قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره کار دنیا از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

۲۹ حدیث · صفحه ۲ از ۳

ثَلاَثَةٌ مِنْ مَكَارِمِ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ أَنْ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ وَ تَحْلُمَ إِذَا جُهِلَ عَلَيْكَ.

سه کردار هم در دنیا و هم در آخرت، ارزشمند است: از آن کس که بر تو ستم ورزیده درگذری و با آن کس که با تو قطع رابطه کرده، رابطه برقرار کنی و بر آن که بر تو جهل ورزیده بردباری نمایی.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 293

إِنَّ هَذِهِ اَلدُّنْيَا تَعَاطَاهَا اَلْبَرُّ وَ اَلْفَاجِرُ وَ إِنَّ هَذَا اَلدِّينَ لاَ يُعْطِيهِ اَللَّهُ إِلاَّ أَهْلَ خَاصَّتِهِ .

به راستی که این دنیا را نیکوکار و بزهکار به دست آورند ولی همانا خداوند این دین را جز به بندگان ویژه اش ندهد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 297

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ يَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي وَ عَظَمَتِي وَ كِبْرِيَائِي وَ نُورِي وَ عُلُوِّي وَ اِرْتِفَاعِ مَكَانِي لاَ يُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَاهُ عَلَى هَوَايَ إِلاَّ شَتَّتُّ عَلَيْهِ أَمْرَهُ وَ لَبَّسْتُ عَلَيْهِ دُنْيَاهُ وَ شَغَلْتُ قَلْبَهُ بِهَا وَ لَمْ أُوتِهِ مِنْهَا إِلاَّ مَا قَدَّرْتُ لَهُ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي وَ عَظَمَتِي وَ كِبْرِيَائِي وَ نُورِي وَ عُلُوِّي وَ اِرْتِفَاعِ مَكَانِي لاَ يُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَايَ عَلَى هَوَاهُ إِلاَّ اِسْتَحْفَظْتُهُ مَلاَئِكَتِي وَ كَفَّلْتُ اَلسَّمَاوَاتِ وَ…

امام باقر علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله روایت کند که فرمود:خداوند عزّ و جل می فرماید:قسم به عزت و جلالم و بزرگی و عظمت و نور و برتری و به جایگاه بلندم، هیچ بنده ای خواست خود را بر خواست من مقدم نکند؛ مگر اینکه کارش را پریشان کنم، و دنیایش را درهم سازم و دلش را به آن مشغول نمایم، و از آن به او ندهم مگر آنچه را برایش مقدّر کرده ام، قسم به عزت و جلال و بزرگی و عظمت و نور و برتری و بلندی مقام و جایگاهم، هیچ بنده ای خواست مرا بر خواست خود مقدّم نکند مگر اینکه ملائکه من از او محافظت کنند، و آسمانها و زمین را متکفل روزی او سازم، و از پس تجارت و سودجوئی هر تاجری من پشتیبان او هستم و دنیا بر خلاف انتظارش به آستان بوسی او آید.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 21

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : كَانَ غُلاَمٌ مِنَ اَلْيَهُودِ يَأْتِي رَسُولَ اَللَّهِ كَثِيرا حَتَّى اِسْتَخَفَّهُ وَ رُبَّمَا أَرْسَلَهُ فِي حَاجَةٍ وَ رُبَّمَا كَتَبَ لَهُ اَلْكِتَابَ إِلَى قَوْمٍ فَافْتَقَدَهُ أَيَّاما فَسَأَلَ عَنْهُ فَقَالَ قَائِلٌ تَرَكْتُهُ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنْ أَيَّامِ اَلدُّنْيَا فَأَتَاهُ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي نَاسٍ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ كَانَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بَرَكَة لاَ يَكَادُ يُكَلِّمُ أَحَدا إِلاَّ أَجَابَهُ فَقَالَ يَا فُلاَنُ فَفَتَحَ عَيْنَهُ فَقَالَ لَبَّيْكَ يَا أَبَا اَلْقَاسِمِ فَقَالَ اِشْهَدْ…

امام باقر علیه السّلام فرمود:جوانی یهودی زیاد نزد رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله می آمد تا حدی که رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله او را تند و تیز یافت، گاهی او را برای کاری می فرستاد، و گاهی به همراه نامه ای به سوی قومی می فرستاد، تا اینکه چند روزی او را ندید، از او سراغ گرفت، کسی به ایشان عرض کرد:در یکی از آخرین روزهای عمرش او را ملاقات کردم، پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله به همراه عدّه ای از یارانش به دیدن او رفت، پیامبر برکتی بود که هرگز با کسی صحبت نمی کرد مگر اینکه جوابش را می داد، سپس فرمود:ای جوان، جوان چشمانش را گشود، و گفت:لبیک ای ابا القاسم، فرمود:بگو شهادت می دهم به وحدانیت خدا و اینکه من محمد رسول خدایم، جوان نگاهی به پدرش کرد و چیزی نگفت، سپس برای مرتبه دوم رسول خدا صلّی اللّٰه…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 311

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : أَتَى رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ رَجُلٌ فَقَالَ إِنَّ أَبَوَيَّ عُمِّرَا وَ إِنَّ أَبِي مَضَى وَ بَقِيَتْ أُمِّي فَبَلَغَ بِهَا اَلْكِبَرُ حَتَّى صِرْتُ أَمْضَغُ لَهَا كَمَا يُمْضَغُ لِلصَّبِيِّ وَ أُوَسِّدُهَا كَمَا يُوَسَّدُ لِلصَّبِيِّ وَ عَلَّقْتُهَا فِي مِكْتَلٍ أُحَرِّكُهَا فِيهِ لِتَنَامَ ثُمَّ بَلَغَ مِنْ أَمْرِهَا إِلَى أَنْ كَانَتْ تُرِيدُ مِنِّي اَلْحَاجَةَ فَلاَ أَدْرِي أَيُّ شَيْءٍ هُوَ وَ أُرِيدُ مِنْهَا اَلْحَاجَةَ فَلاَ تَدْرِي أَيُّ شَيْءٍ هُوَ فَلَمَّا رَأَيْتُ ذَلِكَ سَأَلْتُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ…

امام باقر علیه السّلام فرمود:مردی خدمت رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رسید و عرض کرد:پدر و مادرم پیر شده بودند و عمر زیادی کردند، پدرم از دنیا رفته و مادرم باقی مانده است، به حدّی پیر شده که غذا را برایش می جوم همان طور که برای طفل می جوند، و برایش بالش می گذارم همان طور که برای طفل بالش گذاشته می شود، او را در گهواره ای قرار می دهم و حرکتش می دهم تا بخوابد، سپس کارش به حدی رسیده که از من چیزی می خواهد ولی نمی داند آن چیز چیست، و من از او چیزی می خواهم و او نمی داند آن چیز چیست، چون این حال را دیدم، از خدای عزّ و جل خواستم تا بر سینه ام پستانی برویاند، و در آن شیر جاری شود تا او را شیر دهم، گفت:سپس روی سینه ام پستانی ظاهر شد، سپس آن را فشرد و از آن شیر خارج شد، بعد گفت:این گونه او را شیر می…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 321

عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ إِنَّ أَبِي كَرَّمَ اَللَّهُ وَجْهَهُ نَظَرَ إِلَى رَجُلٍ وَ مَعَهُ اِبْنُهُ وَ اَلاِبْنُ مُتَّكٍ عَلَى ذِرَاعِ اَلْأَبِ قَالَ فَمَا كَلَّمَهُ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ مَقْتا لَهُ حَتَّى فَارَقَ اَلدُّنْيَا .

امام باقر علیه السّلام فرمود:پدرم که خدا رویش را مکرّم بدارد به مردی نگاه کرد که پسرش همراه او بود، و آن پسر به شانۀ پدرش تکیه کرده بود، فرمود:پدرم با آن پسر به خاطر بدی آن کارش سخن نگفت تا از دنیا رفت.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 329

أَنَّ اَللَّهَ أَنْزَلَ كِتَاباً مِنْ كُتُبِهِ عَلَى نَبِيٍّ مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ فِيهِ أَنْ يَكُونَ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِي لمحسنون يَلْحَسُونَ اَلدُّنْيَا بِالدِّينِ يَلْبَسُونَ مُسُوحَ اَلضَّأْنِ عَلَى قُلُوبٍ كَقُلُوبِ اَلذِّئَابِ أَشَدُّ مَرَارَةً مِنَ اَلصَّبِرِ وَ أَلْسِنَتُهُمْ أَحْلَى مِنَ اَلْعَسَلِ وَ أَعْمَالُهُمُ اَلْبَاطِنَةُ أَنْتَنُ مِنَ اَلْجِيَفِ بِي تَغْتَرُّونَ أَمْ إِيَّايَ تُخَادِعُونَ أَمْ عَلَيَّ تَتَجَبَّرُونَ فَبِعِزَّتِي حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ فِتْنَةً تَطَأُهُمْ فِي خِطَامِهَا حَتَّى تَبْلُغَ أَطْرَافَ اَلْأَرْضِ تَتْرُكُ اَلْحَلِيمَ مِنْهَا حَيْرَانَ فيما…

امام صادق از پدرش علیهما السلام روایت نموده که فرمود: به راستی، خدای گرامی و بزرگ یکی از کتاب های آسمانی خود را بر یکی از پیامبران فرو فرستاد و در آن آمده بود: گروهی از آفریدگانم دین را وسیله دستیابی به دنیا قرار می دهند؛ با دل هایی چون دل گرگ، پوست گوسفند در بر می کنند؛ از درخت صبر تلخ ترند ولی زبانشان از عسل شیرین تر است؛ کردارهای درونی ایشان از مردار بدبوتر است. آیا فریب رحمت مرا خورده اند یا مرا می فریبند و یا بر من گستاخی و بی پروایی می کنند؟ به بزرگی ام سوگند یاد کرده ام که در میانشان فتنه ای لگام گسیخته افکنم که پهنه زمین را فرا گیرد؛ فتنه ای که خردمند را در شگفتی واگذارد و صاحب نظر و خردورز را سرگردان و حیران سازد؛ لباس پراکندگی و تفرقه بر تنشان پوشانم و گروهی را با گروهی دیگر…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 255

لِلزَّانِي سِتَّةُ خِصَالٍ ثَلاَثٌ فِي اَلدُّنْيَا وَ ثَلاَثٌ فِي اَلْآخِرَةِ أَمَّا اَلَّتِي فِي اَلدُّنْيَا فَيَذْهَبُ بِنُورِ اَلْوَجْهِ وَ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ يُعَجِّلُ اَلْفَنَاءَ وَ أَمَّا اَلَّتِي فِي اَلْآخِرَةِ فيسخط فَسَخَطُ اَلرَّبِّ وَ سُوءُ اَلْحِسَابِ وَ اَلْخُلُودُ فِي اَلنَّارِ .

امام صادق از پدرش علیهما السلام روایت نموده که فرمود: زناکار را شش کیفر باشد؛ سه کیفر در دنیا و سه کیفر در آخرت؛ اما آنچه او را در دنیا در رسد: نور رخسارش را ببرد، ناداری را در پی آورد و مرگش را شتاب دهد؛ و اما آنچه در آخرت او را در رسد: خشم پروردگار، بدی حساب و جاودانگی در دوزخ.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 262

إِنَّ اَلْخَيْرَ ثَقُلَ عَلَى أَهْلِ اَلدُّنْيَا عَلَى قَدْرِ ثِقَلِهِ فِي مَوَازِينِهِمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ إِنْ اَلشَّرَّ خَفَّ عَلَى أَهْلِ اَلدُّنْيَا عَلَى قَدْرِ خِفَّتِهِ فِي مَوَازِينِهِمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ .

محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام باقر(ع)میفرمود: کار خیر بهمان اندازه که در میزان روز قیامت سنگین است بر مردم دنیا پرست سنگین آید و کار بد را دنیا پرستان بمقدار سبکی اش در میزان روز قیامت سبک شمارند

الخصال، ج 2، ص 17

لِلْمُؤْمِنِ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِشْرُونَ خَصْلَةً يَفِي لَهُ بِهَا عَلَى اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْ لاَ يَفَتِّنَهُ وَ لاَ يُضِلَّهُ وَ لَهُ عَلَى اَللَّهِ أَنْ لاَ يُعْرِيَهُ وَ لاَ يَجُوعَهُ وَ لَهُ عَلَى اَللَّهِ أَنْ لاَ يُشْمِتَ بِهِ عَدُوَّهُ وَ لَهُ عَلَى اَللَّهِ أَنْ لاَ يَخْذُلَهُ وَ يَعْزِلَهُ وَ لَهُ عَلَى اَللَّهِ أَنْ لاَ يَهْتِكَ سِتْرَهُ وَ لَهُ عَلَى اَللَّهِ أَنْ لاَ يُمِيتَهُ غَرَقاً وَ لاَ حَرَقاً وَ لَهُ عَلَى اَللَّهِ أَنْ لاَ يَقَعَ عَلَى شَيْ ءٍ وَ لاَ يَقَعَ عَلَيْهِ شَيْ ءٌ وَ لَهُ عَلَى اَللَّهِ أَنْ يَقِيَهُ مَكْرَ اَلْمَاكِرِينَ وَ لَهُ عَلَى…

امام باقر علیه السلام فرمود: مومن را بر عهده خدای عز و جل بیست خصلت ثابت است که خداوند بآنها وفا خواهد فرمود: بر خدای تبارک و تعالی است که او را آزمایشی گمراه کننده نفرماید و او را بر خدا است که برهنه و گرسنه اش نگذارد و او را بر خدا است که مورد سرزنش دشمنش قرار ندهد و او را بر خدا است که خوار و گوشه نشینش نسازد و او را بر خدا است که پرده آبرویش را ندرد و او را بر خدا است که با غرق شدن و سوختن جان او را نگیرد و او را بر خدا است که بر چیز خطرناکی نیفتد و چیز خطرناکی بر او نیفتد و او را بر خدا است که از نیرنگ نیرنگ بازان اش نگه دارد و او را بر خدا است که از حمله های ستمگران اش پناه دهد و او را بر خدا است که در دنیا و آخرت همنشین ما قرارش دهد و او را بر خدا است که از بیماری ها بآنچه صورت ظاهری…

الخصال، ج 3، ص 516

لَيْسَ عَلَى اَلنِّسَاءِ أَذَانٌ وَ لاَ إِقَامَةٌ وَ لاَ جُمُعَةٌ وَ لاَ جَمَاعَةٌ وَ لاَ عِيَادَةُ اَلْمَرِيضِ وَ لاَ اِتِّبَاعُ اَلْجَنَائِزِ وَ لاَ إِجْهَارٌ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لاَ اَلْهَرْوَلَةُ بَيْنَ اَلصَّفَا وَ اَلْمَرْوَةِ وَ لاَ اِسْتِلاَمُ اَلْحَجَرِ اَلْأَسْوَدِ وَ لاَ دُخُولُ اَلْكَعْبَةِ وَ لاَ اَلْحَلْقُ إِنَّمَا يُقَصِّرْنَ مِنْ شُعُورِهِنَّ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْمَرْأَةِ اَلْقَضَاءَ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْإِمَارَةِ وَ لاَ تُسْتَشَارُ وَ لاَ تَذْبَحُ إِلاَّ مِنِ اِضْطِرَارٍ وَ تَبْدَأُ فِي اَلْوُضُوءِ بِبَاطِنِ اَلذِّرَاعِ وَ اَلرَّجُلُ بِظَاهِرِهِ وَ لاَ تَمْسَحُ كَمَا يَمْسَحُ…

جابر بن یزید گوید: شنیدم امام باقر میفرمود: بر زنان نه اذان گفتن لازم است و نه اقامه و نه جمعه و نه جماعت و نه عیادت بیماران و نه دنبال جنازه ها رفتن و نه لبیک های احرام را بلند گفتن و نه در میان صفا و مروه دویدن و نه حجر الاسود را بوسیدن و نه میان خانه کعبه داخل شدن و نه سر تراشیدن بلکه از موهایشان میچینند و زن نباید متصدی قضاوت شود و متصدی فرمانداری نگردد و طرف مشورت قرار نگیرد و قربانی را سر نبرد مگر در حال ناچاری و زن هنگام وضو گرفتن از باطن ذراع آغاز شستن میکند و مرد از ظاهرش و مانند مردان مسح نمیکشد بلکه بر او لازم است که در نماز صبح و مغرب چادر خود را از سرش که جای مسح است بردارد و مسح بکشد و در باقی نمازها انگشتش را بزیر چادر داخل کند و بدون آنکه چادر خود را بیفکند بر سر خود مسح بکشد…

الخصال، ج 3، ص 585

بَيْنَا أَبِي ع يَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ إِذَا رَجُلٌ مُعْتَجِرٌ قَدْ قُيِّضَ لَهُ فَقَطَعَ عَلَيْهِ أُسْبُوعَهُ حَتَّى أَدْخَلَهُ إِلَى دَارٍ جَنْبَ اَلصَّفَا فَأَرْسَلَ إِلَيَّ فَكُنَّا ثَلاَثَةً فَقَالَ مَرْحَباً يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِي وَ قَالَ بَارَكَ اَللَّهُ فِيكَ يَا أَمِينَ اَللَّهِ بَعْدَ آبَائِهِ يَا أَبَا جَعْفَرٍ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبِرْنِي وَ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبَرْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ سَلْنِي وَ إِنْ شِئْتَ سَأَلْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ فَاصْدُقْنِي وَ إِنْ شِئْتَ صَدَقْتُكَ قَالَ كُلَّ ذَلِكَ أَشَاءُ قَالَ فَإِيَّاكَ أَنْ يَنْطِقَ لِسَانُكَ عِنْدَ…

امام جواد علیه السلام فرماید: امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم طواف کعبه مینمود، مردی نقاب زده ناگهانی پیدا شد و هفت شوط او را قطع کرد و او را بخانه کنار صفا آورد و دنبال من هم فرستاد تا سه نفر شدیم، آن مرد بمن گفت خوش آمدی پسر پیغمبر سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت: خیر و برکت خدا بر تو بادای امین خدا پس از پدرانش (سپس متوجه پدرم شد و گفت)ای ابا جعفر اگر میخواهی تو بمن خبر ده و اگر میخواهی من بتو خبر دهم، میخواهی از من بپرس یا من از تو بپرسم، میخواهی تو مرا تصدیق کن یا من ترا تصدیق کنم، پدرم فرمود: همه اینها را میخواهم(و با هیچ یک مخالف نیستم)آن مرد گفت: پس مبادا که در جواب سوال من زبانت چیزی گوید که در دلت چیز دیگر باشد، فرمود: این کار را کسی میکند که در دلش دو علم مختلف باشد…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 242
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه