لاَ يَجْمَعُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ المؤمن لِلْمُؤْمِنِ اَلْوَرَعَ وَ اَلزُّهْدَ وَ اَلْإِقْبَالَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي اَلصَّلاَةِ فِي اَلدُّنْيَا إِلاَّ رَجَوْتُ لَهُ اَلْجَنَّةَ ثُمَّ قَالَ وَ إِنِّي لَأُحِبُّ اَلرَّجُلَ مِنْكُمُ اَلْمُؤْمِنَ إِذَا قَامَ فِي صَلاَةٍ فَرِيضَةٍ أَنْ يُقْبِلَ بِقَلْبِهِ إِلَى اَللَّهِ وَ لاَ يَشْغَلَ قَلْبَهُ بِأَمْرِ اَلدُّنْيَا فَلَيْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ يُقْبِلُ بِقَلْبِهِ فِي صَلاَتِهِ إِلَى اَللَّهِ إِلاَّ أَقْبَلَ اَللَّهُ إِلَيْهِ بِوَجْهِهِ وَ أَقْبَلَ بِقُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَيْهِ بِالْمَحَبَّةِ لَهُ بَعْدَ حُبِّ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ…
ابراهیم کرخی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: خداوند، پرهیزگاری و پارسایی و رو نمودن به خدای گرامی و بزرگ را در نماز برای مومنی در دنیا گرد هم نیاورد جز آنکه بر او امید بهشت دارم. سپس امام علیه السلام فرمود: و من دوست دارم که هر مومنی از شما چون به نماز واجبی ایستد، دلش را متوجه خدا سازد و فکر و دلش را مشغول دنیا ننماید؛ زیرا مومنی نباشد که دلش را در نماز متوجه خدا سازد جز آنکه خداوند به او رو کند و مهر او را در دل مومنان اندازد علاوه بر اینکه خود خدا نیز او را دوست دارد
قُلْتُ مَا اَلَّذِي يُثْبِتُ اَلْإِيمَانَ فِي اَلْعَبْدِ قَالَ اَلَّذِي يُثْبِتُهُ فِيهِ اَلْوَرَعُ وَ اَلَّذِي يُخْرِجُهُ مِنْهُ اَلطَّمَعُ .
ابان بن سوید گوید: امام صادق(ع)را گفتم: آنچه ایمان را در دل بنده استوار میسازد چیست؟ فرمود: آنچه ایمان را در او پا برجا میکند پرهیز از گناه است و آنچه آن را از دل او بیرون میکند: طمع است.
لَمَّا قُتِلَ اَلْحُسَيْنُ ع أَقَامَتِ اِمْرَأَتُهُ اَلْكَلْبِيَّةُ عَلَيْهِ مَأْتَماً وَ بَكَتْ وَ بَكَيْنَ اَلنِّسَاءُ وَ اَلْخَدَمُ حَتَّى جَفَّتْ دُمُوعُهُنَّ وَ ذَهَبَتْ فَبَيْنَا هِيَ كَذَلِكَ إِذَا رَأَتْ جَارِيَةً مِنْ جَوَارِيهَا تَبْكِي وَ دُمُوعُهَا تَسِيلُ فَدَعَتْهَا فَقَالَتْ لَهَا مَا لَكِ أَنْتِ مِنْ بَيْنِنَا تَسِيلُ دُمُوعُكِ قَالَتْ إِنِّي لَمَّا أَصَابَنِي اَلْجَهْدُ شَرِبْتُ شَرْبَةَ سَوِيقٍ قَالَ فَأَمَرَتْ بِالطَّعَامِ وَ اَلْأَسْوِقَةِ فَأَكَلَتْ وَ شَرِبَتْ وَ أَطْعَمَتْ وَ سَقَتْ وَ قَالَتْ إِنَّمَا نُرِيدُ بِذَلِكِ أَنْ نَتَقَوَّى عَلَى اَلْبُكَاءِ عَلَى اَلْحُسَيْنِ…
