حدیث امام صادق (ع) درباره مذمت دنیا

مذمت دنیا
شماره ۱۰۷۵۶ امام صادق (ع)

قال الإمام الصادق عليه السلام:

عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَتَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ إِلَى بَعْضِ أَصْحَابِهِ يَعِظُهُ أُوصِيكَ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اَللَّهِ مَنْ لاَ تَحِلُّ مَعْصِيَتُهُ وَ لاَ يُرْجَى غَيْرُهُ وَ لاَ اَلْغِنَى إِلاَّ بِهِ فَإِنَّ مَنِ اِتَّقَى اَللَّهَ عَزَّ وَ قَوِىَ وَ شَبِعَ وَ رَوِيَ وَ رُفِعَ عَقْلُهُ عَنْ أَهْلِ اَلدُّنْيَا فَبَدَنُهُ مَعَ أَهْلِ اَلدُّنْيَا وَ قَلْبُهُ وَ عَقْلُهُ مُعَايِنٌ لِلْآخِرَةِ فَأَطْفَأَ بِضَوْءِ قَلْبِهِ مَا أَبْصَرَتْ عَيْنَاهُ مِنْ حُبِّ اَلدُّنْيَا فَقَدَرَ حَرَامَهَا وَ جَانَبَ شُبُهَاتِهَا وَ أَضَرَّ وَ اَللَّهِ بِالْحَلاَلِ اَلصَّافِي إِلاَّ مَا لاَ بُدَّ لَهُ مِنْ كِسْرَةٍ يَشُدُّ بِهَا صُلْبَهُ وَ ثَوْبٍ يُوَارِي بِهِ عَوْرَتَهُ مِنْ أَغْلَظِ مَا يَجِدُ وَ أَخْشَنِهِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ فِيمَا لاَ بُدَّ مِنْهُ ثِقَةٌ وَ لاَ رَجَاءٌ فَوَقَعَتْ ثِقَتُهُ وَ رَجَاؤُهُ عَلَى خَالِقِ اَلْأَشْيَاءِ فَجَدَّ وَ اِجْتَهَدَ وَ أَتْعَبَ بَدَنَهُ حَتَّى بَدَتِ اَلْأَضْلاَعُ وَ غَارَتِ اَلْعَيْنَانِ فَأَبْدَلَهُ اَللَّهُ مِنْ ذَلِكَ قُوَّة فِي بَدَنِهِ وَ شِدَّة فِي عَقْلِهِ وَ مَا اِدَّخَرَ لَهُ فِي اَلْآخِرَةِ أَكْثَرُ فَارْفُضِ اَلدُّنْيَا فَإِنَّ حُبَّ اَلدُّنْيَا يُعْمِي وَ يُصِمُّ وَ يُبْكِمُ وَ يُذِلُّ اَلرِّقَابَ فَتَدَارَكْ مَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِكَ وَ لاَ تَقُلْ غَدا وَ بَعْدَ غَدٍ فَإِنَّمَا هَلَكَ مَنْ مَضَى قَبْلَكُمْ بِإِقَامَتِهِمْ عَلَى اَلْأَمَانِيِّ وَ اَلتَّسْوِيفِ حَتَّى أَتَاهُمْ مِنَ اَللَّهِ أَمْرُهُمْ بَغْتَة وَ هُمْ غَافِلُونَ فَنُقِلُوا عَلَى أَعْوَادِهِمْ إِلَى قُبُورِهِمُ اَلْمُظْلِمَةِ اَلضَّيِّقَةِ وَ قَدْ أَسْلَمَهُمُ اَلْأَهْلُونَ وَ اَلْأَوْلاَدُ فَانْقَطِعْ إِلَى اَللَّهِ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ مِنْ رَفْضِ اَلدُّنْيَا وَ عَزْمٍ لَيْسَ فِيهِ اِنْكِسَارٌ وَ لاَ اِنْخِذَالٌ أَعَانَنَا اَللَّهُ وَ إِيَّاكَ عَلَى طَاعَتِهِ وَ وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكَ لِمَرْضَاتِهِ .

امام صادق علیه السّلام فرمود:امیر المؤمنین صلوات اللّٰه علیه به یکی از یارانش نامه ای به عنوان موعظه نوشت:تو و خودم را به تقوای الهی سفارش می کنم، آن خدایی که نافرمانیش روا نیست و به غیر او امیدی نمی باشد، و بی نیازی فقط به دست اوست، هر که از خدا پروا کرد عزیز و قوی شد، و سیر و سیرآب گشت، و عقلش از اهل دنیا بالا گرفت، پیکرش با اهل دنیاست ولی دل و خردش متوجّه آخرت است، آنچه از دنیا دوستی چشمش دیده پرتو دلش خاموش نموده، حرامش را پلید شمرده و از شبهاتش دوری جسته، به خدا قسم حلال خالص دنیا را هم رها کرده و جز به مقداری که ناچار از آن است، توجه ننموده، و آن پاره نانی است که به پیکرش نیرو دهد، و جامه ای که عورتش را بپوشاند، که آنهم از درشت ترین خوراک و زبر ترین لباسی است که به دستش آمده، و نسبت به آنچه هم ناچار است اطمینان و امید ندارد، و فقط امید و اطمینانش به آفرینندۀ جهان است. بنا بر این تلاش و کوشش نماید و تنش را به زحمت اندازد تا استخوانهایش نمودار شود، و دیدگانش به گودی رود، خداوند هم در عوض نیروی بدنی و توان عقلیش دهد، و آنچه در آخرت برایش اندوخته بیشتر باشد، دنیا را رها کن، زیرا محبت به دنیا کور و کر و گنگ و زبون می کند، بقیّۀ عمرت را جبران کن، زیرا پیشینیانت به خاطر پایداری بر آرزوها و امروز و فردا کردن هلاک شدند، تا آنگاه که ناگهان فرمان خدا مرگ به سویشان آمد در حالی که آنان غافل بودند، سپس بر روی تابوتهایشان به سوی گورهای تنگ و تاریک رهسپار گشته و خانواده و فرزندان آنان را رها کردند، با دلی متوجه و از همه بریده و ترک دنیا نموده و با تصمیمی قاطع به سوی خدا رو، خدا ما و تو را بر طاعتش یاری کند، و به موجبات رضایش موفق بدارد.

موضوع:
مذمت دنیا
منبع:
مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 565
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه