قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره دین و یقین از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۱۳ حدیث · صفحه ۱ از ۲

فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ اَلْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا قَالَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص دَعَا قُرَيْشاً إِلَى وَلاَيَتِنَا فَنَفَرُوا وَ أَنْكَرُوا فَقَالَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قُرَيْشٍ لِلَّذِينَ آمَنُوا اَلَّذِينَ أَقَرُّوا لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ أَيُّ اَلْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا تَعْيِيراً مِنْهُمْ فَقَالَ اَللَّهُ رَدّاً عَلَيْهِمْ وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ مِنَ اَلْأُمَمِ اَلسَّالِفَةِ هُمْ…

ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل: «و چون آیه های روشن ما را بر آنها بخوانند، کسانی که کافرند بکسانی که مومنند گویند: کدام یک از دو دسته مقام بهتر و مجلس آراسته تری دارند-73 سوره 19-»فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله قریش را بولایت ما دعوت کرد، آنها دوری گزیدند و انکار کردند، پس کفار قریش باهل ایمانی که بامیر المومنین و ما خانواده اقرار کرده بودند از راه سرزنش گفتند: «کدام یک از این دو دسته مقام بهتر و مجلس آراسته تری دارند» خدا برای رد ایشان فرمود: «پیش از ایشان چه نسلهایی را(از امتهای گذشته)هلاک کرده ایم که اثاث و جلوه زندگی بهتری داشتند-74 سوره 19-». عرضکردم: خدا فرماید: «هر که در گمراهی باشد، خدای رحمانش همی کشاند»فرمود: همه آنها در گمراهی بودند -نه بولایت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 431

قَالَ لِي هِشَامُ بْنُ اَلْحَكَمِ كَانَ بِمِصْرَ زِنْدِيقٌ تَبْلُغُهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع أَشْيَاءُ فَخَرَجَ إِلَى اَلْمَدِينَةِ لِيُنَاظِرَهُ فَلَمْ يُصَادِفْهُ بِهَا وَ قِيلَ لَهُ إِنَّهُ خَارِجٌ بِمَكَّةَ فَخَرَجَ إِلَى مَكَّةَ وَ نَحْنُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ فَصَادَفَنَا وَ نَحْنُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فِي اَلطَّوَافِ وَ كَانَ اِسْمُهُ عَبْدَ اَلْمَلِكِ وَ كُنْيَتُهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ فَضَرَبَ كَتِفَهُ كَتِفَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع مَا اِسْمُكَ فَقَالَ اِسْمِي عَبْدُ اَلْمَلِكِ قَالَ فَمَا كُنْيَتُكَ قَالَ كُنْيَتِي أَبُو…

هشام بن حکم گوید: در مصر زندیقی بود که سخنانی از حضرت صادق علیه السلام باو رسیده بود بمدینه آمد تا با آن حضرت مباحثه کند در آنجا بحضرت برنخورد، باو گفتند بمکه رفته است، آنجا آمد، ما با حضرت صادق علیه السلام مشغول طواف بودیم که بما رسید: نامش عبد الملک و کینه اش ابو عبد الله بود، در حال طواف شانه اش را بشانه امام صادق علیه السلام زد، حضرت فرمود: نامت چیست؟ گفت نامم: عبد الملک، (بنده سلطان): فرمود: کنیه ات چیست؟ گفت: کنیه ام ابو عبد الله(پدر بنده خدا)حضرت فرمود: این ملکی که تو بنده او هستی؟ از ملوک زمین است یا ملوک آسمان و نیز بمن بگو پسر تو بنده خدای آسمانست یا بنده خدای زمین، هر جوابی بدهی محکوم می شوی(او خاموش ماند)، هشام گوید: -بزندیق گفتم چرا جوابش را نمیگویی؟ از سخن من بدش آمد، امام صادق…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 72

مِنْ كِتَابِ اَلْمَحَاسِنِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ عِنْدَهُ عِدَّةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْجَهْلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اِعْرِفُوا اَلْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ اَلْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا قَالَ سَمَاعَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لاَ نَعْرِفُ إِلاَّ مَا عَرَّفْتَنَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ خَلَقَ اَلْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ خَلَقَهُ مِنَ اَلرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ اَلْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ…

