قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع إِنِّي تَرَكْتُ مَوَالِيَكَ مُخْتَلِفِينَ يَتَبَرَّأُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ قَالَ فَقَالَ وَ مَا أَنْتَ وَ ذَاكَ إِنَّمَا كُلِّفَ اَلنَّاسُ ثَلاَثَةً مَعْرِفَةَ اَلْأَئِمَّةِ وَ اَلتَّسْلِيمَ لَهُمْ فِيمَا وَرَدَ عَلَيْهِمْ وَ اَلرَّدَّ إِلَيْهِمْ فِيمَا اِخْتَلَفُوا فِيهِ .
سدیر گوید: بامام باقر علیه السلام عرضکردم: من دوستان شما را در حالی ترک گفتم(و بسوی شما آمدم)که اختلاف داشتند و از یک دیگر بیزاری می جستند، فرمود: ترا با وضع آنها چکار؟ همانا مردم سه تکلیف دارند: شناختن ایمه و تسلیم بودن در برابر آنها و ارجاع اختلافات خود را بایشان.
لَوْ أَنَّ قَوْماً عَبَدُوا اَللَّهَ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَقَامُوا اَلصَّلاَةَ وَ آتَوُا اَلزَّكَاةَ وَ حَجُّوا اَلْبَيْتَ وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْ ءٍ صَنَعَهُ اَللَّهُ أَوْ صَنَعَهُ رَسُولُ اَللَّهِ ص أَلاَّ صَنَعَ خِلاَفَ اَلَّذِي صَنَعَ أَوْ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي قُلُوبِهِمْ لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع عَلَيْكُمْ بِالتَّسْلِيمِ.
امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مردمی خدای یگانه بی شریک را عبادت کنند و نماز گزارند و زکاه دهند و حج خانه خدا بجا آرند و ماه رمضان را روزه دارند، و پس از همه اینها نسبت بچیزی که خدا یا رسولش کرده بگویند: چرا بر خلاف این نکرد؟ یا این معنی را در دل خود احساس کنند(بی آنکه بزبان آورند)بهمین سبب مشرک باشند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «نه، بپروردگارت سوگند، ایمان ندارند تا ترا در اختلافات خویش حاکم کنند، سپس در دلهای خویش از آنچه حکم کرده یی ملال و گرفتگی نیابند و بی چون و چرا گردن نهند-65 سوره 4-»سپس امام صادق علیه السلام فرمود: بر شما باد بتسلیم.
قُلْتُ لَهُ إِنَّ عِنْدَنَا رَجُلاً يُقَالُ لَهُ كُلَيْبٌ فَلاَ يَجِي ءُ عَنْكُمْ شَيْ ءٌ إِلاَّ قَالَ أَنَا أُسَلِّمُ فَسَمَّيْنَاهُ كُلَيْبَ تَسْلِيمٍ قَالَ فَتَرَحَّمَ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَ تَدْرُونَ مَا اَلتَّسْلِيمُ فَسَكَتْنَا فَقَالَ هُوَ وَ اَللَّهِ اَلْإِخْبَاتُ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى رَبِّهِمْ .
زید شحام گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: در نزد ما مردی است که نامش کلیب است او هر دستوری که از شما می رسد، می گوید من تسلیمم، از این رو ما او را کلیب تسلیم نامیده ایم، حضرت باو رحمت فرستاد و سپس فرمود: می دانید تسلیم چیست؟ ما سکوت کردیم. خودش فرمود: بخدا تسلیم فروتنی است، خدای عز و جل فرماید: «کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و در برابر پروردگارشان فروتنی نمودند-23 سوره 11-».
فِي قَوْلِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً قَالَ اَلاِقْتِرَافُ اَلتَّسْلِيمُ لَنَا وَ اَلصِّدْقُ عَلَيْنَا وَ أَلاَّ يَكْذِبَ عَلَيْنَا.
امام باقر علیه السلام در باره قول خدای تبارک و تعالی«و هر که کار نیکی انجام دهد، برای او نسبت بآن نیکی افزاییم-22 سوره 42-»فرمود: انجام دادن کار نیک، تسلیم بودن نسبت بما، و راست بودن با ماست و اینکه بر ما دروغ نبندد.
قَدْ أَفْلَحَ اَلْمُؤْمِنُون َ تَدْرِي مَنْ هُمْ قُلْتُ أَنْتَ أَعْلَمُ قَالَ قَدْ أَفْلَحَ اَلْمُؤْمِنُونَ اَلْمُسَلِّمُونَ إِنَّ اَلْمُسَلِّمِينَ هُمُ اَلنُّجَبَاءُ فَالْمُؤْمِنُ غَرِيبٌ فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ .
کامل تمار گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: «براستی که مومنان رستگارند-1 سوره 23-» میدانی کیانند؟ عرضکردم: شما بهتر میدانید، فرمود: براستی که مومنان تسلیم شوندگان رستگارند تسلیم شوندگان همان نجیبانند، پس مومن غریب است و خوشا حال غریبان. (یعنی چون مومن با تسلیم کمیاب است پس او غریب است، زیرا هم انس ندارد و انسش تنها با خداست).
مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَسْتَكْمِلَ اَلْإِيمَانَ كُلَّهُ فَلْيَقُلِ اَلْقَوْلُ مِنِّي فِي جَمِيعِ اَلْأَشْيَاءِ قَوْلُ آلِ مُحَمَّدٍ فِيمَا أَسَرُّوا وَ مَا أَعْلَنُوا وَ فِيمَا بَلَغَنِي عَنْهُمْ وَ فِيمَا لَمْ يَبْلُغْنِي .
امام صادق علیه السلام میفرمود: هر که را خوش آید که تمام مراتب ایمان را کامل کند، باید بگوید: گفتار من نسبت بهر موضوعی گفتار آل محمد است در آنچه(بواسطه تقیه یا عدم فهم مخاطب)پنهان کنند و در آنچه آشکار دارند، در آنچه از ایشان بمن برسد و در آنچه بمن نرسد.
لَقَدْ خَاطَبَ اَللَّهُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فِي كِتَابِهِ قَالَ قُلْتُ فِي أَيِّ مَوْضِعٍ قَالَ فِي قَوْلِهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللّهَ تَوّاباً رَحِيماً . فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ فِيمَا تَعَاقَدُوا عَلَيْهِ لَئِنْ أَمَاتَ اَللَّهُ مُحَمَّداً أَلاَّ يَرُدُّوا هَذَا اَلْأَمْرَ فِي بَنِي هَاشِمٍ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْت عَلَيْهِمْ مِنَ اَلْقَتْلِ أَوِ اَلْعَفْوِ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
زراره یا برید گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: بتحقیق که خدا امیر المومنین علیه السلام را در کتابش مخاطب ساخته است، عرض کردم: در کجا؟ فرمود: در این قول: «اگر آنها زمانی که بخویش ستم کردند پیش تو آمده و از تو آمرزش خواسته بودند و پیغمبر برایشان آمرزش خواسته بود، خدا را توبه پذیر و مهربان مییافتند، نه بپروردگارت سوگند ایمان ندارند تا ترا در مشاجرات خویش حاکم قرار دهند» یعنی در پیمانی که بستند، که اگر خدا محمد را میرانید، امر خلافت را به بنی هاشم برنگردانند«سپس در دل خود از آنچه حکم کرده یی»از کشتن یا بخشیدن«ملالی نیابند و بی چون و چرا گردن نهند».
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ِلَى آخِرِ اَلْآيَةِ قَالَ هُمُ اَلْمُسَلِّمُونَ لآِلِ مُحَمَّدٍ اَلَّذِينَ إِذَا سَمِعُوا اَلْحَدِيثَ لَمْ يَزِيدُوا فِيهِ وَ لَمْ يَنْقُصُوا مِنْهُ جَاءُوا بِهِ كَمَا سَمِعُوهُ .
ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل«کسانی که سخنان را میشنوند و از نیکوترش پیروی میکنند، تا آخر آیه-18 سوره 39-»فرمود: ایشان تسلیم شوندگان در برابر آل محمدند، همان کسانی که چون حدیثی شنوند، کم و زیادش نکنند، و چنان که شنیده اند تحویل دهند.
اعلَم اوَّلُ الدّین التَّسلیم...
بدان اولین مرحله دین تسلیم بودن است.
- میزان الحکمه، ج 3، ص 271.