عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : مَنْ زَارَ أَخَاهُ فِي اَللَّهِ صَبَابَة إِلَيْهِ فَهُوَ زَوْرُ اَللَّهِ فَإِذَا صَافَحَهُ لَمْ يَسْأَلِ اَللَّهَ حَاجَة فِي دِينٍ وَ لاَ دُنْيَا إِلاَّ قَضَاهَا.
امام باقر علیه السّلام فرمود:هر کس برادر دینی خود را به خاطر خدا و به اشتیاق زیارت کند، مثل این است که خدا را ملاقات نموده، و هر گاه با او مصافحه کند، هر حاجتی از خدا طلب کند بر آورد.
لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ جَنَّةٌ لاَ يَدْخُلُهَا إِلاَّ ثَلاَثَةٌ رَجُلٌ حَكَمَ فِي نَفْسِهِ بِالْحَقِّ وَ رَجُلٌ زَارَ أَخَاهُ اَلْمُؤْمِنَ فِي اَللَّهِ وَ رَجُلٌ آثَرَ أَخَاهُ اَلْمُؤْمِنَ فِي اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
امام باقر(ع)فرمود: خدای عز و جل را بهشتی است که بجز سه کس دیگری را بدان راه نیست: مردی که در باره خویشتن بحق قضاوت کند و مردی که از برادرش فقط برای رضای خدا دیدن کند و مردی که برادر دینی را بر خود مقدم بدارد.
عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ : يَا سَدِيرُ تُعْتِقُ كُلَّ يَوْمٍ نَسَمَة قُلْتُ لاَ قَالَ فَكُلَّ شَهْرٍ قُلْتُ لاَ فَقَالَ كُلَّ سَنَةٍ قُلْتُ لاَ فَقَالَ سُبْحَانَ اَللَّهِ أَ مَا تَأْخُذُ بِيَدِ أَخِيكَ فِي اَللَّهِ فَتُدْخِلَهُ بَيْتَكَ فَتُطْعِمَهُ شُبْعَة فَوَ اَللَّهِ لَذَلِكَ أَفْضَلُ مِنْ عِتْقِ رَقَبَةٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ .
امام باقر علیه السّلام فرمود:ای سدیر آیا هر روز بنده ای را آزاد می کنی؟گفتم:نه، فرمود:در هر ماه؟گفتم:نه، فرمود:در هر سال؟گفتم:نه، فرمود:سبحان اللّٰه، آیا دست برادر دینیت را به خاطر خدا نگرفته ای و به خانه ات نبرده ای و او را از غذا سیر ننموده ای؟بخدا قسم این کار از آزاد کردن بنده ای از نسل فرزندان اسماعیل علیه السّلام ثوابش بیشتر است.
عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِذَا قَالَ اَلْمُؤْمِنُ لِأَخِيهِ أُفٍّ خَرَجَ مِنْ وَلاَيَتِهِ وَ إِذَا قَالَ أَنْتَ عَدُوِّي فَقَدْ كَفَرَ أَحَدُهُمَا لِأَنَّهُ لاَ يَقْبَلُ اَللَّهُ مِنْ أَحَدٍ عَمَلا فِي تَثْرِيبٍ عَلَى مُؤْمِنٍ نَصِيحَة وَ لاَ يَقْبَلُ مِنْ مُؤْمِنٍ عَمَلا وَ هُوَ يُضْمِرُ فِي قَلْبِهِ عَلَى مُؤْمِنٍ سُوء وَ لَوْ كُشِفَ اَلْغِطَاءُ عَنِ اَلنَّاسِ فَنَظَرُوا إِلَى مَا وَصَلَ مَا بَيْنَ اَللَّهِ وَ بَيْنَ اَلْمُؤْمِنِ خَضَعَتْ لِلْمُؤْمِنِينَ رِقَابُهُمْ وَ تَسَهَّلَتْ لَهُمْ أُمُورُهُمْ وَ لاَنَتْ لَهُمْ طَاعَتُهُمْ.
امام باقر علیه السّلام فرمود:هر گاه مؤمن نسبت به برادر دینی اش اظهار انزجار نماید از دوستی او خارج شده.و هر گاه به او بگوید تو دشمن منی یکی از آن دو کافر شده، زیرا خداوند عمل کسی را که بعنوان خیر اندیشی مؤمنی را توبیخ نموده باشد نمی پذیرد، و از مؤمن هم عملی را قبول نمی کند در حالی که در دلش نسبت به مؤمن دیگر گمان بد باشد.و اگر حجابها از جلوی چشم مردم برداشته شود و ببینند آنچه را موجب اتصال بین خدا و مؤمن شده گردنهای آنان برای مؤمنین خاضع و فروتن می شود، و کارهای مؤمنین برای آنان آسان می گردد، و برای آنها اطاعت از مؤمنین سهل می شود.
بِئْسَ اَلْعَبْدُ عَبْدٌ يَكُونُ ذَا وَجْهَيْنِ وَ ذَا لِسَانَيْنِ يُطْرِي أَخَاهُ فِي اَللَّهِ شَاهِداً وَ يَأْكُلُهُ غَائِباً إِنْ أُعْطِيَ حَسَدَهُ وَ إِنِ اُبْتُلِيَ خَذَلَهُ.
امام باقر(ع)فرمود: بد بنده ایست بنده ای که دو رو و دو زبان باشد، در پیش روی برادر دینیش چرب زبانی کند و در پشت سرش بدگویی، اگر برادرش بنعمتی رسد بر وی رشک برد و اگر مبتلا گردد یاری اش نکند.
إِنَّ اَلَّذِي يُعَلِّمُ اَلْعِلْمَ مِنْكُمْ لَهُ أَجْرٌ مِثْلُ أَجْرِ اَلْمُتَعَلِّمِ وَ لَهُ اَلْفَضْلُ عَلَيْهِ فَتَعَلَّمُوا اَلْعِلْمَ مِنْ حَمَلَةِ اَلْعِلْمِ وَ عَلِّمُوهُ إِخْوَانَكُمْ كَمَا عَلَّمَكُمُوهُ اَلْعُلَمَاءُ .
امام باقر علیه السلام فرمود: آنکه از شما شیعیان بدیگری علم آموزد مزد او بمقدار مزد دانشجو است با قدری بیشتر پس از دانشمندان دانش آموزید و آن را ببرادران دینی خود بیاموزید چنان که دانشمندان بشما آموختند.
مِنْ كِتَابِ اَلْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَ لاَ أُخْبِرُكُمْ بِأَشْبَهِكُمْ بِي خُلُقا قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ أَحْسَنُكُمْ خُلُقا وَ أَعْظَمُكُمْ حِلْما وَ أَبَرُّكُمْ بِقَرَابَتِهِ وَ أَشَدُّكُمْ بِحُبِّنَا وَ لِإِخْوَانِهِ فِي دِينِهِ وَ أَصْبَرُكُمْ عَنِ اَلْحَقِّ وَ أَكْظَمُكُمْ لِلْغَيْظِ وَ أَحْسَنُكُمْ عَفْوا وَ أَشَدُّكُمْ مِنْ نَفْسِهِ إِنْصَافا فِي اَلْغَضَبِ وَ اَلرِّضَا .
امام باقر علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کند که فرمود:آیا شما را از کسی که خلقش به من شبیه تر است خبر ندهم؟گفتند:چرا ای رسول خدا، فرمود:خوش اخلاقترین شما، و بردبارترین شما، و نیکی کننده ترینتان نسبت به خویشاوندان، و کسی که ما و برادران دینی اش را بسیار دوست بدارد، و شکیباترینتان در برابر حق، و فرو خورنده ترین شما در خشم، و با گذشت ترین شما، و با انصاف ترین شما در هنگام خشم و خشنودی.
سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ شِيعَتِهِ عَنْ حُرُوبِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ص فَقَالَ ع لَهُ بَعَثَ اَللَّهُ مُحَمَّداً ص بِخَمْسَةِ أَسْيَافٍ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا شَاهِرَةٌ لاَ تُغْمَدُ حَتّى تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزارَها وَ لَنْ تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا حَتَّى تَطْلُعَ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَإِذَا طَلَعَتِ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا أَمِنَ اَلنَّاسُ كُلُّهُمْ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً وَ سَيْفٌ مَكْفُوفٌ وَ سَيْفٌ مِنْهَا مَغْمُودٌ سَلُّهُ إِلَى غَيْرِنَا وَ حُكْمُهُ إِلَيْنَا…
از سخنان امام باقر علیه السلام در احکام شمشیرها -مردی از شیعیان حضرتش از پیکارهای امیر المومنین علیه السلام پرسید و آن حضرت در پاسخ فرمود: خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله را با پنج شمشیر برانگیخت. سه شمشیر همواره برکشیده است، به نیام نرود تا اینکه پیکار پایان یابد و پیکار پایان نیابد تا اینکه خورشید از مغرب طلوع کند. پس چون خورشید از مغرب برآمد در آن روز مردم به تمامی امنیت یابند، پس آنگاه ایمان کسی که از پیش، ایمان نیاورده و یا با ایمانش نکویی نکرده، سودی ندارد. و شمشیری که بازداشته شده است و شمشیر در نیام که دیگران برکشند و فرمانش با ماست. پس آن سه شمشیر برکشیده: -شمشیری بر مشرکان عرب. خداوند جل و عز می فرماید: «مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و…
أَتَيْنَا خَدِيجَةَ بِنْتَ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع نُعَزِّيهَا بِابْنِ بِنْتِهَا فَوَجَدْنَا عِنْدَهَا مُوسَى بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ فَإِذَا هِيَ فِي نَاحِيَةٍ قَرِيباً مِنَ اَلنِّسَاءِ فَعَزَّيْنَاهُمْ ثُمَّ أَقْبَلْنَا عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ يَقُولُ لاِبْنَةِ أَبِي يَشْكُرَ اَلرَّاثِيَةِ قُولِي فَقَالَتْ اُعْدُدْ رَسُولَ اَللَّهِ وَ اُعْدُدْ بَعْدَهُ أَسَدَ اَلْإِلَهِ وَ ثَالِثاً عَبَّاسَا وَ اُعْدُدْ عَلِيَّ اَلْخَيْرِ وَ اُعْدُدْ جَعْفَراً وَ اُعْدُدْ عَقِيلاً بَعْدَهُ اَلرُّوَّاسَا فَقَالَ أَحْسَنْتِ وَ أَطْرَبْتِنِي زِيدِينِي…
عبد الله بن ابراهیم گوید: (با جماعتی)نزد خدیجه دختر عمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام رفتیم تا او را بوفات پسر دخترش تسلیت گوییم، در حضور او موسی بن عبد الله بن حسن را دیدیم که در گوشه ای نزدیک زنان نشسته بود، ما بآنها تسلیت گفتیم و متوجه موسی شدیم، موسی بدختر ابی بشکر که نوحه خوان بود گفت: بخوان، او چنین خواند: بشمار رسول خدا را و پس از وی شیر خدا (حمزه)و در مرتبه سوم عباس(برادر حمزه)را-و بشمار علی نیکوکار و بشمار جعفر و عقیل را بعد از او که همه رییس بودند. موسی باو گفت: احسنت: مرا بطرب آوردی، بیشتر بخوان، او هم دنبال کرد و گفت: پیشوای پرهیزگاران محمد از خاندان ماست و حمزه و جعفر پاک از خاندان ماست علی پسر عم و داماد پیغمبر از خاندان ماست او پهلوان پیغمبر و امام مطهر است ما…
أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع فِي بَعْضِ مَا أَتَيْتُهُ فَجَعَلَ يَقُولُ لاَ تَعْجَلْ حَتَّى حَمِيَتِ اَلشَّمْسُ عَلَيَّ وَ جَعَلْتُ أَتَتَبَّعُ اَلْأَفْيَاءَ فَمَا لَبِثَ أَنْ خَرَجَ عَلَيَّ قَوْمٌ كَأَنَّهُمُ اَلْجَرَادُ اَلصُّفْرُ عَلَيْهِمُ اَلْبُتُوتُ قَدِ اِنْتَهَكَتْهُمُ اَلْعِبَادَةُ قَالَ فَوَ اَللَّهِ لَأَنْسَانِي مَا كُنْتُ فِيهِ مِنْ حُسْنِ هَيْئَةِ اَلْقَوْمِ فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَيْهِ قَالَ لِي أَرَانِي قَدْ شَقَقْتُ عَلَيْكَ قُلْتُ أَجَلْ وَ اَللَّهِ لَقَدْ أَنْسَانِي مَا كُنْتُ فِيهِ قَوْمٌ مَرُّوا بِي لَمْ أَرَ قَوْماً أَحْسَنَ هَيْئَةً مِنْهُمْ فِي زِيِّ رَجُلٍ وَاحِدٍ كَأَنَّ…
سعد اسکاف گوید: راجع ببعضی از کارهای خود بمنزل امام باقر علیه السلام رفتم(هر چه میخواستم وارد اتاق شوم)می فرمود: عجله مکن تا آنکه آفتاب مرا سوخت و هر جا سایه میرفت میرفتم ناگاه بر خلاف انتظار اشخاصی از اتاق خارج شده بسوی من آمدند که مانند ملخهای زرد بودند، و پوستین در بر کرده. از کثرت عبادت لاغر شده بودند، بخدا که از سیمای زیبای آنها وضع خود(انتظار در هوای گرم)را فراموش کردم. چون خدمتش رسیدم، بمن فرمود: گویا تو را ناراحت کردم، عرض کردم، آری، بخدا من از وضع خود فراموش کردم، اشخاصی از نزد من گذشتند همه یک نواخت و من مردمی خوش قیافه تر از آنها ندیده بودم، آنها مانند ملخهای زرد بودند و عبادت لاغرشان کرده بود فرمود: ای سعد آنها را دیدی؟ گفتم آری، فرمود: ایشان برادران تو از طایفه جن هستند، عرض…
أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع أُرِيدُ اَلْإِذْنَ عَلَيْهِ فَإِذَا رِحَالُ إِبِلٍ عَلَى اَلْبَابِ مَصْفُوفَةٌ وَ إِذَا اَلْأَصْوَاتُ قَدِ اِرْتَفَعَتْ ثُمَّ خَرَجَ قَوْمٌ مُعْتَمِّينَ بِالْعَمَائِمِ يُشْبِهُونَ اَلزُّطَّ قَالَ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَبْطَأَ إِذْنُكَ عَلَيَّ اَلْيَوْمَ وَ رَأَيْتُ قَوْماً خَرَجُوا عَلَيَّ مُعْتَمِّينَ بِالْعَمَائِمِ فَأَنْكَرْتُهُمْ فَقَالَ أَ وَ تَدْرِي مَنْ أُولَئِكَ يَا سَعْدُ قَالَ قُلْتُ لاَ قَالَ فَقَالَ أُولَئِكَ إِخْوَانُكُمْ مِنَ اَلْجِنِّ يَأْتُونَّا فَيَسْأَلُونَّا عَنْ حَلاَلِهِمْ وَ حَرَامِهِمْ وَ مَعَالِمِ…
سعد اسکاف گوید: خدمت امام باقر علیه السلام رهسپار شدم و می خواستم اجازه ورود بگیرم که دیدم جهازهای شتر در خانه صف کشیده و بردیف است، ناگاه صداهایی برخاست و سپس مردمی عمامه بسر شبیه سودانیها بیرون آمدند، من خدمت حضرت رسیدم و عرضکردم: قربانت، امروز بمن دیر اجازه فرمودی، و من اشخاصی عمامه بسر دیدم بیرون آمدند که آنها را نشناختم، فرمود: ندانستی آنها کیانند؟ عرضکردم: نه، فرمود: آنها برادران جن شما هستند که نزد ما می آیند و حلال و حرام و مسایل دینی خود را از ما میپرسند.
مَا حَسَنَةُ الدُّنیا إلّا صِلَةُ الإخوانِ وَ المَعارِفِ.
خوبی دنیا جز در پیوند با برادران و آشنایان نیست.