يَا عَبْدَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَبَ إِبْلِيسُ حَبَائِلَهُ فِي دَارِ اَلْغُرُورِ فَمَا يَقْصِدُ فِيهَا إِلاَّ أَوْلِيَاءَنَا وَ لَقَدْ جَلَّتِ اَلْآخِرَةُ فِي أَعْيُنِهِمْ حَتَّى مَا يُرِيدُونَ بِهَا بَدَلاً ثُمَّ قَالَ آهِ آهِ عَلَى قُلُوبٍ حُشِيَتْ نُوراً وَ إِنَّمَا كَانَتِ اَلدُّنْيَا عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ اَلشُّجَاعِ اَلْأَرْقَمِ وَ اَلْعَدُوِّ اَلْأَعْجَمِ أَنِسُوا بِاللَّهِ وَ اِسْتَوْحَشُوا مِمَّا بِهِ اِسْتَأْنَسَ اَلْمُتْرَفُونَ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً وَ بِهِمْ تُكْشَفُ كُلُّ فِتْنَةٍ وَ تُرْفَعُ كُلُّ بَلِيَّةٍ يَا اِبْنَ جُنْدَبٍ حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ يَعْرِفُنَا أَنْ…
سخنان امام صادق علیه السلام از ابو عبد الله جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله به طور مفصل در خصوص این معانی (پند و اندرز و غیره)روایت شده است. - سفارش امام صادق علیه السلام به عبد الله بن جندب -روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمود: ای عبد الله به طور قطع، ابلیس دامهای خود را در این سرای فریب گسترده و هدفش از آن جز دستیابی به دوستان ما نیست، ولی سرای دیگر به دیده آنان چنان پرجلال است که هیچ چیزی را جایگزین آن نسازند. وه، وه بر دلهایی که سرشار از روشنایی است و به راستی، دنیا از دیدگاه آنان چون مار گزنده خوش خط و خال و دشمنی بی زبان است. آنان با خدا انس دارند و از آنچه خوشگذران ها به آن عادت کرده اند، گریزانند. به یقین، اینان دوستان من اند که به خاطر آنها هر فتنه ای ریشه کن شود و هر بلایی…
قَالَ لِيَ اَلصَّادِقُ ع إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ عَيَّرَ أَقْوَاماً فِي اَلْقُرْآنِ بِالْإِذَاعَةِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيْنَ قَالَ قَالَ قَوْلُهُ وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ اَلْأَمْنِ أَوِ اَلْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ ثُمَّ قَالَ اَلْمُذِيعُ عَلَيْنَا سِرَّنَا كَالشَّاهِرِ بِسَيْفِهِ عَلَيْنَا رَحِمَ اَللَّهُ عَبْداً سَمِعَ بِمَكْنُونِ عِلْمِنَا فَدَفَنَهُ تَحْتَ قَدَمَيْهِ وَ اَللَّهِ إِنِّي لَأَعْلَمُ بِشِرَارِكُمْ مِنَ اَلْبَيْطَارِ بِالدَّوَابِّ شِرَارُكُمْ اَلَّذِينَ لاَ يَقْرَءُونَ اَلْقُرْآنَ إِلاَّ هَجْراً وَ لاَ يَأْتُونَ اَلصَّلاَةَ إِلاَّ دَبْراً وَ لاَ يَحْفَظُونَ…
سفارش امام صادق علیه السلام به ابو جعفر محمد بن نعمان احول -ابو جعفر احول گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: به راستی، خداوند عزیز و جلیل در قرآن، مردمی را به خاطر افشاگری سرزنش کرده است. پرسیدم: فدایت شوم در کجای قرآن چنین فرموده است؟ فرمود: این آیه است: «و چون خبری حاکی از ایمنی یا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند» سوره نسا ، آیه 83 ، سپس امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که راز ما را بر زیان ما فاش نماید همچون کسی است که بر روی ما شمشیر کشیده است، خدا مورد رحمت قرار دهد بنده ای را که علم محرمانه ما را بشنود و آن را زیر پای خود دفن نماید تا از دسترس مخالفان به دور ماند، به خدا سوگند که شناخت من از بدکاران شما بهتر از شناخت دامپزشک به احوال چهارپایان است، آن بدکاران همان کسانی اند که…
أَمَّا بَعْدُ فَسَلُوا رَبَّكُمُ اَلْعَافِيَةَ وَ عَلَيْكُمْ بِالدَّعَةِ وَ اَلْوَقَارِ وَ اَلسَّكِينَةِ وَ اَلْحَيَاءِ وَ اَلتَّنَزُّهِ عَمَّا تَنَزَّهَ عَنْهُ اَلصَّالِحُونَ مِنْكُمْ وَ عَلَيْكُمْ بِمُجَامَلَةِ أَهْلِ اَلْبَاطِلِ تَحَمَّلُوا اَلضَّيْمَ مِنْهُمْ وَ إِيَّاكُمْ وَ مُمَاظَّتَهُمْ دِينُوا فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ إِذَا أَنْتُمْ جَالَسْتُمُوهُمْ وَ خَالَطْتُمُوهُمْ وَ نَازَعْتُمُوهُمُ اَلْكَلاَمَ فَإِنَّهُ لاَ بُدَّ لَكُمْ مِنْ مُجَالَسَتِهِمْ وَ مُخَالَطَتِهِمْ وَ مُنَازَعَتِهِمْ بِالتَّقِيَّةِ اَلَّتِي أَمَرَكُمُ اَللَّهُ بِهَا فَإِذَا اُبْتُلِيتُمْ بِذَلِكَ مِنْهُمْ…
نامه امام صادق علیه السلام به گروهی از شیعیان و یارانش -اما بعد، از پروردگارتان عافیت خواهید. نرمخو و باوقار باشید. آرامش و حیای خود را حفظ نمایید. خوبان شما از هر چه کناره جویی می کنند شما نیز کناره گیرید. با اهل باطل مودبانه رفتار کنید و بی ادبی و ستم آنان را تحمل نمایید و از درگیر شدن با آنها خودداری کنید. اگر گاهی مجبورید با آنها همنشینی و معاشرت و جر و بحث نمایید، باید اصل تقیه را که خدا به آن فرمانتان داده مد نظرتان باشد و طبق آن رفتار نمایید؛ پس اگر در اثر رعایت نکردن تقیه گرفتارشان شوید، به آزار و اذیت شما پردازند و ناخوشایندی شما را در چهره هایتان بخوانند و اگر نه این بود که خدا شر آنان را از شما دور ساخته است بر شما یورش می آوردند. -عداوت و کینه ای که از شما به دل دارند بیشتر از آن…
اَلاِسْتِقْصَاءُ فُرْقَةٌ اَلاِنْتِقَادُ عَدَاوَةٌ قِلَّةُ اَلصَّبْرِ فَضِيحَةٌ إِفْشَاءُ اَلسِّرِّ سُقُوطٌ اَلسَّخَاءُ فِطْنَةٌ اَللَّوْمُ تَغَافُلٌ ثَلاَثَةٌ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِنَّ نَالَ مِنَ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ بُغْيَتَهُ مَنِ اِعْتَصَمَ بِاللَّهِ وَ رَضِيَ بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ أَحْسَنَ اَلظَّنَّ بِاللَّهِ ثَلاَثَةٌ مَنْ فَرَّطَ فِيهِنَّ كَانَ مَحْرُوماً اِسْتِمَاحَةُ جَوَادٍ وَ مُصَاحَبَةُ عَالِمٍ وَ اِسْتِمَالَةُ سُلْطَانٍ ثَلاَثَةٌ تُورِثُ اَلْمَحَبَّةَ اَلدِّينُ وَ اَلتَّوَاضُعُ وَ اَلْبَذْلُ مَنْ بَرِئَ مِنْ ثَلاَثَةٍ نَالَ ثَلاَثَةً مَنْ بَرِئَ مِنَ اَلشَّرِّ نَالَ اَلْعِزَّ…
از سخنان امام صادق علیه السلام که برخی از شیعیان آن را«نثر الدرر»نامیده اند -1-به همه جزییات زندگی و دوستی حساس شدن مایه جدایی است. انتقاد مایه دشمنی است. کم صبری مایه رسوایی است. فاش کردن راز مایه سرنگونی است. بخشندگی هوشمندی است. فرومایگی غفلت نمایی است. -2-سه چیز است که هر که به آنها دست آویزد به آرزوهای دنیوی و اخروی خود دست یابد: پناه بردن به خدا، خرسند بودن به قضای خدا و خوش بین بودن به خدا. -3-سه چیز است که هر کس در آنها کوتاهی نماید ناکام گردد: بهره جویی از شخص بخشنده، همنشینی با عالم و دل گرم ساختن سلطان. -4-سه چیز محبت انگیز است: دینداری، فروتنی و بخشندگی. -5-هر که از سه چیز بیزار گشت به سه چیز دست یابد: هر که از شر بیزار گشت به عزت دست یابد، هر که از اظهار بزرگی بیزار گشت به…
دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ ع لَهُ مِمَّنِ اَلرَّجُلُ فَقَالَ مِنْ مُحِبِّيكُمْ وَ مَوَالِيكُمْ فَقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ ع لاَ يُحِبُّ اَللَّهَ عَبْدٌ حَتَّى يَتَوَلاَّهُ وَ لاَ يَتَوَلاَّهُ حَتَّى يُوجِبَ لَهُ اَلْجَنَّةَ ثُمَّ قَالَ لَهُ مِنْ أَيِّ مُحِبِّينَا أَنْتَ فَسَكَتَ اَلرَّجُلُ فَقَالَ لَهُ سَدِيرٌ وَ كَمْ مُحِبُّوكُمْ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ عَلَى ثَلاَثِ طَبَقَاتٍ طَبَقَةٌ أَحَبُّونَا فِي اَلْعَلاَنِيَةِ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي اَلسِّرِّ وَ طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي اَلسِّرِّ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي اَلْعَلاَنِيَةِ وَ طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي اَلسِّرِّ وَ…
گفتار امام صادق علیه السلام در وصف محبت به اهل بیت و تعریف توحید و ایمان و کفر و فسق -مردی خدمت امام صادق علیه السلام رسید. امام پرسید: این مرد از چه کسانی است؟ آن مرد خود آماده پاسخ گشت و عرض کرد: از دلباختگان و دوستداران شما. پس امام صادق علیه السلام به او فرمود: خداوند بنده ای را دوست ندارد تا او را به خود راه دهد و او را به خود راه ندهد تا اینکه بهشت را بر او واجب نماید. سپس به او فرمود: تو از کدام دوستان مایی؟ آن مرد سکوت نمود و مردی به نام سدیر عرض کرد: یا ابن رسول الله مگر دوستان شما چند گونه اند؟ فرمود: سه گروهند: گروهی که ما را در ظاهر دوست دارند ولی در باطن دوستمان ندارند و گروهی که ما را در باطن دوست دارند ولی در ظاهر اظهار دوستی نمی کنند و گروهی که هم در ظاهر دوست دارند و هم در…
وَ قَدْ يَخْرُجُ مِنَ اَلْإِيمَانِ بِخَمْسِ جِهَاتٍ مِنَ اَلْفِعْلِ كُلُّهَا مُتَشَابِهَاتٌ مَعْرُوفَاتٌ اَلْكُفْرُ وَ اَلشِّرْكُ وَ اَلضَّلاَلُ وَ اَلْفِسْقُ وَ رُكُوبُ اَلْكَبَائِرِ فَمَعْنَى اَلْكُفْرِ كُلُّ مَعْصِيَةٍ عُصِيَ اَللَّهُ بِهَا بِجِهَةِ اَلْجَحْدِ وَ اَلْإِنْكَارِ وَ اَلاِسْتِخْفَافِ وَ اَلتَّهَاوُنِ فِي كُلِّ مَا دَقَّ وَ جَلَّ وَ فَاعِلُهُ كَافِرٌ وَ مَعْنَاهُ مَعْنَى كُفْرٍ مِنْ أَيِّ مِلَّةٍ كَانَ وَ مِنْ أَيِّ فِرْقَةٍ كَانَ بَعْدَ أَنْ تَكُونَ مِنْهُ مَعْصِيَةٌ بِهَذِهِ اَلصِّفَاتِ فَهُوَ كَافِرٌ وَ مَعْنَى اَلشِّرْكِ كُلُّ مَعْصِيَةٍ عُصِيَ اَللَّهُ بِهَا بِالتَّدَيُّنِ…
شرح خروج از ایمان - مومن در اثر پنج کار-که به هم شبیه و معروف اند-از ایمان خارج می شود: کفر، شرک، گمراهی، فسق و انجام گناهان کبیره. معنی کفر، همان نافرمانی است که از راه سرپیچی و انکار و سبک شمردن و بی اعتنایی نسبت به هر چیز کوچک و بزرگ، صورت می گیرد و مرتکب آن کافر به شمار آید و این معنای کفر می باشد. هر کس، از هر آیین و گروهی باشد، اگر راه و روش او مطابق این توضیحات باشد به طور قطع کافر است. و معنی شرک، همان پایبند بودن به هر گناهی است که خداوند به آن نافرمانی شود-خواه آن گناه کوچک باشد و خواه بزرگ-به هر صورت مرتکب چنان گناهی مشرک است. و معنی گمراهی، همان نادانی نسبت به واجب است و آن ترک کردن یکی از طاعتهای بزرگ است که بنده جز در سایه آنها شایسته ایمان نیست با اینکه بیان و استدلال بر آن…
وَ هِيَ جِهَتَانِ فَإِحْدَى اَلْجِهَتَيْنِ مِنَ اَلْوِلاَيَةِ وِلاَيَةُ وُلاَةِ اَلْعَدْلِ اَلَّذِينَ أَمَرَ اَللَّهُ بِوِلاَيَتِهِمْ وَ تَوْلِيَتِهِمْ عَلَى اَلنَّاسِ وَ وِلاَيَةِ وُلاَتِهِ وَ وُلاَةِ وُلاَتِهِ إِلَى أَدْنَاهُمْ بَاباً مِنْ أَبْوَابِ اَلْوِلاَيَةِ عَلَى مَنْ هُوَ وَالٍ عَلَيْهِ وَ اَلْجِهَةُ اَلْأُخْرَى مِنَ اَلْوِلاَيَةِ وِلاَيَةُ وُلاَةِ اَلْجَوْرِ وَ وُلاَةِ وُلاَتِهِ إِلَى أَدْنَاهُمْ بَاباً مِنَ اَلْأَبْوَابِ اَلَّتِي هُوَ وَالٍ عَلَيْهِ فَوَجْهُ اَلْحَلاَلِ مِنَ اَلْوِلاَيَةِ وِلاَيَةُ اَلْوَالِي اَلْعَادِلِ اَلَّذِي أَمَرَ اَللَّهُ بِمَعْرِفَتِهِ وَ وِلاَيَتِهِ وَ…
تفسیر معنی انواع ولایت -ولایت و حکومت بر مردم دو راه دارد: یکی از آن دو، ولایت حکمرانان دادگر است که خدا به ولایت آنان فرمان داده و آنان را بر مردم سرپرست نموده و ولایت و حکومت ماموران و کارگزاران حکمرانان است تا برسد به پایین ترین رده آنان. این بابی از ابواب ولایت است از نظر کسی که بر آنها ماموریت دارد. و راه دیگر از ولایت، ولایت و حکومت حکمرانان ناحق است و ولایت کارگزاران او تا برسد به پایین ترین رده آنان. این نیز بابی از ابواب به عهده گرفتن امور حکومتی است؛ پس نوع حلال کارگزاری همان پذیرفتن ولایت حکمران دادگر است که خداوند فرمان داده به شناختن او و تحت ولایت او قرار گرفتن و در خدمت او و کارگزارانش بودن، در همان راستا که خداوند حکمران دادگر را مامور داشته، بدون افزودن یا کاستن از آنچه خدا…
فِي جَمِيعِ اَلْبُيُوعِ وَ وُجُوهِ اَلْحَلاَلِ مِنْ وَجْهِ اَلتِّجَارَاتِ اَلَّتِي يَجُوزُ لِلْبَائِعِ أَنْ يَبِيعَ مِمَّا لاَ يَجُوزُ لَهُ وَ كَذَلِكَ اَلْمُشْتَرِي اَلَّذِي يَجُوزُ لَهُ شِرَاؤُهُ مِمَّا لاَ يَجُوزُ لَهُ فَكُلُّ مَأْمُورٍ بِهِ مِمَّا هُوَ غِذَاءٌ لِلْعِبَادِ وَ قِوَامُهُمْ بِهِ فِي أُمُورِهِمْ فِي وُجُوهِ اَلصَّلاَحِ اَلَّذِي لاَ يُقِيمُهُمْ غَيْرُهُ مِمَّا يَأْكُلُونَ وَ يَشْرَبُونَ وَ يَلْبَسُونَ وَ يَنْكِحُونَ وَ يَمْلِكُونَ وَ يَسْتَعْمِلُونَ مِنْ جِهَةِ مِلْكِهِمْ وَ يَجُوزُ لَهُمُ اَلاِسْتِعْمَالُ لَهُ مِنْ جَمِيعِ جِهَاتِ اَلْمَنَافِعِ اَلَّتِي لاَ يُقِيمُهُمْ…
اما تفسیر معامله ها -در بیان همه اقسام خرید و فروش و صورتهای حلال که از طریق تجارتی که فروشش بر فروشنده جایز یا ممنوع است و همچنین خریدش بر خریداری جایز یا ممنوع است. تمام چیزهایی که در باره آنها دستوری رسیده، هر آنچه خوراک بندگان و مایه زندگی کردن ایشان باشد در راههای درست که جز آن برپا نمانند، از قبیل: خوردنی ها، نوشیدنی ها، پوشاک، ازدواج کردن، تملک نمودن و به کار گرفتن آنچه که ملک ایشان است و استفاده از آنها رواست، از جهت تمامی بهره هایی که عایدشان می شود و بدون آن پایدار نمی مانند. هر چه از جهتی به صلاح آنها باشد، خرید و فروش و نگهداری و به کارگیری و بخشیدن و عاریه دادن آن-همه این موارد-حلال است. اما صورتهای حرام خرید و فروش، هر چه در آن فساد است و ممنوع شده، از نظر خوردن و آشامیدن، کسب…
فَكُلُّ مَا يَتَعَلَّمُ اَلْعِبَادُ أَوْ يُعَلِّمُونَ غَيْرَهُمْ مِنْ صُنُوفِ اَلصِّنَاعَاتِ مِثْلِ اَلْكِتَابَةِ وَ اَلْحِسَابِ وَ اَلتِّجَارَةِ وَ اَلصِّيَاغَةِ وَ اَلسِّرَاجَةِ وَ اَلْبِنَاءِ وَ اَلْحِيَاكَةِ وَ اَلْقِصَارَةِ وَ اَلْخِيَاطَةِ وَ صَنْعَةِ صُنُوفِ اَلتَّصَاوِيرِ مَا لَمْ يَكُنْ مُثُلَ اَلرُّوحَانِيِّ وَ أَنْوَاعِ صُنُوفِ اَلْآلاَتِ اَلَّتِي يَحْتَاجُ إِلَيْهَا اَلْعِبَادُ اَلَّتِي مِنْهَا مَنَافِعُهُمْ وَ بِهَا قِوَامُهُمْ وَ فِيهَا بُلْغَةُ جَمِيعِ حَوَائِجِهِمْ فَحَلاَلٌ فِعْلُهُ وَ تَعْلِيمُهُ وَ اَلْعَمَلُ بِهِ وَ فِيهِ لِنَفْسِهِ أَوْ لِغَيْرِهِ وَ إِنْ كَانَتْ تِلْكَ…
اما تفسیر صنعت ها -هر گونه صنعتی که بندگان فراگیرند یا به دیگران آموزش دهند از قبیل: نویسندگی، حسابداری، بازرگانی، زرگری، زین سازی، ساختمان سازی ، بافندگی، لباسشویی، دوزندگی، ساختن انواع صورتها و جز صورتگری از جانداران، ساختن انواع ابزار و آلات که مورد نیاز بندگان است و برای آنان سودآور و مایه ماندگاری و راحتی زندگانی است. ساختن و آموختن و به اجرا درآورده همه اینها برای خود یا دیگری، حلال است و گرچه از این صنعتها و این ابزار و آلات در جهت فسادگستری و گناهان گوناگون استفاده شود و مورد استفاده حق و باطل-هر دو-قرار گیرد ولی ساخت و آموزش آن هیچ اشکالی ندارد. مانند نویسندگی که امکان دارد در جهت فسادگستری و فتنه انگیزی به کار گرفته شود از قبیل: تقویت در جهت یاری رساندن به کارگزاران حکمرانان ستمگر…
فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتَ أَنَّكَ اِهْتَمَمْتَ بِهِ مِنَ اَلْعِلْمِ بِوُجُوهِ مَوَاضِعِ مَا لِلَّهِ فِيهِ رِضًا وَ كَيْفَ أُمْسِكُ سَهْمَ ذِي اَلْقُرْبَى مِنْهُ وَ مَا سَأَلْتَنِي مِنْ إِعْلاَمِكَ ذَلِكَ كُلَّهُ فَاسْمَعْ بِقَلْبِكَ وَ اُنْظُرْ بِعَقْلِكَ ثُمَّ أَعْطِ فِي جَنْبِكَ اَلنَّصَفَ مِنْ نَفْسِكَ فَإِنَّهُ أَسْلَمُ لَكَ غَداً عِنْدَ رَبِّكَ اَلْمُتَقَدِّمِ أَمْرُهُ وَ نَهْيُهُ إِلَيْكَ وَفَّقَنَا اَللَّهُ وَ إِيَّاكَ اِعْلَمْ أَنَّ اَللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكَ مَا غَابَ عَنْ شَيْ ءٍ وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا وَ مَا فَرَّطَ فِي اَلْكِتَابِ مِنْ شَيْ ءٍ وَ كُلَّ شَيْ ءٍ فَصَّلَهُ تَفْصِيلاً…
نامه امام صادق علیه السلام در باره غنایم و وجوب خمس -از آنچه که ذکر نموده بودی دریافتم که اهتمام داری مواردی را که خدا به آنها خرسند است دریابی و بدانی چگونه من سهم ذی القربی خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را از آن موارد برداشت می کنم. و همچنین از اینکه درخواست کرده بودی تو را در جریان همه این موارد قرار دهم، منظورت را دریافتم و اینک خوب دل بسپار -و چشم خرد خود را نیک گشا و آنگاه از جانب خود انصاف ده که فردای قیامت در پیشگاه پروردگارت که تو را امر و نهی فرموده چگونه باید باشی که برایت سلامت بارتر باشد. خداوند به ما و تو، توفیق ارزانی فرماید. بدان که خداوند، پروردگار من و پروردگار تو، چیزی را نادیده نگرفته «پروردگارت هرگز فراموشکار نیست» سوره مریم ، آیه 64 و چیزی را در قرآن فروگذار نکرده و…
دَخَلَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَرَأَى عَلَيْهِ ثِيَاباً بَيْضَاءَ كَأَنَّهَا غِرْقِئُ اَلْبَيَاضِ فَقَالَ لَهُ إِنَّ هَذَا لَيْسَ مِنْ لِبَاسِكَ فَقَالَ ع لَهُ اِسْمَعْ مِنِّي وَ عِ مَا أَقُولُ لَكَ فَإِنَّهُ خَيْرٌ لَكَ عَاجِلاً وَ آجِلاً إِنْ كُنْتَ أَنْتَ مِتَّ عَلَى اَلسُّنَّةِ وَ اَلْحَقِّ وَ لَمْ تَمُتْ عَلَى بِدْعَةٍ أُخْبِرُكَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ فِي زَمَانٍ مُقْفِرٍ جَشِبٍ فَإِذَا أَقْبَلَتِ اَلدُّنْيَا فَأَحَقُّ أَهْلِهَا بِهَا أَبْرَارُهَا لاَ فُجَّارُهَا وَ مُؤْمِنُوهَا لاَ مُنَافِقُوهَا وَ مُسْلِمُوهَا لاَ كُفَّارُهَا فَمَا أَنْكَرْتَ يَا…
ارایه دلیل روشنگر امام صادق علیه السلام بر صوفیان -هنگامی که بر او وارد شدند و او را از دنبال روزی رفتن نهی کردند. سفیان ثوری نزد امام صادق علیه السلام آمد و بر تن آن حضرت جامه هایی سپید دید که در لطافت و تمییزی گویا پرده روی سپیده تخم مرغ هستند، به عنوان اعتراض به آن حضرت، گفت: این جامه سزاوار تو نیست و نباید خود را به زیورهای دنیا آلوده سازی. امام صادق فرمود: می خواهم سخنی به تو بگویم، خوب گوش کن و به دل بسپار که از برای دنیا و آخرت تو مفید است به شرط آن که بر سنت و حق بمیری نه بر بدعت. اگر زندگی و خوراک و پوشاک پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاک قرار می دهی و بر اساس آن بر من اعتراض می کنی باید تو را از مطلبی آگاه سازم و آن این است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در روزگاری به سر می برد…
عِرْفَانُ اَلْمَرْءِ نَفْسَهُ أَنْ يَعْرِفَهَا بِأَرْبَعِ طَبَائِعَ وَ أَرْبَعِ دَعَائِمَ وَ أَرْبَعَةِ أَرْكَانٍ فَطَبَائِعُهُ اَلدَّمُ وَ اَلْمِرَّةُ وَ اَلرِّيحُ وَ اَلْبَلْغَمُ وَ دَعَائِمُهُ اَلْعَقْلُ وَ مِنَ اَلْعَقْلِ اَلْفَهْمُ وَ اَلْحِفْظُ وَ أَرْكَانُهُ اَلنُّورُ وَ اَلنَّارُ وَ اَلرُّوحُ وَ اَلْمَاءُ وَ صُورَتُهُ طِينَتُهُ فَأَبْصَرَ بِالنُّورِ وَ أَكَلَ وَ شَرِبَ بِالنَّارِ وَ جَامَعَ وَ تَحَرَّكَ بِالرُّوحِ وَ وَجَدَ طَعْمَ اَلذَّوْقِ وَ اَلطَّعَامِ بِالْمَاءِ فَهَذَا تَأْسِيسُ صُورَتِهِ فَإِذَا كَانَ تَأْيِيدُ عَقْلِهِ مِنَ اَلنُّورِ كَانَ عَالِماً حَافِظاً ذَكِيّاً فَطِناً…
سخن امام صادق علیه السلام در باره آفرینش و ساختار وجودی انسان -امام صادق علیه السلام فرمود: خودشناسی مرد آن است که خود را به چهار طبیعت و چهار ستون و چهار رکن بشناسد. طبیعت های او عبارتند از: خون، صفرا، باد و بلغم. و ستونهایش: عقل-که زیرکی ناشی از آن است-، فهم، حافظه و دانش. و چهار رکن عبارتند از: نور، آتش، روح و آب. و صورت او سرشت اوست. انسان به واسطه نور می بیند و به وسیله آتش خوراک و نوشیدنی ها آماده می شود و او می خورد و می آشامد و به کمک روح مجامعت می نماید و می جنبد و به برکت آب طعم چشیدنی ها و خوراک را احساس می کند. -این است اساس شکل گیری انسان. هر گاه عقل انسان مورد تایید نور قرار گیرد، دانشمند و خوش حافظه، هوشمند و فهیم به شمار آید و خوب آگاه گردد در چه هست و از کجا رسدش و برای چه…