مصقله گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: چون حسین علیه السلام کشته شد، همسر کلبیه آن حضرت(یعنی دختر امرو القیس و مادر سکینه)برایش سوگواری بپا کرد و خود گریست و زنان و خدمتگزاران او هم گریستند تا اشک چشمشان خشک شد و تمام گشت، آن هنگام یکی از کنیزانش را دید میگرید و اشک چشمش جاریست، او را طلبید و گفت: چرا در میان ما تنها اشک چشم تو جاریست؟ او گفت: من چون بسختی و مشقت می افتم سویق(شربت مخصوصی)می آشامم، او هم دستور داد غذا و سویق تهیه کنند، و خودش از آن خورد و نوشید و بدیگران هم خورانید و نوشانید و گفت مقصودم از این عمل اینست که برای گریستن بر حسین علیه السلام نیرو پیدا کنیم. شخصی برای زن کلبیه چند پرنده سیاه رنگ هدیه فرستاد تا بوسیله آنها بر سوگواری حسین علیه السلام کمک شود، او چون آنها…
كَانَ سَعِيدُ بْنُ اَلْمُسَيَّبِ وَ اَلْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ وَ أَبُو خَالِدٍ اَلْكَابُلِيُّ مِنْ ثِقَاتِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع قَالَ وَ كَانَتْ أُمِّي مِمَّنْ آمَنَتْ وَ اِتَّقَتْ وَ أَحْسَنَتْ وَ اَللّهُ يُحِبُّ اَلْمُحْسِنِين َالَ وَ قَالَتْ أُمِّي قَالَ أَبِي يَا أُمَّ فَرْوَةَ إِنِّي لَأَدْعُو اَللَّهَ لِمُذْنِبِي شِيعَتِنَا فِي اَلْيَوْمِ وَ اَللَّيْلَةِ أَلْفَ مَرَّةٍ لِأَنَّا نَحْنُ فِيمَا يَنُوبُنَا مِنَ اَلرَّزَايَا نَصْبِرُ عَلَى مَا نَعْلَمُ مِنَ اَلثَّوَابِ وَ هُمْ يَصْبِرُونَ عَلَى مَا لاَ يَعْلَمُونَ.
امام صادق علیه السلام فرمود: سعید بن مسیب و قاسم بن محمد بن ابی بکر و ابو خالد کابلی از موثقین اصحاب علی بن الحسین علیهما السلام بودند، و مادر من دختر همین قاسم با ایمان و تقوی و نیکوکار بود و خدا هم نیکوکاران را دوست دارد. مادرم گفت که پدرم باو فرمود: ای ام فروه من در هر شبانه روز هزار بار برای گنهکاران از شیعیانم خدا را میخواهم(و آمرزش می خواهم)زیرا ما با دانایی بثواب و پاداش بر مصیباتی که بما وارد می شود صبر میکنیم ولی آنها بر آنچه نمیدانند صبر می کنند.
اَلنَّاسُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَصْنَافٍ جَاهِلٌ متردي مُتَرَدٍّ مُعَانِقٌ لِهَوَاهُ وَ عَابِدٌ متقوي مُتَقَوٍّ كُلَّمَا اِزْدَادَ عِبَادَةً اِزْدَادَ كِبْراً وَ عَالِمٌ يُرِيدُ أَنْ يُوطَأَ عُقْبَاهُ وَ يُحِبُّ مَحْمَدَةَ اَلنَّاسِ وَ عَارِفٌ عَلَى طَرِيقِ اَلْحَقِّ يُحِبُّ اَلْقِيَامَ بِهِ فَهُوَ عَاجِزٌ أَوْ مَغْلُوبٌ فَهَذَا أَمْثَلُ أَهْلِ زَمَانِكَ وَ أَرْجَحُهُمْ عَقْلاً.
امام صادق(ع)فرمود: مردم چهار صنف اند. 1-نادان هلاک شده هوا پرست. 2-عابد ریاکار و متقی نما که هر چه عبادت بیشتر کند تکبرش افزونتر شود. 3-دانشمندی که میخواهد بدنبالش راه روند و دوست دارد که مردم ستایش اش کنند. 4-شناسای راه حق که دوست دارد قیام بحق کند ولی ناتوان است یا شکست خورده این چنین شخص از همه مردم زمان تو بهتر است و خردمندتر.
مَنْ وَقَفَ نَفْسَهُ مَوْقِفَ اَلتُّهَمَةِ فَلاَ يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ اَلظَّنَّ وَ مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كَانَتِ اَلْخِيَرَةُ فِي يَدِهِ وَ كُلُّ حَدِيثٍ جَاوَزَ اِثْنَيْنِ فَاشٍ وَ ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ وَ لاَ تَطْلُبَنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي اَلْخَيْرِ مَحْمِلاً وَ عَلَيْكَ بِإِخْوَانِ اَلصِّدْقِ فَإِنَّهُمْ عُدَّةٌ عِنْدَ اَلرَّخَاءِ وَ جُنَّةٌ عِنْدَ اَلْبَلاَءِ وَ شَاوِرْ فِي حَدِيثِكَ اَلَّذِينَ يَخَافُونَ اَللَّهَ وَ أَحْبِبِ اَلْإِخْوَانَ عَلَى قَدْرِ اَلتَّقْوَى وَ اِتَّقِ شِرَارَ اَلنِّسَاءِ وَ كُنْ مِنْ خِيَارِهِنَّ…
هر که خویشتن را در جایگاه تهمت قرار دهد نبایست بدگمان به خویش را نکوهش نماید و آن کس که رازش را برملا نسازد. اختیار دار خودش باشد و آگاهی از هر سخنی که از دو نفر گذشت فراگیر شود. کار برادرت را به نیکوترین وجه آن، حمل کن و سخنی را که برادرت گفته تا وقتی که می توانی به وجه نکویی حمل کنی به بدی حمل مکن و می بایست که برادران صادق را برگزینی؛ چرا که آنان هنگام آسوده گی ذخیره اند و هنگام سختی، سپر بلایند. در سخن خویش با خدا ترسان، مشورت نما و برادران را به اندازه پرهیزگاری ایشان دوست بدار و از زنان بد دوری گزین و از زنان شایسته نیز برحذر باشید و چون شما را به کار نیکویی فرمان دادند مخالفت ورزید تا اینکه در فرمان به بدی در شما طمع نکنند.
إِنَّ اَلْإِيمَانَ فَوْقَ اَلْإِسْلاَمِ بِدَرَجَةٍ وَ اَلتَّقْوَى فَوْقَ اَلْإِيمَانِ بِدَرَجَةٍ وَ بَعْضَهُ مِنْ بَعْضٍ فَقَدْ يَكُونُ اَلْمُؤْمِنُ فِي لِسَانِهِ بَعْضُ اَلشَّيْ ءِ اَلَّذِي لَمْ يَعِدِ اَللَّهُ عَلَيْهِ اَلنَّارَ وَ قَالَ اَللَّهُ إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً َ يَكُونُ اَلْآخَرُ وَ هُوَ اَلْفَهِمُ لِسَاناً وَ هُوَ أَشَدُّ لِقَاءً لِلذُّنُوبِ وَ كِلاَهُمَا مُؤْمِنٌ وَ اَلْيَقِينُ فَوْقَ اَلتَّقْوَى بِدَرَجَةٍ وَ لَمْ يُقْسَمْ بَيْنَ اَلنَّاسِ شَيْ ءٌ أَشَدُّ مِنَ اَلْيَقِينِ إِنَّ بَعْضَ…
همانا ایمان یک مرتبه از اسلام بالاتر است و پارسایی مرتبه ای از ایمان بالاتر است و برخی مراتب ایمان از برخی دیگر بالاترند و گاهی مومن گناه صغیره ای بر زبان آورد که خداوند بر آن گناه صغیر، وعده دوزخ نداده است و خدای می فرماید: «اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی شده اید دوری گزینید، بدی های شما را از شما می زداییم و شما را در جایگاهی ارجمند درمی آوریم». نسا ، آیه 31 و مومنی دیگر باشد که نیک فهم تر است و با گناهان سخت تر برخورد می کند و هر دوی اینان مومن هستند، و یقین، مرتبه ای بالاتر از پارسایی است و هیچ چیزی کمیاب تر از یقین، میان مردم قسمت نشده است. به راستی برخی از مردم یقین مندتر از برخی دیگرند و آنان مومنان اند و برخی از مردم در گرفتاری و تنگدستی و بیماری و ترس شکیباتر از برخی دیگرند و…
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنِ اَلْحَسَبِ فَقَالَ ع اَلْمَالُ قُلْتُ فَالْكَرَمُ قَالَ ع اَلتَّقْوَى قُلْتُ فَالسُّؤْدُدُ قَالَ ع اَلسَّخَاءُ وَيْحَكَ أَ مَا رَأَيْتَ حَاتِمَ طَيٍّ كَيْفَ سَادَ قَوْمَهُ وَ مَا كَانَ بِأَجْوَدِهِمْ مَوْضِعاً .
مفضل بن عمر گفت: از ابی عبد الله علیه السلام پرسیدم که حسب چیست؟ امام علیه السلام فرمود: دارایی. عرض کردم: کرم چیست؟ امام علیه السلام فرمود: پارسایی. عرض کردم: ارجمندی و بزرگواری چیست؟ امام علیه السلام فرمود: بخشندگی. وای بر تو آیا حاتم طایی را ندیدی که چگونه بزرگ قوم خویش شد و حال آن که پیش از این برترین قومش نبود.
دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقُلْتُ كَيْفَ أَصْبَحْتَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ ع وَ اَللَّهِ إِنِّي لَمَحْزُونٌ وَ إِنِّي لَمُشْتَغِلُ اَلْقَلْبِ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا أَحْزَنَكَ وَ مَا أَشْغَلَ قَلْبَكَ فَقَالَ ع لِي يَا ثَوْرِيُّ إِنَّهُ مَنْ دَاخَلَ قَلْبَهُ صَافِي خَالِصِ دِينِ اَللَّهِ شَغَلَهُ عَمَّا سِوَاهُ يَا ثَوْرِيُّ مَا اَلدُّنْيَا وَ مَا عَسَى أَنْ تَكُونَ هَلِ اَلدُّنْيَا إِلاَّ أَكْلٌ أَكَلْتَهُ أَوْ ثَوْبٌ لَبِسْتَهُ أَوْ مَرْكَبٌ رَكِبْتَهُ إِنَّ اَلْمُؤْمِنِينَ لَمْ يَطْمَئِنُّوا فِي اَلدُّنْيَا وَ لَمْ يَأْمَنُوا قُدُومَ اَلْآخِرَةِ دَارُ اَلدُّنْيَا…
سفیان ثوری گفت: به خدمت ابی عبد الله علیه السلام رسیدم و عرض کردم: ای فرزند پیامبر خدا چگونه شب را به صبح رساندی؟ امام صادق علیه السلام فرمود: به خدای که اندوهناک و دل مشغول به ایشان عرض کردم: چه چیزی شما را اندوهناک و دل مشغول ساخته؟ امام علیه السلام به من فرمود: یا ثوری، همانا هر که بر دلش دین پاک شده خداوند وارد شود او را از غیر آن باز دارد. ای ثوری، دنیا چیست؟ و امید می رود که چه باشد؟ آیا دنیا جز خوراکی است که می خوری یا جامه ای است که بر تن می کنی یا مرکبی است که سوارش می شوی؟ به راستی که مومنان بر دنیا تکیه نزنند و از پیشامد رستاخیز آسوده نباشند. سرای دنیا، سرایی رو به تباهی است و سرای آخرت، اقامتگاه ابدی است. اهل دنیا، فراموش پیشه اند. به راستی پرهیزگاران کم خرج ترین و یاری رساننده…
أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ اِبْتَغُوا رِضْوَانَ اَللَّهِ وَ اِخْشَوْا سَخَطَهُ وَ حَافِظُوا عَلَى سُنَّةِ اَللَّهِ وَ لاَ تَتَعَدَّوْا حُدُودَ اَللَّهِ وَ رَاقِبُوا اَللَّهَ فِي جَمِيعِ أُمُورِكُمْ وَ اِرْضَوْا بِقَضَائِهِ فِيمَا لَكُمْ وَ عَلَيْكُمْ أَلاَ وَ عَلَيْكُمْ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ أَلاَ وَ مَنْ أَحْسَنَ إِلَيْكُمْ فَزِيدُوهُ إِحْسَاناً وَ اُعْفُوا عَمَّنْ أَسَاءَ إِلَيْكُمْ وَ…
سفارش مفضل بن عمر به شیعیان -شما را سفارش می کنم به تقوای خدای یگانه که او را انبازی نیست و گواهی بر اینکه خدایی جز الله نیست و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست. از خدا پروا نمایید و گفتار نیکو بر زبان رانید و دنبال خشنودی خدا باشید و از خشم او بترسید. بر سنت الهی بپایید و از حدود الهی تجاوز ننمایید و خداوند را در همه امورتان مد نظر داشته باشید و به قضای الهی-چه به سود شما باشد و چه به زیانتان- رضا دهید. هلا، بر شماست که به امر به معروف و نهی از منکر پردازید. هلا، هر که به شما نیکی کرد بیشتر به او نیکی نمایید و هر که به شما بدی کرد از او درگذرید و با مردم به بهترین وجهی که در توان دارید رفتار نمایید و همانا از شما آن سزاوارتر باشد که شیوه ای در پیش گیرید که راه اعتراض دیگران را بر خود فراهم…
مِنْ كِتَابِ اَلْمَحَاسِنِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ عِنْدَهُ عِدَّةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْجَهْلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اِعْرِفُوا اَلْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ اَلْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا قَالَ سَمَاعَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لاَ نَعْرِفُ إِلاَّ مَا عَرَّفْتَنَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ خَلَقَ اَلْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ خَلَقَهُ مِنَ اَلرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ اَلْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ…
سماعة بن مهران گوید:خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم، و جمعی از دوستان ایشان هم حضور داشتند، صحبت از عقل و جهل به میان آمد، امام صادق علیه السّلام فرمود:عقل و لشکریانش را و جهل و لشکریانش را بشناسید تا هدایت شوید، سماعه گوید:عرض کردم:فدایت شوم، غیر از آنچه شما به ما بفهمانید نمی دانیم، امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند جلّ ثناؤه عقل را آفرید، او اوّلین مخلوقاتش بود که از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید، سپس به او فرمود:پس رو، او پس رفت، بعد فرمود:پیش آی، او پیش آمد، خداوند عزّ و جلّ به او فرمود:تو را با عظمت آفریدم، و بر تمامی آفریدگانم شرافت بخشیدم. فرمود:سپس جهل را آفرید، به او فرمود:عقب برو، عقب رفت، بعد فرمود:پیش آی، او قبول نکرد، خداوند به او فرمود:گردن کشی کردی، او را از رحمت خود…
عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَتَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ إِلَى بَعْضِ أَصْحَابِهِ يَعِظُهُ أُوصِيكَ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اَللَّهِ مَنْ لاَ تَحِلُّ مَعْصِيَتُهُ وَ لاَ يُرْجَى غَيْرُهُ وَ لاَ اَلْغِنَى إِلاَّ بِهِ فَإِنَّ مَنِ اِتَّقَى اَللَّهَ عَزَّ وَ قَوِىَ وَ شَبِعَ وَ رَوِيَ وَ رُفِعَ عَقْلُهُ عَنْ أَهْلِ اَلدُّنْيَا فَبَدَنُهُ مَعَ أَهْلِ اَلدُّنْيَا وَ قَلْبُهُ وَ عَقْلُهُ مُعَايِنٌ لِلْآخِرَةِ فَأَطْفَأَ بِضَوْءِ قَلْبِهِ مَا أَبْصَرَتْ عَيْنَاهُ مِنْ حُبِّ اَلدُّنْيَا فَقَدَرَ حَرَامَهَا وَ جَانَبَ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:امیر المؤمنین صلوات اللّٰه علیه به یکی از یارانش نامه ای به عنوان موعظه نوشت:تو و خودم را به تقوای الهی سفارش می کنم، آن خدایی که نافرمانیش روا نیست و به غیر او امیدی نمی باشد، و بی نیازی فقط به دست اوست، هر که از خدا پروا کرد عزیز و قوی شد، و سیر و سیرآب گشت، و عقلش از اهل دنیا بالا گرفت، پیکرش با اهل دنیاست ولی دل و خردش متوجّه آخرت است، آنچه از دنیا دوستی چشمش دیده پرتو دلش خاموش نموده، حرامش را پلید شمرده و از شبهاتش دوری جسته، به خدا قسم حلال خالص دنیا را هم رها کرده و جز به مقداری که ناچار از آن است، توجه ننموده، و آن پاره نانی است که به پیکرش نیرو دهد، و جامه ای که عورتش را بپوشاند، که آنهم از درشت ترین خوراک و زبر ترین لباسی است که به دستش آمده، و نسبت به…