كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَذَكَرُوا اَلْأَوْصِيَاءَ وَ ذَكَرْتُ إِسْمَاعِيلَ فَقَالَ لاَ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا ذَاكَ إِلَيْنَا وَ مَا هُوَ إِلاَّ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُنْزِلُ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ .
ابو بصیر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که نام اوصیا را بردند و من هم اسماعیل را نام بردم. حضرت فرمود: نه بخدا، ای ابا محمد، تعیین امام باختیار ما نیست، این کار تنها بدست خداست که در باره هر یک پس از دیگری فرو میفرستد.
أَ تَرَوْنَ اَلْمُوصِيَ مِنَّا يُوصِي إِلَى مَنْ يُرِيدُ لاَ وَ اَللَّهِ وَ لَكِنْ عَهْدٌ مِنَ اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ ص لِرَجُلٍ فَرَجُلٍ حَتَّى يَنْتَهِيَ اَلْأَمْرُ إِلَى صَاحِبِهِ .
عمرو بن اشعث گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: شما گمان میکنید هر کس از ما امامان که وصیت میکند، بهر کس میخواهد وصیت میکند؟ نه بخدا، چنین نیست، بلکه امر امامت عهد و فرمانی است از جانب خدا و رسولش صلی الله علیه و آله برای مردی پس از مردی(از ما خانواده)تا بصاحبش برسد(یعنی تا برسد بامام دوازدهم و یا اینکه امر امامت بدست خدا و رسولست تا باهل و مستحقش برسد).
إِنَّ اَلْإِمَامَةَ عَهْدٌ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْهُودٌ لِرِجَالٍ مُسَمَّيْنَ لَيْسَ لِلْإِمَامِ أَنْ يَزْوِيَهَا عَنِ اَلَّذِي يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى دَاوُدَ ع أَنِ اِتَّخِذْ وَصِيّاً مِنْ أَهْلِكَ فَإِنَّهُ قَدْ سَبَقَ فِي عِلْمِي أَنْ لاَ أَبْعَثَ نَبِيّاً إِلاَّ وَ لَهُ وَصِيٌّ مِنْ أَهْلِهِ وَ كَانَ لِدَاوُدَ ع أَوْلاَدٌ عِدَّةٌ وَ فِيهِمْ غُلاَمٌ كَانَتْ أُمُّهُ عِنْدَ دَاوُدَ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً فَدَخَلَ دَاوُدُ ع عَلَيْهَا حِينَ أَتَاهُ اَلْوَحْيُ فَقَالَ لَهَا إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ يَأْمُرُنِي أَنِ…
معاویه بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امامت عهد و پیمانست از جانب خدای عز و جل که برای مردانی نامبرده بسته شده است، امام حق ندارد آن را از امام بعد از خود دور دارد و بگرداند -همانا خدای تبارک و تعالی بداود علیه السلام وحی کرد که از خاندان خود وصیی انتخاب کن، زیرا در علم من پیشی گرفته که هیچ پیغمبری را مبعوث نسازم جز اینکه برای او وصیی از خاندانش باشد. داود فرزندان بسیاری داشت و در میان آنها جوان نورسی بود که مادرش نزد داود بود و داود آن زن را دوست می داشت، چون این وحی بداود رسید، نزد آن زن آمد و باو گفت خدای عز و جل بمن وحی فرستاده و امر کرده است که از خاندان خودم وصیی انتخاب کنم، همسرش باو گفت: خوبست پسر من باشد، داود گفت: من هم همین را خواستارم، ولی در علم پیشین و حتمی خدا…
أَ تَرَوْنَ أَنَّ اَلْمُوصِيَ مِنَّا يُوصِي إِلَى مَنْ يُرِيدُ لاَ وَ اَللَّهِ وَ لَكِنَّهُ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص إِلَى رَجُلٍ فَرَجُلٍ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى نَفْسِهِ .
عمرو بن مصعب گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: شما گمان میکنید هر کس از ما امامان که وصیت میکند بهر کس میخواهد وصیت میکند؟ نه بخدا، چنین نیست، بلکه امر وصیت عهد و فرمانیست از رسول خدا صلی الله علیه و آله بمردی پس از مردی-تا بخودش(امام ششم)رسید-(یعنی شش مرتبه فرمود: بمردی پس از مردی-مرآت-).