إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْبَرَ مُحَمَّداً ص بِمَا كَانَ مُنْذُ كَانَتِ اَلدُّنْيَا وَ بِمَا يَكُونُ إِلَى اِنْقِضَاءِ اَلدُّنْيَا وَ أَخْبَرَهُ بِالْمَحْتُومِ مِنْ ذَلِكَ وَ اِسْتَثْنَى عَلَيْهِ فِيمَا سِوَاهُ .
و فرمود: خدای عز و جل محمد(ص)را بآنچه از اول دنیا واقع شده و بآنچه تا پایان دنیا واقع می شود خبر داد، آنچه از این وقایع حتمی است باو خبر داد(و نسبت بغیر آن که حتمی نیست و بمشیت او مربوطست)استثنا قایل شد. (و باو خبر نداد).
كُنْتُ بَيْنَ يَدَيْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع جَالِساً وَ قَدْ سَأَلَهُ سَائِلٌ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ مِنْ أَيْنَ لَحِقَ اَلشَّقَاءُ أَهْلَ اَلْمَعْصِيَةِ حَتَّى حَكَمَ اَللَّهُ لَهُمْ فِي عِلْمِهِ بِالْعَذَابِ عَلَى عَمَلِهِمْ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع أَيُّهَا اَلسَّائِلُ حُكْمُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ يَقُومُ لَهُ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِهِ بِحَقِّهِ فَلَمَّا حَكَمَ بِذَلِكَ وَهَبَ لِأَهْلِ مَحَبَّتِهِ اَلْقُوَّةَ عَلَى مَعْرِفَتِهِ وَ وَضَعَ عَنْهُمْ ثِقْلَ اَلْعَمَلِ بِحَقِيقَةِ مَا هُمْ أَهْلُهُ وَ وَهَبَ لِأَهْلِ اَلْمَعْصِيَةِ اَلْقُوَّةَ عَلَى…
ابو بصیر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودم که شخصی از او پرسید و گفت: قربانت گردم ای پسر پیغمبر از چه جهت شقاوت بگنهکاران رسید تا خدا در علم خود بر عمل ایشان حکم بعذاب کرد امام(ع)فرمود: ای سیوال کننده، هیچ یک از خلق خدا نتواند بحق او قیام کند(و چنان که شایسته او است انجام وظیفه نماید)و چون این مطلب را دانست بآن حکم کرد باهل محبت خویش نیروی معرفتش عطا فرمود و سنگینی عمل(و اطاعت خویش)را از ایشان برداشت بطوری که سزاوار آن بودند، و باهل معصیت نیروی معصیت بخشید برای آنچه از پیش نسبت بایشان میدانست و ایشان را از توانایی پذیرش از خود باز داشت و حال آنها با آنچه از پیش نسبت بایشان میدانست موافق گشت(چون بدنیا آمدند آن نیرو را در معصیت صرف کردند)و نتوانستند وضعی پیش آورند که ایشان را از عذاب…
يُسْلَكُ بِالسَّعِيدِ فِي طَرِيقِ اَلْأَشْقِيَاءِ حَتَّى يَقُولَ اَلنَّاسُ مَا أَشْبَهَهُ بِهِمْ بَلْ هُوَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَتَدَارَكُهُ اَلسَّعَادَةُ وَ قَدْ يُسْلَكُ بِالشَّقِيِّ فِي طَرِيقِ اَلسُّعَدَاءِ حَتَّى يَقُولَ اَلنَّاسُ مَا أَشْبَهَهُ بِهِمْ بَلْ هُوَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَتَدَارَكُهُ اَلشَّقَاءُ إِنَّ مَنْ كَتَبَهُ اَللَّهُ سَعِيداً وَ إِنْ لَمْ يَبْقَ مِنَ اَلدُّنْيَا إِلاَّ فُوَاقُ نَاقَةٍ خَتَمَ لَهُ بِالسَّعَادَةِ .
امام صادق علیه السلام فرمود: گاهی شخص سعید را برای اهل شقاوت برند تا آنجا که مردم گویند چقدر شبیه آنها شده بلکه این هم از آنهاست ولی سپس سعادت او را دریابد و اصلاحش کند(این شخص نیکو مآبی است که اتفاقا گناهانی از او سر زند و سپس با توبه و یا اعمال شایسته آنها را جبران کند)و گاهی شقی را براه سعادتمندان برند تا آنجا که مردم گویند: چه اندازه بآنها ماند بلکه این هم از آنهاست و سپس شقاوت او را دریابد(و این شخص بدجنسی است که بدون تصمیم جدی یا برای تظاهر عمل خیری انجام دهد و سپس بخمیره بد خویش گراید)آن را که خدا(در لوح محفوظ)با سعادت نوشته است پایان کارش بسعادت انجامد اگر چه از دنیا باندازه فاصله میان دو دوشیدن ماده شتر(که چند لحظه بیش نیست)باقی نمانده باشد. (پس ملاک سعادت و شقاوت پایان عمر و زمان…
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ أَجَلُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُعْرَفَ بِخَلْقِهِ بَلِ اَلْخَلْقُ يُعْرَفُونَ بِاللَّهِ قَالَ صَدَقْتَ قُلْتُ إِنَّ مَنْ عَرَفَ أَنَّ لَهُ رَبّاً فَقَدْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَعْرِفَ أَنَّ لِذَلِكَ اَلرَّبِّ رِضًا وَ سَخَطاً وَ أَنَّهُ لاَ يُعْرَفُ رِضَاهُ وَ سَخَطُهُ إِلاَّ بِوَحْيٍ أَوْ رَسُولٍ فَمَنْ لَمْ يَأْتِهِ اَلْوَحْيُ فَيَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَطْلُبَ اَلرُّسُلَ فَإِذَا لَقِيَهُمْ عَرَفَ أَنَّهُمُ اَلْحُجَّةُ وَ أَنَّ لَهُمُ اَلطَّاعَةَ اَلْمُفْتَرَضَةَ فَقُلْتُ لِلنَّاسِ أَ لَيْسَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ هُوَ اَلْحُجَّةَ…
منصور بن حازم گوید: بامام صادق(ع)عرضکردم: همانا خدا بزرگوارتر و گرامیتر است از اینکه بوسیله مخلوقش شناخته شود بلکه مخلوق بوسیله خدا شناخته شوند بوسیله خدا بشناسند فرمود درست گفتی، عرضکردم. هر که بداند پروردگاری دارد سزاوار است که بداند برای او خرسندی و خشمی است و خرسندی و خشم او جز بوسیله وحی یا پیغمبر فهمیده نشود و کسی که وحی بر خودش نازل نشود باید که در طلب پیغمبران باشد و چون ایشان را ملاقات کرد، بداند که ایشانند حجت خدا و اطاعتشان لازمست من بمردم(اهل سنت)گفتم مگر نمیدانید که رسول خدا(ص)حجت خدا بود بر خلقش؟ گفتند چرا، گفتم چون او درگذشت حجت خدا کیست؟ گفتند: قرآن، من در قرآن نظر کردم و دیدم سنی و قدری و حتی زندیقی که بآن ایمان ندارد بآن استشهاد میکنند تا بر مردان طرف مقابل خود غلبه کنند…
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ َالَ هُمُ اَلْأَئِمَّةُ .
ابن سنان گوید از امام صادق(ع)پرسیدم تفسیر قول خدای جل جلاله را(55 سوره 24) «خدا از میان شما کسانی را که ایمان آورده و کار شایسته کرده اند وعده فرموده است که در زمین بخلافت گمارد چنان که پیشینیان ایشان را بخلافت گماشت»فرمود: ایشان ایمه هستند(و در روایت است که این آیه در باره حضرت مهدی قایم(ع)و اصحاب او است و اگر از دنیا نماند مگر یک روز خدا آن روز را دراز کند تا آن حضرت ظهور کند و در روی زمین فرمانروایی نماید و زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد).
فِي قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى اَللّهُ نُورُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فَاطِمَةُ ع فِيها مِصْباحٌ اَلْحَسَنُ اَلْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ اَلْحُسَيْنُ اَلزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ فَاطِمَةُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ بَيْنَ نِسَاءِ أَهْلِ اَلدُّنْيَا يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ إِبْرَاهِيمُ ع زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ لاَ يَهُودِيَّةٍ وَ لاَ نَصْرَانِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِي ءُ يَكَادُ اَلْعِلْمُ يَنْفَجِرُ بِهَا وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ يَهْدِي اَللّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ يَهْدِي اَللَّهُ…
صالح بن سهل همدانی گوید امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای تعالی(آیه 80 سوره نور که بآیه نور معروفست در تاویل آن چنین فرمود)«خدا نور آسمانها و زمین است، حکایت نور او چون فانوسی است»آن فانوس فاطمه علیها السلام است«که در آن فانوس چراغیست»آن چراغ حسن است«چراغ در آبگینه است»آبگینه حسین است«آبگینه مانند اختر درخشانی است»آن اختر درخشان فاطمه است در میان زنان جهان«از درخت پر برکتی برافروزد»آن درخت حضرت ابراهیم(ع)است«درخت زیتونی است نه خاوری و نه باختری»نه یهودی و نه نصرانی«که نزدیکست روغنش برافروزد»نزدیکست علم از آن بجوشد«اگر چه آتشی باو نرسد، نوریست روی نوری»از فاطمه امامی پس از امامی آید«خدا هر که را خواهد بنور خود رهبری کند»هر که را خدا خواهد بامامان رهبری کند«و خدا برای مردم مثلها…
كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْجَامِعِ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فِي بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ وَ ذَكَرُوا كَثْرَةَ اِخْتِلاَفِ اَلنَّاسِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي ع فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ اَلنَّاسِ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ…
من پیشوای مردم پس از خود و رساننده از جانب پیش از خود(پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)میباشم، کسی جز احمد(ص)بر من پیشی ندارد و من و او در یک روشیم، جز اینکه نبوت تنها بنام اوست، و بمن شش فضیلت عطا شده است 1-علم آجال و مرگها 2-علم بلاها 3-علم وصایا(آنچه اوصیا پیغمبران میدانند)4-فصل الخطاب(قرآن یا داوری میان حق و باطل و یا بیان و سخن واضح) 5-و من صاحب کرات(حمله های مشهور میدان جنگ یا عالم بحوادث و وقایع گذشته و آینده)و دولت حاکم بر همه دولتهایم 6-و من صاحب عصا و میسم و جنبنده ای که با مردم سخن گوید میباشم. -حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم را در آن زمینه بازگو میکردند، من خدمت آقایم رفتم و گفتگوی مردم را در بحث امامت بعرضش رسانیدم حضرت(ع)لبخندی زد و فرمود…
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي لاَ أُخْرِجُ عَبْدا مِنَ اَلدُّنْيَا وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَرْحَمَهُ حَتَّى أَسْتَوْفِيَ مِنْهُ كُلَّ خَطِيئَةٍ عَمِلَهَا إِمَّا بِسُقْمٍ فِي جَسَدِهِ أَوْ بِضِيقٍ فِي رِزْقِهِ وَ إِمَّا بِخَوْفٍ فِي دُنْيَاهُ فَإِنْ بَقِيَتْ عَلَيْهِ بَقِيَّةٌ شَدَّدْتُ عَلَيْهِ عِنْدَ اَلْمَوْتِ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي لاَ أُخْرِجُ عَبْدا مِنَ اَلدُّنْيَا وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أُعَذِّبَهُ حَتَّى أُوَفِّيَهُ حَسَنَة…
امام صادق علیه السّلام از پدرش از پدران بزرگوارش از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کنند که فرمود: خدای عزّ و جلّ فرمود:به عزّت و جلالم سوگند، بنده ای که مورد رحمت من قرار گیرد از دنیا بیرون نبرم تا اینکه هر گناهی که کرده به وسیلۀ عملش به او عوضش را بدهم، یا به وسیله بیماری در تنش، یا به تنگی در روزیش، یا با ترس و هراس در دنیایش، و اگر هم گناهی باقی بماند مرگ را بر او سخت کنم. و قسم به عزّت و جلالم، بنده ای را که می خواهم عذاب کنم از دنیا بیرون نبرم تا عوض هر کار نیکی را که انجام داده به او بدهم، یا به گشایش در روزیش، یا به سلامت در تنش، یا به آسودگی خاطر در دنیایش، و اگر باز هم گناهی باقی ماند مرگ را بر او آسان نمایم.
عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ : كُنْتُ نَصْرَانِيّا فَأَسْلَمْتُ وَ حَجَجْتُ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قُلْتُ لَهُ إِنِّي كُنْتُ عَلَى اَلنَّصْرَانِيَّةِ وَ إِنِّي أَسْلَمْتُ فَقَالَ وَ أَيَّ شَيْءٍ رَأَيْتَ فِي اَلْإِسْلاَمِ قُلْتُ قَوْلَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مٰا كُنْتَ تَدْرِي مَا اَلْكِتٰابُ وَ لاَ اَلْإِيمٰانُ وَ لٰكِنْ جَعَلْنٰاهُ نُورا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشٰاءُ : فَقَالَ لَقَدْ هَدَاكَ اَللَّهُ ثُمَّ قَالَ اَللَّهُمَّ اِهْدِهِ ثَلاَثا سَلْ عَمَّا شِئْتَ يَا بُنَيَّ فَقُلْتُ إِنَّ أَبِي وَ أُمِّي وَ أَهْلَ بَيْتِي…
زکریا بن ابراهیم گوید:من نصرانی بودم و مسلمان شدم و حج گزاردم، سپس خدمت امام صادق علیه السّلام رسیدم و عرض کردم:من نصرانی بودم و مسلمان شدم، فرمود:از اسلام چه دیدی؟گفتم:قول خدای عزّ و جل نمی دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که هر که را بخواهیم بدان هدایت کنیم ، فرمود:محقّقا خدا تو را هدایت فرموده است، آنگاه سه مرتبه فرمود:خدایا هدایتش فرما، پسر جان هر چه خواهی بپرس، عرض کردم:پدر و مادر و خانوادۀ من نصرانی هستند و مادرم نابیناست، من با آنها باشم و در ظرف آنها غذا بخورم؟فرمود:آنها گوشت خوک می خورند؟عرض کردم:نه، با آن تماس هم نمی گیرند، فرمود:مانعی ندارد، مواظب مادرت باش و با او خوشرفتاری کن، و چون بمیرد او را به دیگری وامگذار، خودت به کارش اقدام کن، و به کسی نگو که نزد من…
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : جَاءَ أَعْرَابِيٌّ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ بَايِعْنِي عَلَى اَلْإِسْلاَمِ فَقَالَ أَنْ تَقْتُلَ أَبَاكَ فَكَفَّ اَلْأَعْرَابِيُّ يَدَهُ وَ أَقْبَلَ رَسُولُ اَللَّهِ عَلَى اَلْقَوْمِ يُحَدِّثُهُمْ فَعَادَ اَلْأَعْرَابِيُّ بِالْقَوْلِ فَأَجَابَهُ رَسُولُ اَللَّهِ بِمِثْلِ اَلْأَوَّلِ فَكَفَّ اَلْأَعْرَابِيُّ يَدَهُ فَأَقْبَلَ رَسُولُ اَللَّهِ عَلَى اَلْقَوْمِ يُحَدِّثُهُمْ ثُمَّ عَادَ اَلْأَعْرَابِيُّ فَقَالَ أَنْ تَقْتُلَ أَبَاكَ فَقَالَ نَعَمْ فَبَايَعَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ رَسُولُ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:اعرابی خدمت رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رسید و عرض کرد:ای رسول خدا با من بر اسلام بیعت کن، فرمود:تا پدرت را بکشی؟اعرابی دستش را کنار کشید، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رو به طرف قوم بر گرداند تا با آنها گفتگو کند. اعرابی بازگشت و حرفش را تکرار کرد، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله مثل جواب اول را به او داد، اعرابی دستش را کشید، سپس رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به طرف قوم رفت تا با آنها به گفتگو بپردازد، باز اعرابی برگشت، پیامبر فرمود:تا پدرت را بکشی؟گفت:بلی، پیامبر با او بیعت کرد و فرمود:الان آن هنگامی است که غیر از خدا و رسول او و مؤمنان محرم اسراری نگرفته اند من فرمان به نافرمانی پدر و مادر نمی دهم و لکن در دنیا با آنها خوشرفتار باش.
عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : ثَلاَثَةٌ مِنْ مَكَارِمِ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ أَنْ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ وَ تَحْلُمَ إِذَا جُهِلَ عَلَيْكَ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:سه چیز از صفات خوب دنیا و آخرت است:گذشتن از کسی که به تو ستم کرده، و پیوستن به آنکه از تو بریده، و خویشتن داری زمانی که با تو نادانی کند.
عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : يُؤْتَى بِالشَّيْخِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فَيُدْفَعُ إِلَيْهِ كِتَابُهُ ظَاهِرُهُ مِمَّا يَلِي اَلنَّاسَ لاَ يَرَى إِلاَّ مَسَاوِئَ فَيَطُولُ ذَلِكَ عَلَيْهِ فَيَقُولُ يَا رَبِّ أَ تَأْمُرُنِي إِلَى اَلنَّارِ فَيَقُولُ اَلْجَبَّارُ جَلَّ جَلاَلُهُ يَا شَيْخُ إِنِّي أَسْتَحِي أَنْ أُعَذِّبَكَ وَ قَدْ كُنْتَ تُصَلِّي فِي دَارِ اَلدُّنْيَا اِذْهَبُوا بِعَبْدِي إِلَى اَلْجَنَّةِ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:پیرمرد را روز قیامت بیاورند و نامۀ عملش را به دستش دهند، به طوری که پشت نامه به سوی مردم باشد، جز بدی و گناه نبیند، و ببیند که این نامه بس طولانی است؛ عرض کند:پروردگارا آیا دستور می دهی که داخل آتش روم؟خداوند جبّار جلّ جلاله می فرماید:ای پیر من شرم دارم که تو را عذاب کنم در حالی که تو در دنیا همواره برایم نماز می خواندی، بندۀ مرا به بهشت ببرید.