لَمَّا حُمِلَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِلَى اَلشَّامِ إِلَى هِشَامِ بْنِ عَبْدِ اَلْمَلِكِ وَ صَارَ بِبَابِهِ قَالَ لِأَصْحَابِهِ وَ مَنْ كَانَ بِحَضْرَتِهِ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ إِذَا رَأَيْتُمُونِي قَدْ وَبَّخْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ثُمَّ رَأَيْتُمُونِي قَدْ سَكَتُّ فَلْيُقْبِلْ عَلَيْهِ كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ فَلْيُوَبِّخْهُ ثُمَّ أَمَرَ أَنْ يُؤْذَنَ لَهُ فَلَمَّا دَخَلَ عَلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَالَ بِيَدِهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ فَعَمَّهُمْ جَمِيعاً بِالسَّلاَمِ ثُمَّ جَلَسَ فَازْدَادَ هِشَامٌ عَلَيْهِ حَنَقاً بِتَرْكِهِ اَلسَّلاَمَ عَلَيْهِ بِالْخِلاَفَةِ وَ جُلُوسِهِ بِغَيْرِ إِذْنٍ…
ابو بکر حضرمی گوید: چون امام باقر علیه السلام را بشام سوی هشام بن عبد الملک بردند، و بدربارش رسید، هشام باصحاب خود و حضار مجلس که از بنی امیه بودند، گفت: چون دیدید من محمد ابن علی را توبیخ کردم و ساکت شدم. شما یک بیک باو رو آورید و توبیخش کنید، سپس بحضرت اجازه ورود داد. -چون امام باقر علیه السلام وارد شد، با دست بهمگان اشاره کرد و فرمود: السلام علیکم همگان را مشمول سلام خود ساخت و بنشست. چون بهشام بعنوان خلافت سلام نکرد، و بی اجازه نشست کینه و خشم او افزون گشت، پس باو رو آورد و توبیخ میکرد، از جمله سخنانش این بود: ای محمد بن علی همیشه مردی از شما خاندان میان مسلمین اختلاف انداخته و آنها را بسوی خود دعوت کرده و از روی بیخردی و کم دانشی گمان کرده که او امامست. هر چه دلش خواست آن حضرت را توبیخ…
لَأَنْ أَحُجَّ حِجَّةً أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ رَقَبَةً حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى عَشَرَةٍ وَ مِثْلِهَا وَ مِثْلِهَا حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى سَبْعِينَ وَ لَأَنْ أَعُولَ أَهْلَ بَيْتٍ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ وَ أُشْبِعَ جَوْعَتَهُمْ وَ أَكْسُوَ عَوْرَتَهُمْ وَ أَكُفَّ وُجُوهَهُمْ عَنِ اَلنَّاسِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَحُجَّ حِجَّةً وَ حِجَّةً وَ حِجَّةً حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى عَشَرَةٍ وَ مِثْلِهَا وَ مِثْلِهَا حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى سَبْعِينَ.
امام باقر علیه السلام فرمود: حج گزاردن بر من خوشتر از آن است که بنده ای را آزاد کنم-و یک یک شمرد تا به ده بنده رسید-و ده تا ده تا شمرد تا به هفتاد بنده رسید، و در ادامه فرمود: و اینکه خانواده ای از مسلمانان را سرپرستی کنم و از گرسنگی سیرشان سازم و تن برهنه آنان را بپوشانم و آبروی آنان را نگاه دارم نزد من خوشتر از آن است که یک حج گزارم و یک یک شمرد تا به ده حج رسید و ده تا ده تا شمرد تا به هفتاد حج رسید.
عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : مِنْ حَقِّ اَلْمُؤْمِنِ عَلَى أَخِيهِ أَنْ يُشْبِعَ جَوْعَتَهُ وَ يُوَارِيَ عَوْرَتَهُ وَ يُفَرِّجَ عَنْهُ كُرْبَتَهُ وَ يَقْضِيَ دَيْنَهُ فَإِذَا مَاتَ خَلَّفَهُ فِي أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ.
امام باقر علیه السّلام فرمود:از حق مؤمن بر برادر مؤمنش این است که گرسنگی او را رفع کند، و زشتیهایش را بپوشاند، و از گرفتاریش نجات بخشد، و قرضش را بپردازد، و چون بمیرد نسبت به خانواده و فرزندانش از او جانشینی کند.
وَ حَضَرَهُ ذَاتَ يَوْمٍ جَمَاعَةٌ مِنَ اَلشِّيعَةِ فَوَعَظَهُمْ وَ حَذَّرَهُمْ وَ هُمْ سَاهُونَ لاَهُونَ فَأَغَاظَهُ ذَلِكَ فَأَطْرَقَ مَلِيّاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيْهِمْ فَقَالَ إِنَّ كَلاَمِي لَوْ وَقَعَ طَرَفٌ مِنْهُ فِي قَلْبِ أَحَدِكُمْ لَصَارَ مَيِّتاً أَلاَ يَا أَشْبَاحاً بِلاَ أَرْوَاحٍ وَ ذُبَاباً بِلاَ مِصْبَاحٍ كَأَنَّكُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ وَ أَصْنَامٌ مَرِيدَةُ أَ لاَ تَأْخُذُونَ اَلذَّهَبَ مِنَ اَلْحَجَرِ أَ لاَ تَقْتَبِسُونَ اَلضِّيَاءَ مِنَ اَلنُّورِ اَلْأَزْهَرِ أَ لاَ تَأْخُذُونَ اَللُّؤْلُؤَ مِنَ اَلْبَحْرِ خُذُوا اَلْكَلِمَةَ اَلطَّيِّبَةَ مِمَّنْ قَالَهَا وَ إِنْ…
یک اندرز -روزی عده ای از شیعیان، در نزد امام باقر علیه السلام بودند و امام علیه السلام، آنان را پند می داد و از گناهان بر حذر می داشت و حال آن که، آنان غافل بودند و سرگرم خویش. این مطلب حضرت را خشمگین ساخت، پس کمی سر به زیر انداخت آنگاه سرش را بلند کرد و رو به آنان فرمود: به درستی که اگر گوشه ای از سخن من، در قلب یکی از شما، جای گرفته بود، همانا جان باخته بود. هان ای سایه های بی روح و ای فتیله های خاموش گویا شما، چوب های تکیه داده شده بر دیوار و بت های دست ساخت، هستید. آیا طلا را از سنگ بر نمی گیرید؟ ، آیا از نور تابان، پرتو نمی گیرید؟ آیا لولو از دریا به دست نمی آورید؟ سخن درست را از هر آن که گفت، بستانید هر چند خودش، بدان عمل ننماید. چرا که خدای می فرماید: «به سخن گوش فرا می دهند و بهترین…