قال رسول الله صلى الله عليه و آله

احادیث درباره علم

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۱٬۷۰۱ حدیث · صفحه ۹۵ از ۱۴۲

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَمَّا يَتَحَدَّثُ اَلنَّاسُ أَنَّهُ دُفِعَ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ صَحِيفَةٌ مَخْتُومَةٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص لَمَّا قُبِضَ وَرِثَ عَلِيٌّ ع عِلْمَهُ وَ سِلاَحَهُ وَ مَا هُنَاكَ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحَسَنِ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحُسَيْنِ ع قَالَ قُلْتُ ثُمَّ صَارَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ثُمَّ صَارَ إِلَى اِبْنِهِ ثُمَّ اِنْتَهَى إِلَيْكَ فَقَالَ نَعَمْ .

عمر بن ابان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم راجع بآنچه مردم میگویند که نامه مهرشده یی بام سلمه داده شد، امام فرمود: چون پیغمبر صلی الله علیه و آله درگذشت، علمش و سلاحش و آنچه از میراث انبیا داشت، بعلی علیه السلام بارث رسید، سپس بحسن و پس از او بحسین علیهما السلام رسید، و عرض کردم: سپس بعلی بن حسین و پس از او بپسرش و سپس بشما رسید؟ فرمود: آری.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 235

لاَ يَمُوتُ اَلْإِمَامُ حَتَّى يَعْلَمَ مَنْ يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ فَيُوصِيَ إِلَيْهِ.

امام صادق علیه السلام فرمود: امام نمی میرد تا امام بعد از خود را بشناسد و باو وصیت کند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 277

مَا مَاتَ عَالِمٌ حَتَّى يُعْلِمَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مَنْ يُوصِي .

عالمی(امامی)نمیرد تا خدای عز و جل باو بیاموزد که بچه کس وصیت کند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 277

إِنَّ اَلْإِمَامَةَ عَهْدٌ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْهُودٌ لِرِجَالٍ مُسَمَّيْنَ لَيْسَ لِلْإِمَامِ أَنْ يَزْوِيَهَا عَنِ اَلَّذِي يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى دَاوُدَ ع أَنِ اِتَّخِذْ وَصِيّاً مِنْ أَهْلِكَ فَإِنَّهُ قَدْ سَبَقَ فِي عِلْمِي أَنْ لاَ أَبْعَثَ نَبِيّاً إِلاَّ وَ لَهُ وَصِيٌّ مِنْ أَهْلِهِ وَ كَانَ لِدَاوُدَ ع أَوْلاَدٌ عِدَّةٌ وَ فِيهِمْ غُلاَمٌ كَانَتْ أُمُّهُ عِنْدَ دَاوُدَ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً فَدَخَلَ دَاوُدُ ع عَلَيْهَا حِينَ أَتَاهُ اَلْوَحْيُ فَقَالَ لَهَا إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ يَأْمُرُنِي أَنِ…

معاویه بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امامت عهد و پیمانست از جانب خدای عز و جل که برای مردانی نامبرده بسته شده است، امام حق ندارد آن را از امام بعد از خود دور دارد و بگرداند -همانا خدای تبارک و تعالی بداود علیه السلام وحی کرد که از خاندان خود وصیی انتخاب کن، زیرا در علم من پیشی گرفته که هیچ پیغمبری را مبعوث نسازم جز اینکه برای او وصیی از خاندانش باشد. داود فرزندان بسیاری داشت و در میان آنها جوان نورسی بود که مادرش نزد داود بود و داود آن زن را دوست می داشت، چون این وحی بداود رسید، نزد آن زن آمد و باو گفت خدای عز و جل بمن وحی فرستاده و امر کرده است که از خاندان خودم وصیی انتخاب کنم، همسرش باو گفت: خوبست پسر من باشد، داود گفت: من هم همین را خواستارم، ولی در علم پیشین و حتمی خدا…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 278

إِنَّ اَلْوَصِيَّةَ نَزَلَتْ مِنَ اَلسَّمَاءِ عَلَى مُحَمَّدٍ كِتَاباً لَمْ يُنْزَلْ عَلَى مُحَمَّدٍ ص كِتَابٌ مَخْتُومٌ إِلاَّ اَلْوَصِيَّةُ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ وَصِيَّتُكَ فِي أُمَّتِكَ عِنْدَ أَهْلِ بَيْتِكَ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص أَيُّ أَهْلِ بَيْتِي يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ نَجِيبُ اَللَّهِ مِنْهُمْ وَ ذُرِّيَّتُهُ لِيَرِثَكَ عِلْمَ اَلنُّبُوَّةِ كَمَا وَرَّثَهُ إِبْرَاهِيمُ ع وَ مِيرَاثُهُ لِعَلِيٍّ ع وَ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ صُلْبِهِ قَالَ وَ كَانَ عَلَيْهَا خَوَاتِيمُ قَالَ فَفَتَحَ عَلِيٌّ ع اَلْخَاتَمَ اَلْأَوَّلَ وَ مَضَى لِمَا فِيهَا ثُمَّ فَتَحَ اَلْحَسَنُ ع…

معاذ بن کثیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امر وصیت از آسمان در مکتوبی بر محمد نازل شد، و مکتوب سر بمهر جز راجع بوصیت بر محمد صلی الله علیه و آله نازل نگشت. جبرییل علیه السلام عرضکرد: یا محمد؛ این است وصیت تو در باره امتت نزد اهل بیتت، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود ای جبرییل کدام اهل بیتم؟ گفت: برگزیده خدا از میان ایشان و ذریه او(علی و اولادش علیهم السلام) و این وصیت برای اینست که علی علم نبوت را از تو ارث ببرد، چنان که ابراهیم بارث داد و میراث این علم برای علی علیه السلام و ذریه تو از پشت او است. آنگاه امام صادق علیه السلام فرمود: آن مکتوب چند مهر داشت، علی علیه السلام مهر اول را گشود و بآنچه در آن بود عمل کرد، سپس حسن علیه السلام مهر دوم را گشود و بآنچه در آن مامور شده بود عمل…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 279

قَالَ لَهُ حُمْرَانُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ رَأَيْتَ مَا كَانَ مِنْ أَمْرِ عَلِيٍّ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ ع وَ خُرُوجِهِمْ وَ قِيَامِهِمْ بِدِينِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا أُصِيبُوا مِنْ قَتْلِ اَلطَّوَاغِيتِ إِيَّاهُمْ وَ اَلظَّفَرِ بِهِمْ حَتَّى قُتِلُوا وَ غُلِبُوا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا حُمْرَانُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ كَانَ قَدَّرَ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ قَضَاهُ وَ أَمْضَاهُ وَ حَتَمَهُ ثُمَّ أَجْرَاهُ فَبِتَقَدُّمِ عِلْمِ ذَلِكَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ قَامَ عَلِيٌّ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ وَ بِعِلْمٍ صَمَتَ مَنْ صَمَتَ مِنَّا .

حمران بامام باقر علیه السلام عرضکرد: قربانت گردم بمن خبر دهید که موضوع نهضت علی و حسن و حسین علیهم السلام و قیام ایشان برای دین خدای عز و جل و مصیبتهایی که دیدند، از کشته شدن بدست طغیانگران و پیروزی آنها بر ایشان تا آنجا که کشته شدند و مغلوب گشتند چگونه بود؟ امام باقر علیه السلام فرمود: ای حمران: خدای تبارک و تعالی آن مصیبات را بر ایشان مقدر کرد و حکم فرمود و امضا نمود و حتمی ساخت، و سپس اجرا کرد(پس همه آن مصیبات با علم و اجازه خدا بوده)و علی و حسن و حسین از روی 204 - 3 بصیرت و دانشی که قبلا از رسول خدا صلی الله علیه و آله دریافته بودند قیام کردند، و هر کس از ما خانواده هم که خاموشی گزیند. از روی علم است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 281

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ أَ لَيْسَ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع كَاتِبَ اَلْوَصِيَّةِ وَ رَسُولُ اَللَّهِ ص اَلْمُمْلِي عَلَيْهِ وَ جَبْرَئِيلُ وَ اَلْمَلاَئِكَةُ اَلْمُقَرَّبُونَ ع شُهُودٌ قَالَ فَأَطْرَقَ طَوِيلاً ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ قَدْ كَانَ مَا قُلْتَ وَ لَكِنْ حِينَ نَزَلَ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص اَلْأَمْرُ نَزَلَتِ اَلْوَصِيَّةُ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ كِتَاباً مُسَجَّلاً نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ مَعَ أُمَنَاءِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ مُرْ بِإِخْرَاجِ مَنْ عِنْدَكَ إِلاَّ وَصِيَّكَ لِيَقْبِضَهَا مِنَّا وَ…

ابو موسی ضریر(نابینا)گوید: موسی بن جعفر علیهما السلام بمن فرمود که: من بامام صادق علیه السلام گفتم: مگر امیر المومنین علیه السلام کاتب وصیت و پیغمبر دیکته گو و جبرییل و ملایکه مقربون شهود آن نبودند؟ حضرت مدتی سر بزیر انداخت و سپس فرمود: چنان بود که گفتی، ای ابو الحسن؛ ولی زمانی که وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله در رسید، امر وصیت از جانب خدا در مکتوبی سر بمهر فرود آمد، آن مکتوب را جبرییل همراه ملایکه امین خدای تبارک و تعالی فرود آورد. جبرییل گفت: ای محمد دستور ده هر که نزدت هست، جز وصیت یعنی علی بیرون روند، تا او مکتوب وصیت را از ما بگیرد و ما را گواه گیرد که تو آن را باو دادی و خودش ضامن و متعهد آن شود، پیغمبر صلی الله علیه و آله باخراج هر که در خانه بود، جز علی علیه السلام دستور داد، و…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 281

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ بِمَ يُعْرَفُ اَلْإِمَامُ قَالَ فَقَالَ بِخِصَالٍ أَمَّا أَوَّلُهَا فَإِنَّهُ بِشَيْ ءٍ قَدْ تَقَدَّمَ مِنْ أَبِيهِ فِيهِ بِإِشَارَةٍ إِلَيْهِ لِتَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةً وَ يُسْأَلُ فَيُجِيبُ وَ إِنْ سُكِتَ عَنْهُ اِبْتَدَأَ وَ يُخْبِرُ بِمَا فِي غَدٍ وَ يُكَلِّمُ اَلنَّاسَ بِكُلِّ لِسَانٍ ثُمَّ قَالَ لِي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أُعْطِيكَ عَلاَمَةً قَبْلَ أَنْ تَقُومَ فَلَمْ أَلْبَثْ أَنْ دَخَلَ عَلَيْنَا رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ خُرَاسَانَ فَكَلَّمَهُ اَلْخُرَاسَانِيُّ بِالْعَرَبِيَّةِ فَأَجَابَهُ أَبُو اَلْحَسَنِ ع بِالْفَارِسِيَّةِ فَقَالَ لَهُ…

ابو بصیر گوید: بحضرت ابو الحسن علیه السلام عرضکردم: قربانت گردم، امام بچه دلیل شناخته شود؟ فرمود: بچند خصلت: اولش اینکه: چیزی از پدرش که باو اشاره داشته باشد در باره اش پیشی گرفته باشد(مانند تصریح بر امامت و وصیت در باره او و سپردن علم و سلاح و سایر نشانه های امامت باو)تا برای مردم حجت باشد و از هر چه بپرسند فورا جوابگوید و اگر در محضرش سکوت کنند. او شروع کند و از فردا خبر دهد و بهر لغتی با مردم سخن گوید، سپس بمن فرمود: ای ابا محمد پیش از آنکه از این مجلس برخیزی نشانه دیگری بتو می نمایانم. طولی نکشید که مردی از اهل خراسان وارد شد و بلغت عربی با حضرت سخن گفت و امام علیه السلام بفارسی جوابش داد، مرد خراسانی گفت. قربانت گردم، بخدا من از سخن گفتن بلغت خراسانی با شما مانعی نداشتم جز اینکه گمان می…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 285

عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ سَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ إِنَّ أَسَاسَ اَلدِّينِ اَلتَّوْحِيدُ وَ اَلْعَدْلُ وَ عَلَمَهُ كَثِيرٌ وَ لاَ بُدَّ لِلْعَاقِلِ مِنْهُ فَاذْكُرْ مَا يَسْهُلُ اَلْوُقُوفُ عَلَيْهِ وَ يَتَهَيَّأُ حِفْظُهُ فَقَالَ أَمَّا اَلتَّوْحِيدُ فَأَنْ لاَ تُجَوِّزَ عَلَى رَبِّكَ مَا جَازَ عَلَيْكَ وَ أَمَّا اَلْعَدْلُ فَأَنْ لاَ تَنْسُبَ إِلَى خَالِقِكَ مَا لاَمَكَ عَلَيْهِ .

مردی از امام صادق علیه السّلام سؤالی پرسید، امام در جواب فرمود:همانا اساس دین، توحید و عدل است، و دانش آن بسیار است، و هر عاقلی ناچار است که آن را بیاموزد، بنا بر این بیاد آور چیزی را که رسیدن به آن علم را برایت آسان می کند، و حفظ آن را برایت آماده می کند. سپس امام علیه السّلام فرمود:اما توحید به این است که:در مورد پروردگارت روا ندانی آنچه را که بر خودت روا می دانی، و اما عدل، به این است که:به آفریدگارت نسبت ندهی آنچه را که تو را بر آن ملامت فرمود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 5

عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَوْمٌ لِسَعْدِ بْنِ عُبَادَةَ مَا كُنْتَ صَانِعا بِمَنْ وَجَدْتَهُ عَلَى بَطْنِ اِمْرَأَتِكَ قَالَ كُنْتُ وَ اَللَّهِ ضَارِبا رَقَبَتَهُ بِالسَّيْفِ قَالَ فَخَرَجَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا سَعْدُ مَنْ هَذَا اَلَّذِي كُنْتَ ضَارِبَهُ بِالسَّيْفِ فَأُخْبِرَ اَلنَّبِيُّ بِخَبَرِهِمْ وَ مَا قَالَ سَعْدٌ قَالَ اَلنَّبِيُّ يَا سَعْدُ فَأَيْنَ اَلشُّهُودُ اَلْأَرْبَعَةُ اَلَّذِينَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مَعَ رَأْيِ عَيْنِي وَ عِلْمِ اَللَّهِ فِيهِ أَنَّهُ فَعَلَهُ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ يَا سَعْدُ…

امام صادق علیه السّلام فرمود:جمعی از صحابه به سعد بن عباده گفتند:اگر کسی را روی شکم زنت ببینی چه می کنی؟گفت:به خدا قسم گردنش را با شمشیر قطع می کنم، امام فرمود: در این هنگام پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله به آنها رسید و فرمود:ای سعد این چه کسی است که می خواهی با شمشیر او را بکشی؟پیامبر را از جریان و آنچه سعد گفته بود با خبر کردند، پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:ای سعد چهار شاهد که خداوند عزّ و جل فرموده کجایند؟گفت:ای رسول خدا جلوی چشم من این کار را انجام داده، و خدا هم به آن آگاه است، پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:ای سعد حتی بعد از دیدن تو و علم خدا به اینکه او انجام داده، خداوند برای هر چیزی حدّی قرار داده و برای کسی که حدّی از حدود خدا را تجاوز کند حدی قرار داده، و آنچه دور از…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 307

عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ : قَالَ مَنْ عَلِمَ أَنَّ اَللَّهَ يَرَاهُ وَ يَسْمَعُ مَا يَقُولُهُ وَ يَفْعَلُهُ مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ فَيَحْجُزُهُ عَنْ ذَلِكَ اَلْقَبِيحِ مِنَ اَلْأَعْمَالِ فَذَلِكَ اَلَّذِي خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ وَ نَهَى اَلنَّفْسَ عَنِ اَلْهَوىٰ : .

امام صادق علیه السّلام در بارۀ قول خدای عزّ و جل: و برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد دو بهشت است ، فرمود:کسی که بداند، و همین دانستن او را از کارهای زشت باز دارد، کسی است که از مقام پروردگارش ترسیده و ضمیر خویش از هوس باز داشته است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 309

عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ : كُنْتُ نَصْرَانِيّا فَأَسْلَمْتُ وَ حَجَجْتُ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قُلْتُ لَهُ إِنِّي كُنْتُ عَلَى اَلنَّصْرَانِيَّةِ وَ إِنِّي أَسْلَمْتُ فَقَالَ وَ أَيَّ شَيْءٍ رَأَيْتَ فِي اَلْإِسْلاَمِ قُلْتُ قَوْلَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مٰا كُنْتَ تَدْرِي مَا اَلْكِتٰابُ وَ لاَ اَلْإِيمٰانُ وَ لٰكِنْ جَعَلْنٰاهُ نُورا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشٰاءُ : فَقَالَ لَقَدْ هَدَاكَ اَللَّهُ ثُمَّ قَالَ اَللَّهُمَّ اِهْدِهِ ثَلاَثا سَلْ عَمَّا شِئْتَ يَا بُنَيَّ فَقُلْتُ إِنَّ أَبِي وَ أُمِّي وَ أَهْلَ بَيْتِي…

زکریا بن ابراهیم گوید:من نصرانی بودم و مسلمان شدم و حج گزاردم، سپس خدمت امام صادق علیه السّلام رسیدم و عرض کردم:من نصرانی بودم و مسلمان شدم، فرمود:از اسلام چه دیدی؟گفتم:قول خدای عزّ و جل نمی دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که هر که را بخواهیم بدان هدایت کنیم ، فرمود:محقّقا خدا تو را هدایت فرموده است، آنگاه سه مرتبه فرمود:خدایا هدایتش فرما، پسر جان هر چه خواهی بپرس، عرض کردم:پدر و مادر و خانوادۀ من نصرانی هستند و مادرم نابیناست، من با آنها باشم و در ظرف آنها غذا بخورم؟فرمود:آنها گوشت خوک می خورند؟عرض کردم:نه، با آن تماس هم نمی گیرند، فرمود:مانعی ندارد، مواظب مادرت باش و با او خوشرفتاری کن، و چون بمیرد او را به دیگری وامگذار، خودت به کارش اقدام کن، و به کسی نگو که نزد من…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 319
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه