فَكُلُّ مَا يَتَعَلَّمُ اَلْعِبَادُ أَوْ يُعَلِّمُونَ غَيْرَهُمْ مِنْ صُنُوفِ اَلصِّنَاعَاتِ مِثْلِ اَلْكِتَابَةِ وَ اَلْحِسَابِ وَ اَلتِّجَارَةِ وَ اَلصِّيَاغَةِ وَ اَلسِّرَاجَةِ وَ اَلْبِنَاءِ وَ اَلْحِيَاكَةِ وَ اَلْقِصَارَةِ وَ اَلْخِيَاطَةِ وَ صَنْعَةِ صُنُوفِ اَلتَّصَاوِيرِ مَا لَمْ يَكُنْ مُثُلَ اَلرُّوحَانِيِّ وَ أَنْوَاعِ صُنُوفِ اَلْآلاَتِ اَلَّتِي يَحْتَاجُ إِلَيْهَا اَلْعِبَادُ اَلَّتِي مِنْهَا مَنَافِعُهُمْ وَ بِهَا قِوَامُهُمْ وَ فِيهَا بُلْغَةُ جَمِيعِ حَوَائِجِهِمْ فَحَلاَلٌ فِعْلُهُ وَ تَعْلِيمُهُ وَ اَلْعَمَلُ بِهِ وَ فِيهِ لِنَفْسِهِ أَوْ لِغَيْرِهِ وَ إِنْ كَانَتْ تِلْكَ…
اما تفسیر صنعت ها -هر گونه صنعتی که بندگان فراگیرند یا به دیگران آموزش دهند از قبیل: نویسندگی، حسابداری، بازرگانی، زرگری، زین سازی، ساختمان سازی ، بافندگی، لباسشویی، دوزندگی، ساختن انواع صورتها و جز صورتگری از جانداران، ساختن انواع ابزار و آلات که مورد نیاز بندگان است و برای آنان سودآور و مایه ماندگاری و راحتی زندگانی است. ساختن و آموختن و به اجرا درآورده همه اینها برای خود یا دیگری، حلال است و گرچه از این صنعتها و این ابزار و آلات در جهت فسادگستری و گناهان گوناگون استفاده شود و مورد استفاده حق و باطل-هر دو-قرار گیرد ولی ساخت و آموزش آن هیچ اشکالی ندارد. مانند نویسندگی که امکان دارد در جهت فسادگستری و فتنه انگیزی به کار گرفته شود از قبیل: تقویت در جهت یاری رساندن به کارگزاران حکمرانان ستمگر…
دَخَلَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَرَأَى عَلَيْهِ ثِيَاباً بَيْضَاءَ كَأَنَّهَا غِرْقِئُ اَلْبَيَاضِ فَقَالَ لَهُ إِنَّ هَذَا لَيْسَ مِنْ لِبَاسِكَ فَقَالَ ع لَهُ اِسْمَعْ مِنِّي وَ عِ مَا أَقُولُ لَكَ فَإِنَّهُ خَيْرٌ لَكَ عَاجِلاً وَ آجِلاً إِنْ كُنْتَ أَنْتَ مِتَّ عَلَى اَلسُّنَّةِ وَ اَلْحَقِّ وَ لَمْ تَمُتْ عَلَى بِدْعَةٍ أُخْبِرُكَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ فِي زَمَانٍ مُقْفِرٍ جَشِبٍ فَإِذَا أَقْبَلَتِ اَلدُّنْيَا فَأَحَقُّ أَهْلِهَا بِهَا أَبْرَارُهَا لاَ فُجَّارُهَا وَ مُؤْمِنُوهَا لاَ مُنَافِقُوهَا وَ مُسْلِمُوهَا لاَ كُفَّارُهَا فَمَا أَنْكَرْتَ يَا…
ارایه دلیل روشنگر امام صادق علیه السلام بر صوفیان -هنگامی که بر او وارد شدند و او را از دنبال روزی رفتن نهی کردند. سفیان ثوری نزد امام صادق علیه السلام آمد و بر تن آن حضرت جامه هایی سپید دید که در لطافت و تمییزی گویا پرده روی سپیده تخم مرغ هستند، به عنوان اعتراض به آن حضرت، گفت: این جامه سزاوار تو نیست و نباید خود را به زیورهای دنیا آلوده سازی. امام صادق فرمود: می خواهم سخنی به تو بگویم، خوب گوش کن و به دل بسپار که از برای دنیا و آخرت تو مفید است به شرط آن که بر سنت و حق بمیری نه بر بدعت. اگر زندگی و خوراک و پوشاک پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاک قرار می دهی و بر اساس آن بر من اعتراض می کنی باید تو را از مطلبی آگاه سازم و آن این است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در روزگاری به سر می برد…
عِرْفَانُ اَلْمَرْءِ نَفْسَهُ أَنْ يَعْرِفَهَا بِأَرْبَعِ طَبَائِعَ وَ أَرْبَعِ دَعَائِمَ وَ أَرْبَعَةِ أَرْكَانٍ فَطَبَائِعُهُ اَلدَّمُ وَ اَلْمِرَّةُ وَ اَلرِّيحُ وَ اَلْبَلْغَمُ وَ دَعَائِمُهُ اَلْعَقْلُ وَ مِنَ اَلْعَقْلِ اَلْفَهْمُ وَ اَلْحِفْظُ وَ أَرْكَانُهُ اَلنُّورُ وَ اَلنَّارُ وَ اَلرُّوحُ وَ اَلْمَاءُ وَ صُورَتُهُ طِينَتُهُ فَأَبْصَرَ بِالنُّورِ وَ أَكَلَ وَ شَرِبَ بِالنَّارِ وَ جَامَعَ وَ تَحَرَّكَ بِالرُّوحِ وَ وَجَدَ طَعْمَ اَلذَّوْقِ وَ اَلطَّعَامِ بِالْمَاءِ فَهَذَا تَأْسِيسُ صُورَتِهِ فَإِذَا كَانَ تَأْيِيدُ عَقْلِهِ مِنَ اَلنُّورِ كَانَ عَالِماً حَافِظاً ذَكِيّاً فَطِناً…
سخن امام صادق علیه السلام در باره آفرینش و ساختار وجودی انسان -امام صادق علیه السلام فرمود: خودشناسی مرد آن است که خود را به چهار طبیعت و چهار ستون و چهار رکن بشناسد. طبیعت های او عبارتند از: خون، صفرا، باد و بلغم. و ستونهایش: عقل-که زیرکی ناشی از آن است-، فهم، حافظه و دانش. و چهار رکن عبارتند از: نور، آتش، روح و آب. و صورت او سرشت اوست. انسان به واسطه نور می بیند و به وسیله آتش خوراک و نوشیدنی ها آماده می شود و او می خورد و می آشامد و به کمک روح مجامعت می نماید و می جنبد و به برکت آب طعم چشیدنی ها و خوراک را احساس می کند. -این است اساس شکل گیری انسان. هر گاه عقل انسان مورد تایید نور قرار گیرد، دانشمند و خوش حافظه، هوشمند و فهیم به شمار آید و خوب آگاه گردد در چه هست و از کجا رسدش و برای چه…
لاَ يَصْلُحُ مَنْ لاَ يَعْقِلُ وَ لاَ يَعْقِلُ مَنْ لاَ يَعْلَمُ وَ سَوْفَ يَنْجُبُ مَنْ يَفْهَمُ وَ يَظْفَرُ مَنْ يَحْلُمُ وَ اَلْعِلْمُ جُنَّةٌ وَ اَلصِّدْقُ عِزٌّ وَ اَلْجَهْلُ ذُلٌّ وَ اَلْفَهْمُ مَجْدٌ وَ اَلْجُودُ نُجْحٌ وَ حُسْنُ اَلْخُلُقِ مَجْلَبَةٌ لِلْمَوَدَّةِ وَ اَلْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لاَ تَهْجُمُ عَلَيْهِ اَللَّوَابِسُ وَ اَلْحَزْمُ مِشْكَاةُ اَلظَّنِّ وَ اَللَّهُ وَلِيُّ مَنْ عَرَفَهُ وَ عَدُوُّ مَنْ تَكَلَّفَهُ وَ اَلْعَاقِلُ غَفُورٌ وَ اَلْجَاهِلُ خَتُورٌ وَ إِنْ شِئْتَ أَنْ تُكْرَمَ فَلِنْ وَ إِنْ شِئْتَ أَنْ تُهَانَ فَاخْشُنْ وَ مَنْ كَرُمَ أَصْلُهُ لاَنَ قَلْبُهُ وَ مَنْ…
از فرمایشات حکمت بار امام صادق علیه السلام -کسی که اندیشه ننماید اصلاح نگردد و کسی که نداند اهل اندیشه نباشد. کسی که بفهمد نجیب می شود. کسی که بردباری پیشه نماید پیروز گردد. دانش سپر است. راستی عزت است و نادانی ذلت. فهمیدن بزرگواری است. سخاوت کامیابی است. خوش اخلاقی وسیله دوستیابی است. کسی که به زمانه آگاه باشد اشتباهات بر او هجوم نیارد. دور اندیشی چراغدان گمان است. خداوند دوستدار کسی است که او را بشناسد و دشمن آن کس است که خودسرانه خویش را در زحمت شناسایی اش اندازد. خردمند اهل گذشت است و نادان اهل فریب. اگر خواهی بزرگوار شوی نرمخو باش و اگر خواهی خوارت دارند خشن باش. هر کس اصلش کریم باشد نرم دل است و هر کس عنصرش سخت باشد سخت دل است. هر کس کوتاهی کند به پرتگاه افتد و هر کس از عاقبت کار بترسد…
إِذَا كَانَ اَلزَّمَانُ زَمَانَ جَوْرٍ وَ أَهْلُهُ أَهْلَ غَدَرٍ فَالطُّمَأْنِينَةُ إِلَى كُلِّ أَحَدٍ عَجْزٌ .
هر گاه روزگار، دوران ستم بود و مردمانش خیانت گر اطمینان به هر کسی ناتوانی است.
مَنْ تَعَرَّضَ لِسُلْطَانٍ جَائِرٍ فَأَصَابَتْهُ مِنْهُ بَلِيَّةٌ لَمْ يُؤْجَرْ عَلَيْهَا وَ لَمْ يُرْزَقِ اَلصَّبْرَ عَلَيْهَا.
هر کس با عدم وجود زمینه بر سلطان ستمگر اعتراضی نماید اگر از جانب سلطان، بلایی ببیند بر آن بلا پاداشی نبرد و بردباری به آن، روزی اش نگردد.
يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ فِيهِ ثَمَانُ خِصَالٍ وَقُورٌ عِنْدَ اَلْهَزَاهِزِ صَبُورٌ عِنْدَ اَلْبَلاَءِ شَكُورٌ عِنْدَ اَلرَّخَاءِ قَانِعٌ بِمَا رَزَقَهُ اَللَّهُ لاَ يَظْلِمُ اَلْأَعْدَاءَ وَ لاَ يَتَحَمَّلُ اَلْأَصْدِقَاءَ بَدَنُهُ مِنْهُ فِي تَعَبٍ وَ اَلنَّاسُ مِنْهُ فِي رَاحَةٍ.
مومن را سزاست که هشت صفت در او باشد: در سختی های تکان دهنده باوقار و در بلا صبر پیشه و به آنچه خدایش روزی داده قانع باشد و بر دشمنانش ستم نورزد و سربار دوستانش نباشد، بدنش از او در سختی و مردم از او در آسودگی باشند.
عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ قُوا أَنْفُسَكُمْ بِالاِسْتِغْنَاءِ عَنْ طَلَبِ اَلْحَوَائِجِ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ مَنْ خَضَعَ لِصَاحِبِ سُلْطَانٍ جَائِرٍ أَوْ لِمَنْ يُخَالِفُهُ فِي دِينِهِ طَلَبا لِمَا فِي يَدَيْهِ مِنْ دُنْيَاهُ أَخْمَلَهُ اَللَّهُ وَ مَقَّتَهُ عَلَيْهِ وَ وَكَلَهُ إِلَيْهِ فَإِنْ هُوَ غَلَبَ عَلَى شَيْءٍ مِنْ دُنْيَاهُ فَصَارَ إِلَيْهِ مِنْهُ شَيْءٌ نَزَعَ اَللَّهُ اَلْبَرَكَةَ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْجِرْهُ عَلَى شَيْءٍ يَنْفَعُهُ مِنْهُ فِي حَجٍّ وَ لاَ عِتْقٍ وَ لاَ بِرٍّ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:پرهیزگار باشید و خود را بی نیاز از طلب حاجتها نگاهدارید، و بدانید که هر کس برای سلطانی ستمگر یا برای کسی که در دین با او مخالف است برای طلب کردن آنچه دارد فروتنی نماید، خداوند او را گمنام کند و مورد غضبش قرار دهد و او را به خودش واگذارد، و اگر بر مقداری از دنیای سلطان غالب شود، و چیزی از آن به او برسد، خداوند برکت را از او سلب کند، و به او پاداشی در مقابل آنچه برای حج و آزاد کردن بنده و کار نیکش انفاق نموده ندهد.
وَ عَنْهُ قَالَ : اَلْمُؤْمِنُ أَخُو اَلْمُؤْمِنِ لاَ يَظْلِمُهُ وَ لاَ يَخْذُلُهُ وَ لاَ يَغُشُّهُ وَ لاَ يَغْتَابُهُ وَ لاَ يَخُونُهُ وَ لاَ يُكَذِّبُهُ قَالَ لاَ يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَسْتَوْحِشَ إِلَى أَخِيهِ اَلْمُؤْمِنِ فَمَنْ دُونَهُ فَإِنَّ اَلْمُؤْمِنَ عَزِيزٌ فِي دِينِهِ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:مؤمن برادر مؤمن است، به او ستم نمی کند و او را خوار نمی گرداند، و به او غش و دو رنگی نمی کند، و از او غیبت نکند و به او خیانت نورزد، و به او دروغ نمی گوید.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : عَلَيْكُمْ بِاتِّقَاءِ اَللَّهِ وَ صِدْقِ اَلْحَدِيثِ وَ اَلْوَرَعِ وَ اَلاِجْتِهَادِ وَ اَلْخُرُوجِ عَنْ مَعَاصِي اَللَّهِ وَ اِعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَمْلِكْ نَفْسَهُ عِنْدَ اَلْغَضَبِ وَ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحْسِنْ صُحْبَةَ مَنْ صَحِبَهُ وَ مُرَافَقَةَ مَنْ رَافَقَهُ وَ مُخَالَطَةَ مَنْ خَالَطَهُ وَ مُجَاوَرَةَ مَنْ جَاوَرَهُ وَ مُجَامَلَةَ مَنْ جَامَلَهُ وَ مُمَالَحَةَ مَنْ مَالَحَهُ وَ مُخَالَفَةَ مَنْ خَالَفَهُ وَ عَلَيْكُمْ بِاتِّقَاءِ اَللَّهِ وَ اَلْكَفِّ وَ اَلتَّقِيَّةِ وَ اَلْكِتْمَانِ فَإِنِّي وَ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:بر شما باد به ترس از خدا و راستگوئی، و پرهیزگاری و کوشش در عبادت، و ترک گناهان، و آگاه باشید هر کس بر غضب و خشم خود مسلط نباشد از ما نیست، و هر که با همراه خود حق رفاقت را مراعات نکند و خوب رفاقت نکند، و معاشرتش خوب نباشد و همسایه را آزار دهد و به همنشین خود ستم کند و آداب غذا خوردن را رعایت نکند و با او مخالفت کند از ما نیست. پرهیزگار باشید و از بدگویی به مردم دست بردارید، و تقیه کنید و اسرار خود را حفظ نمایید، بخدا قسم من به راست و چپ نظر کردم، و چون مردم را دیدم که هر کدام به راهی می روند، من در بین آن گرد و غبار مردم راه راست را برگزیدم، اینک شما هم تا می توانید از خدا بترسید، و هیچ قدرتی جز قدرت خدا نیست.
عَنْهُ قَالَ : كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يُسَلِّمُ عَلَى اَلنِّسَاءِ وَ يَرْدُدْنَ عَلَيْهِ وَ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يُسَلِّمُ عَلَى اَلنِّسَاءِ وَ يَرْدُدْنَ عَلَيْهِ وَ كَانَ يَكْرَهُ أَنْ يُسَلِّمَ عَلَى اَلشَّابَّةِ مِنْهُنَّ وَ يَقُولُ أَتَخَوَّفُ أَنْ يُعْجِبَنِي صَوْتُهَا فَيَدْخُلَ عَلَيَّ أَكْثَرُ مِمَّا أَطْلُبُ مِنَ اَلْأَجْرِ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله بر زنان سلام می کرد، و پاسخ سلام آنان را می داد، امیر المؤمنین علیه السّلام به زنها سلام می کرد و به آنان جواب می داد، ولی از سلام کردن به زنهای جوان کراهت داشت، و می فرمود:می ترسم صدایش در من حالتی ایجاد کند، و ضرری بیش از اجری که می خواستم نصیبم گردد.
قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بَيْنَا إِبْرَاهِيمُ خَلِيلُ اَلرَّحْمَنِ فِي جَبَلِ بَيْتِ اَلْمَقْدِسِ يَطْلُبُ اَلْمَرْعَى لِغَنَمِهِ إِذْ سَمِعَ صَوْتا فَإِذَا هُوَ بِرَجُلٍ قَائِمٍ يُصَلِّي طُولُهُ اِثْنَا عَشَرَ شِبْرا فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ لَهُ يَا عَبْدَ اَللَّهِ لِمَنْ تُصَلِّي قَالَ لِإِلَهِ اَلسَّمَاءِ فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ هَلْ بَقِيَ أَحَدٌ مِنْ قَوْمِكَ غَيْرُكَ قَالَ لاَ قَالَ فَمِنْ أَيْنَ تَأْكُلُ قَالَ أَجْنِي مِنَ اَلشَّجَرِ فِي اَلصَّيْفِ وَ آكُلُهُ فِي اَلشِّتَاءِ قَالَ فَأَيْنَ مَنْزِلُكَ قَالَ فَأَومَى بِيَدِهِ إِلَى جَبَلٍ فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ هَلْ لَكَ أَنْ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:هنگامی که ابراهیم علیه السّلام در کوه بیت المقدس برای گوسفندانش در طلب چراگاهی بود، ناگهان صدایی شنید، در این هنگام مردی را دید که ایستاده و نماز می خواند، اندازۀ آن مرد دوازده وجب بود، ابراهیم علیه السّلام به او فرمود:ای بندۀ خدا برای که نماز می گزاری؟گفت:برای خدای آسمانها، فرمود:آیا غیر از تو کسی از خویشانت باقی مانده است؟گفت:خیر، فرمود:پس از کجا می خوری؟گفت:میوه ها را در تابستان ذخیره می کنم و در زمستان می خورم، فرمود:منزلت کجاست؟گفت:در این کوه، فرمود:آیا موافقی که امشب را با هم در منزلت بگذرانیم؟گفت:روبروی ما آبی است که عبور از آن مشکل است، فرمود:تو چه می کنی؟گفت:من روی آب راه می روم، فرمود:برویم؛ شاید خداوند آنچه را به تو داده به من هم بدهد، عابد دست ابراهیم…