قال الإمام الرضاء عليه السلام

احادیث درباره تسلیم از امام رضا (ع)

امام رضا (علیه السلام)

عَنِ اَلرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ : رُفِعَ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ قَوْمٌ فِي بَعْضِ غَزَوَاتِهِ فَقَالَ مَنِ اَلْقَوْمُ فَقَالُوا مُؤْمِنُونَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ وَ مَا بَلَغَ مِنْ إِيمَانِكُمْ قَالُوا اَلصَّبْرُ عِنْدَ اَلْبَلاَءِ وَ اَلشُّكْرُ عِنْدَ اَلرَّخَاءِ وَ اَلرِّضَا بِالْقَضَاءِ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حُلَمَاءُ عُلَمَاءُ كَادُوا مِنَ اَلْفِقْهِ أَنْ يَكُونُوا أَنْبِيَاءَ إِنْ كُنْتُمْ كَمَا تَصِفُونَ فَلاَ تَبْنُوا مَا لاَ تَسْكُنُونَ وَ لاَ تَجْمَعُوا مَا لاَ تَأْكُلُونَ وَ اِتَّقُوا اَللَّهَ اَلَّذِي إِلَيْهِ…

امام رضا علیه السّلام از قول پدران بزرگوارش علیهم السّلام فرمود:در یکی از جنگها گروهی نزد رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رفتند، ایشان فرمود:اینها چه کسانی هستند؟ گفتند:ای رسول خدا اینها مؤمنین هستند.فرمود:ایمان شما به چه حدی رسیده؟ گفتند:به صبر هنگام مصیبت، و شکر هنگام تنگدستی، و رضا به قضای خدا.فرمود: دانشمندانی حکمت شعارند و نزدیک است از مقام بلند همتشان خود پیغمبرانی باشند. سپس رو به آنها فرمود :اگر آن چیز که می گویید هستید، پس آنچه را جایگاه خود قرار نمی دهید بنا نکنید، و آنچه را نمی خورید جمع نکنید، و بپرهیزید از خدایی که به سوی او بازمی گردید.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 53

عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ سُئِلَ عَنْ كَنْزِ اَلْيَتِيمِ مِمَّ كَانَ فَقَالَ كَانَ لَوْحا مِنْ ذَهَبٍ فِيهِ بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ : لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْمَوْتِ كَيْفَ يَفْرَحُ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْقَدَرِ كَيْفَ يَحْزَنُ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ رَأَى اَلدُّنْيَا وَ تَقَلُّبَهَا بِأَهْلِهَا كَيْفَ يَرْكَنُ إِلَيْهَا وَ يَنْبَغِي لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اَللَّهِ أَنْ لاَ يَسْتَبْطِئَهُ فِي رِزْقِهِ وَ لاَ يَتَّهِمَهُ فِي قَضَائِهِ .

از حضرت رضا علیه السّلام در مورد گنج یتیم که در قرآن آمده سؤال شد، حضرت فرمود:آن گنج لوحی از طلا بود که روی آن نوشته شده بود:«بنام خداوند بخشندۀ مهربان، هیچ خدایی جز اللّٰه نیست، و محمّد پیامبر خداست، در شگفتم از کسی که یقین به مرگ دارد چگونه خوشحالی می کند، و در شگفتم از کسی که یقین به مقدّرات دارد چگونه غمگین می شود، و در شگفتم از کسی که دنیا و دگرگونی آن را نسبت به مردم می بیند چگونه به آن دل بسته»، و سزاوار است کسانی که خدا را درک نموده اند در صورتی که روزی آنان اندکی به تأخیر افتاد ناراحت نشوند، و او را در حکمش متهم نسازند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 643

أَنَّ اَلْمَأْمُونَ بَعَثَ اَلْفَضْلَ بْنَ سَهْلٍ ذَا اَلرِّئَاسَتَيْنِ إِلَى اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِي مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ وَ اَلْفَرَائِضِ وَ اَلسُّنَنِ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ اَلْعِلْمِ فَدَعَا اَلرِّضَا ع بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ وَ قَالَ ع لِلْفَضْلِ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ حَسْبُنَا شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ أَحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً قَيُّوماً سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً قَائِماً بَاقِياً نُوراً عَالِماً لاَ يَجْهَلُ قَادِراً لاَ يَعْجِزُ غَنِيّاً…

از امام همام ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام در تفصیل این معانی(حکمت و پند و غیره)روایت شده است - «پاسخ امام رضا علیه السلام به مامون در کلیات شریعت آنگاه که مامون گردآوری آنها را از امام علیه السلام خواستار شد». -روایت شده است که مامون، فضل بن سهل، ذو الریاستین صاحب دو مقام صدارت و فرمانده سپاه را به جانب امام رضا علیه السلام فرستاد و به امام علیه السلام گفت: من دوست دارم که کلیاتی از حلال و حرام و واجبات و سنت ها را برایم گردآوری؛ چرا که تو حجت خدا بر آفریدگانش و منبع دانشی. امام رضا علیه السلام دوات و کاغذی خواست و به فضل فرمود: بنویس: / بسم الله الرحمن الرحیم / ، شهادت به اینکه خدایی جز خداوند نیست ما را بس باشد، یگانه و بی نیاز است، همسر و فرزندی نگرفته است، پاینده، بسیار شنوا…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 415

لَمَّا حَضَرَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ع مَجْلِسَ اَلْمَأْمُونِ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ فِيهِ جَمَاعَةُ عُلَمَاءِ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ أَخْبِرُونِي عَنْ مَعْنَى هَذِهِ اَلْآيَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْكِتابَ اَلَّذِينَ اِصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا اَلْآيَةَ فَقَالَتِ اَلْعُلَمَاءُ أَرَادَ اَللَّهُ اَلْأُمَّةَ كُلَّهَا فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ فَقَالَ اَلرِّضَا ع لاَ أَقُولُ كَمَا قَالُوا وَ لَكِنْ أَقُولُ أَرَادَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِذَلِكَ اَلْعِتْرَةَ اَلطَّاهِرَةَ ع فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ وَ كَيْفَ عَنَى اَلْعِتْرَةَ دُونَ…

و از گفتار امام رضا علیه السلام در برگزیدگی -چون امام علی بن موسی علیهما السلام در مجلس مامون که در آن گروهی از علمای عراق و خراسان گرد هم آمده بودند، حضور یافت، مامون گفت: معنی این آیه را به من بفرمایید: «سپس این کتاب را به آن بندگان خود که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم. . . تا پایان آیه». فاطر ، آیه 32 علما گفتند: منظور خداوند همه امت است. مامون گفت: ای ابا الحسن، تو چه می گویی؟ امام رضا علیه السلام فرمود: آن گونه که آنان گفتند نمی گویم ولی می گویم: منظور خداوند تبارک و تعالی از این برگزیدگان عترت پاک رسول خدا علیهم السلام است. مامون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه ما بقی امت؟ امام رضا علیه السلام فرمود: اگر خداوند همه امت را قصد کرده بود می بایست همه امت در بهشت باشند، بخاطر…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 425

اَلْإِيمَانُ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ اَلتَّوَكُّلُ عَلَى اَللَّهِ وَ اَلرِّضَا بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اَللَّهِ وَ اَلتَّفْوِيضُ إِلَى اَللَّهِ قَالَ اَلْعَبْدُ اَلصَّالِحُ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اَللّهِ فَوَقاهُ اَللّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا

ایمان چهار ستون و پایه است: توکل بر خدا و خشنودی به قضای الهی و مطیع فرمان خدا شدن و وانهادن همه کارها به خدا. آن بنده درستکار گفت: «و کارم را به خدا می سپارم؛ خداست که به حال بندگان خود بیناست پس خدا او را از عواقب سو آنچه نیرنگ می کردند، حمایت فرمود». مومن غافر ، آیه 44 و 45 .

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 445

لا تَدَعُوا الْعَمَلَ الصَّالِحَ وَ الاجْتِهادَ فی الْعِبادَةِ إِتِّکالًا عَلی حُبِّ آل مُحَمَّدٍ لا تَدَعُوا حُبَّ آلَ مُحَمَّدٍ و التَّسْلِیمَ لأمْرِهِمْ إِتِّکالًا عَلی الْعِبادَةِ فَإِنَّهُ لا یقْبَلُ أَحَدُهُما دُوْنَ الآخَرِ.

کار شایسته و کوشش در عبادت را با تکیه بر محبّت آل محمد رها نکنید و محبّت آل محمد و تسلیم نسبت به امر آنان را با تکیه بر عبادت وامگذارید زیرا یکی از آن دو بدون دیگری پذیرفته نخواهد شد.

فقه الرضا علیه السلام: 338، باب 89

سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع عَنِ اَلاِسْتِطَاعَةِ فَقَالَ يَسْتَطِيعُ اَلْعَبْدُ بَعْدَ أَرْبَعِ خِصَالٍ أَنْ يَكُونَ مُخَلَّى اَلسَّرْبِ صَحِيحَ اَلْجِسْمِ سَلِيمَ اَلْجَوَارِحِ لَهُ سَبَبٌ وَارِدٌ مِنَ اَللَّهِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَسِّرْ لِي هَذَا قَالَ أَنْ يَكُونَ اَلْعَبْدُ مُخَلَّى اَلسَّرْبِ صَحِيحَ اَلْجِسْمِ سَلِيمَ اَلْجَوَارِحِ يُرِيدُ أَنْ يَزْنِيَ فَلاَ يَجِدُ اِمْرَأَةً ثُمَّ يَجِدُهَا فَإِمَّا أَنْ يَعْصِمَ نَفْسَهُ فَيَمْتَنِعَ كَمَا اِمْتَنَعَ يُوسُفُ ع أَوْ يُخَلِّيَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ إِرَادَتِهِ فَيَزْنِيَ فَيُسَمَّى زَانِياً وَ لَمْ يُطِعِ اَللَّهَ…

علی بن اسباط گوید: از حضرت رضا علیه السلام راجع باستطاعت پرسیدم، فرمود؛ استطاعت بنده پس از چهار خصلت حاصل می شود: 1-اینکه راهش باز باشد 2-تندرست باشد 3-اعضایش سالم باشد 4-برای او سببی از جانب خدا برسد. گفتم: قربانت گردم: سبب از جانب خدا را برایم توضیح دهید، فرمود: بعد از آنکه بنده راهش باز باشد، تندرست باشد، اعضایش سالم باشد، میخواهد زنا کند زنی را پیدا نمیکند و سپس پیدا میکند، آنگاه یا خود را نگه میدارد و سرباز میزند چنان که حضرت یوسف(ع)سرباز زد یا خود را تسلیم خواست و اراده اش میکند و زنا میکند و زانی نامیده می شود: نه(آنکه سر باز زند) خدا را بزور اطاعت کرده و نه(آنکه زنا کند)با نافرمانی خود بر او چیره گشته است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 160

كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْجَامِعِ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فِي بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ وَ ذَكَرُوا كَثْرَةَ اِخْتِلاَفِ اَلنَّاسِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي ع فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ اَلنَّاسِ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ…

من پیشوای مردم پس از خود و رساننده از جانب پیش از خود(پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)میباشم، کسی جز احمد(ص)بر من پیشی ندارد و من و او در یک روشیم، جز اینکه نبوت تنها بنام اوست، و بمن شش فضیلت عطا شده است 1-علم آجال و مرگها 2-علم بلاها 3-علم وصایا(آنچه اوصیا پیغمبران میدانند)4-فصل الخطاب(قرآن یا داوری میان حق و باطل و یا بیان و سخن واضح) 5-و من صاحب کرات(حمله های مشهور میدان جنگ یا عالم بحوادث و وقایع گذشته و آینده)و دولت حاکم بر همه دولتهایم 6-و من صاحب عصا و میسم و جنبنده ای که با مردم سخن گوید میباشم. -حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم را در آن زمینه بازگو میکردند، من خدمت آقایم رفتم و گفتگوی مردم را در بحث امامت بعرضش رسانیدم حضرت(ع)لبخندی زد و فرمود…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 198

مِنْ كِتَابِ عُيُونِ اَلْأَخْبَارِ عَنِ اَلرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : نُعِيَ إِلَى اَلصَّادِقِ إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَعْفَرٍ وَ هُوَ أَكْبَرُ أَوْلاَدِهِ وَ هُوَ يُرِيدُ أَنْ يَأْكُلَ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ نُدَمَاؤُهُ فَتَبَسَّمَ ثُمَّ دَعَا بِطَعَامِهِ وَ قَعَدَ مَعَ نُدَمَائِهِ وَ جَعَلَ يَأْكُلُ أَحْسَنَ مِنْ أَكْلِهِ سَائِرَ اَلْأَيَّامِ وَ يَحُثُّ نُدَمَاءَهُ وَ يَضَعُ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ يَعْجَبُونَ مِنْهُ أَنْ لاَ يَرَوْا لِلْحُزْنِ أَثَرا فَلَمَّا فَرَغَ قَالُوا يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ لَقَدْ رَأَيْنَا عَجَبا أُصِبْتَ بِمِثْلِ هَذَا اَلاِبْنِ وَ أَنْتَ كَمَا تُرَى…

