اَلْحَيَاءُ وَ اَلْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ.
حیا و ایمان در یک ریسمان پیوسته گشته و تنیده شده اند چون یکی از آن دو رود دیگری به دنبالش برود.
امام محمد باقر (علیه السلام)
اَلْحَيَاءُ وَ اَلْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ.
حیا و ایمان در یک ریسمان پیوسته گشته و تنیده شده اند چون یکی از آن دو رود دیگری به دنبالش برود.
إِنَّ هَذِهِ اَلدُّنْيَا تَعَاطَاهَا اَلْبَرُّ وَ اَلْفَاجِرُ وَ إِنَّ هَذَا اَلدِّينَ لاَ يُعْطِيهِ اَللَّهُ إِلاَّ أَهْلَ خَاصَّتِهِ .
به راستی که این دنیا را نیکوکار و بزهکار به دست آورند ولی همانا خداوند این دین را جز به بندگان ویژه اش ندهد.
اَلْإِيمَانُ إِقْرَارٌ وَ عَمَلٌ وَ اَلْإِسْلاَمُ إِقْرَارٌ بِلاَ عَمَلٍ.
ایمان، اقرار و کردار است و اسلام، اقرار بدون کردار است.
مَنْ عَلَّمَ بَابَ هُدًى فَلَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَ لاَ يُنْقَصُ أُولَئِكَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْئاً وَ مَنْ عَلَّمَ بَابَ ضَلاَلٍ كَانَ عَلَيْهِ مِثْلُ أَوْزَارِ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَ لاَ يُنْقَصُ أُولَئِكَ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَيْئاً.
هر که بابی از هدایت را به دیگران بیاموزد همانند پاداش عمل کننده بدان کردار، پاداش برد و از پاداش آنان چیزی کم نمی گردد هم آموزنده و هم عمل کننده پاداش کامل می گیرند و هر که بابی از گمراهی را به دیگران بیاموزد بار گران گناه را همچون گناهکار بر دوش کشد و از بار گناهشان چیزی کم نمی گردد.
لَيْسَ مِنْ أَخْلاَقِ اَلْمُؤْمِنِ اَلْمَلَقُ وَ اَلْحَسَدُ إِلاَّ فِي طَلَبِ اَلْعِلْمِ .
چاپلوسی و حسدورزی از اخلاق مومن نیست مگر در راه علم آموزی.
لِلْعَالِمِ إِذَا سُئِلَ عَنْ شَيْ ءٍ وَ هُوَ لاَ يَعْلَمُهُ أَنْ يَقُولَ اَللَّهُ أَعْلَمُ وَ لَيْسَ لِغَيْرِ اَلْعَالِمِ أَنْ يَقُولَ ذَلِكَ وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ يَقُولُ لاَ أَدْرِي لِئَلاَّ يُوقِعَ فِي قَلْبِ اَلسَّائِلِ شَكّاً.
دانشمند را سزاست که چون چیزی از او پرسیده شود و او جوابش را نداند، بگوید خدا داناتر است و گفتن چنین سخنی بر غیر دانشمند سزا نیست و در روایتی دیگر آمده که بگوید: نمی دانم تا اینکه در دل پرسنده تردیدی نیندازد.
أَوَّلُ مَنْ شُقَّ لِسَانُهُ بِالْعَرَبِيَّةِ إِسْمَاعِيلُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ ع وَ هُوَ اِبْنُ ثَلاَثَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ كَانَ لِسَانُهُ عَلَى لِسَانِ أَبِيهِ وَ أَخِيهِ فَهُوَ أَوَّلُ مَنْ نَطَقَ بِهَا وَ هُوَ اَلذَّبِيحُ.
اولین کسی که به عربی زبان باز کرد اسماعیل پسر ابراهیم علیه السلام بود که سیزده ساله بود و پیش از این به زبان پدر و برادرش صحبت می کرد. پس او اولین کسی بود که به عربی سخن آغاز کرد و هموست که ذبیح است.
أَ لاَ أُنَبِّئُكُمْ بِشَيْ ءٍ إِذَا فَعَلْتُمُوهُ يَبْعُدُ اَلسُّلْطَانُ وَ اَلشَّيْطَانُ مِنْكُمْ فَقَالَ أَبُو حَمْزَةَ بَلَى أَخْبِرْنَا بِهِ حَتَّى نَفْعَلَهُ فَقَالَ ع عَلَيْكُمْ بِالصَّدَقَةِ فَبَكِّرُوا بِهَا فَإِنَّهَا تُسَوِّدُ وَجْهَ إِبْلِيسَ وَ تَكْسِرُ شِرَّةَ اَلسُّلْطَانِ اَلظَّالِمِ عَنْكُمْ فِي يَوْمِكُمْ ذَلِكَ وَ عَلَيْكُمْ بِالْحُبِّ فِي اَللَّهِ وَ اَلتَّوَدُّدِ وَ اَلْمُوَازَرَةِ عَلَى اَلْعَمَلِ اَلصَّالِحِ فَإِنَّهُ يَقْطَعُ دَابِرَهُمَا يَعْنِي اَلسُّلْطَانَ وَ اَلشَّيْطَانَ وَ أَلِحُّوا فِي اَلاِسْتِغْفَارِ فَإِنَّهُ مَمْحَاةٌ لِلذُّنُوبِ .
آیا شما را از چیزی با خبر نکنم که چون بدان عمل کنید. سلطان و شیطان از شما دور شوند؟ پس ابو حمزه عرض کرد: بله آن را بفرمایید تا بدان عمل کنیم. پس امام علیه السلام فرمود: بر شماست که روز را با صدقه آغاز نمایید؛ چرا که صدقه شیطان را رو سیاه کند و در آن روز، خشم گیری سلطان ستم پیشه را بر شما بی اثر می کند و بر شماست دوستی در راه خدا و مهرجویی و همیاری در انجام کردار نیک؛ زیرا این کار سلطان و شیطان را ریشه کن نماید و در آمرزش خواهی پافشاری کنید، چرا که این کار گناهان را پاک کند.
إِنَّ هَذَا اَللِّسَانَ مِفْتَاحُ كُلِّ خَيْرٍ وَ شَرٍّ فَيَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَخْتِمَ عَلَى لِسَانِهِ كَمَا يَخْتِمُ عَلَى ذَهَبِهِ وَ فِضَّتِهِ فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَالَ رَحِمَ اَللَّهُ مُؤْمِناً أَمْسَكَ لِسَانَهُ مِنْ كُلِّ شَرٍّ فَإِنَّ ذَلِكَ صَدَقَةٌ مِنْهُ عَلَى نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ ع لاَ يَسْلَمُ أَحَدٌ مِنَ اَلذُّنُوبِ حَتَّى يَخْزُنَ لِسَانَهُ.
به درستی این زبان کلید هر نیک و بد است؛ پس مومن را سزاست که همان طور که بر سیم و زرش قفل می زند بر زبانش نیز قفل زند؛ زیرا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: رحمت خدای بر مومنی باد که زبانش را از هر ناپسندی باز دارد چرا که این باز داری زبان، صدقه مومن بر خویشتن است. آنگاه امام باقر علیه السلام فرمود: هر که زبانش را فرو نبندد از گناهان به دور نباشد.
مِنَ اَلْغِيبَةِ أَنْ تَقُولَ فِي أَخِيكَ مَا سَتَرَهُ اَللَّهُ عَلَيْهِ فَأَمَّا اَلْأَمْرُ اَلظَّاهِرُ مِنْهُ مِثْلُ اَلْحِدَّةِ وَ اَلْعَجَلَةِ فَلاَ بَأْسَ أَنْ تَقُولَهُ وَ إِنَّ اَلْبُهْتَانَ أَنْ تَقُولَ فِي أَخِيكَ مَا لَيْسَ فِيهِ .
گونه ای از غیبت است اینکه در باره برادرت سخنی گویی که خدای آن را پوشیده داشته است ولی بازگویی کارهای آشکار برادرت همچون خشم گیری و شتابزدگی، اشکالی ندارد و تهمت آن است که به برادرت عیبی را که در او نیست، نسبت بدهی.
إِنَّ أَشَدَّ اَلنَّاسِ حَسْرَةً يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ عَبْدٌ وَصَفَ عَدْلاً ثُمَّ خَالَفَهُ إِلَى غَيْرِهِ .
به راستی افسوس خورنده ترین مردم در رستاخیز، بنده ای است که عدالت را توصیف کند و آنگاه خود در حق دیگری بر خلاف عدالت عمل نماید.
عَلَيْكُمْ بِالْوَرَعِ وَ اَلاِجْتِهَادِ وَ صِدْقِ اَلْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ إِلَى مَنِ اِئْتَمَنَكُمْ عَلَيْهَا بَرّاً كَانَ أَوْ فَاجِراً فَلَوْ أَنَّ قَاتِلَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع اِئْتَمَنَنِي عَلَى أَمَانَةٍ لَأَدَّيْتُهَا إِلَيْهِ.
بر شماست به پرهیزگاری و تلاش و راست گفتاری و بازپس دادن امانت به آن کس که به شما اعتماد نموده خواه آن کس نیکوکار باشد یا بزهکار. چنانچه قاتل علی بن ابی طالب امانتی به من سپارد. بی گمان آن را بازپس خواهم داد.