سُئِلَ فِيمَ اَلنَّجَاةُ غَداً قَالَ إِنَّمَا اَلنَّجَاةُ فِي أَنْ لاَ تُخَادِعُوا اَللَّهَ فَيَخْدَعَكُمْ فَإِنَّهُ مَنْ يُخَادِعِ اَللَّهَ يَخْدَعْهُ وَ يَنْزِعْ مِنْهُ اَلْإِيمَانَ وَ نَفْسَهُ تخدع يَخْدَعُ و لَوْ بشعرة يَشْعُرُ قِيلَ لَهُ فَكَيْفَ يُخَادِعُ اَللَّهَ قَالَ يَعْمَلُ بهما بِمَا أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ يُرِيدُ بِهِ غَيْرَهُ فَاتَّقُوا اَللَّهَ فِي اَلرِّيَاءِ فَإِنَّهُ اَلشِّرْكُ بِاللَّهِ إِنَّ اَلْمُرَائِيَ يُدْعَى يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ بِأَرْبَعَةِ أَسْمَاءٍ يَا كَافِرُ يَا فَاجِرُ يَا غَادِرُ يَا خَاسِرُ حَبِطَ عَمَلُكَ وَ بَطَلَ أَجْرُكَ فَلاَ خَلاَصَ لَكَ…
کیفر ریاکاری 1-. . . امام صادق از پدرش علیهما السلام روایت نموده که فرمود: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسیده شد: فردای قیامت رهایی و رستگاری در چیست؟ فرمود: به راستی، تنها رستگاری در این است که خدا را نفریبید که خدا نیز شما را فریب دهد؛ زیرا به راستی، هر که خدا را بفریبد خداوند نیز او را فریب دهد و ایمان را از او برگیرد و اگر بفهمد در حقیقت خود را فریفته است. عرض کردند: چگونه خدا را می فریبد؟ فرمود: آنچه را که خدای گرامی و بزرگ فرمان داده برای جز خدا انجام می دهد. در ریا از خدا پروا دارید که به راستی، ریا، شرک به خداست. همانا ریاکار را در روز رستاخیز به چهار نام فراخوانند: ای کافر؛ ای زشتکار؛ ای فریبکار؛ ای زیانکار کردارت بیهوده ماند و پاداشت تباه شد و نصیبی از آن تو نگشت؛ امروز…
أَنَّ اَللَّهَ أَنْزَلَ كِتَاباً مِنْ كُتُبِهِ عَلَى نَبِيٍّ مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ فِيهِ أَنْ يَكُونَ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِي لمحسنون يَلْحَسُونَ اَلدُّنْيَا بِالدِّينِ يَلْبَسُونَ مُسُوحَ اَلضَّأْنِ عَلَى قُلُوبٍ كَقُلُوبِ اَلذِّئَابِ أَشَدُّ مَرَارَةً مِنَ اَلصَّبِرِ وَ أَلْسِنَتُهُمْ أَحْلَى مِنَ اَلْعَسَلِ وَ أَعْمَالُهُمُ اَلْبَاطِنَةُ أَنْتَنُ مِنَ اَلْجِيَفِ بِي تَغْتَرُّونَ أَمْ إِيَّايَ تُخَادِعُونَ أَمْ عَلَيَّ تَتَجَبَّرُونَ فَبِعِزَّتِي حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ فِتْنَةً تَطَأُهُمْ فِي خِطَامِهَا حَتَّى تَبْلُغَ أَطْرَافَ اَلْأَرْضِ تَتْرُكُ اَلْحَلِيمَ مِنْهَا حَيْرَانَ فيما…
امام صادق از پدرش علیهما السلام روایت نموده که فرمود: به راستی، خدای گرامی و بزرگ یکی از کتاب های آسمانی خود را بر یکی از پیامبران فرو فرستاد و در آن آمده بود: گروهی از آفریدگانم دین را وسیله دستیابی به دنیا قرار می دهند؛ با دل هایی چون دل گرگ، پوست گوسفند در بر می کنند؛ از درخت صبر تلخ ترند ولی زبانشان از عسل شیرین تر است؛ کردارهای درونی ایشان از مردار بدبوتر است. آیا فریب رحمت مرا خورده اند یا مرا می فریبند و یا بر من گستاخی و بی پروایی می کنند؟ به بزرگی ام سوگند یاد کرده ام که در میانشان فتنه ای لگام گسیخته افکنم که پهنه زمین را فرا گیرد؛ فتنه ای که خردمند را در شگفتی واگذارد و صاحب نظر و خردورز را سرگردان و حیران سازد؛ لباس پراکندگی و تفرقه بر تنشان پوشانم و گروهی را با گروهی دیگر…