أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع إِنَّ اَلْحِجَامَةَ تُصَحِّحُ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ وَ اَلطِّيبَ فِي اَلشَّارِبِ مِنْ أَخْلاَقِ اَلنَّبِيِّ ص وَ كَرَامَةَ اَلْكَاتِبِينَ وَ اَلسِّوَاكَ مِنْ مَرْضَاةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ اَلنَّبِيِّ ص وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ اَلدُّهْنَ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ اَلْمَاءِ وَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَ يُسْفِرُ اَللَّوْنَ وَ غَسْلَ اَلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ…
امام صادق از پدرانش نقل میفرماید که امیر المومنین علیه السلام بیاران خود در یک مجلس چهار صد باب از چیزهایی که دین و دنیای مسلمان را اصلاح میکند بیاموخت و فرمود: حجامت کردن بدن را سلامت و پای عقل را محکم میکند. بشارب عطر زدن از اخلاق پیغمبر ما و باعث احترام در نزد فرشتگان نویسنده اعمال است. مسواک کردن از کارهایی است که باعث رضای خدای عز و جل و سنت پیغمبر است و دهن را پاکیزه میکند. روغن مالیدن پوست بدن را نرم و مغز آدمی را زیاد نموده و مجاری آب را در بدن آسان میکند و خشکی پوست را از بین میبرد و رنگ را روشن میسازد. شستن سر چرک را میبرد و شوره سر را میزداید. آب در دهان گرداندن و در بینی کشیدن سنت است و پاک کننده دهان و بینی است. -انفیه در بینی کردن سر را سلامت نموده و بدن را پاکیزه میکند و هر…
أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِي اَلْكِتَابِ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي…
امام باقر(ع)فرمود: چون امیر المومنین از جنگ نهروان بازگشت در مسجد کوفه نشسته بود که رییس یهودیان بحضورش آمد و عرض کرد یا امیر المومنین خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم که جز پیغمبر و یا وصی پیغمبر کسی نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمایید بپرسم و گر نه صرف نظر نمایم. فرمود: برادر یهودی هر چه میخواهی بپرس عرض کرد: ما در کتاب خود چنین یافته ایم که خدای عز و جل چون پیغمبری برانگیزد باو وحی میفرماید که از میان افراد خاندان خود کسی را که بتواند پس از وی کار امت را بدست گیرد اختیار کند و از امت خود عهد و پیمان بگیرد که پس از او بر سر پیمان باشند و طبق عهدی که بسته اند رفتار کنند و خدای عز و جل جانشینان پیغمبر را در زمان حیات پیغمبران آزمایش میفرماید و پس از وفات پیغمبران نیز آزمایش…
أَتَى قَوْمٌ مِنَ اَلْيَهُودِ عُمَرَ بْنَ اَلْخَطَّابِ وَ هُوَ يَوْمَئِذٍ وَالٍ عَلَى اَلنَّاسِ فَقَالُوا أَنْتَ وَالِي هَذَا اَلْأَمْرِ بَعْدَ نَبِيِّكُمْ وَ قَدْ أَتَيْنَاكَ نَسْأَلُكَ عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ أَنْتَ أَخْبَرْتَنَا بِهَا آمَنَّا وَ صَدَّقْنَا وَ اِتَّبَعْنَاكَ فَقَالَ عُمَرُ سَلُوا عَمَّا بَدَا لَكُمْ قَالُوا أَخْبِرْنَا عَنْ أَقْفَالِ اَلسَّمَاوَاتِ اَلسَّبْعِ وَ مَفَاتِيحِهَا وَ أَخْبِرْنَا عَنْ قَبْرٍ سَارَ بِصَاحِبِهِ وَ أَخْبِرْنَا عَمَّنْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ لَيْسَ مِنَ اَلْجِنِّ وَ لاَ مِنَ اَلْإِنْسِ وَ أَخْبِرْنَا عَنْ مَوْضِعٍ طَلَعَتْ فِيهِ اَلشَّمْسُ وَ لَمْ تَعُدْ…
طاوس گوید: جمعی از یهود ایام حکومت عمر بن خطاب نزد او آمدند و گفتند: پس از پیغمبر شما تو زمام این کار را بدست گرفته ای و ما آمده ایم بنزد تو تا چیزهایی از تو بپرسیم که اگر به سوالات ما پاسخ صحیح دادی ایمان آورده و تصدیق نموده و پیرو تو باشیم عمر گفت: هر چه میخواهید بپرسید گفتند: از قفلهای هفت آسمان و کلیدهایش ما را خبر ده و از قبری که با صاحب اش گردش میکرد ما را آگاه کن و از کسی که بطایفه خود اعلام خطر کرد ولی نه از جن بود و نه از بشر ما را آگاه کن و از جایی که آفتاب بجز یک بار بآن نتابیده ما را آگاه کن و از پنج جانداری که در رحم آفریده نشده اند ما را آگاه کن و از یک و دو تا و سه تا و چهار تا و پنج تا و شش تا و هفت تا و از هشت تا و نه تا و ده تا و یازده تا و دوازده تا. گوید: عمر مدتی سر بزیر…
كَانَ اَلَّذِينَ أَنْكَرُوا عَلَى أَبِي بَكْرٍ جُلُوسَهُ فِي اَلْخِلاَفَةِ وَ تَقَدُّمَهُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع اِثْنَيْ عَشَرَ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ كَانَ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ خَالِدُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ اَلْعَاصِ وَ اَلْمِقْدَادُ بْنُ اَلْأَسْوَدِ وَ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ أَبُو ذَرٍّ اَلْغِفَارِيُّ وَ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ وَ بُرَيْدَةُ اَلْأَسْلَمِيُّ وَ كَانَ مِنَ اَلْأَنْصَارِ خُزَيْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ ذُو اَلشَّهَادَتَيْنِ وَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ وَ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ وَ…
زید بن وهب گوید: آنان که با نشستن ابی بکر در مسند خلافت و پیش افتادنش از علی بن ابی طالب مخالفت کردند از مهاجرین و انصار دوازده مرد بودند، از مهاجرین خالد بن سعید بن العاص بود و مقداد بن الاسود و ابی بن کعب و عمار بن یاسر و ابو ذر غفاری و سلمان فارسی و عبد الله بن مسعود و بریده اسلمی، و از انصار خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین بود و سهل بن حنیف و ابو ایوب انصاری و ابو الهیثم بن التیهان و دیگران نیز بودند همین که ابو بکر بر منبر شد اینان با یک دیگر مشورت کردند بعضیشان گفت چرا نرویم تا از منبر رسول خدایش فرود آوریم؟ و دیگران گفتند اگر چنین کنید خود را بزحمت می اندازید و خدای عز و جل می فرماید خود را با دست خود بهلاکت نیندازید بهتر اینکه همگی بنزد علی بن ابی طالب برویم و در این باره با او مشورت…
فرض اللّه سبحانه الإيمان تطهيرا من الشّرك و الصّلوة تنزيها عن الكبر و الزّكوة تسبّبا تسبيبا للرّزق و الصّيام ابتلاء لإخلاص الخلق و الحجّ تقوية للدّين و الجهاد عزّا للإسلام و الأمر بالمعروف مصلحة للعوام و النّهي عن المنكر ردعا للسّفهاء و صلة الأرحام منهاة للعدد و القصاص حقنا للدّماء و إقامة الحدود إعظاما للمحارم و ترك شرب الخمر تحصينا للعقل و مجانبة السّرقة إيجابا إيجادا للعفّة و ترك الزّنا تحصينا للأنساب و ترك اللّواط تكثيرا للنسل و الشّهادة استظهارا على المجاحدات و ترك الكذب تشريفا للصّدق و الإسلام أمانا من المخاوف و الإمامة نظاما للأمّة و الطّاعة تعظيما للإمامة
خداوند:ایمان را واجب کرده است برای پاکیزگی از شرک، و نماز را واجب نموده، برای دور نمودن کبر و خودپسندی:و زکاة را واجب کرده است، برای این که، سبب روزی شود، و روزه را واجب نموده، برای آزمایش اخلاص مردم و حج را واجب کرده است برای تقویت دین و جهات را برای سربلندی اسلام، و امر به معروف را، برای مصلحت عامّۀ مردم، و نهی از منکر را، برای بازداشتن کم خردان، و صلۀ رحم را واجب نموده برای زیاد شدن تعداد، و قصاص را واجب کرده برای حفظ خونها، و بر پاداشتن حدّها را واجب دانسته است برای بزرگ گردانیدن حرامها، و آشامیدن شراب را حرام دانسته برای استوار گردانیدن خرد، و حرمت ورزی را برای ایجاد پاکی، و زنا را حرام دانسته، برای نگاهداری نسب ها، و لواط را حرام نموده است، برای افزایش نسلها، و گواهی را واجب نموده است…
فرض اللّه سبحانه الإيمان تطهيرا من الشّرك و الصّلوة تنزيها عن الكبر و الزّكوة تسبّبا تسبيبا للرّزق و الصّيام ابتلاء لإخلاص الخلق و الحجّ تقوية للدّين و الجهاد عزّا للإسلام و الأمر بالمعروف مصلحة للعوام و النّهي عن المنكر ردعا للسّفهاء و صلة الأرحام منهاة للعدد و القصاص حقنا للدّماء و إقامة الحدود إعظاما للمحارم و ترك شرب الخمر تحصينا للعقل و مجانبة السّرقة إيجابا إيجادا للعفّة و ترك الزّنا تحصينا للأنساب و ترك اللّواط تكثيرا للنسل و الشّهادة استظهارا على المجاحدات و ترك الكذب تشريفا للصّدق و الإسلام أمانا من المخاوف و الإمامة نظاما للأمّة و الطّاعة تعظيما للإمامة
خداوند:ایمان را واجب کرده است برای پاکیزگی از شرک، و نماز را واجب نموده، برای دور نمودن کبر و خودپسندی:و زکاة را واجب کرده است، برای این که، سبب روزی شود، و روزه را واجب نموده، برای آزمایش اخلاص مردم و حج را واجب کرده است برای تقویت دین و جهات را برای سربلندی اسلام، و امر به معروف را، برای مصلحت عامّۀ مردم، و نهی از منکر را، برای بازداشتن کم خردان، و صلۀ رحم را واجب نموده برای زیاد شدن تعداد، و قصاص را واجب کرده برای حفظ خونها، و بر پاداشتن حدّها را واجب دانسته است برای بزرگ گردانیدن حرامها، و آشامیدن شراب را حرام دانسته برای استوار گردانیدن خرد، و حرمت ورزی را برای ایجاد پاکی، و زنا را حرام دانسته، برای نگاهداری نسب ها، و لواط را حرام نموده است، برای افزایش نسلها، و گواهی را واجب نموده است…
قال ع في وصف من ذمّه:يقول في الدّنيا بقول الزّاهدين و يعمل فيها بعمل الرّاغبين، يظهر شيمة المحسنين،و يبطن عمل المسيئين،يكره الموت لكثرة ذنوبه، و لا يتركها في حياته،يسلف الذّنب و يسوّف بالتّوبة،يحبّ الصّالحين و لا يعمل أعمالهم، و يبغض المسيئين و هو منهم يقول:لم أعمل فأتعنّى،بل أجلس فأتمنّى،يبادر دائبا ما يفنى،و يدع أبدا ما يبقى،يعجز عن شكر ما أوتى،و يبتغى الزّيادة فيما بقى يرشد غيره و يغوى نفسه،و ينهى النّاس بما لا ينتهى، و يأمرهم بما لا يأتي يتكلّف من النّاس ما لم يؤمر و يضيّع من نفسه ما هو أكثر،يأمر النّاس و لا تأتمر،و يحذّرهم و لا يحذر،يرجو ثواب ما لم يعمل،و يأمن عقاب جرم متيقّن،يستميل وجوه…
حضرت در وصف کسی که نکوهش می کرد فرمود: در دنیا همچون بی رغبتان سخن گوید و همچون شیفتگان عمل کند، خصلت نیکوکاران را آشکار می کند و در پنهان چون گنهکاران عمل می کند، مرگ را به جهت گناهان بسیارش ناخوش می دارد و آنها را در ایّام زندگی خود رها نمی کند، پیش می فرستد گناه را و پس اندازد توبه را، صالحان را دوست می دارد ولی همچون آنان عمل نمی کند، گناهکاران را دشمن می دارد ولی از آنان است، می گوید:چرا عمل کنم و رنج کشم، بلکه می نشینم و آرزو می کنم، پیشی می گیرد در کشیدن رنج آنچه نابود می شود و وامی گذارد همواره آنچه را باقی می ماند.از سپاس آنچه داده شده ناتوان است و زیادتی آنچه را باقی است می طلبد، دیگران را راه درست می نماید ولی نفس خود را گمراه می کند، مردم را نهی می کند از آنچه خود باز نمی ایستد و…
بَعَثَ طَلْحَةُ وَ اَلزُّبَيْرُ رَجُلاً مِنْ عَبْدِ اَلْقَيْسِ يُقَالُ لَهُ خِدَاشٌ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ص وَ قَالاَ لَهُ إِنَّا نَبْعَثُكَ إِلَى رَجُلٍ طَالَ مَا كُنَّا نَعْرِفُهُ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ بِالسِّحْرِ وَ اَلْكِهَانَةِ وَ أَنْتَ أَوْثَقُ مَنْ بِحَضْرَتِنَا مِنْ أَنْفُسِنَا مِنْ أَنْ تَمْتَنِعَ مِنْ ذَلِكَ وَ أَنْ تُحَاجَّهُ لَنَا حَتَّى تَقِفَهُ عَلَى أَمْرٍ مَعْلُومٍ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ أَعْظَمُ اَلنَّاسِ دَعْوَى فَلاَ يَكْسِرَنَّكَ ذَلِكَ عَنْهُ وَ مِنَ اَلْأَبْوَابِ اَلَّتِي يَخْدَعُ اَلنَّاسَ بِهَا اَلطَّعَامُ وَ اَلشَّرَابُ وَ اَلْعَسَلُ وَ اَلدُّهْنُ وَ أَنْ يُخَالِيَ…
امام صادق علیه السلام فرمود: طلحه و زبیر مردی از طایفه عبد القیس را که خداش(بر وزن کتاب)نام داشت خدمت امیر المومنین صلوات الله علیه فرستادند و باو گفتند: ما ترا بسوی مردی میفرستیم که خود او و خاندانش را از دیر زمان بجادوگری و غیب گویی میشناسیم و در میان اطرافیان ما، تو از خود ما هم بیشتر مورد اعتمادی که آن را از او نپذیری و با او مخاصمه کنی تا حقیقت امر بر تو معلوم گردد تا حق را باو بفهمانی و بدان که ادعای او از همه مردم بیشتر است، مبادا ادعای او بتو شکستی وارد کند. و از جمله راههایی که مردم را با آن گول میزند، آوردن خوردنی و نوشیدنی و عسل و روغن و خلوت کردن با مردمست، پس طعامش را نخور و شرابش را میاشام و بعسل و روغنش دست نزن و با او در خلوت منشین، از همه اینها برحذر باش و بیاری خدا حرکت کن…
كُنْتُ مَعَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ يَوْمَ اَلنَّهْرَوَانِ فَبَيْنَا عَلِيٌّ ع جَالِسٌ إِذْ جَاءَ فَارِسٌ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا عَلِيُّ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع وَ عَلَيْكَ اَلسَّلاَمُ مَا لَكَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ لَمْ تُسَلِّمْ عَلَيَّ بِإِمْرَةِ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ بَلَى سَأُخْبِرُكَ عَنْ ذَلِكَ كُنْتُ إِذْ كُنْتَ عَلَى اَلْحَقِّ بِصِفِّينَ فَلَمَّا حَكَّمْتَ اَلْحَكَمَيْنِ بَرِئْتُ مِنْكَ وَ سَمَّيْتُكَ مُشْرِكاً فَأَصْبَحْتُ لاَ أَدْرِي إِلَى أَيْنَ أَصْرِفُ وَلاَيَتِي وَ اَللَّهِ لَأَنْ أَعْرِفَ هُدَاكَ مِنْ ضَلاَلَتِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ…
رافع بن سلمه گوید: روز جنگ نهروان همراه علی بن ابی طالب صلوات الله علیه بودم، هنگامی که علی علیه السلام نشسته بود، سواری آمد و گفت: السلام علیک یا علی علی علیه السلام فرمود: علیک السلام - مادرت مرگت بیند-چرا بعنوان امیر المومنین بر من سلام نکردی؟ گفت آری، اکنون علتش را بتو میگویم: در جنگ صفین تو بر حق بودی ولی چون حکومت حکمین را پذیرفتی از تو بیزاری جستم و ترا مشرک دانستم، اکنون نمیدانم از کی پیروی کنم، بخدا اگر هدایت ترا از گمراهیت باز شناسم(بدانم بر حقی یا بر باطل)برای من از تمام دنیا بهتر است. علی علیه السلام باو فرمود: مادرت مرگت بیند، نزدیک من بیا تا نشانه های هدایت را از نشانه های گمراهی 216 - 3 برای تو باز نمایم، آن مرد نزدیک حضرت ایستاد، در آن میان سواری شتابان آمد تا نزد علی علیه…
لاَ تَذْكُرِ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ سَاهِيا وَ لاَ تَنْسَهُ لاَهِيا وَ اُذْكُرْهُ ذِكْرا كَامِلا يُوَافِقُ فِيهِ قَلْبُكَ لِسَانَكَ وَ يُطَابِقُ إِضْمَارُكَ إِعْلاَنَكَ وَ لَنْ تَذْكُرَهُ حَقِيقَةَ اَلذِّكْرِ حَتَّى تَنْسَى نَفْسَكَ فِي ذِكْرِكَ وَ تَفْقِدُهَا فِي أَمْرِك
خداوند سبحان را به غفلت یاد مکن و او را به بازی فراموش مکن.او را آن گونه یاد آور که زبانت همراه با دلت است و نهانت چون ظاهرت است.به نیکی او را یاد نخواهی کرد، مگر آنگاه که خود را فراموش کنی و خود را در کارها نیابی.