قال الإمام الصادق عليه السلام:
عَنْ صَفْوَانَ اَلْجَمَّالِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا اَلْجِدٰارُ فَكٰانَ لِغُلاٰمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي اَلْمَدِينَةِ وَ كٰانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُمٰا : فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ مَا كَانَ ذَهَبا وَ لاَ فِضَّة وَ إِنَّمَا كَانَ أَرْبَعَ كَلِمَاتٍ أَنَا اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا : مَنْ أَيْقَنَ بِالْمَوْتِ لَمْ يَضْحَكْ سِنُّهُ وَ مَنْ أَيْقَنَ بِالْحِسَابِ لَمْ يَفْرَحْ قَلْبُهُ وَ مَنْ أَيْقَنَ بِالْقَدَرِ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اَللَّهَ .
صفوان جمّال گفت:از امام صادق علیه السّلام در مورد قول خداوند متعال پرسیدم، ترجمۀ آیۀ گفتگوی موسی و خضر: و امّا دیوار؛ پس مربوط به دو پسر بچۀ یتیم در شهر بود که زیر آن گنجی پنهان بود که به آن دو می رسید فرمود:بدان که مقصود از آن گنج؛ طلا و نقره نبود، بلکه چهار کلمه بود:من خدا هستم، معبودی غیر از من نیست، هر کس یقین به مرگ داشته باشد دندانهایش هنگام شادی نمایان نمی شود و هر کس یقین به حساب داشته باشد دلش شادمان نمی شود، و هر کس یقین به قضا و قدر داشته باشد فقط از خدا می ترسد.