قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ جُمِعَ اَلْخَيْرُ فِي ثَلاَثِ خِصَالٍ فِي اَلنَّظَرِ وَ اَلسُّكُوتِ وَ اَلْكَلاَمِ فَكُلُّ نَظَرٍ لَيْسَ فِيهِ اِعْتِبَارٌ فَهُوَ سَهْوٌ وَ كُلُّ سُكُوتٍ لَيْسَ فِيهِ فِكْرَةٌ فَهُوَ غَفْلَةٌ وَ كُلُّ كَلاَمٍ لَيْسَ فِيهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ فَطُوبَى لِمَنْ كَانَ نَظَرُهُ عَبَرا وَ سُكُوتُهُ فِكْرا وَ كَلاَمُهُ ذِكْرا وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ وَ أَمِنَ اَلنَّاسُ شَرَّهُ.
امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:همه خوبیها در سه خصلت خلاصه شده:در نگاه، خاموشی، و سخن گفتن.هر نظری که در آن پند گرفتن نباشد بیهوده و خطاست، و هر سکوتی که همراه فکر نباشد ناشی از غفلت است، و هر سخنی که در آن ذکر حق نباشد بیهوده است. خوشا بحال کسی که نگاهش همراه با پند و سکوتش با فکر و کلامش با ذکر حق باشد، و به خاطر خطاهایش گریان باشد و مردم از شرّ او در امان باشند.
عَجِبْتُ لِرَجُلٍ يَأْتِيهِ أَخُوهُ اَلْمُسْلِمُ فِي حَاجَةٍ فَيَمْتَنِعُ عَنْ قَضَائِهَا وَ لاَ يَرَى نَفْسَهُ لِلْخَيْرِ أَهْلا فَهَبْ أَنَّهُ لاَ ثَوَابَ يُرْجَى وَ لاَ عِقَابَ يُتَّقَى أَ فَتَزْهَدُونَ فِي مَكَارِمِ اَلْأَخْلاَق
در شگفتم از مردی که برادر مسلمانش در نیازی به او مراجعه می کند ولی او از برآوردنش سرباز می زند و خویش را برای خوبی شایسته نمی بیند. پس چنین گمان کن که او به ثوابی امید ندارد و از مجازاتی نمی ترسد، آیا در خصلتهای نیکو کناره می گیرید؟
مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ اَلذَّامِّ لِلدُّنْيَا اَلسَّاكِنِ مَسَاكِنَ اَلْمَوْتَى اَلظَّاعِنِ عَنْهَا إِلَيْهِمْ غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ يُدْرِكُ اَلسَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ اَلْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْيَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِيمِ اَلْمَنَايَا وَ أَسِيرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِيفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِينِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِيعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا…
نامه امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام -از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگار شده، نکوهش کننده این جهان است، آرمنده در جایگاه مردگان که فردا به نزد آنان روان است. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، راهرو راه کسانی است که به هلاکت رسیده اند. فرزندی که آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگاران. پسری که تیر مصیبتها به سوی او روان است و بنده گوش به فرمان دنیاست. سوداگر فریب و وامدار مرگ و اسیر نیستی است. هم پیمان اندوه ها و همنشین غمهاست. آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است. اما بعد؛ همانا من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشی روزگار بر خود و روی آوردن آخرت به خویش، دریافتم که باید در اندیشه خویش…
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي أَعْدَمَ اَلْأَوْهَامَ أَنْ تَنَالَ إِلاَّ وُجُودَهُ وَ حَجَبَ اَلْعُقُولَ أَنْ تَخَالَ ذَاتَهُ لاِمْتِنَاعِهَا مِنَ اَلشَّبَهِ وَ اَلتَّشَاكُلِ بَلْ هُوَ اَلَّذِي لاَ يَتَفَاوَتُ ذَاتُهُ وَ لاَ يَتَبَعَّضُ بِتَجْزِئَةِ اَلْعَدَدِ فِي كَمَالِهِ فَارَقَ اَلْأَشْيَاءَ لاَ بِاخْتِلاَفِ اَلْأَمَاكِنِ وَ يَكُونُ فِيهَا لاَ عَلَى اَلْمُمَازَجَةِ وَ عَلِمَهَا لاَ بِأَدَاةٍ لاَ يَكُونُ اَلْعِلْمُ إِلاَّ بِهَا وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَيْرِهِ كَانَ عَالِماً لِمَعْلُومِهِ إِنْ قِيلَ كَانَ فَعَلَى تَأْوِيلِ أَزَلِيَّةِ اَلْوُجُودِ وَ إِنْ قِيلَ لَمْ…
سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام معروف به«خطبه وسیله» -(آنچه از این سخنرانی مناسب این کتاب بود ذکر کردیم نه بیشتر) سپاس خدایی را که پندارها را از اینکه به چیزی جز وجود او دست یابند در بند کرده و همه خردها را از اینکه در باره ذات او خیال پردازی نمایند در پرده نگهداشته است؛ زیرا از همانندی و هم شکلی بر فراز است؛ بلکه او همان هستی محض است که در حقیقت ذاتش تفاوتی نیست و در صفات کمالش به جز جز شدن بخش پذیر نیست. از همه چیز جداست نه به وسیله فاصله مکانی و در همه چیز اندر است نه بر وجه آمیختگی با آنها. دانش او به ابزار نیست، دانش او به خود ذات است. میان او و معلوم او، واسطه ای وجود ندارد که به وسیله آن به معلوم خود دانا شده باشد. اگر گفته شود«بوده»به این معنی است که وجودش ازلی است و اگر گفته…
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْمَكْرَ وَ اَلْخَدِيعَةَ فِي اَلنَّارِ فَكُونُوا مِنَ اَللَّهِ عَلَى وَجَلٍ وَ مِنْ صَوْلَتِهِ عَلَى حَذَرٍ إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَرْضَى لِعِبَادِهِ بَعْدَ إِعْذَارِهِ وَ إِنْذَارِهِ اِسْتِطْرَاداً وَ اِسْتِدْرَاجاً مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ وَ لِهَذَا يَضِلُّ سَعْيُ اَلْعَبْدِ حَتَّى يَنْسَى اَلْوَفَاءَ بِالْعَهْدِ وَ يَظُنَّ أَنَّهُ قَدْ أَحْسَنَ صُنْعاً وَ لاَ يَزَالُ كَذَلِكَ فِي ظَنٍّ وَ رَجَاءٍ وَ غَفْلَةٍ عَمَّا جَاءَهُ مِنَ اَلنَّبَإِ يَعْقِدُ عَلَى نَفْسِهِ اَلْعُقَدَ وَ يُهْلِكُهُا بِكُلِّ جَهْدٍ وَ هُوَ فِي مُهْلَةٍ مِنَ اَللَّهِ عَلَى عَهْدٍ يَهْوِي مَعَ…
از سخنان حکمت آمیز امیر المومنین علی علیه السلام و تشویق و بیم و پند دادن ایشان -اما بعد؛ همانا اهل نیرنگ و فریب در دوزخ اند؛ پس از خدا بترسید و از حمله پرقدرت او بر حذر باشید. به راستی، خدا پس از آن که بر بندگانش اتمام حجت کرده و بیم شان داده، دیگر از آنان نمی پسندد که نفهمیده خود را از درگاه الهی طرد نمایند و اندک اندک به هلاکت نزدیک شوند و غافلگیر گردند؛ از این رو، بنده به کوشش بیهوده دچار شود تا آنجا که وفای به عهد با خدا را از یاد ببرد و به خیال خود بپندارد که این کوشش ها خوب بوده و پیوسته در پندار و امید و بی اطلاعی از خبری که به او رسیده به سر می برد و بر کار خود گره ها می زند و با همه کوشش، خود را به هلاکت می اندازد و چند صباحی که خداوند مهلتش داده سو استفاده می نماید و با غفلت زدگان…
إِنَّ اَللَّهَ اِبْتَدَأَ اَلْأُمُورَ فَاصْطَفَى لِنَفْسِهِ مِنْهَا مَا شَاءَ وَ اِسْتَخْلَصَ مِنْهَا مَا أَحَبَّ فَكَانَ مِمَّا أَحَبَّ أَنَّهُ اِرْتَضَى اَلْإِيمَانَ فَاشْتَقَّهُ مِنِ اِسْمِهِ فَنَحَلَهُ مَنْ أَحَبَّ مِنْ خَلْقِهِ ثُمَّ بَيَّنَهُ فَسَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ وَ أَعَزَّ أَرْكَانَهُ عَلَى مَنْ جَانَبَهُ وَ جَعَلَهُ عِزّاً لِمَنْ وَالاَهُ وَ أَمْناً لِمَنْ دَخَلَهُ وَ هُدًى لِمَنِ اِئْتَمَّ بِهِ وَ زِينَةً لِمَنْ تَحَلَّى بِهِ وَ دِيناً لِمَنِ اِنْتَحَلَهُ وَ عِصْمَةً لِمَنِ اِعْتَصَمَ بِهِ وَ حَبْلاً لِمَنِ اِسْتَمْسَكَ بِهِ وَ بُرْهَاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ وَ…
سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام در بیان ایمان و کفر و ریشه ها و شاخه های آن دو -همانا خدا همه چیز را آغاز کرد و از آنها هر چه را خواست برای خود برگزید و از بین آنها آنچه را دوست داشت ویژه خود ساخت که از جمله آنها که دوست می داشت پسندیدن ایمان بود و ایمان را از نام خودش مشتق ساخت و آن را به هر که از آفریدگانش دوست داشت بخشید، سپس آن را بیان کرد و راههایش را برای کسی که می خواهد به آن درآید هموار ساخت و ارکان آن را در برابر بیگانگان استوار داشت و آن را مایه عزت قرار داد برای کسی که آن را دوست بدارد و پناهگاه برای کسی که به آن داخل شود و وسیله هدایت برای کسی که به آن اقتدا نماید و آرایش برای کسی که به آن آراسته شود و دین برای هر کس که آن را آیین خود سازد و حفاظ برای کسی که پناه جوید و…
مِنْ عَبْدِ اَللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ وَ أَهْلِ مِصْرَ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ وَصَلَ إِلَيَّ كِتَابُكَ وَ فَهِمْتُ مَا سَأَلْتَ عَنْهُ وَ أَعْجَبَنِي اِهْتِمَامُكَ بِمَا لاَ بُدَّ لَكَ مِنْهُ وَ مَا لاَ يُصْلِحُ اَلْمُسْلِمِينَ غَيْرُهُ وَ ظَنَنْتُ أَنَّ اَلَّذِي أَخْرَجَ ذَلِكَ مِنْكَ نِيَّةٌ صَالِحَةٌ وَ رَأْيٌ غَيْرُ مَدْخُولٍ أَمَّا بَعْدُ فَعَلَيْكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ فِي مَقَامِكَ وَ مَقْعَدِكَ وَ سِرِّكَ وَ عَلاَنِيَتِكَ وَ إِذَا أَنْتَ قَضَيْتَ بَيْنَ اَلنَّاسِ فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَكَ وَ لَيِّنَ لَهُمْ جَانِبَكَ وَ…
سپس بعد از اعزام او نامه ای به مردم مصر نوشت که ما آن را خلاصه نموده ایم -از بنده خدا، علی، امیر المومنین به محمد بن ابی بکر و مردم مصر. سلام علیکم. اما بعد، نامه ات را دریافت کردم و درخواستهای تو را دریافتم و خوشحال شدم از اینکه به وظایف خود آشنایی و به اموری توجه داری که اصلاح مسلمانان فقط در سایه آنها صورت می پذیرد و به نظر من آنچه تو را بر این کار واداشت نیت نیک و رای پاک توست. اما بعد؛ بر تو باد رعایت تقوای الهی در همه حالات خود در ایستادن و نشستن، در نهان و عیان و چون میان مردم به داوری پرداختی با آنان فروتن باش و نرمخوی و گشاده رو. نگاه و نگرش تو به همه آنان یکسان باشد تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوانان از عدالت تو مایوس نشوند و باید از مدعی، بینه خواهی و از…
جُمِعَ اَلْخَيْرُ كُلُّهُ فِي ثَلاَثِ خِصَالٍ اَلنَّظَرِ وَ اَلسُّكُوتِ وَ اَلْكَلاَمِ فَكُلُّ نَظَرٍ لَيْسَ فِيهِ اِعْتِبَارٌ فَهُوَ سَهْوٌ وَ كُلُّ سُكُوتٍ لَيْسَ فِيهِ فِكْرَةٌ فَهُوَ غَفْلَةٌ وَ كُلُّ كَلاَمٍ لَيْسَ فِيهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ فَطُوبَى لِمَنْ كَانَ نَظَرُهُ عِبْرَةً وَ سُكُوتُهُ فِكْرَةٌ وَ كَلاَمُهُ ذِكْراً وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ وَ أَمِنَ اَلنَّاسُ مِنْ شَرِّهِ .
همه خوبیها در سه خصلت فراهم آمده است: نگاه کردن، خموشی و گفتار. هر نگاهی که مایه عبرت نباشد. بی توجهی است و هر خموشی ای که با اندیشیدن همراه نباشد غفلت است و هر گفتاری که ذکر خدا در آن نشود یاوه گویی است؛ پس خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت باشد و سکوتش اندیشه و گفتارش ذکر خدا و بر گناه خویش بگرید و مردم از گزند او در امان باشند.
فَمِنْهُمُ اَلْمُنْكِرُ لِلْمُنْكَرِ بِيَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ فَذَلِكَ اَلْمُسْتَكْمِلُ لِخِصَالِ اَلْخَيْرِ وَ مِنْهُمُ اَلْمُنْكِرُ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ اَلتَّارِكُ بِيَدِهِ فَذَلِكَ اَلْمُتَمَسِّكُ بِخَصْلَتَيْنِ مِنْ خِصَالِ اَلْخَيْرِ وَ مُضَيِّعُ خَصْلَةٍ وَ مِنْهُمُ اَلْمُنْكِرُ بِقَلْبِهِ وَ اَلتَّارِكُ بِلِسَانِهِ وَ يَدِهِ فَذَلِكَ مُضَيِّعٌ أَشْرَفَ اَلْخَصْلَتَيْنِ مِنَ اَلثَّلاَثِ وَ مُتَمَسِّكٌ بِوَاحِدَةٍ وَ مِنْهُمْ تَارِكٌ لِإِنْكَارِ اَلْمُنْكَرِ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ فَذَلِكَ مَيِّتُ اَلْأَحْيَاء
برخی از شما با دست و زبان و قلب خود نهی از منکر می کند پس او تمام خصلتهای خوب را کامل کرده است.و برخی با زبان و قلب به انکار منکر می پردازد، او دو خصلت از خوبیها را دریافته و یکی را تباه ساخته است.و برخی از شما فقط با قلب منکر بدیهاست و از دست و زبان خود در این راه بهره نمی برد، پس او دو خصلت از برترین خصلتهای سه گانه را تباه ساخته و یکی از آن برگرفته است.و برخی از شما برای جلوگیری از بدیها نه از دست و نه زبان و نه قلب خود استفاده می کند، که او مرده ای در میان زندگان است.