امام رضا علیه السّلام از قول پدر بزرگوارش می فرماید:هنگامی که خبر مرگ اسماعیل که فرزند بزرگ امام صادق علیه السّلام بود به ایشان رسید، آن حضرت با دوستان خود مشغول غذا خوردن بود، حضرت لبخندی زدند و فرمود غذا را آماده کنید، و با دوستان خود نشستند و بهتر از روزهای دیگر شروع به غذا خوردن نمودند، و دوستان خود را تشویق به خوردن می نمودند و به آنها تعارف می کردند، آنان از اینکه هیچ اثر اندوهی در چهرۀ امام نبود متعجب شدند. چون غذا تمام شد گفتند:یا ابن رسول اللّٰه ما از این وضع در شگفت شدیم، چنین فرزندی از شما مرده و شما این گونه اید؟فرمود:چرا این گونه نباشم که می بینید؛ در حالی که خبر راستگوترین گویندگان به من رسید، که من و شما نیز خواهیم مرد، گروهی هستند که مرگ را شناخته اند و خود را برایش آماده…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 649

عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَنِ اَلْإِيمَانِ وَ اَلْإِسْلاَمِ فَقَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ إِنَّمَا هُوَ اَلْإِسْلاَمُ وَ اَلْإِيمَانُ فَوْقَهُ بِدَرَجَةٍ وَ اَلتَّقْوَى فَوْقَ اَلْإِيمَانِ بِدَرَجَةٍ وَ اَلْيَقِينُ فَوْقَ اَلتَّقْوَى بِدَرَجَةٍ وَ لَمْ يُقْسَمْ بَيْنَ وُلْدِ آدَمَ شَيْءٌ أَقَلُّ مِنَ اَلْيَقِينِ قَالَ قُلْتُ فَأَيُّ شَيْءٍ مِنَ اَلْيَقِينِ قَالَ اَلتَّوَكُّلُ عَلَى اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمُ لِلَّهِ وَ اَلرِّضَا بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ اَلتَّفْوِيضُ إِلَى اَللَّهِ قُلْتُ مَا تَفْسِيرُ ذَلِكَ قَالَ هَكَذَا قَالَ أَبُو…

یونس بن عبد الرحمن گوید:از امام رضا علیه السّلام در بارۀ ایمان و اسلام پرسیدم، ایشان فرمود:دین فقط اسلام است، و ایمان درجه ای بالاتر از اسلام است، و تقوی درجه ای بالاتر از ایمان، و یقین درجه ای بالاتر از تقوی است، و هیچ چیزی بهتر از یقین بین فرزندان حضرت آدم علیه السّلام تقسیم نشده است، پرسیدم:نشانۀ یقین و پدیدۀ آن چیست؟ فرمود:توکل بر خدا، و تسلیم در برابر خدا، و راضی بودن به قضا و قدر الهی، و واگذار کردن امور به خداوند، پرسیدم:معنای اینها چیست؟فرمود:امام باقر علیه السّلام فقط این چنین فرمود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 11

عَنِ اَلرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : أَمَرَنِي أَبِي يَعْنِي أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ أَنْ آتِيَ اَلْمُفَضَّلَ بْنَ عُمَرَ فَأُعَزِّيَهُ بِإِسْمَاعِيلَ وَ قَالَ أَقْرِئِ اَلْمُفَضَّلَ اَلسَّلاَمَ وَ قُلْ لَهُ إِنَّا أُصِبْنَا بِإِسْمَاعِيلَ فَصَبَرْنَا فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرْنَا إِنَّا إِذَا أَرَدْنَا أَمْرا وَ أَرَادَ اَللَّهُ أَمْرا سَلَّمْنَاهُ لِأَمْرِ اَللَّهِ.

امام رضا علیه السّلام از قول پدر بزرگوارش فرمود:پدرم مرا امر فرمود یعنی امام صادق علیه السّلام که به نزد مفضّل بن عمر بروم و او را در مورد مرگ اسماعیل تعزیت گویم، و فرمود:به مفضّل سلام برسان و به او بگو که ما مصیبت اسماعیل را دیدیم و صبر کردیم، پس صبر کن همان طور که ما صبر کردیم، ما هر گاه امری را اراده کنیم و خداوند امر دیگری را اختیار کند ما امر خود را تسلیم امر او خواهیم کرد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 27
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه