سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اَللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اَلْأَماناتِ إِلى أَهْلِها َالَ أَمَرَ اَللَّهُ اَلْإِمَامَ اَلْأَوَّلَ أَنْ يَدْفَعَ إِلَى اَلْإِمَامِ اَلَّذِي بَعْدَهُ كُلَّ شَيْ ءٍ عِنْدَهُ .
معلی بن خنیس گوید: از امام صادق علیه السلام در باره قول خدای عز و جل»خدا شما را امر میکند که امانتها را بصاحبانش رد کنید»پرسیدم فرمود: خدا امام پیشین را دستور میدهد که هر چه(از علایم امامت) نزد اوست بامام بعد از خود رد کند.
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَذَكَرُوا اَلْأَوْصِيَاءَ وَ ذَكَرْتُ إِسْمَاعِيلَ فَقَالَ لاَ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا ذَاكَ إِلَيْنَا وَ مَا هُوَ إِلاَّ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُنْزِلُ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ .
ابو بصیر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که نام اوصیا را بردند و من هم اسماعیل را نام بردم. حضرت فرمود: نه بخدا، ای ابا محمد، تعیین امام باختیار ما نیست، این کار تنها بدست خداست که در باره هر یک پس از دیگری فرو میفرستد.
إِنَّ اَلْوَصِيَّةَ نَزَلَتْ مِنَ اَلسَّمَاءِ عَلَى مُحَمَّدٍ كِتَاباً لَمْ يُنْزَلْ عَلَى مُحَمَّدٍ ص كِتَابٌ مَخْتُومٌ إِلاَّ اَلْوَصِيَّةُ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ وَصِيَّتُكَ فِي أُمَّتِكَ عِنْدَ أَهْلِ بَيْتِكَ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص أَيُّ أَهْلِ بَيْتِي يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ نَجِيبُ اَللَّهِ مِنْهُمْ وَ ذُرِّيَّتُهُ لِيَرِثَكَ عِلْمَ اَلنُّبُوَّةِ كَمَا وَرَّثَهُ إِبْرَاهِيمُ ع وَ مِيرَاثُهُ لِعَلِيٍّ ع وَ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ صُلْبِهِ قَالَ وَ كَانَ عَلَيْهَا خَوَاتِيمُ قَالَ فَفَتَحَ عَلِيٌّ ع اَلْخَاتَمَ اَلْأَوَّلَ وَ مَضَى لِمَا فِيهَا ثُمَّ فَتَحَ اَلْحَسَنُ ع…
معاذ بن کثیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امر وصیت از آسمان در مکتوبی بر محمد نازل شد، و مکتوب سر بمهر جز راجع بوصیت بر محمد صلی الله علیه و آله نازل نگشت. جبرییل علیه السلام عرضکرد: یا محمد؛ این است وصیت تو در باره امتت نزد اهل بیتت، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود ای جبرییل کدام اهل بیتم؟ گفت: برگزیده خدا از میان ایشان و ذریه او(علی و اولادش علیهم السلام) و این وصیت برای اینست که علی علم نبوت را از تو ارث ببرد، چنان که ابراهیم بارث داد و میراث این علم برای علی علیه السلام و ذریه تو از پشت او است. آنگاه امام صادق علیه السلام فرمود: آن مکتوب چند مهر داشت، علی علیه السلام مهر اول را گشود و بآنچه در آن بود عمل کرد، سپس حسن علیه السلام مهر دوم را گشود و بآنچه در آن مامور شده بود عمل…
إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ عَلَى نَبِيِّهِ ص كِتَاباً قَبْلَ وَفَاتِهِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ وَصِيَّتُكَ إِلَى اَلنُّجَبَةِ مِنْ أَهْلِكَ قَالَ وَ مَا اَلنُّجَبَةُ يَا جَبْرَئِيلُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ وُلْدُهُ ع وَ كَانَ عَلَى اَلْكِتَابِ خَوَاتِيمُ مِنْ ذَهَبٍ فَدَفَعَهُ اَلنَّبِيُّ ص إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ أَمَرَهُ أَنْ يَفُكَّ خَاتَماً مِنْهُ وَ يَعْمَلَ بِمَا فِيهِ فَفَكَّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع خَاتَماً وَ عَمِلَ بِمَا فِيهِ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَى اِبْنِهِ اَلْحَسَنِ ع فَفَكَّ خَاتَماً وَ عَمِلَ بِمَا فِيهِ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَى اَلْحُسَيْنِ…
امام صادق علیه السلام فرمود: خدای عز و جل پیش از وفات پیغمبر، مکتوبی بر او نازل کرد و فرمود: ای محمد اینست وصیت من بسوی نجیبان و برگزیدگان از خاندان تو، پیغمبر گفت: ای جبرییل نجیبان کیانند؟ فرمود: علی بن ابی طالب و اولادش علیهم السلام، و بر آن مکتوب چند مهر از طلا بود، پیغمبر صلی الله علیه و آله آن را بامیر المومنین علیه السلام داد و دستور فرمود که یک مهر آن را بگشاید و بآنچه در آنست عمل کند، امیر المومنین علیه السلام یک مهر را گشود و بآن عمل کرد، سپس آن را بپسرش حسن علیه السلام داد، او هم یک مهر را گشود و بآن عمل کرد، سپس او آن را بحسین علیه السلام داد، او یک مهر را گشود و در آن دید نوشته است: با مردمی بطرف شهادت برو، برای آنها شهادتی جز با تو نیست، و خود را بخدای عز و جل بفروش، او هم انجام…
عَنِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَا تَحَبَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا اِفْتَرَضْتُهُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَحَبَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ اَلَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ اَلَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ اَلَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ اَلَّتِي أَعْطَيْتُهُ بِهَا وَ مَا تَرَدَّدْتُ فِي شَيْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي فِي مَوْتِ اَلْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ اَلْمَوْتَ وَ أَنَا أَكْرَهُ…
امام صادق علیه السّلام از قول رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کرده که خداوند تبارک و تعالی فرمود:بندۀ من با چیزی محبوبتر از انجام آنچه بر او واجب کرده ام به دوستی من گرایش پیدا نکند، ولی او به وسیلۀ خواندن نمازهای مستحبی به دوستی من می گراید تا او را دوست بدارم، من هر گاه او را دوست داشته باشم گوش او می شوم که با آن می شنود، و چشم او می شوم که با آن می بیند، زبان او می شوم که با آن سخن می گوید، و دست او می شوم که با آن می بخشد، و مردد نمی شوم در چیزی که انجام دهنده اش می باشم مانند ترددم در مرگ مؤمن، او از مرگ بدش می آید و من از ناراحتی او ناخشنودم.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَصِفُ اَلْبَرْنِيَّ قَالَ هَذَا جَبْرَئِيلُ يُخْبِرُنِي أَنَّ فِي تَمْرَتِكُمْ هَذِهِ تِسْعَ خِصَالٍ تُخَبِّلُ اَلشَّيْطَانَ وَ تُقَوِّي اَلظَّهْرَ وَ تَزِيدُ فِي اَلْمُبَاضَعَةِ وَ تَزِيدُ فِي اَلسَّمْعِ وَ اَلْبَصَرِ وَ تُقَرِّبُ مِنَ اَللَّهِ وَ تُبَاعِدُ مِنَ اَلشَّيْطَانِ وَ تَهْضِمُ اَلطَّعَامَ وَ تَذْهَبُ بِالدَّاءِ وَ تُطَيِّبُ اَلنَّكْهَةَ.
امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله در حالی که از«برنی»تعریف می کردند نقل فرمود: جبرئیل به من خبر داد که در این خرمای شما نه خصلت وجود دارد:دست شیطان را قطع می کند، کمر را محکم می گرداند، قدرت بر مجامعت را زیاد می نماید، قوّت شنوایی و بینایی را زیاد می کند، انسان را به خدا نزدیک می کند، و از شیطان دور می گرداند، و قضا را هضم می کند، و درد را از بین می برد، تنفس بینی را خوش بو می نماید.
عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ رَجُلا أَتَى اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَوْصِنِي فَقَالَ لاَ تُشْرِكْ بِاللَّهِ شَيْئا وَ إِنْ حُرِّقْتَ بِالنَّارِ وَ عُذِّبْتَ إِلاَّ وَ قَلْبُكَ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَ وَالِدَيْكَ فَأَطْعِمْهُمَا وَ بَرَّهُمَا حَيَّيْنِ كَانَا أَوْ مَيِّتَيْنِ وَ إِنْ أَمَرَاكَ أَنْ تَخْرُجَ مِنْ أَهْلِكَ وَ مَالِكَ فَافْعَلْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنَ اَلْإِيمَانِ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:مردی نزد پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله آمد و عرض کرد:ای رسول خدا مرا سفارشی کن، فرمود:هیچ چیزی را با خدا شریک مدان، گرچه با آتش سوزانده شوی و شکنجه شوی، همواره دلت به ایمان محکم باشد، و پدر و مادرت را فرمانبر و با آنها نیکی کن، زنده باشند یا مرده، و اگر دستور دادند که خاندان و مالت را کنار گذاری این کار را بکن که از ایمان است.
عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ : كُنْتُ نَصْرَانِيّا فَأَسْلَمْتُ وَ حَجَجْتُ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قُلْتُ لَهُ إِنِّي كُنْتُ عَلَى اَلنَّصْرَانِيَّةِ وَ إِنِّي أَسْلَمْتُ فَقَالَ وَ أَيَّ شَيْءٍ رَأَيْتَ فِي اَلْإِسْلاَمِ قُلْتُ قَوْلَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مٰا كُنْتَ تَدْرِي مَا اَلْكِتٰابُ وَ لاَ اَلْإِيمٰانُ وَ لٰكِنْ جَعَلْنٰاهُ نُورا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشٰاءُ : فَقَالَ لَقَدْ هَدَاكَ اَللَّهُ ثُمَّ قَالَ اَللَّهُمَّ اِهْدِهِ ثَلاَثا سَلْ عَمَّا شِئْتَ يَا بُنَيَّ فَقُلْتُ إِنَّ أَبِي وَ أُمِّي وَ أَهْلَ بَيْتِي…
زکریا بن ابراهیم گوید:من نصرانی بودم و مسلمان شدم و حج گزاردم، سپس خدمت امام صادق علیه السّلام رسیدم و عرض کردم:من نصرانی بودم و مسلمان شدم، فرمود:از اسلام چه دیدی؟گفتم:قول خدای عزّ و جل نمی دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که هر که را بخواهیم بدان هدایت کنیم ، فرمود:محقّقا خدا تو را هدایت فرموده است، آنگاه سه مرتبه فرمود:خدایا هدایتش فرما، پسر جان هر چه خواهی بپرس، عرض کردم:پدر و مادر و خانوادۀ من نصرانی هستند و مادرم نابیناست، من با آنها باشم و در ظرف آنها غذا بخورم؟فرمود:آنها گوشت خوک می خورند؟عرض کردم:نه، با آن تماس هم نمی گیرند، فرمود:مانعی ندارد، مواظب مادرت باش و با او خوشرفتاری کن، و چون بمیرد او را به دیگری وامگذار، خودت به کارش اقدام کن، و به کسی نگو که نزد من…
سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بِالْوٰالِدَيْنِ إِحْسٰانا : مَا هَذَا اَلْإِحْسَانُ قَالَ أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمَا وَ أَنْ لاَ تُكَلِّفَهُمَا أَنْ يَسْأَلاَكَ شَيْئا مِمَّا يَحْتَاجَانِ إِلَيْهِ وَ إِنْ كَانَا مُسْتَغْنِيَيْنِ أَ لَيْسَ اَللَّهُ يَقُولُ لَنْ تَنٰالُوا اَلْبِرَّ حَتّٰى تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ : ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ وَ أَمَّا قَوْلُ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِمّٰا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ اَلْكِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ كِلاٰهُمٰا فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا : قَالَ إِنْ أَضْجَرَاكَ…
از امام صادق علیه السّلام سؤال شد در مورد قول خدای عزّ و جل: و به پدر و مادر احسان کنید این احسان چیست؟فرمود:این است که با آنها نیکو معاشرت کنی، و آنها را مجبور نکنی چیزی را که احتیاج دارند از تو بخواهند، اگر چه بی نیاز باشند، مگر خداوند نمی فرماید: هرگز به نیکی نمی رسید مگر از آنچه دوست دارید انفاق کنید . سپس امام صادق علیه السّلام فرمود:و اما قول خدای تبارک و تعالی: اگر یکی از ایشان یا هر دوی آنها نزد تو به پیری رسیدند به آنها اف مگو و با آنها تندی مکن ، یعنی اگر تو را دلتنگ کردند به آنها اف نگو، و اگر تو را زدند به آنها تندی مکن، و فرمود: و به آنها سخنی شریف و بزرگوار بگو ، یعنی اگر تو را زدند بگو:خدا شما را بیامرزد، این است سخن شریف تو، و فرمود: بال و پر فروتنی و مهربانی را برای آنان…
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : جَاءَ أَعْرَابِيٌّ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ بَايِعْنِي عَلَى اَلْإِسْلاَمِ فَقَالَ أَنْ تَقْتُلَ أَبَاكَ فَكَفَّ اَلْأَعْرَابِيُّ يَدَهُ وَ أَقْبَلَ رَسُولُ اَللَّهِ عَلَى اَلْقَوْمِ يُحَدِّثُهُمْ فَعَادَ اَلْأَعْرَابِيُّ بِالْقَوْلِ فَأَجَابَهُ رَسُولُ اَللَّهِ بِمِثْلِ اَلْأَوَّلِ فَكَفَّ اَلْأَعْرَابِيُّ يَدَهُ فَأَقْبَلَ رَسُولُ اَللَّهِ عَلَى اَلْقَوْمِ يُحَدِّثُهُمْ ثُمَّ عَادَ اَلْأَعْرَابِيُّ فَقَالَ أَنْ تَقْتُلَ أَبَاكَ فَقَالَ نَعَمْ فَبَايَعَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ رَسُولُ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:اعرابی خدمت رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رسید و عرض کرد:ای رسول خدا با من بر اسلام بیعت کن، فرمود:تا پدرت را بکشی؟اعرابی دستش را کنار کشید، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رو به طرف قوم بر گرداند تا با آنها گفتگو کند. اعرابی بازگشت و حرفش را تکرار کرد، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله مثل جواب اول را به او داد، اعرابی دستش را کشید، سپس رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به طرف قوم رفت تا با آنها به گفتگو بپردازد، باز اعرابی برگشت، پیامبر فرمود:تا پدرت را بکشی؟گفت:بلی، پیامبر با او بیعت کرد و فرمود:الان آن هنگامی است که غیر از خدا و رسول او و مؤمنان محرم اسراری نگرفته اند من فرمان به نافرمانی پدر و مادر نمی دهم و لکن در دنیا با آنها خوشرفتار باش.
عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : يُؤْتَى بِالشَّيْخِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فَيُدْفَعُ إِلَيْهِ كِتَابُهُ ظَاهِرُهُ مِمَّا يَلِي اَلنَّاسَ لاَ يَرَى إِلاَّ مَسَاوِئَ فَيَطُولُ ذَلِكَ عَلَيْهِ فَيَقُولُ يَا رَبِّ أَ تَأْمُرُنِي إِلَى اَلنَّارِ فَيَقُولُ اَلْجَبَّارُ جَلَّ جَلاَلُهُ يَا شَيْخُ إِنِّي أَسْتَحِي أَنْ أُعَذِّبَكَ وَ قَدْ كُنْتَ تُصَلِّي فِي دَارِ اَلدُّنْيَا اِذْهَبُوا بِعَبْدِي إِلَى اَلْجَنَّةِ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:پیرمرد را روز قیامت بیاورند و نامۀ عملش را به دستش دهند، به طوری که پشت نامه به سوی مردم باشد، جز بدی و گناه نبیند، و ببیند که این نامه بس طولانی است؛ عرض کند:پروردگارا آیا دستور می دهی که داخل آتش روم؟خداوند جبّار جلّ جلاله می فرماید:ای پیر من شرم دارم که تو را عذاب کنم در حالی که تو در دنیا همواره برایم نماز می خواندی، بندۀ مرا به بهشت ببرید.
عَنْ سَعْدَانَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ إِنِّي أَرَى مَنْ هُوَ شَدِيدُ اَلْحَالِ مُضَيَّقا عَلَيْهِ اَلْعَيْشُ وَ أَرَى نَفْسِي فِي سَعَةٍ مِنْ هَذِهِ اَلدُّنْيَا لاَ أَمُدُّ يَدِي إِلَى شَيْءٍ إِلاَّ رَأَيْتُ فِيهِ مَا أُحِبُّ وَ قَدْ أَرَى مَنْ هُوَ أَفْضَلُ مِنِّي قَدْ صُرِفَ ذَلِكَ عَنْهُ فَقَدْ خَشِيتُ أَنْ يَكُونَ لِي اِسْتِدْرَاجا مِنَ اَللَّهِ لِي بِخَطِيئَتِي فَقَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَمَّا مَعَ اَلْحَمْدِ فَلاَ وَ اَللَّهِ .
سعدان بن یزید گوید:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:من کسی را دیدم که در حالت سختی بود و زندگانی بر او تنگ شده بود، و خودم را در گشایش از این دنیا دیدم، دستم را به سوی چیزی دراز نمی کنم مگر اینکه آن را محبوب خودم می بینم، و گاهی کسی را می بینم که او از من برتر است در حالی که این نعمتها به او نرسیده، می ترسم که این برای من آزمایشی از ناحیۀ خداوند باشد تا مرا به خطا و اشتباه اندازد. امام علیه السّلام فرمود:اگر در برابر نعمتها شاکر باشید باکی نیست.