سماعة بن مهران گوید:خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم، و جمعی از دوستان ایشان هم حضور داشتند، صحبت از عقل و جهل به میان آمد، امام صادق علیه السّلام فرمود:عقل و لشکریانش را و جهل و لشکریانش را بشناسید تا هدایت شوید، سماعه گوید:عرض کردم:فدایت شوم، غیر از آنچه شما به ما بفهمانید نمی دانیم، امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند جلّ ثناؤه عقل را آفرید، او اوّلین مخلوقاتش بود که از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید، سپس به او فرمود:پس رو، او پس رفت، بعد فرمود:پیش آی، او پیش آمد، خداوند عزّ و جلّ به او فرمود:تو را با عظمت آفریدم، و بر تمامی آفریدگانم شرافت بخشیدم. فرمود:سپس جهل را آفرید، به او فرمود:عقب برو، عقب رفت، بعد فرمود:پیش آی، او قبول نکرد، خداوند به او فرمود:گردن کشی کردی، او را از رحمت خود…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 533

يَا عَبْدَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَبَ إِبْلِيسُ حَبَائِلَهُ فِي دَارِ اَلْغُرُورِ فَمَا يَقْصِدُ فِيهَا إِلاَّ أَوْلِيَاءَنَا وَ لَقَدْ جَلَّتِ اَلْآخِرَةُ فِي أَعْيُنِهِمْ حَتَّى مَا يُرِيدُونَ بِهَا بَدَلاً ثُمَّ قَالَ آهِ آهِ عَلَى قُلُوبٍ حُشِيَتْ نُوراً وَ إِنَّمَا كَانَتِ اَلدُّنْيَا عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ اَلشُّجَاعِ اَلْأَرْقَمِ وَ اَلْعَدُوِّ اَلْأَعْجَمِ أَنِسُوا بِاللَّهِ وَ اِسْتَوْحَشُوا مِمَّا بِهِ اِسْتَأْنَسَ اَلْمُتْرَفُونَ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً وَ بِهِمْ تُكْشَفُ كُلُّ فِتْنَةٍ وَ تُرْفَعُ كُلُّ بَلِيَّةٍ يَا اِبْنَ جُنْدَبٍ حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ يَعْرِفُنَا أَنْ…

سخنان امام صادق علیه السلام از ابو عبد الله جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله به طور مفصل در خصوص این معانی (پند و اندرز و غیره)روایت شده است. - سفارش امام صادق علیه السلام به عبد الله بن جندب -روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمود: ای عبد الله به طور قطع، ابلیس دامهای خود را در این سرای فریب گسترده و هدفش از آن جز دستیابی به دوستان ما نیست، ولی سرای دیگر به دیده آنان چنان پرجلال است که هیچ چیزی را جایگزین آن نسازند. وه، وه بر دلهایی که سرشار از روشنایی است و به راستی، دنیا از دیدگاه آنان چون مار گزنده خوش خط و خال و دشمنی بی زبان است. آنان با خدا انس دارند و از آنچه خوشگذران ها به آن عادت کرده اند، گریزانند. به یقین، اینان دوستان من اند که به خاطر آنها هر فتنه ای ریشه کن شود و هر بلایی…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 301

أَمَّا بَعْدُ فَسَلُوا رَبَّكُمُ اَلْعَافِيَةَ وَ عَلَيْكُمْ بِالدَّعَةِ وَ اَلْوَقَارِ وَ اَلسَّكِينَةِ وَ اَلْحَيَاءِ وَ اَلتَّنَزُّهِ عَمَّا تَنَزَّهَ عَنْهُ اَلصَّالِحُونَ مِنْكُمْ وَ عَلَيْكُمْ بِمُجَامَلَةِ أَهْلِ اَلْبَاطِلِ تَحَمَّلُوا اَلضَّيْمَ مِنْهُمْ وَ إِيَّاكُمْ وَ مُمَاظَّتَهُمْ دِينُوا فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ إِذَا أَنْتُمْ جَالَسْتُمُوهُمْ وَ خَالَطْتُمُوهُمْ وَ نَازَعْتُمُوهُمُ اَلْكَلاَمَ فَإِنَّهُ لاَ بُدَّ لَكُمْ مِنْ مُجَالَسَتِهِمْ وَ مُخَالَطَتِهِمْ وَ مُنَازَعَتِهِمْ بِالتَّقِيَّةِ اَلَّتِي أَمَرَكُمُ اَللَّهُ بِهَا فَإِذَا اُبْتُلِيتُمْ بِذَلِكَ مِنْهُمْ…

نامه امام صادق علیه السلام به گروهی از شیعیان و یارانش -اما بعد، از پروردگارتان عافیت خواهید. نرمخو و باوقار باشید. آرامش و حیای خود را حفظ نمایید. خوبان شما از هر چه کناره جویی می کنند شما نیز کناره گیرید. با اهل باطل مودبانه رفتار کنید و بی ادبی و ستم آنان را تحمل نمایید و از درگیر شدن با آنها خودداری کنید. اگر گاهی مجبورید با آنها همنشینی و معاشرت و جر و بحث نمایید، باید اصل تقیه را که خدا به آن فرمانتان داده مد نظرتان باشد و طبق آن رفتار نمایید؛ پس اگر در اثر رعایت نکردن تقیه گرفتارشان شوید، به آزار و اذیت شما پردازند و ناخوشایندی شما را در چهره هایتان بخوانند و اگر نه این بود که خدا شر آنان را از شما دور ساخته است بر شما یورش می آوردند. -عداوت و کینه ای که از شما به دل دارند بیشتر از آن…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 313

إِنَّا لَنُحِبُّ مَنْ كَانَ عَاقِلاً عَالِماً فَهِماً فَقِيهاً حَلِيماً مُدَارِياً صَبُوراً صَدُوقاً وَفِيّاً إِنَّ اَللَّهَ خَصَّ اَلْأَنْبِيَاءَ ع بِمَكَارِمِ اَلْأَخْلاَقِ فَمَنْ كَانَتْ فِيهِ فَلْيَحْمَدِ اَللَّهَ عَلَى ذَلِكَ وَ مَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ فَلْيَتَضَرَّعْ إِلَى اَللَّهِ وَ لْيَسْأَلْهُ إِيَّاهَا قِيلَ لَهُ وَ مَا هِيَ قَالَ ع اَلْوَرَعُ وَ اَلْقَنَاعَةُ وَ اَلصَّبْرُ وَ اَلشُّكْرُ وَ اَلْحِلْمُ وَ اَلْحَيَاءُ وَ اَلسَّخَاءُ وَ اَلشَّجَاعَةُ وَ اَلْغَيْرَةُ وَ صِدْقُ اَلْحَدِيثِ وَ اَلْبِرُّ وَ أَدَاءُ اَلْأَمَانَةِ وَ اَلْيَقِينُ وَ حُسْنُ اَلْخُلُقِ وَ اَلْمُرُوَّةُ .

به راستی ما شخص خردورز و دانا و فهمیده و دین شناس و صبر پیشه و نرم رفتار و شکیبا و راست گفتار و وفادار را دوست داریم. همانا خداوند پیغمبران علیهم السلام را با مکارم اخلاق ممتاز ساخت. پس هر که دارای مکارم اخلاق بود خدا را سپاس دارد و هر که از مکارم اخلاق بی نصیب بود باید با زاری کردن به پیشگاه خداوند مکارم اخلاق را از او بخواهد. پرسیده شد که مکارم اخلاق کدامند؟ امام صادق علیه السلام فرمود: پرهیزگاری و قناعت و شکیبایی و سپاسداری و صبر پیشه گی و حیا و سخاوتمندی و دلیری و غیرت و راست گفتاری و نیکوکاری و بازپردازی امانت و یقین و نیک خویی و مردانگی.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 362

عَنْ صَفْوَانَ اَلْجَمَّالِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا اَلْجِدٰارُ فَكٰانَ لِغُلاٰمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي اَلْمَدِينَةِ وَ كٰانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُمٰا : فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ مَا كَانَ ذَهَبا وَ لاَ فِضَّة وَ إِنَّمَا كَانَ أَرْبَعَ كَلِمَاتٍ أَنَا اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا : مَنْ أَيْقَنَ بِالْمَوْتِ لَمْ يَضْحَكْ سِنُّهُ وَ مَنْ أَيْقَنَ بِالْحِسَابِ لَمْ يَفْرَحْ قَلْبُهُ وَ مَنْ أَيْقَنَ بِالْقَدَرِ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اَللَّهَ .

صفوان جمّال گفت:از امام صادق علیه السّلام در مورد قول خداوند متعال پرسیدم، ترجمۀ آیۀ گفتگوی موسی و خضر: و امّا دیوار؛ پس مربوط به دو پسر بچۀ یتیم در شهر بود که زیر آن گنجی پنهان بود که به آن دو می رسید فرمود:بدان که مقصود از آن گنج؛ طلا و نقره نبود، بلکه چهار کلمه بود:من خدا هستم، معبودی غیر از من نیست، هر کس یقین به مرگ داشته باشد دندانهایش هنگام شادی نمایان نمی شود و هر کس یقین به حساب داشته باشد دلش شادمان نمی شود، و هر کس یقین به قضا و قدر داشته باشد فقط از خدا می ترسد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 11

وَ مِنْ كِتَابِ اَلْخَلاَصِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ بْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ عَمَّارِ بْنِ اَلْأَحْوَصِ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ عِنْدَنَا أَقْوَاما يَقُولُونَ بِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ يُفَضِّلُونَهُ عَلَى اَلنَّاسِ كُلِّهِمْ لَيْسَ يَصِفُونَ مَا نَصِفُ مِنْ فَضْلِكُمْ نَتَوَلاَّهُمْ فَقَالَ لِي نَعَمْ فِي اَلْجُمْلَةِ أَ لَيْسَ عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا لَمْ يَكُنْ عِنْدَ رَسُولِ اَللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِ اَللَّهِ مَا لَيْسَ عِنْدَنَا وَ عِنْدَنَا مَا لَيْسَ عِنْدَكُمْ وَ عِنْدَكُمْ مَا لَيْسَ عِنْدَ غَيْرِكُمْ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ…

از امام صادق علیه السّلام سؤال شد:در نزد ما کسانی هستند که به خلافت امیر مؤمنان علیه السّلام معتقدند و آن حضرت را بر همۀ مردم برتری می دهند ولی آن طور که ما در بارۀ فضیلت شما معتقدیم آنها اعتقاد ندارند، آیا با آنان دوستی کنیم؟فرمود:بلی اجمالا دوستشان بدارید، مگر نه این است که در نزد خداوند چیزهایی هست که نزد رسول خدا نیست، و نزد رسول خدا چیزهایی هست که نزد ما نیست، و نزد ما چیزهایی هست که نزد شما نیست، و نزد شما چیزهایی هست که نزد دیگران نیست؟خداوند تبارک و تعالی اسلام را بر هفت سهم قرار داده:بر صبر و راستی و یقین و رضا و وفا و دانش و بردباری، سپس آن را در میان مردم تقسیم نموده، هر کس که همۀ این هفت سهم را داشته باشد ایمانش کامل، و طاقت و تحمل دارد، و به گروهی از مردم یک سهم داد، و گروهی را…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 165

قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ اَلْمُؤْمِنُ رَحْمَةٌ عَلَى اَلْمُؤْمِنِ فَقَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ وَ كَيْفَ ذَلِكَ فَقَالَ أَيُّمَا مُؤْمِنٍ أَتَاهُ أَخُوهُ فِي حَاجَةٍ فَإِنَّمَا ذَلِكَ رَحْمَةٌ سَاقَهَا اَللَّهُ إِلَيْهِ وَ سَبَّبَهَا لَهُ فَإِنْ قَضَى حَاجَةً كَانَ قَدْ قَبِلَ اَلرَّحْمَةَ لِقَبُولِهَا وَ إِنْ رَدَّهُ عَنْ حَاجَتِهِ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى قَضَائِهَا فَإِنَّمَا رَدَّ عَنْ نَفْسِهِ اَلرَّحْمَةَ اَلَّتِي سَاقَهَا اَللَّهُ إِلَيْهِ وَ سَبَّبَهَا لَهُ وَ ذُخِرَتِ اَلرَّحْمَةُ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ فَيَكُونُ اَلْمَرْدُودُ عَنْ حَاجَتِهِ هُوَ اَلْحَاكِمُ فِيهَا إِنْ شَاءَ صَرَفَهَا…

اسماعیل بن عمار صیرفی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم آیا مومن برای مومن رحمت است؟ فرمود: آری. عرض کردم: چگونه؟ فرمود: هر مومنی که برادرش برای حاجتی به سراغش رود همانا این رحمتی است که خداوند برایش فرستاده و فراهم آورده است؛ پس اگر حاجتش را برآورد بی گمان با برآوردن آن، رحمت الهی را پذیرفته است و چون با وجود توانایی بر برآوردن حاجتش آن را 28 - 1 برنیاورد بی تردید رحمتی را که پروردگار برایش فرستاده و فراهم آورده نپذیرفته است و آن رحمت تا روز رستاخیز ذخیره می گردد و در آن روز مومنی که حاجتش برآورده نشده در باره آن رحمت تصمیم می گیرد، اگر خواهد خود آن را بر می گیرد و یا به دیگری می دهد. ای اسماعیل پس در این صورت که او در روز رستاخیز در باره آن رحمت خدای گرامی و بزرگ تصمیم…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 248

صِفَةُ اَلْمُؤْمِنِ قُوَّةٌ فِي دِينٍ وَ حَزْمٌ فِي لِينٍ وَ إِيمَانٌ فِي يَقِينٍ وَ حِرْصٌ فِي فِقْهٍ وَ نَشَاطٌ فِي هُدًى وَ بِرٌّ فِي اِسْتِقَامَةٍ وَ إِغْمَاضٌ عِنْدَ شَهْوَةٍ وَ عِلْمٌ فِي حِلْمٍ وَ شُكْرٌ فِي رِفْقٍ وَ سَخَاءٌ فِي حَقٍّ وَ قَصْدٌ فِي غِنًى وَ تَجَمُّلٌ فِي فَاقَةٍ وَ عَفْوٌ فِي قُدْرَةٍ وَ طَاعَةٌ فِي نَصِيحَةٍ وَ وَرَعٌ فِي رَغْبَةٍ وَ حِرْصٌ فِي جِهَادٍ وَ صَلاَةٌ فِي شُغُلٍ وَ صَبْرٌ فِي شِدَّةٍ وَ فِي اَلْهَزَاهِزِ وَقُورٌ وَ فِي اَلْمَكَارِهِ صَبُورٌ وَ فِي اَلرَّخَاءِ شَكُورٌ لاَ يَغْتَابُ وَ لاَ يَتَكَبَّرُ وَ لاَ يَبْغِي وَ إِنْ بُغِيَ عَلَيْهِ صَبَرَ وَ لاَ…

امام صادق علیه السلام فرمود: صفت مومن این است در دین نیرومند است و در نرمی احتیاط کار و ایمانش بسر حد یقین است و در فهمیدن حریص و در هدایت با نشاط و در نیکی پایدار است و بهنگام شهوت چشم پوشی میکند دانشش آمیخته با بردباری است در موردی که با او مدارا شود سپاسگزار است و نسبت به حق خودش سخاوتمند و در حال ثروتمندی میانه رو و در حال تنگدستی ظاهری آراسته دارد و در حال قدرت می بخشد و در مورد خیر اندیشی فرمانبردار است و رغبت بورع دارد و در جهاد حریص است و در حالی که مشغول کار است از نماز غفلت نمی کند و در مورد شدت بردبار است و در مقابل پیش آمدهای سخت با وقار است و در ناملایمات صبر فراوان دارد و در فراخی شکرگزار است نه غیبت میکند و نه تکبر می کند و نه ستم میکند و اگر بر او ستمی شد تحمل می کند قطع رحم…

الخصال، ج 3، ص 571

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْجَهْلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع اِعْرِفُوا اَلْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ اَلْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا قَالَ سَمَاعَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لاَ نَعْرِفُ إِلاَّ مَا عَرَّفْتَنَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ خَلَقَ اَلْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ خَلَقَهُ مِنَ اَلرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ اَلْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقْتُكَ خَلْقاً…

سماعه بن مهران گوید: در خدمت امام صادق بودم و گروهی از دوستان هم در محضرش بودند صحبت خرد و نادانی پیش آمد امام صادق علیه السلام فرمود: خرد و لشکر او و نادانی و لشکر او را بشناسید تا هدایت شوید سماعه گوید عرض کردم قربانت شوم ما جز آنچه تو بما معرفی کنی نمی شناسیم امام صادق فرمود بدرستی که خدای بزرگوار خرد را آفرید و او نخستین آفریده ای است که خداوند او را از روحانیین آفرید که از نور خود در سمت راست عرش بود پس باو فرمود روی بمن آر پس او روی آورد سپس باو فرمود روی از من بگردان پس او روی بگردانید پس خدای تبارک و تعالی فرمود من ترا آفریده بزرگی آفریدم و تو را بر همه آفریدگانم گرامی داشتم حضرت فرمود سپس نادانی را از دریای تلخ و تاریک آفرید و باو فرمود روی از من بگردان او روی بگردانید سپس باو فرمود…

الخصال، ج 3، ص 588

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ عِنْدَنَا أَقْوَاماً يَقُولُونَ بِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ يُفَضِّلُونَهُ عَلَى اَلنَّاسِ كُلِّهِمْ وَ لَيْسَ يَصِفُونَ مَا نَصِفُ مِنْ فَضْلِكُمْ أَ نَتَوَلاَّهُمْ فَقَالَ لِي نَعَمْ فِي اَلْجُمْلَةِ أَ لَيْسَ عِنْدَ اَللَّهِ مَا لَمْ يَكُنْ عِنْدَ رَسُولِ اَللَّهِ وَ لِرَسُولِ اَللَّهُ عِنْدَ اَللَّهِ مَا لَيْسَ لَنَا وَ عِنْدَنَا مَا لَيْسَ عِنْدَكُمْ وَ عِنْدَكُمْ مَا لَيْسَ عِنْدَ غَيْرِكُمْ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَضَعَ اَلْإِسْلاَمَ عَلَى سَبْعَةِ أَسْهُمٍ عَلَى اَلصَّبْرِ وَ اَلصِّدْقِ وَ اَلْيَقِينِ وَ اَلرِّضَا وَ اَلْوَفَاءِ…

عمار بن ابی الاحوص گوید: بامام صادق(ع)عرض کردم: در نزد ما کسانی هستند که بخلافت امیر المومنین عقیده مند هستند و آن حضرت را بر همه مردم برتری می دهند ولی آن طوری که ما در باره فضیلت شماها معتقدیم معتقد نیستند آیا ما با آنان دوست صمیمی باشیم؟ فرمود آری اجمالا دوستشان داشته باشید مگر نه این است که در نزد خدای عز و جل چیزهایی است که نزد رسول خدا نیست و رسول الله را چیزهایی است که ما را نیست و در نزد چیزی است که شما آن را ندارید و شما چیزی دارید که دیگران ندارند خدای تبارک و تعالی اسلام را بر هفت سهم قرار داد بر شکیبایی و راستی و یقین و رضا و وفا و دانش و بردباری سپس آن را در میان مردم پخش فرمود پس هر کس که همه این هفت سهم را دارا شد ایمانش کامل و طاقت و تحمل دارد سپس به پاره ای از مردم یک سهم…

الخصال، ج 3، ص 354
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه