قال رسول الله صلى الله عليه و آله

جستجوی «توبه»

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۲۴۶ حدیث · صفحه ۱۹ از ۲۱

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْجَهْلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع اِعْرِفُوا اَلْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ اَلْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا قَالَ سَمَاعَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لاَ نَعْرِفُ إِلاَّ مَا عَرَّفْتَنَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ اَلْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ مِنَ اَلرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ اَلْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقْتُكَ خَلْقاً عَظِيماً…

سماعه گوید خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و جمعی از دوستانش هم حضور داشتند که ذکر عقل و جهل بمیان آمد حضرت فرمود: عقل و لشکرش و جهل و لشکرش را بشناسید، سماعه گوید من عرض کردم قربانت گردم غیر از آنچه شما بما فهمانیده اید نمیدانیم. حضرت فرمود خدای عز و جل عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و آن مخلوق اول از روحانیین است -پس بدو فرمود پس رو او پس رفت سپس فرمود پیش آی پیش آمد خدای تبارک و تعالی فرمود: ترا با عظمت آفریدم و بر تمام آفریدگانم شرافت بخشیدم سپس جهل را تاریک و از دریای شور و تلخ آفرید باو فرمود پس رو پس رفت فرمود پیش بیا پیش نیامد فرمود: گردن کشی کردی؟ او را از رحمت خود دور ساخت سپس برای عقل هفتاد و پنج لشکر قرار داد. چون جهل مکرمت و عطا . خدا را نسبت بعقل دید دشمنی او را در…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 20

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ أَصْلَحَكَ اَللَّهُ إِنَّ بِالْكُوفَةِ قَوْماً يَقُولُونَ مَقَالَةً يَنْسُبُونَهَا إِلَيْكَ فَقَالَ وَ مَا هِيَ قَالَ يَقُولُونَ اَلْإِيمَانُ غَيْرُ اَلْإِسْلاَمِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع نَعَمْ فَقَالَ اَلرَّجُلُ صِفْهُ لِي قَالَ مَنْ شَهِدَ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ ص وَ أَقَرَّ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ وَ أَقَامَ اَلصَّلاَةَ وَ آتَى اَلزَّكَاةَ وَ صَامَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ حَجَّ اَلْبَيْتَ فَهُوَ مُسْلِمٌ قُلْتُ فَالْإِيمَانُ قَالَ مَنْ شَهِدَ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ…

ابی بصیر گوید: حضور امام باقر(ع)بودم که مردی بحضرتش عرضکرد اصلحک الله در کوفه مردمی هستند و سخنی دارند که از زبان شما نقل میکنند فرمود: چه میگویند؟ عرضکرد: میگویند: که ایمان غیر از اسلام است امام باقر(ع)فرمود: آری چنین است آن مرد عرضکرد: از برای من بیان بفرمایید فرمود: کسی که گواهی دهد بر اینکه خدایی بجز الله تبارک و تعالی نیست و محمد فرستاده او است و بآنچه پیغمبر از طرف خداوند آورده است اقرار و اعتراف داشته باشد و نماز بگذارد و زکاه بپردازد و ماه رمضان را روزه بدارد و بحج خانه خدا برود چنین کسی مسلمان است من عرض کردم: پس ایمان چیست؟ فرمود: کسی که گواهی دهد که خدایی بجز ذات خداوندی نیست و محمد فرستاده خدا است و بآنچه پیغمبر از جانب خداوند آورده اقرار داشته باشد و نماز گذارد و زکاه به پردازد…

الخصال، ج 3، ص 411

أَنَّهُ قَالَ إِذَا هَمَّ اَلْعَبْدُ بِحَسَنَةٍ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةً فَإِذَا عَمِلَهَا كُتِبَتْ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ إِذَا هَمَّ بِسَيِّئَةٍ لَمْ تُكْتَبْ عَلَيْهِ فَإِذَا عَمِلَهَا أُجِّلَ تِسْعَ سَاعَاتٍ فَإِنْ نَدِمَ عَلَيْهَا وَ اِسْتَغْفَرَ وَ تَابَ لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ وَ إِنْ لَمْ يَنْدَمْ وَ لَمْ يَتُبْ مِنْهَا كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةً وَاحِدَةً.

امام صادق علیه السلام فرمود: بنده ای که قصد انجام کار نیک کند یک حسنه در نامه عمل او نوشته می شود و اگر انجامش داد ده حسنه برایش نوشته می شود و اگر قصد کار بد کند گناهی بر او ننویسند و اگر آن گناه را انجام داد نه ساعت مهلت دارد که اگر پشیمان شد و استغفار کرد و بازگشت نمود نوشته نمیشود و اگر پشیمان نشد و از گناهش توبه نکرد(فقط)یک گناه بر او نوشته می شود.

الخصال، ج 3، ص 418

أَنَا أَشْبَهُ اَلنَّاسِ بِآدَمَ وَ إِبْرَاهِيمُ أَشْبَهُ اَلنَّاسِ بِي خَلْقُهُ وَ خُلْقُهُ وَ سَمَّانِيَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ عَشَرَةَ أَسْمَاءٍ وَ بَيَّنَ اَللَّهُ وَصْفِي وَ بَشَّرَ بِي عَلَى لِسَانِ كُلِّ رَسُولٍ بَعَثَهُ إِلَى قَوْمِهِ وَ سَمَّانِي وَ نَشَرَ فِي اَلتَّوْرَاةِ اِسْمِي وَ بَثَّ ذِكْرِي فِي أَهْلِ اَلتَّوْرَاةِ وَ اَلْإِنْجِيلِ وَ عَلَّمَنِي كِتَابَهُ وَ رَفَعَنِي فِي سَمَائِهِ وَ شَقَّ لِيَ اِسْماً مِنْ أَسْمَائِهِ فَسَمَّانِي مُحَمَّداً وَ هُوَ مَحْمُودٌ وَ أَخْرَجَنِي فِي خَيْرِ قَرْنٍ مِنْ أُمَّتِي وَ جَعَلَ اِسْمِي فِي اَلتَّوْرَاةِ أحيد وَ هُوَ…

رسول خدا(ص)فرمود: من از همه کس بآدم شبیه ترم و ابراهیم از نظر قیافه و اخلاق از همه کس بیشتر بمن شبیه است و خدای عز و جل از عالم بالاتر از عرش مراده نام گذاشته است و هر پیغمبری را که بقومش فرستاده بزبان او توصیف مرا فرموده و مژده آن مرا داده است و مرا بنام یاد فرموده و در توریه نام مرا منتشر ساخته. و در میان اهل توریه و انجیل یاد مرا پراکنده نموده است و کتاب خود را بمن آموخته و مرا بآسمانش بالا برده و از ریشه نامهای خود نامی برای من باز گرفته است که مرا محمد نامیده و او محمود است و مرا در بهترین زمانهای امتم بدنیا آورد و مرا در توریه احید نامید(که از توحید ریشه میگیرد)و بتوحید بدنهای امت مرا به آتش دوزخ حرام فرمود و مرا در انجیل احمد نامید پس منم محمود در میان اهل آسمانها و امتم را حامدان…

الخصال، ج 3، ص 425

كَانَ اَلَّذِينَ أَنْكَرُوا عَلَى أَبِي بَكْرٍ جُلُوسَهُ فِي اَلْخِلاَفَةِ وَ تَقَدُّمَهُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع اِثْنَيْ عَشَرَ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ كَانَ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ خَالِدُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ اَلْعَاصِ وَ اَلْمِقْدَادُ بْنُ اَلْأَسْوَدِ وَ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ أَبُو ذَرٍّ اَلْغِفَارِيُّ وَ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ وَ بُرَيْدَةُ اَلْأَسْلَمِيُّ وَ كَانَ مِنَ اَلْأَنْصَارِ خُزَيْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ ذُو اَلشَّهَادَتَيْنِ وَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ وَ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ وَ…

زید بن وهب گوید: آنان که با نشستن ابی بکر در مسند خلافت و پیش افتادنش از علی بن ابی طالب مخالفت کردند از مهاجرین و انصار دوازده مرد بودند، از مهاجرین خالد بن سعید بن العاص بود و مقداد بن الاسود و ابی بن کعب و عمار بن یاسر و ابو ذر غفاری و سلمان فارسی و عبد الله بن مسعود و بریده اسلمی، و از انصار خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین بود و سهل بن حنیف و ابو ایوب انصاری و ابو الهیثم بن التیهان و دیگران نیز بودند همین که ابو بکر بر منبر شد اینان با یک دیگر مشورت کردند بعضیشان گفت چرا نرویم تا از منبر رسول خدایش فرود آوریم؟ و دیگران گفتند اگر چنین کنید خود را بزحمت می اندازید و خدای عز و جل می فرماید خود را با دست خود بهلاکت نیندازید بهتر اینکه همگی بنزد علی بن ابی طالب برویم و در این باره با او مشورت…

الخصال، ج 3، ص 461

رُوِيَ عَنْ بَعْضِ اَلصَّادِقِينَ أَنَّهُ قَالَ : اَلذِّكْرُ مَقْسُومٌ عَلَى سَبْعَةِ أَعْضَاءٍ اَللِّسَانِ وَ اَلرُّوحِ وَ اَلنَّفْسِ وَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْمَعْرِفَةِ وَ اَلسِّرِّ وَ اَلْقَلْبِ وَ كُلُّ وَاحِدٍ يَحْتَاجُ إِلَى اِسْتِقَامَةٍ فَاسْتِقَامَةُ اَللِّسَانِ صِدْقُ اَلْإِقْرَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلرُّوحِ صِدْقُ اَلاِحْتِضَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلنَّفْسِ صِدْقُ اَلاِسْتِغْفَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلْقَلْبِ صِدْقُ اَلاِعْتِذَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلْعَقْلِ صِدْقُ اَلاِعْتِبَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلْمَعْرِفَةِ صِدْقُ اَلاِفْتِخَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلسِّرِّ اَلسُّرُورُ بِعَالَمِ…

از امام باقر یا امام صادق علیه السّلام روایت شده که ایشان فرموده اند:ذکر حقّ بین هفت عضو از اعضای انسان تقسیم شده:زبان، روح و جان، عقل، معرفت، سر و قلب، و هر یک از آنها نیاز به استقامت دارند.استقامت زبان به راستی در گفتار است، و استقامت روح به درستی ذهن و حضور آن است، و استقامت جان به درستی در توبه کردن است، و استقامت قلب به درستی در عذر خواهی، و استقامت عقل به درستی در پند گرفتن است، و استقامت شناخت به درستی در سرافرازی، و استقامت سر متوجه بودن به عالم اسرار است.پس ذکر زبان حمد و ثناست، و ذکر جان کوشش و تلاش، و ذکر روح ترس و امید، و ذکر قلب راستی و صمیمیت، و ذکر عقل تعظیم و حیا، و ذکر معرفت تسلیم و رضا، و ذکر سر مقام شهود حق و لقاء اللّٰه است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 99

وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِدَاوُدَ بَشِّرِ اَلْمُذْنِبِينَ وَ أَنْذِرِ اَلصِّدِّيقِينَ قَالَ كَيْفَ أُبَشِّرُ اَلْمُذْنِبِينَ وَ أُنْذِرُ اَلصِّدِّيقِينَ قَالَ يَا دَاوُدُ بَشِّرِ اَلْمُذْنِبِينَ أَنِّي أَقْبَلُ اَلتَّوْبَةَ وَ أَعْفُو عَنِ اَلذَّنْبِ وَ أَنْذِرِ اَلصِّدِّيقِينَ أَلاَّ يتعجبوا يُعْجَبُوا بِأَعْمَالِهِمْ فَإِنَّهُ لَيْسَ عَبْدٌ يتعجب يُعْجَبُ بِالْحَسَنَاتِ إِلاَّ هَلَكَ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند عزّ و جلّ به داود فرمود:به گناهکاران بشارت ده، و صدّیقان را بترسان، گفت:چگونه گنهکاران را بشارت دهم و صدّیقان را بترسانم؟ فرمود:ای داود گناهکاران را بشارت ده که من توبه پذیرم و از گناه می گذرم، و صدّیقان را از عجب در عملهایشان بترسان، زیرا هر بنده ای که به کارهای نیکش عجب بورزد نابود شود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 667

وَ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ اَلْأَوَّابُونَ هُمُ اَلتَّوَّابُونَ.

ابو بصیر گفت:شنیدم که امام می فرمود:بازگشت کنندگان مکرر بسوی خدا همان توبه کنندگانند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 289

وَ قَالُوا لِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فُلاَنَةُ تَصُومُ اَلنَّهَارَ وَ تَقُومُ اَللَّيْلَ وَ تَتَصَدَّقُ وَ تُؤْذِي جَارَهَا بِلِسَانِهَا قَالَ لاَ خَيْرَ فِيهَا هِيَ مِنْ أَهْلِ اَلنَّارِ قَالُوا وَ فُلاَنَةُ تُصَلِّي اَلْمَكْتُوبَةَ وَ تَصُومُ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ لاَ تُؤْذِي جَارَهَا فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ هِيَ مِنْ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ .

به رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله عرض کردند:فلان زن روزها روزه دار و شبها مشغول عبادت است و همیشه صدقه می دهد، ولی با زبانش همسایه اش را آزار می دهد، فرمود:خیری در آن عبادات نیست، او جهنمی است. عرض کردند:فلان زن نماز واجبش را می خواند و ماه رمضان روزه می گیرد، و همسایه اش را اذیت نمی کند، فرمود:او از بهشتیان است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 451

وَ قَالَ : مَثَلُ اَلْمُؤْمِنِ كَمَثَلِ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ وَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ أَعْظَمُ حُرْمَة عِنْدَ اَللَّهِ وَ أَكْرَمُ عَلَيْهِ مِنْ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ وَ لَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَى اَللَّهِ مِنْ مُؤْمِنٍ تَائِبٍ وَ مُؤْمِنَةٍ تَائِبَةٍ وَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ يُعْرَفُ فِي اَلسَّمَاءِ كَمَا يَعْرِفُ اَلرَّجُلُ أَهْلَهُ وَ وَلَدَهُ.

و همچنین رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:مثل مؤمن مثل ملک مقرّب است، و حرمت و احترام مؤمن نزد خدا از ملک مقرّب نیز بیشتر است، و هیچ چیزی نزد خدا از مرد و زن توبه کننده محبوبتر نیست، و مؤمن در آسمانها معروف است همان طور که مرد نزد زن و فرزندش مشهور است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 145
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه