتَ أَنْ يَقَعَ إِلَيْكَ مِنْهُ عَيْبٌ حَتَّى يَعْذِرُوكَ وَ…

سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله به معاذ بن جبل هنگام اعزام او به یمن -ای معاذ قرآن را به ایشان بیاموز و تربیت آنان را بر اساس اخلاق شایسته قرار ده و مردم را در مقام خودشان بنشان-چه نیک باشند و چه بد-فرمان خدا را در میان آنان اجرا کن و در اجرای فرمان الهی و پاسداری از بیت المال از هیچ کس در هراس مباش و هیچ کس را ملاحظه مکن ، زیرا در این خصوص نه اختیاری داری و نه آن مال از آن توست. امانت را به آنان پس ده چه کم باشد و چه زیاد. بر تو باد نرمش و بخشایش جز در مورد حق که در این صورت، نادان بگوید حق خدا را ترک کردی. از کارگزاران خود در هر چه می ترسی دچار عیبی شوی پوزش خواه تا تو را معذور دارند. کارهای عصر جاهلیت را، جز آنچه اسلام تاییدش نموده، ریشه کن ساز. امر اسلام را، چه کوچک و چه بزرگ، علنی ساز…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 25
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه