وَ قَالَ : فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمٰا يَخْشَى اَللّٰهَ مِنْ عِبٰادِهِ اَلْعُلَمٰاءُ : قَالَ يَعْنِي بِالْعُلَمَاءِ مَنْ صَدَّقَ قَوْلَهُ فِعْلُهُ وَ مَنْ لَمْ يُصَدِّقْ قَوْلَهُ فِعْلُهُ فَلَيْسَ بِعَالِمٍ .
امام صادق علیه السّلام در ذیل این آیه شریفه: همانا فقط از میان بندگان علما هستند که از خدا می ترسند فرمود:مراد از علما کسانی هستند که گفتار و عملشان یکی باشد، و کسی که گفتارش عملش را تصدیق نکند عالم نمی باشد.
وَ قَالَ أَيْضا مَنْ تَعَلَّمَ بَابا مِنَ اَلْعِلْمِ عَمِلَ بِهِ أَوْ لَمْ يَعْمَلْ كَانَ أَفْضَلَ مِنْ أَنْ يُصَلِّيَ أَلْفَ رَكْعَةٍ تَطَوُّعا .
امام صادق علیه السّلام فرمود:هر کس بابی از علم را بیاموزد چه به آن عمل کند یا نکند بهتر است از اینکه هزار رکعت نماز مستحبی بخواند.
وَ قَالَ : أَوْحَى اَللَّهُ إِلَى دَاوُدَ لاَ تَجْعَلْ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ عَالِما مَفْتُونا بِالدُّنْيَا فَيَصُدَّكَ عَنْ طَرِيقِ مَحَبَّتِي فَأُولَئِكَ قُطَّاعُ طَرِيقِ عِبَادِيَ اَلْمُرِيدِينَ إِنَّ أَدْنَى مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنْزِعَ حَلاَوَةَ مُنَاجَاتِي مِنْ قُلُوبِهِمْ.
و فرمود:خدا به داود علیه السّلام وحی فرمود که:میان من و خودت عالم فریفتۀ به دنیا را واسطه قرار مده، که راه دوستی مرا به تو ببندد، زیرا که آنان راهزنان بندگان پویندۀ من هستند و کمترین کاری که من با آنان می نمایم این است که شیرینی مناجاتم را از دلشان برکنم.
قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ عَرَفْتَ اِنْقِطَاعِي إِلَى أَبِيكَ ثُمَّ إِلَيْكَ ثُمَّ حَلَفْتُ لَهُ وَ حَقِّ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ حَقِّ فُلاَنٍ وَ فُلاَنٍ حَتَّى اِنْتَهَيْتُ إِلَيْهِ بِأَنَّهُ لاَ يَخْرُجُ مِنِّي مَا تُخْبِرُنِي بِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنَ اَلنَّاسِ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ أَبِيهِ أَ حَيٌّ هُوَ أَوْ مَيِّتٌ فَقَالَ قَدْ وَ اَللَّهِ مَاتَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَرْوُونَ أَنَّ فِيهِ سُنَّةَ أَرْبَعَةِ أَنْبِيَاءَ قَالَ قَدْ وَ اَللَّهِ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ هَلَكَ قُلْتُ هَلاَكَ غَيْبَةٍ أَوْ هَلاَكَ مَوْتٍ قَالَ هَلاَكَ مَوْتٍ فَقُلْتُ…
ابو جریر قمی گوید: بحضرت ابو الحسن(امام رضا)علیه السلام عرضکردم: قربانت: شما دانسته اید که من از همه بریده و تنها بپدرت و سپس بخودت گرویده ایم، آنگاه برایش سوگند یاد کردم و گفتم: -بحق رسول خدا صلی الله علیه و آله و حق فلان و فلان(علی و حسن و حسین)تا بخودش رسیدم-که آنچه بمن خبر دهی باحدی از مردم نمیگویم و از او در باره پدرش پرسیدم که آیا زنده است یا وفات کرده؟ فرمود: بخدا وفات کرده است، عرضکردم: قربانت، شیعیان شما روایت میکنند که سنت چهار پیغمبر در باره اوست. فرمود: سوگند بخدایی که جز او شایسته پرستشی نیست، پدرم هلاک یافت، عرضکردم: هلاک غیبت یا هلاک مرگ؟ فرمود: هلاک مرگ، عرضکردم: شاید از من تقیه میکنی؟ فرمود: سبحان الله عرضکردم: بشما وصیت کرده است؟ فرمود: آری، عرضکردم: کسی را با شما در وصیت…
قُلْتُ لِلرِّضَا ع إِنَّ رَجُلاً عَنَى أَخَاكَ إِبْرَاهِيمَ فَذَكَرَ لَهُ أَنَّ أَبَاكَ فِي اَلْحَيَاةِ وَ أَنَّكَ تَعْلَمُ مِنْ ذَلِكَ مَا يَعْلَمُ فَقَالَ سُبْحَانَ اَللَّهِ يَمُوتُ رَسُولُ اَللَّهِ ص وَ لاَ يَمُوتُ مُوسَى ع قَدْ وَ اَللَّهِ مَضَى كَمَا مَضَى رَسُولُ اَللَّهِ ص وَ لَكِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَزَلْ مُنْذُ قَبَضَ نَبِيَّهُ ص هَلُمَّ جَرّاً يَمُنُّ بِهَذَا اَلدِّينِ عَلَى أَوْلاَدِ اَلْأَعَاجِمِ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ قَرَابَةِ نَبِيِّهِ ص هَلُمَّ جَرّاً فَيُعْطِي هَؤُلاَءِ وَ يَمْنَعُ هَؤُلاَءِ لَقَدْ قَضَيْتُ عَنْهُ فِي هِلاَلِ ذِي اَلْحِجَّةِ أَلْفَ دِينَارٍ…
علی بن اسباط گوید: بامام رضا علیه السلام عرضکردم، مردی بسوی برادرت ابراهیم متوجه شده او را گول زده و باو گفته پدرت زنده است و شما هم آنچه را او میداند، میدانید(شما هم پدر خود را زنده میدانید)فرمود: سبحان الله رسول خدا صلی الله علیه و آله میمیرد و موسی نمیمیرد؟ بخدا محققا موسی درگذشت، چنانچه رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت، و لکن خدای تبارک و تعالی از زمانی که پیغمبرش صلی الله علیه و آله را قبض روح فرموده-بیا و بکش-تا همیشه، این دین را بعجم زادگان میبخشد و منت میگذارد و از خویشان پیغمبرش صلی الله علیه و آله باز میدارد، همواره بعجم زادگان عطا میکنند و از خویشان پیغمبرش باز می دارد. من در اول ماه ذی الحجه بعد از آنکه ابراهیم(بواسطه نداشتن مخارج)حاضر شده بود زنانش را طلاق دهد و بندگانش را…
قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع إِنَّهُمْ رَوَوْا عَنْكَ فِي مَوْتِ أَبِي اَلْحَسَنِ ع أَنَّ رَجُلاً قَالَ لَكَ عَلِمْتَ ذَلِكَ بِقَوْلِ سَعِيدٍ فَقَالَ جَاءَ سَعِيدٌ بَعْدَ مَا عَلِمْتُ بِهِ قَبْلَ مَجِيئِهِ قَالَ وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ طَلَّقْتُ أُمَّ فَرْوَةَ بِنْتَ إِسْحَاقَ فِي رَجَبٍ بَعْدَ مَوْتِ أَبِي اَلْحَسَنِ بِيَوْمٍ قُلْتُ طَلَّقْتَهَا وَ قَدْ عَلِمْتَ بِمَوْتِ أَبِي اَلْحَسَنِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ قَبْلَ أَنْ يَقْدَمَ عَلَيْكَ سَعِيدٌ قَالَ نَعَمْ .
وشا گوید: بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: مردم(واقفیه)از شما روایت کنند که وفات حضرت ابو الحسن(موسی بن جعفر)علیه السلام را مردی بشما گفته و شما آن را از گفته سعید دانسته اید(و بقول یک نفر که مرگ امام ثابت نمیشود)فرمود: سعید آمد ولی من پیش از آمدن او میدانستم. وشا گوید: و شنیدم که میفرمود: من ام فروه دختر اسحاق را در ماه رجب یک روز بعد از وفات حضرت ابو الحسن(پدرم)علیه السلام طلاق دادم، عرضکردم: وقتی طلاق دادید که میدانستید ابو الحسن وفات کرده است؟ فرمود: آری، عرضکردم: پیش از اینکه سعید نزد شما آید؟ فرمود: آری.
قُلْتُ لِلرِّضَا ع أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْإِمَامِ مَتَى يَعْلَمُ أَنَّهُ إِمَامٌ حِينَ يَبْلُغُهُ أَنَّ صَاحِبَهُ قَدْ مَضَى أَوْ حِينَ يَمْضِي مِثْلَ أَبِي اَلْحَسَنِ قُبِضَ بِبَغْدَادَ وَ أَنْتَ هَاهُنَا قَالَ يَعْلَمُ ذَلِكَ حِينَ يَمْضِي صَاحِبُهُ قُلْتُ بِأَيِّ شَيْ ءٍ قَالَ يُلْهِمُهُ اَللَّهُ .
صفوان گوید بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: بمن بفرما امام چه زمانی میداند او امام است: زمانی که باو خبر رسد صاحبش(امام سابق)وفات کرده یا همان زمانی که وفات میکند، مثل اینکه حضرت ابو الحسن(پدرت)در بغداد وفات کرد و شما اینجا(در مدینه)بودید؟ فرمود: همان زمانی که صاحبش میمیرد، آگاه می شود: عرضکردم: بچه وسیله؟ فرمود: خدا باو الهام میکند.
رَأَيْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ فِي اَلْيَوْمِ اَلَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقَالَ إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُون َضَى أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقِيلَ لَهُ وَ كَيْفَ عَرَفْتَ قَالَ لِأَنَّهُ تَدَاخَلَنِي ذِلَّةٌ لِلَّهِ لَمْ أَكُنْ أَعْرِفُهَا .
هارون بن فضیل گوید: روز وفات حضرت ابو جعفر(امام جواد)علیه السلام ابو الحسن علی بن محمد(النقی)را دیدم، فرمود: / انا لله و انا الیه راجعون / ابی جعفر علیه السلام درگذشت، بحضرت عرض شد: از کجا دانستید؟ فرمود: زیرا فروتنی و خضوعی نسبت بخدا در دلم افتاد که برایم سابقه نداشت.
أَمَرَ أَبُو إِبْرَاهِيمَ ع حِينَ أُخْرِجَ بِهِ أَبَا اَلْحَسَنِ ع أَنْ يَنَامَ عَلَى بَابِهِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ أَبَداً مَا كَانَ حَيّاً إِلَى أَنْ يَأْتِيَهُ خَبَرُهُ قَالَ فَكُنَّا فِي كُلِّ لَيْلَةٍ نَفْرُشُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ فِي اَلدِّهْلِيزِ ثُمَّ يَأْتِي بَعْدَ اَلْعِشَاءِ فَيَنَامُ فَإِذَا أَصْبَحَ اِنْصَرَفَ إِلَى مَنْزِلِهِ قَالَ فَمَكَثَ عَلَى هَذِهِ اَلْحَالِ أَرْبَعَ سِنِينَ فَلَمَّا كَانَ لَيْلَةٌ مِنَ اَللَّيَالِي أَبْطَأَ عَنَّا وَ فُرِشَ لَهُ فَلَمْ يَأْتِ كَمَا كَانَ يَأْتِي فَاسْتَوْحَشَ اَلْعِيَالُ وَ ذُعِرُوا وَ دَخَلَنَا أَمْرٌ عَظِيمٌ مِنْ إِبْطَائِهِ فَلَمَّا كَانَ…
مسافر گوید: هنگامی که ابو ابراهیم(موسی بن جعفر)علیه السلام را(بسوی بغداد)میبردند بامام رضا علیه السلام دستور داد که همیشه تا وقتی که خودش زنده است، هر شب در منزل آن حضرت بخوابد تا خبرش باو برسد، مسافر گوید: ما هر شب بستر امام رضا را در دهلیز خانه میانداختیم، و آن حضرت بعد از شام می آمد و میخوابید -و صبح بمنزل خویش میرفت، تا چهار سال بدین منوال گذشت، شبی از شبها بستر حضرت را انداختند ولی او دیر کرد و بالاخره هم نیامد، اهل خانه نگران و هراسان شدند و ما را از نیامدنش دهشتی گرفت. چون فردا شد، آن حضرت بمنزل آمد و نزد اهل خانه رفت و متوجه ام احمد شد و باو فرمود: آنچه را پدرم بتو سپرده بیاور، ناگاه ام احمد فریاد کشید و سیلی برخسارش زد و گریبانش را درید و گفت: بخدا آقایم مرد، حضرت او را جلو گرفت و…
إن اللَّه لا یقبض العلم انتزاعا ینتزعه من النّاس و لکن یقبض العلم بموت العلماء.
خدای تعالی علم باز نستاند از عالمان و لیکن چون خواهد که علم از میان مردمان برگیرد عالمان را بمیراند.
إنّ قلیل العمل مع العلم کثیر، و کثیر العمل مع الجهل قلیل.
اندک طاعتی چون با علم کنی بسیار بود، و بسیار طاعت چون با جهل کنی اندک باشد.
لا یشبع عالم من علم حتّی یکون منتهاه الجنّة.
سیر نبود عالم از علم که می آموزد و بر آن کار میکند تا ببهشت رسد.