قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره دست در دست خدا از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

۹۰ حدیث · صفحه ۴ از ۸

مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ أَوْ مَنْزِلِ غَيْرِهِ فَلَقِيَ فَرَساً أَشْقَرَ بِهِ وَضَحٌ أَوْ كَانَتْ لَهُ غُرَّةٌ سَائِلٌ فَهُوَ اَلْعَيْشُ كُلُّ اَلْعَيْشِ لَمْ يَلْقَ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ إِلاَّ سُرُوراً وَ إِنْ تَوَجَّهَ فِي حَاجَةٍ فَلَقِيَ اَلْفَرَسَ قَضَى اَللَّهُ حَاجَتَهُ.

امام باقر علیه السلام فرمود: هر که از خانه خویش یا خانه دیگری درآید و اسبی مو طلایی که پیشانی و دست و پایش سپید باشد ببیند-و اگر بینی اش نیز سپید باشد دلپذیرتر است-در آن روز جز شادمانی چیزی نبیند و اگر به دنبال دستیابی به حاجتی برود و آن اسب را ببیند خداوند حاجتش را برآورد.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 191

اَلْعِزُّ رِدَاءُ اَللَّهِ وَ اَلْكِبْرِيَاءُ إِزَارُهُ فَمَنْ تَنَاوَلَ شَيْئاً مِنْهُ أَكَبَّهُ اَللَّهُ فِي جَهَنَّمَ .

امام صادق علیه السلام روایت نموده که امام باقر علیه السلام فرمود: عزت ردای خدا و بزرگی جامه اوست؛ پس هر که به عزت و بزرگی خدا دست یازد خداوند او را در دوزخ سرنگون سازد.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 221

إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَبْعَثُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ نَاساً مِنْ قُبُورِهِمْ مَشْدُودَةً أَيْدِيهِمْ إِلَى أَعْنَاقِهِمْ لاَ يَسْتَطِيعُونَ أَنْ يَتَنَاوَلُوا بِهَا قيد قِيسَ أَنْمُلَةٍ مَعَهُمْ مَلاَئِكَةٌ يُعَيِّرُونَهُمْ تَعْيِيراً شَدِيداً وَ يَقُولُونَ هَؤُلاَءِ اَلَّذِينَ ضَيَّعُوا خَيْراً قَلِيلاً مِنْ خَيْرٍ كَثِيرٍ هَؤُلاَءِ اَلَّذِينَ أَعْطَاهُمُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنَعُوا حَقَّ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي أَمْوَالِهِمْ.

امام باقر علیه السلام فرمود: خدای گرامی و بزرگ مردمانی را در روز رستاخیز با دست بسته و بر گردن آویخته از گورهایشان برانگیزاند آن گونه که نتوانند چیز کوچکی را هم برگیرند، همراه آنان فرشتگانی باشند که آنان را به سختی سرزنش کنند و گویند: اینان کسانی هستند که خیری اندک را از خیر بسیار بازداشتند، اینان کسانی هستند که خدای گرامی و بزرگ بر آنان عطا فرمود و آنان حق خدای گرامی و بزرگ را از دارایی خویش پرداخت نکردند.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 234

يَا جَابِرُ اِغْتَنِمْ مِنْ أَهْلِ زَمَانِكَ خَمْساً إِنْ حَضَرْتَ لَمْ تُعْرَفْ وَ إِنْ غِبْتَ لَمْ تُفْتَقَدْ وَ إِنْ شَهِدْتَ لَمْ تُشَاوَرْ وَ إِنْ قُلْتَ لَمْ يُقْبَلْ قَوْلُكَ وَ إِنْ خَطَبْتَ لَمْ تُزَوَّجْ وَ أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلاَ تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلاَ تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلاَ تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلاَ تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلاَ تَجْزَعْ وَ فَكِّرْ فِيمَا قِيلَ فِيكَ فَإِنْ عَرَفْتَ مِنْ نَفْسِكَ مَا قِيلَ فِيكَ فَسُقُوطُكَ مِنْ عَيْنِ اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ عِنْدَ غَضَبِكَ مِنَ اَلْحَقِّ أَعْظَمُ عَلَيْكَ مُصِيبَةً مِمَّا خِفْتَ مِنْ…

سخنان امام باقر علیه السلام که در همین زمینه ها(اخلاق و حکمت و غیره)نقل شده است - نقل شده است که آن حضرت به جابر -، فرمود: ای جابر از مردم عصر خویش پنج کردار را غنیمت شمار: 1-اگر حضور یافتی شناخته نشوی. 2-و آنگاه که از میانشان رفتی، از تو نپرسند. 3-و چون در میانشان باشی، جویای نظرت نشوند. 4-و اگر پیشنهادی دهی نپذیرند. 5-و اگر دختری از آنان خواهی، ندهند. و تو را به پنج سخن، پند می دهم: 1-اگر ستم دیدی، ستم مکن. 2-و چون به تو خیانت کردند، جوابشان را با خیانت مده. 3-اگر تو دروغ پنداشته شوی، برافروخته مشو. 4-و اگر به نکویی یاد شدی، خوشحال مشو. 5-و چون به بدی یاد شدی بی صبری مکن، و در گفتار مردم نسبت به خودت، تامل کن. اگر آن را در خود مشاهده کردی، پس مصیبت افتادن تو از نظر خدای بزرگ و توانا، به…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 284

خَرَجَ يَوْماً وَ هُوَ يَقُولُ أَصْبَحْتُ وَ اَللَّهِ يَا جَابِرُ مَحْزُوناً مَشْغُولَ اَلْقَلْبِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حُزْنُكَ وَ شُغْلُ قَلْبِكَ كُلُّ هَذَا عَلَى اَلدُّنْيَا فَقَالَ ع لاَ يَا جَابِرُ وَ لَكِنْ حُزْنُ هَمِّ اَلْآخِرَةِ يَا جَابِرُ مَنْ دَخَلَ قَلْبَهُ خَالِصُ حَقِيقَةِ اَلْإِيمَانِ شُغِلَ عَمَّا فِي اَلدُّنْيَا مِنْ زِينَتِهَا إِنَّ زِينَةَ زَهْرَةِ اَلدُّنْيَا إِنَّمَا هُوَ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ إِنَّ اَلدّارَ اَلْآخِرَةَ لَهِيَ اَلْحَيَوانُ يَا جَابِرُ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لاَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَرْكَنَ وَ يَطْمَئِنَّ إِلَى زَهْرَةِ اَلْحَيَاةِ اَلدُّنْيَا وَ…

از گفتار آن حضرت به جابر -روزی آن حضرت از منزل خارج شد در حالی که می فرمود: ای جابر به خدای سوگند شب را اندوهناک و دل آشوب به صبح رساندم. پس عرض کردم: فدایت شوم اندوه و آشوب دلت برای چیست؟ برای این دنیا؟ پس فرمود: نه ای جابر، بلکه اندوه نگرانی از آخرت است. ای جابر: هر که حقیقت خالص ایمان بر دلش وارد شود، از زرق و برق دنیا روی برتابد. به راستی که زیبایی دنیا تنها بازی و سرگرمی است و به درستی که سرای دیگر همان زندگانی واقعی است. ای جابر به تحقیق نیکو نیست که مومن بر زیبایی این سرای، دل بندد و اعتماد کند. آگاه باش که فرزندان دنیا، اهل خود فراموشی، و بزرگ بینی و نادانیند و فرزندان آخرت همان مومنان، عمل کنندگان و دوری گزینندگان از دنیایند، اهل دانش، تیزفهمی و مرد اندیشه و عبرت گیری و جستجوگری…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 286

سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ شِيعَتِهِ عَنْ حُرُوبِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ص فَقَالَ ع لَهُ بَعَثَ اَللَّهُ مُحَمَّداً ص بِخَمْسَةِ أَسْيَافٍ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا شَاهِرَةٌ لاَ تُغْمَدُ حَتّى تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزارَها وَ لَنْ تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا حَتَّى تَطْلُعَ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَإِذَا طَلَعَتِ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا أَمِنَ اَلنَّاسُ كُلُّهُمْ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً وَ سَيْفٌ مَكْفُوفٌ وَ سَيْفٌ مِنْهَا مَغْمُودٌ سَلُّهُ إِلَى غَيْرِنَا وَ حُكْمُهُ إِلَيْنَا…

از سخنان امام باقر علیه السلام در احکام شمشیرها -مردی از شیعیان حضرتش از پیکارهای امیر المومنین علیه السلام پرسید و آن حضرت در پاسخ فرمود: خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله را با پنج شمشیر برانگیخت. سه شمشیر همواره برکشیده است، به نیام نرود تا اینکه پیکار پایان یابد و پیکار پایان نیابد تا اینکه خورشید از مغرب طلوع کند. پس چون خورشید از مغرب برآمد در آن روز مردم به تمامی امنیت یابند، پس آنگاه ایمان کسی که از پیش، ایمان نیاورده و یا با ایمانش نکویی نکرده، سودی ندارد. و شمشیری که بازداشته شده است و شمشیر در نیام که دیگران برکشند و فرمانش با ماست. پس آن سه شمشیر برکشیده: -شمشیری بر مشرکان عرب. خداوند جل و عز می فرماید: «مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 288

وَ حَضَرَهُ ذَاتَ يَوْمٍ جَمَاعَةٌ مِنَ اَلشِّيعَةِ فَوَعَظَهُمْ وَ حَذَّرَهُمْ وَ هُمْ سَاهُونَ لاَهُونَ فَأَغَاظَهُ ذَلِكَ فَأَطْرَقَ مَلِيّاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيْهِمْ فَقَالَ إِنَّ كَلاَمِي لَوْ وَقَعَ طَرَفٌ مِنْهُ فِي قَلْبِ أَحَدِكُمْ لَصَارَ مَيِّتاً أَلاَ يَا أَشْبَاحاً بِلاَ أَرْوَاحٍ وَ ذُبَاباً بِلاَ مِصْبَاحٍ كَأَنَّكُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ وَ أَصْنَامٌ مَرِيدَةُ أَ لاَ تَأْخُذُونَ اَلذَّهَبَ مِنَ اَلْحَجَرِ أَ لاَ تَقْتَبِسُونَ اَلضِّيَاءَ مِنَ اَلنُّورِ اَلْأَزْهَرِ أَ لاَ تَأْخُذُونَ اَللُّؤْلُؤَ مِنَ اَلْبَحْرِ خُذُوا اَلْكَلِمَةَ اَلطَّيِّبَةَ مِمَّنْ قَالَهَا وَ إِنْ…

یک اندرز -روزی عده ای از شیعیان، در نزد امام باقر علیه السلام بودند و امام علیه السلام، آنان را پند می داد و از گناهان بر حذر می داشت و حال آن که، آنان غافل بودند و سرگرم خویش. این مطلب حضرت را خشمگین ساخت، پس کمی سر به زیر انداخت آنگاه سرش را بلند کرد و رو به آنان فرمود: به درستی که اگر گوشه ای از سخن من، در قلب یکی از شما، جای گرفته بود، همانا جان باخته بود. هان ای سایه های بی روح و ای فتیله های خاموش گویا شما، چوب های تکیه داده شده بر دیوار و بت های دست ساخت، هستید. آیا طلا را از سنگ بر نمی گیرید؟ ، آیا از نور تابان، پرتو نمی گیرید؟ آیا لولو از دریا به دست نمی آورید؟ سخن درست را از هر آن که گفت، بستانید هر چند خودش، بدان عمل ننماید. چرا که خدای می فرماید: «به سخن گوش فرا می دهند و بهترین…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 291

مَا شِيعَتُنَا إِلاَّ مَنِ اِتَّقَى اَللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا كَانُوا يُعْرَفُونَ إِلاَّ بِالتَّوَاضُعِ وَ اَلتَّخَشُّعِ وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ وَ كَثْرَةِ ذِكْرِ اَللَّهِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلصَّلاَةِ وَ اَلْبِرِّ بِالْوَالِدَيْنِ وَ تَعَهُّدِ اَلْجِيرَانِ مِنَ اَلْفُقَرَاءِ وَ ذَوِي اَلْمَسْكَنَةِ وَ اَلْغَارِمِينَ وَ اَلْأَيْتَامِ وَ صِدْقِ اَلْحَدِيثِ وَ تِلاَوَةِ اَلْقُرْآنِ وَ كَفِّ اَلْأَلْسُنِ عَنِ اَلنَّاسِ إِلاَّ مِنْ خَيْرٍ وَ كَانُوا أُمَنَاءَ عَشَائِرِهِمْ فِي اَلْأَشْيَاءِ.

شیعیان ما نیستند جز آنان که پرهیزگاری از خدای را در پیش گیرند و فرمانش برند و آنان شناخته نمی شوند جز به فروتنی و خشوع و بازپس دادن امانت و یاد کردن بسیار خداوند و روزه داری و نمازگزاری و نیکی به پدر و مادر و رسیدگی در کار همسایگان تهیدست و بیچارگان و بدهکاران و یتیمان و راست گفتاری و تلاوت نمودن قرآن و سخن نگفتن با مردم جز به نیکی؛ و شیعیان ما در هر چیزی امین خویشاوندانشان هستند.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 295

مَنِ اِسْتَفَادَ أَخاً فِي اَللَّهِ عَلَى إِيمَانٍ بِاللَّهِ وَ وَفَاءٍ بِإِخَائِهِ طَلَباً لِمَرْضَاةِ اَللَّهِ فَقَدِ اِسْتَفَادَ شُعَاعاً مِنْ نُورِ اَللَّهِ وَ أَمَاناً مِنْ عَذَابِ اَللَّهِ وَ حُجَّةً يُفْلِجُ بِهَا يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ عِزّاً بَاقِياً وَ ذِكْراً نَامِياً لِأَنَّ اَلْمُؤْمِنَ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ مَوْصُولٌ وَ لاَ مَفْصُولٌ قِيلَ لَهُ ع مَا مَعْنَى لاَ مَفْصُولٌ وَ لاَ مَوْصُولٌ قَالَ لاَ مَوْصُولٌ بِهِ أَنَّهُ هُوَ وَ لاَ مَفْصُولٌ مِنْهُ أَنَّهُ مِنْ غَيْرِهِ.

هر که در راه خدا و برای ایمان به خدا، دوستی یابد و برای خشنودی خداوند در دوستی با او پایداری کند، بی تردید پرتویی از نور خدا و پناهی از عذاب خدا و دلیلی که در روز رستاخیز کامیابش سازد و بزرگی پایدار و آوازه ای بلند به دست آورد. چرا که مومن از خداوند نه جداست و نه پیوسته. پرسیده شد که معنی«نه جداست و نه پیوسته»چیست؟ امام علیه السلام فرمود: که نه پیوسته به خداست که خود خدا باشد و نه جدای از اوست که جز او باشد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 295

إِنَّ لِلَّهِ عُقُوبَاتٍ فِي اَلْقُلُوبِ وَ اَلْأَبْدَانِ ضَنْكٌ فِي اَلْمَعِيشَةِ وَ وَهْنٌ فِي اَلْعِبَادَةِ وَ مَا ضُرِبَ عَبْدٌ بِعُقُوبَةٍ أَعْظَمَ مِنْ قَسْوَةِ اَلْقَلْبِ.

همانا خداوند را کیفرهایی در دل و تن است: تنگدستی در زندگی و سست انگاری در عبادت؛ و هیچ بنده ای به کیفری سخت تر از سنگدلی گرفتار نیامده است.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 296

أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّكُمْ فِي هَذِهِ اَلدَّارِ أَغْرَاضٌ تَنْتَضِلُ فِيكُمُ اَلْمَنَايَا لَنْ يَسْتَقْبِلَ أَحَدٌ مِنْكُمْ يَوْماً جَدِيداً مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ بِانْقِضَاءِ آخَرَ مِنْ أَجَلِهِ فَأَيَّةُ أُكْلَةٍ لَيْسَ فِيهَا غُصَصٌ أَمْ أَيُّ شَرْبَةٍ لَيْسَ فِيهَا شَرَقٌ اِسْتَصْلِحُوا مَا تَقْدَمُونَ عَلَيْهِ بِمَا تَظْعَنُونَ عَنْهُ فَإِنَّ اَلْيَوْمَ غَنِيمَةٌ وَ غَداً لاَ تَدْرِي لِمَنْ هُوَ أَهْلُ اَلدُّنْيَا سَفْرٌ يَحُلُّونَ عَقْدَ رِحَالِهِمْ فِي غَيْرِهَا قَدْ خَلَتْ مِنَّا أُصُولٌ نَحْنُ فُرُوعُهَا فَمَا بَقَاءُ اَلْفَرْعِ بَعْدَ أَصْلِهِ أَيْنَ اَلَّذِينَ كَانُوا أَطْوَلَ…

ای مردم به راستی شما در این دنیا در تیررس تیرهای مرگ هستید. هیچ کس از شما روزی از زندگی اش را پشت سر ننهد. جز آن که روزی دیگر از عمرش سپری گردد. پس کدامین لقمه گلوگیر نیست یا کدام آشامیدنی راه گلو را نگیرد. از این منزلگه کوچ، سرای پیش روی خود را آباد کنید؛ چرا که امروز غنیمت است و فردا را ندانی از آن کیست؟ اهل دنیا مسافرانی هستند که بار و بندیل خود را در سرایی دگر آخرت باز کنند. ریشه ها پیشینیان نابود شدند و ما شاخه های آنهاییم. چون ریشه رود، شاخه چسان بماند؟ کجایند آنان که از شما بیشتر زیستند و بلند آرزوتر بودند؟ ای فرزند آدم آنچه را که توان دور ساختنش را نداری تو را پیش آمد و آنچه که بازنگردد از دستت رفت؛ پس زندگی زودگذر را زندگی نخوان، چه چیزی عاید تو شود جز خوشی ای که به مرگت کشاند و…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 299

عَنْ أَبِي اَلْقَدَّاحِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ : اِسْتَأْذَنَ رَجُلٌ مِنْ أَتْبَاعِ بَنِي أُمَيَّةَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ وَ كَانَ مِنَ اَلْقَوْمِ سَيْلُ كَذَا فَخِفْنَا عَلَيْهِ فَقُلْنَا جَعَلَنَا اَللَّهُ فِدَاكَ هَذَا فُلاَنٌ يَسْتَأْذِنُ عَلَيْكَ فَلَوْ تَوَارَيْتَ مِنْهُ وَ قُلْنَا مَا هُوَ هَاهُنَا قَالَ لاَ بَلْ اِئْذَنُوا لَهُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ لِسَانِ كُلِّ قَائِلٍ وَ يَدِ كُلِّ بَاسِطٍ فَهَذَا اَلْقَائِلُ لاَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَقُولَ إِلاَّ مَا شَاءَ اَللَّهُ وَ هَذَا اَلْبَاسِطُ لاَ يَسْتَطِيعُ بِيَدِهِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ اَللَّهُ قَالَ ثُمَّ…

ابی القداح از پدرش نقل می کند که گفت:مردی از پیروان بنی امیّه از امام باقر علیه السّلام اجازۀ ملاقات خواست، ما از او ترسیدیم و گفتیم:جان ما فدای شما باد این فلانی است که اجازه می خواهد نزد شما بیاید، چرا خود را از او مخفی نمی سازید، تا ما بگوئیم او اینجا نیست؟ فرمود:نه، به او اجازه دهید داخل شود، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:خداوند سخن هر گوینده را می شنود و دست هر ستمکاری را می بیند، پس این گوینده نمی تواند چیزی را بگوید مگر آنچه را که خدا بخواهد، و این دست نمی تواند کاری بکند مگر آنچه را خدا بخواهد. سپس امام به مرد اجازه فرمود، پس آن مرد داخل بر امام شد و مسائل خود را مطرح کرد و پاسخش را گرفت، سپس رفت.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 17
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه