قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره دین دوست از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

۲۰ حدیث · صفحه ۱ از ۲

لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ ص بَاتَ آلُ مُحَمَّدٍ ع بِأَطْوَلِ لَيْلَةٍ حَتَّى ظَنُّوا أَنْ لاَ سَمَاءَ تُظِلُّهُمْ وَ لاَ أَرْضَ تُقِلُّهُمْ لِأَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص وَتَرَ اَلْأَقْرَبِينَ وَ اَلْأَبْعَدِينَ فِي اَللَّهِ فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ أَتَاهُمْ آتٍ لاَ يَرَوْنَهُ وَ يَسْمَعُونَ كَلاَمَهُ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ إِنَّ فِي اَللَّهِ عَزَاءً مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ نَجَاةً مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ وَ دَرَكاً لِمَا فَاتَ كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ اَلْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ…

امام باقر علیه السلام فرمود: چون رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت، آل محمد علیهم السلام (از شدت تاثر و اندوه)درازترین شب را میگذرانیدند(چون خواب از چشمشان رفته بود و جهان در نظرشان تیره گشته بود)تا آنجا که از آسمانی که بالای سرشان قرار گرفته و زمینی که آنها را بر دوش کشیده فراموش کردند. زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله خویش و بیگانه را در راه خدا متحد ساخته بود برای رضای خدا حامی و مدافع خویشان و بیگانگان بود و کمانشان را بزه کشیده بود در آن میان که ایشان چنان حالی داشتند، واردی بر ایشان در آمد، که خودش را نمی دیدند و سخنش را می شنیدند و او می گفت: درود و رحمت و برکات خدا بر شما خانواده باد، همانا با وجود خدا در سایه او هر مصیبتی را بردباری و دلخوشی و هر هلاکتی را نجات و از دست رفته یی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 445

قَالَ أَبِي لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً فَمَتَى يَخِفُّ عَلَيْكَ أَنْ أَخْلُوَ بِكَ فَأَسْأَلَكَ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَيَّ اَلْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلاَ بِهِ فِي بَعْضِ اَلْأَيَّامِ فَقَالَ لَهُ يَا جَابِرُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّوْحِ اَلَّذِي رَأَيْتَهُ فِي يَدِ أُمِّي فَاطِمَةَ ع بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَا أَخْبَرَتْكَ بِهِ أُمِّي أَنَّهُ فِي ذَلِكَ اَللَّوْحِ مَكْتُوبٌ فَقَالَ جَابِرٌ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي دَخَلْتُ عَلَى أُمِّكَ فَاطِمَةَ ع فِي حَيَاةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَهَنَّيْتُهَا بِوِلاَدَةِ اَلْحُسَيْنِ وَ…

امام صادق علیه السلام فرماید: پدرم بجابر بن عبد الله انصاری فرمود: من با تو کاری دارم، چه وقت برایت آسان تر است که ترا تنها ببینم و از تو سوال کنم؟ جابر گفت: هر وقت شما بخواهی، پس روزی با او در خلوت نشست و باو فرمود: در باره لوحی که آن را در دست مادرم فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله دیده یی و آنچه مادرم بتو فرمود که در آن لوح نوشته بود، بمن خبر ده. -جابر گفت: خدا را گواه میگیرم که من در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله خدمت مادرت فاطمه علیها السلام رفتم و او را بولادت حسین علیه السلام تبریک گفتم، در دستش لوح سبزی دیدم که گمان کردم از زمرد است و مکتوبی سفید در آن دیدم که چون رنگ خورشید(درخشان)بود. باو عرضکردم: دختر پیغمبر پدر و مادرم قربانت، این لوح چیست؟ فرمود…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 527

أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع وَ هُوَ بِالْمَدِينَةِ فَقُلْتُ لَهُ عَلَيَّ نَذْرٌ بَيْنَ اَلرُّكْنِ وَ اَلْمَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لاَ أَخْرُجَ مِنَ اَلْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ أَمْ لاَ فَلَمْ يُجِبْنِي بِشَيْ ءٍ فَأَقَمْتُ ثَلاَثِينَ يَوْماً ثُمَّ اِسْتَقْبَلَنِي فِي طَرِيقٍ فَقَالَ يَا حَكَمُ وَ إِنَّكَ لَهَاهُنَا بَعْدُ فَقُلْتُ نَعَمْ إِنِّي أَخْبَرْتُكَ بِمَا جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ فَلَمْ تَأْمُرْنِي وَ لَمْ تَنْهَنِي عَنْ شَيْ ءٍ وَ لَمْ تُجِبْنِي بِشَيْ ءٍ فَقَالَ بَكِّرْ عَلَيَّ غُدْوَةً اَلْمَنْزِلَ فَغَدَوْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ ع سَلْ عَنْ…

حکم بن ابی نعیم گوید: در مدینه خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم و عرضکردم: من بین رکن و مقام(خانه کعبه)نذر کرده و بعهده گرفته ام که اگر شما را ملاقات کنم، از مدینه بیرون نروم تا زمانی که بدانم شما قایم آل محمد هستی یا نه. حضرت هیچ پاسخی بمن نفرمود. من 30 روز در مدینه بودم، سپس در بین راهی بمن برخورد و فرمود: ای حکم تو هنوز اینجایی؟ گفتم آری، من نذری که کرده ام بشما عرضکردم و شما مرا امر و نهی ننموده و پاسخی نفرمودی. فرمود: فردا صبح زود منزل من بیا. فردا خدمتش رفتم، فرمود: مطلبت را بپرس. عرضکردم: من بین رکن و مقام نذر کرده و روزه و صدقه یی برای خدا بعهده گرفته ام که اگر شما را ملاقات کردم از مدینه بیرون نروم، جز آنکه بدانم شما قایم آل محمد هستی یا نه؟ اگر شما هستی ملازم خدمتت باشم و اگر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 536

عَنِ اَلسَّكُونِيِّ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ إِنِّي رُبَّمَا قَسَمْتُ اَلشَّيْءَ بَيْنَ أَصْحَابِي أَصِلُهُمْ بِهِ فَكَيْفَ أُعْطِيهِمْ فَقَالَ أَعْطِهِمْ عَلَى اَلْهِجْرَةِ وَ اَلدِّينِ وَ اَلْفِقْهِ وَ اَلْفَضْلِ .

سکونی گوید:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:گاهی بین دوستانم چیزی را تقسیم می کنم تا به آنها برسانم، چگونه به آنها بدهم؟فرمود:به کسانی که متدیّن و فقیه و اهل فضل هستند بده.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 443

مِنْ كِتَابِ اَلْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَ لاَ أُخْبِرُكُمْ بِأَشْبَهِكُمْ بِي خُلُقا قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ أَحْسَنُكُمْ خُلُقا وَ أَعْظَمُكُمْ حِلْما وَ أَبَرُّكُمْ بِقَرَابَتِهِ وَ أَشَدُّكُمْ بِحُبِّنَا وَ لِإِخْوَانِهِ فِي دِينِهِ وَ أَصْبَرُكُمْ عَنِ اَلْحَقِّ وَ أَكْظَمُكُمْ لِلْغَيْظِ وَ أَحْسَنُكُمْ عَفْوا وَ أَشَدُّكُمْ مِنْ نَفْسِهِ إِنْصَافا فِي اَلْغَضَبِ وَ اَلرِّضَا .

امام باقر علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کند که فرمود:آیا شما را از کسی که خلقش به من شبیه تر است خبر ندهم؟گفتند:چرا ای رسول خدا، فرمود:خوش اخلاقترین شما، و بردبارترین شما، و نیکی کننده ترینتان نسبت به خویشاوندان، و کسی که ما و برادران دینی اش را بسیار دوست بدارد، و شکیباترینتان در برابر حق، و فرو خورنده ترین شما در خشم، و با گذشت ترین شما، و با انصاف ترین شما در هنگام خشم و خشنودی.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 505

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : أَصَابَ اَلْقَحْطُ قَوْما فِي زَمَانِ هُودٍ اَلنَّبِيِّ فَأَتَوْهُ لِيَسْتَسْقِيَ لَهُمْ فَخَرَجَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ مَنْزِلِهِ عَجُوزٌ سَلِيطَةٌ صَيَّاحَةٌ فَقَالَتْ فَلِمَ لاَ يَسْتَسْقِي لِنَفْسِهِ فَقَالُوا أَرْشِدِينَا إِلَيْهِ قَالَتْ هُوَ فِي زَرْعٍ لَهُ يَسْتَسْقِيهِ فَأَتَوْهُ فَأَتَيْنَاهُ فَإِذَا هُوَ كُلَّمَا زَرَعَ بَابا قَامَ فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ فَالْتَفَتَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ مَا حَاجَتُكُمْ قَالُوا جِئْنَاكَ فِي حَاجَةٍ فَرَأَيْنَا أَعْجَبَ مِمَّا جِئْنَا قَالَ وَ مَا رَأَيْتُمْ قَالُوا رَأَيْنَا عَجُوزا خَرَجَتْ مِنْ مَنْزِلِكَ…

امام باقر علیه السّلام فرمود:در زمان حضرت هود علیه السّلام عدّه ای گرفتار قحطی شدند، آنان نزد هود رفتند تا دعا کند خداوند باران رحمتش را نازل کند، در این هنگام پیر زنی بد زبان و فحّاش از منزل هود خارج شد و گفت:چرا هود برای خودش چنین دعایی نمی کند؟ مردم گفتند:ما را به نزد او ببر، گفت:او اکنون در میان مزرعه مشغول آبیاری است، به آنجا بروید، ما نزد او رفتیم، هود هر قسمتی را که زراعت می کرد می ایستاد و دو رکعت نماز می خواند، در این هنگام هود متوجه آنان گشت و گفت:حاجت شما چیست؟ گفتند:ما برای حاجتی آمدیم ولی چیزی شگفت انگیزتر از حاجت خود مشاهده کردیم. گفت:چه دیدید؟گفتند:پیر زن بد زبان و فحّاشی را دیدیم که از منزلت خارج شد و بر سر ما فریاد کشید. فرمود:او همسر من است و من دوست دارم که سالها زنده…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 611

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ أُنَاسا أَتَوْا عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ وَ عِنْدَهُ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْعَبَّاسِ فَذَكَرُوا لَهُمَا بَلاَيَا اَلشِّيعَةِ وَ مَا يُصِيبُهُمْ مِنْ ذَلِكَ فَأَتَيَا اَلْحُسَيْنَ فَذَكَرَا ذَلِكَ لَهُ فَقَالَ اَلْحُسَيْنُ وَ اَللَّهِ اَلْبَلاَءُ وَ اَلْفَقْرُ أَسْرَعُ إِلَى مَنْ يُحِبُّنَا مِنْ رَكْضِ اَلْبَرَاذِينِ وَ مِنَ اَلسَّيْلِ إِلَى صِمْرِهِ فَقُلْتُ وَ مَا صِمْرُهُ قَالَ مُنْتَهَاهُ وَ مِنْ قَطْرِ اَلسَّمَاءِ إِلَى اَلْأَرْضِ وَ لَوْ لاَ أَنْ تَكُونُوا كَذَلِكَ لَعَلِمْنَا أَنَّكُمْ لَسْتُمْ مِنَّا ثُمَّ…

امام باقر علیه السّلام فرمود:گروهی از مردم نزد امام سجاد علیه السّلام آمدند، در حالی که نزد ایشان عبد اللّٰه بن عباس نیز بود، از گرفتاریهای شیعه و سختیهایی که می دیدند سخن گفتند، سپس نزد امام حسین علیه السّلام رفتند، و همین را بر ایشان گفتند، امام حسین علیه السّلام فرمود:به خدا قسم، سرعت گرفتاری و فقر به سوی دوستان ما بیشتر از سرعت دویدن گور خران است، و بیشتر از سرعت سیل به صمرش می باشد، گفتم:صمر چیست؟فرمود:پایان مسیر سیل، و سریعتر از رسیدن باران به زمین است، و اگر این چنین نباشید می دانیم که شما از ما نیستید، سپس فرمود:به وسیلۀ ما یتیمانتان جبران می شوند، و به وسیلۀ ما قرضهایتان ادا می شود، و به وسیلۀ ما گناهانتان آمرزیده می شود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 623

كُنْتُ جَلِيساً لِعُمَرَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ حَيْثُ دَخَلَ اَلْمَدِينَةَ فَأَمَرَ مُنَادِيَهُ فَنَادَى مَنْ كَانَتْ لَهُ مَظْلِمَةٌ أَوْ ظُلاَمَةٌ فَلْيَأْتِ اَلْبَابَ فَأَتَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَعْنِي اَلْبَاقِرَ ع فَدَخَلَ إِلَيْهِ مَوْلاَهُ مُزَاحِمٌ فَقَالَ إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِّ بِالْبَابِ فَقَالَ لَهُ أَدْخِلْهُ يَا مُزَاحِمُ قَالَ فَدَخَلَ وَ عُمَرُ يَمْسَحُ عَيْنَيْهِ مِنَ اَلدُّمُوعِ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَا أَبْكَاكَ يَا عُمَرُ فَقَالَ هِشَامٌ أَبْكَاهُ كَذَا وَ كَذَا يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَا عُمَرُ إِنَّمَا…

هشام بن معاذ گوید: عمر بن عبد العزیز که بمدینه وارد شد با منش همنشینی بوده به جارچی اش دستور داد و او اعلام کرد هر کس را ستمی رسید، و یا شکایتی از کسی دارد بدر بار بیاید امام باقر تشریف آورد نوکر عمر: مزاحم وارد شد و گفت: که محمد بن علی(ع)بر در خانه است گفت: باندرونش راهنمایی کن گوید: امام هنگامی داخل شد که عمر اشک از چشمان خود پاک میکرد محمد بن علی(ع)فرمود چرا گریه کرده ای؟ هشام گفت: یا ابن رسول الله جهت گریه اش چنین و چنان است فرمود: ای عمر براستی که دنیا بازاری از بازارها است گروهی از این بازار بیرون شدند و متاعی سودمند تهیه کرده بودند و گروهی دیگر متاع زیان بخش، چه بسا مردمی که از کارهای روزمره ما زیان ها دیدند تا مرگشان فرا رسید و ریشه کن شدند و سر افکنده از دنیا بیرون رفتند زیرا نه…

الخصال، ج 2، ص 104

بُنِيَ اَلْإِسْلاَمُ عَلَى خَمْسٍ إِقَامِ اَلصَّلاَةِ وَ إِيتَاءِ اَلزَّكَاةِ وَ حِجِّ اَلْبَيْتِ وَ صَوْمِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ اَلْوَلاَيَةِ لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَجُعِلَ فِي أَرْبَعٍ مِنْهَا رُخْصَةٌ وَ لَمْ يُجْعَلْ فِي اَلْوَلاَيَةِ رُخْصَةٌ مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ اَلزَّكَاةُ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ مَالٌ فَلَيْسَ عَلَيْهِ حَجٌّ وَ مَنْ كَانَ مَرِيضاً صَلَّى قَاعِداً وَ أَفْطَرَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ اَلْوَلاَيَةُ صَحِيحاً كَانَ أَوْ مَرِيضاً أَوْ ذَا مَالٍ أَوْ لاَ مَالَ لَهُ فَهِيَ لاَزِمَةٌ وَاجِبَةٌ.

امام باقر(ع)فرمود: کاخ اسلام بر پنج پایه اساسی استوار است، برپاداشتن نماز، بمصرف رساندن زکاه، حج خانه کعبه، روزه ماه رمضان، دوستی ما خاندان، در چهار قسمت از این احکام تخفیفی منظور شده است ولی در دوستی ما تخفیفی نیست، کسی که ثروت اش نباشد زکاه بر او نیست و کسی که هزینه موجود نداشته باشد حج بر او واجب نیست کسی که بیمار باشد باید نماز را نشسته بخواند و روزه ماه رمضان را افطار کند ولی پا بند بودن بر ولایت. تندرست و بیمار و ثروتمند و درویش را لازم است.

الخصال، ج 2، ص 277

خَرَجَ يَوْماً وَ هُوَ يَقُولُ أَصْبَحْتُ وَ اَللَّهِ يَا جَابِرُ مَحْزُوناً مَشْغُولَ اَلْقَلْبِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حُزْنُكَ وَ شُغْلُ قَلْبِكَ كُلُّ هَذَا عَلَى اَلدُّنْيَا فَقَالَ ع لاَ يَا جَابِرُ وَ لَكِنْ حُزْنُ هَمِّ اَلْآخِرَةِ يَا جَابِرُ مَنْ دَخَلَ قَلْبَهُ خَالِصُ حَقِيقَةِ اَلْإِيمَانِ شُغِلَ عَمَّا فِي اَلدُّنْيَا مِنْ زِينَتِهَا إِنَّ زِينَةَ زَهْرَةِ اَلدُّنْيَا إِنَّمَا هُوَ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ إِنَّ اَلدّارَ اَلْآخِرَةَ لَهِيَ اَلْحَيَوانُ يَا جَابِرُ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لاَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَرْكَنَ وَ يَطْمَئِنَّ إِلَى زَهْرَةِ اَلْحَيَاةِ اَلدُّنْيَا وَ…

از گفتار آن حضرت به جابر -روزی آن حضرت از منزل خارج شد در حالی که می فرمود: ای جابر به خدای سوگند شب را اندوهناک و دل آشوب به صبح رساندم. پس عرض کردم: فدایت شوم اندوه و آشوب دلت برای چیست؟ برای این دنیا؟ پس فرمود: نه ای جابر، بلکه اندوه نگرانی از آخرت است. ای جابر: هر که حقیقت خالص ایمان بر دلش وارد شود، از زرق و برق دنیا روی برتابد. به راستی که زیبایی دنیا تنها بازی و سرگرمی است و به درستی که سرای دیگر همان زندگانی واقعی است. ای جابر به تحقیق نیکو نیست که مومن بر زیبایی این سرای، دل بندد و اعتماد کند. آگاه باش که فرزندان دنیا، اهل خود فراموشی، و بزرگ بینی و نادانیند و فرزندان آخرت همان مومنان، عمل کنندگان و دوری گزینندگان از دنیایند، اهل دانش، تیزفهمی و مرد اندیشه و عبرت گیری و جستجوگری…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 286

إِنَّ اَللَّهَ يُعْطِي اَلدُّنْيَا مَنْ يُحِبُّ وَ يُبْغِضُ وَ لاَ يُعْطِي دِينَهُ إِلاَّ مَنْ يُحِبُّ .

همانا خداوند دنیا را به دوست و دشمن بدهد ولی دینش را جز به دوستدارش ندهد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 300

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِذَا قَالَ اَلْمُؤْمِنُ لِأَخِيهِ أُفٍّ خَرَجَ مِنْ وَلاَيَتِهِ وَ إِذَا قَالَ أَنْتَ عَدُوِّي فَقَدْ كَفَرَ أَحَدُهُمَا لِأَنَّهُ لاَ يَقْبَلُ اَللَّهُ مِنْ أَحَدٍ عَمَلا فِي تَثْرِيبٍ عَلَى مُؤْمِنٍ نَصِيحَة وَ لاَ يَقْبَلُ مِنْ مُؤْمِنٍ عَمَلا وَ هُوَ يُضْمِرُ فِي قَلْبِهِ عَلَى مُؤْمِنٍ سُوء وَ لَوْ كُشِفَ اَلْغِطَاءُ عَنِ اَلنَّاسِ فَنَظَرُوا إِلَى مَا وَصَلَ مَا بَيْنَ اَللَّهِ وَ بَيْنَ اَلْمُؤْمِنِ خَضَعَتْ لِلْمُؤْمِنِينَ رِقَابُهُمْ وَ تَسَهَّلَتْ لَهُمْ أُمُورُهُمْ وَ لاَنَتْ لَهُمْ طَاعَتُهُمْ.

امام باقر علیه السّلام فرمود:هر گاه مؤمن نسبت به برادر دینی اش اظهار انزجار نماید از دوستی او خارج شده.و هر گاه به او بگوید تو دشمن منی یکی از آن دو کافر شده، زیرا خداوند عمل کسی را که بعنوان خیر اندیشی مؤمنی را توبیخ نموده باشد نمی پذیرد، و از مؤمن هم عملی را قبول نمی کند در حالی که در دلش نسبت به مؤمن دیگر گمان بد باشد.و اگر حجابها از جلوی چشم مردم برداشته شود و ببینند آنچه را موجب اتصال بین خدا و مؤمن شده گردنهای آنان برای مؤمنین خاضع و فروتن می شود، و کارهای مؤمنین برای آنان آسان می گردد، و برای آنها اطاعت از مؤمنین سهل می شود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 193
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه