قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره خیر زندگی از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۳۸ حدیث · صفحه ۳ از ۴

إِنِّي أُحَذِّرُكُمُ اَلدُّنْيَا فَإِنَّهَا حُلْوَةٌ خَضِرَةٌ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ وَ تَحَبَّبَتْ بِالْعَاجِلَةِ وَ عُمِّرَتْ بِالْآمَالِ وَ تَزَيَّنَتْ بِالْغُرُورِ لاَ تَدُومُ حَبْرَتُهَا وَ لاَ تُؤْمَنُ فَجْعَتُهَا غَرَّارَةٌ ضَرَّارَةٌ زَائِلَةٌ نَافِدَةٌ أَكَّالَةٌ غَوَّالَةٌ لاَ تَعْدُو إِذَا هِيَ تَنَاهَتْ إِلَى أُمْنِيَّةِ أَهْلِ اَلرَّغْبَةِ فِيهَا وَ اَلرِّضَا بِهَا أَنْ تَكُونَ كَمَا قَالَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ اَلسَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ اَلْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ اَلرِّياحُ وَ كانَ اَللّهُ عَلى كُلِّ شَيْ ءٍ مُقْتَدِراً مَعَ أَنَّ…

از فرمایشات امیر المومنین علی علیه السلام در باره زهد و نکوهش دنیا و زودگذر بودن آن -من شما را از دنیا بر حذر می دارم؛ زیرا در کام شیرین است و در دیده سبز و خرم و در هاله ای از خواهش های نفسانی قرار گرفته و به جهت نقد بودنش دلپذیر و چشم نواز است و پر از آرزوهای دراز و دارای آرایش فریباست؛ ولی شادی آن نپاید و از آسیبش امانی نباشد. بسیار فریبنده، زیان رساننده، زوال یابنده، پایان پذیر، شکمباره و مرگبار است. اگر شیفتگان و خشنودان خود را به آرزویی برساند، فراتر از آن نرفته اند که خداوند سبحان فرموده است: «و برای آنان زندگی دنیا را مثل بزن که مانند آبی است که آن را از آسمان فرو فرستادیم؛ سپس گل و گیاه زمین با آن درآمیخت و چنان خشک گردید که باد آن را از این سو به آن سو گردانید و خدا بر هر کاری…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 180

هَذَا مَا أَوْصَى بِهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَوْصَى اَلْمُؤْمِنِينَ بِشَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ اَلْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى اَلدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ اَلْمُشْرِكُونَ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ سَلَّمَ ثُمَّ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ. لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ اَلْمُسْلِمِينَ ثُمَّ إِنِّي أُوصِيكَ يَا حَسَنُ وَ جَمِيعَ وُلْدِي وَ أَهْلَ بَيْتِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي مِنَ…

وصیت امیر المومنین علی علیه السلام به پسرش امام حسن در هنگام وفاتش آنچه در گنجایش این کتاب بود از آن برگرفتیم -این است آنچه علی بن ابی طالب علیه السلام بدان وصیت کرده: مومنان را سفارش نموده است به گواهی دادن به اینکه خدایی جز خداوند نیست، تنهاست و شریکی ندارد و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست، او را به رهبری و دین حق فرستاده تا بر تمامی ادیانش پیروزش نماید هر چند خوشایند مشرکان نباشد و خدا بر محمد درود و سلام فرستد. سپس: «نماز من و عبادتهای من و زندگانی من و مرگ من همه برای خدا، پروردگار جهانیان، است که او را انبازی نیست و مرا به این آیین فرمان داده اند و من نخستین مسلمانم» سوره انعام ، آیه 162 و 163 . -سپس ای حسن من، تو را و همه فرزندان و خانواده ام و هر یک از مومنان را که نامه ام به او رسد…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 197

أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ اَلدِّينِ طَلَبُ اَلْعِلْمِ وَ اَلْعَمَلُ بِهِ وَ أَنَّ طَلَبَ اَلْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ اَلْمَالِ إِنَّ اَلْمَالَ مَقْسُومٌ بَيْنَكُمْ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ سَيَفِي لَكُمْ بِهِ وَ اَلْعِلْمُ مَخْزُونٌ عَلَيْكُمْ عِنْدَ أَهْلِهِ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْهُمْ فَاطْلُبُوهُ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ كَثْرَةَ اَلْمَالِ مَفْسَدَةٌ لِلدِّينِ مَقْسَاةٌ لِلْقُلُوبِ وَ أَنَّ كَثْرَةَ اَلْعِلْمِ وَ اَلْعَمَلَ بِهِ مَصْلَحَةٌ لِلدِّينِ وَ سَبَبٌ إِلَى اَلْجَنَّةِ وَ اَلنَّفَقَاتُ تَنْقُصُ اَلْمَالَ وَ…

فرمایش امیر المومنین علی علیه السلام در باره برتری دانش -ای مردم، بدانید که کمال دین در طلب دانش است و به کار بستن آن. و به راستی دنبال دانش بودن بر شما از دنبال مال و ثروت دنیا بودن لازم تر است؛ زیرا مال دنیا میان شما تقسیم شده و دارای ضمانت است و عادلی آن را میان شما قسمت کرده و ضمانت فرموده است و به زودی به آن وفا خواهد کرد و علم و دانش برای شما نزد اهلش ذخیره شده است و شما مامور به تحصیل آن از ایشان هستید؛ پس به دنبال دانش بروید و بدانید همانا مال زیاد موجب تباهی دین و قساوت دلها می شود، در حالی که همانا دانش زیاد و عمل به آن، موجب اصلاح دین و راهیابی به بهشت می گردد. خرج کردن مال را کاهش می دهد ولی دانش با خرج کردن افزایش می یابد؛ پس خرج کردن دانش این است که آن را در میان حافظان و…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 199

من لم يكن له سخاء و لا حياء حباء فالموت خير له من الحياة

کسی که سخاوت و حیا بخشندگی ندارد، پس مرگ برای او از زندگی بهتر است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 335

مَنِ اِسْتَحْكَمَتْ فِيهِ خَصْلَةٌ مِنْ خِصَالِ اَلْخَيْرِ اِغْتَفَرْتُ مَا سِوَاهَا وَ لاَ أَغْتَفِرُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لاَ دِينٍ لِأَنَّ مُفَارَقَةَ اَلدِّينِ مُفَارَقَةُ اَلْأَمْنِ وَ لاَ حَيَاةَ مَعَ مَخَافَةٍ وَ فَقْدَ اَلْعَقْلِ فَقْدُ اَلْحَيَاةِ وَ لاَ يُقَاسُ إِلاَّ بِالْأَمْوَاتِ .

هر گاه در کسی دیدم صفتی از صفات نیک در او ریشه دوانیده؛ از اینکه از دیگر صفات نیک بی بهره است چشم می پوشم، اما هرگز بی خردی و بی دینی او را نمی توانم نادیده بگیرم؛ زیرا جدا شدن از دین، جدا شدن از امنیت است و زندگی در سایه ترس دلپذیر نیست و بی خردی نیز مردن است و بی خرد فقط با مردگان قابل مقایسه است.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 219

أَلاَ إِنَّ اَلْأَيَّامَ ثَلاَثَةٌ يَوْمٌ مَضَى لاَ تَرْجُوهُ وَ يَوْمٌ بَقِيَ لاَ بُدَّ مِنْهُ وَ يَوْمٌ يَأْتِي لاَ تَأْمَنُهُ فَالْأَمْسِ مَوْعِظَةٌ وَ اَلْيَوْمَ غَنِيمَةٌ وَ غَدٌ لاَ تَدْرِي مَنْ أَهْلُهُ أَمْسِ شَاهِدٌ مَقْبُولٌ وَ اَلْيَوْمَ أَمِينٌ مُؤَدٍّ وَ غَدٌ يُعَجِّلُ بِنَفْسِكَ سَرِيعَ اَلظَّعْنِ طَوِيلَ اَلْغَيْبَةِ أَتَاكَ وَ لَمْ تَأْتِهِ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَلْبَقَاءَ بَعْدَ اَلْفَنَاءِ وَ لَمْ تَكُنْ إِلاَّ وَ قَدْ وَرِثْنَا مَنْ كَانَ قَبْلَنَا وَ لَنَا وَارِثُونَ بَعْدَنَا فَاسْتَصْلِحُوا مَا تَقْدَمُونَ عَلَيْهِ بِمَا تَظْعَنُونَ عَنْهُ وَ اُسْلُكُوا سُبُلَ…

هان به راستی، روزها سه جورند: روزی که گذشت و دیگر امیدی به بازگشت آن نداری، روزی که اینک در آنی ناگزیری آن را سپری سازی و روزی که خواهد آمد و تو از آن خاطر جمع نیستی، دیروز پند است و امروز غنیمت و فردا معلوم نیست که از آن کیست. دیروز گواه دهنده ای است پذیرفتنی و امروز امینی است تحویل دهنده امانت و فردا که پیش توست روز کوچیدن است دارای غیبت طولانی است که تو به نزدش نرفته خود به سراغ تو خواهد آمد. ای مردم جاویدانگی پس پایان یافتن زندگی است. راستش این است که ما وارث گذشتگانیم و آیندگان وارثان ما خواهند بود؛ پس در سایه آنچه که از آن می کوچید به آباد سازی آخرت پردازید. راههای خیر را بپیمایید و از کمی رهروان آن به خود هراس راه ندهید و برخوردار بودن از همراهی خدای خود در آن راهپیمایی را به بوته…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 220

كُنْتُ فِي اَلْبَيْتِ يَوْمَ اَلشُّورَى فَسَمِعْتُ عَلِيّاً ع وَ هُوَ يَقُولُ اِسْتَخْلَفَ اَلنَّاسُ أَبَا بَكْرٍ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ وَ اِسْتَخْلَفَ أَبُو بَكْرٍ عُمَرَ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ إِلاَّ أَنَّ عُمَرَ جَعَلَنِي مَعَ خَمْسَةَ نَفَرٍ أَنَا سَادِسُهُمْ لاَ يُعْرَفُ لَهُمْ عَلَيَّ فَضْلٌ وَ لَوْ أَشَاءُ لاَحْتَجَجْتُ عَلَيْهِمْ بِمَا لاَ يَسْتَطِيعُ عَرَبِيُّهُمْ وَ لاَ عَجَمِيُّهُمْ اَلْمُعَاهَدُ مِنْهُمْ وَ اَلْمُشْرِكُ تَغْيِيرَ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ أَيُّهَا اَلنَّفَرُ هَلْ…

عامر بن واثله گوید: روزی که شوری برقرار بود من در همان خانه(محل شوری)بودم شنیدم که علی(ع)میفرمود: مردم ابو بکر را خلیفه نمودند و بخدا قسم من شایسته تر و سزاوارتر بودم بخلافت از او و عمر را ابو بکر خلیفه خود نمود و بخدا قسم که من شایسته تر و سزاوارتر باین کار بودم تا او(و اکنون که عمر از دنیا رفته است)مرا با پنج نفر دیگر که من ششمین نفر آنان میباشم کاندید خلافت نموده است که هیچ فضیلتی آنان را بر من نیست و اگر بخواهم آن چنان احتجاج بر آنان کنم که عرب و عجم و معاهد و مشرک نتوانند تغییرش دهند سپس فرمود: شما را بخدا ای چند نفر(مقصود اصحاب شوری است). -آیا در میان شما کسی هست که پیش از من خدا را بیکتایی پذیرفته باشد؟ گفتند بخدا که نه فرمود شما را بخدا آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا باو گفته…

الخصال، ج 3، ص 553

أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع إِنَّ اَلْحِجَامَةَ تُصَحِّحُ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ وَ اَلطِّيبَ فِي اَلشَّارِبِ مِنْ أَخْلاَقِ اَلنَّبِيِّ ص وَ كَرَامَةَ اَلْكَاتِبِينَ وَ اَلسِّوَاكَ مِنْ مَرْضَاةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ اَلنَّبِيِّ ص وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ اَلدُّهْنَ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ اَلْمَاءِ وَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَ يُسْفِرُ اَللَّوْنَ وَ غَسْلَ اَلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ…

امام صادق از پدرانش نقل میفرماید که امیر المومنین علیه السلام بیاران خود در یک مجلس چهار صد باب از چیزهایی که دین و دنیای مسلمان را اصلاح میکند بیاموخت و فرمود: حجامت کردن بدن را سلامت و پای عقل را محکم میکند. بشارب عطر زدن از اخلاق پیغمبر ما و باعث احترام در نزد فرشتگان نویسنده اعمال است. مسواک کردن از کارهایی است که باعث رضای خدای عز و جل و سنت پیغمبر است و دهن را پاکیزه میکند. روغن مالیدن پوست بدن را نرم و مغز آدمی را زیاد نموده و مجاری آب را در بدن آسان میکند و خشکی پوست را از بین میبرد و رنگ را روشن میسازد. شستن سر چرک را میبرد و شوره سر را میزداید. آب در دهان گرداندن و در بینی کشیدن سنت است و پاک کننده دهان و بینی است. -انفیه در بینی کردن سر را سلامت نموده و بدن را پاکیزه میکند و هر…

الخصال، ج 3، ص 610

مَنِ اِسْتَحْكَمَتْ لِي فِيهِ خَصْلَةٌ مِنْ خِصَالِ اَلْخَيْرِ اِحْتَمَلْتُهُ عَلَيْهَا وَ اِغْتَفَرْتُ فَقْدَ مَا سِوَاهَا وَ لاَ أَغْتَفِرُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لاَ دِينٍ لِأَنَّ مُفَارَقَةَ اَلدِّينِ مُفَارَقَةُ اَلْأَمْنِ فَلاَ يَتَهَنَّأُ بِحَيَاةٍ مَعَ مَخَافَةٍ وَ فَقْدُ اَلْعَقْلِ فَقْدُ اَلْحَيَاةِ وَ لاَ يُقَاسُ إِلاَّ بِالْأَمْوَاتِ .

امیر المومنین علیه السلام فرمود: کسیرا که آگاه شوم بر یکی از صفات خوب استوار است، بپذیرم و از نداشتن صفات دیگرش بگذرم ولی از نداشتن عقل و دین چشم نمیپوشم زیرا جدایی از دین جدایی از امنیت است و زندگی با هراس گوارا نباشد و فقدان عقل فقدان زندگی است(زیرا بی خردان) فقط با مردگان مقایسه شوند و بس.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 27

أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِي اَلْكِتَابِ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي…

امام باقر(ع)فرمود: چون امیر المومنین از جنگ نهروان بازگشت در مسجد کوفه نشسته بود که رییس یهودیان بحضورش آمد و عرض کرد یا امیر المومنین خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم که جز پیغمبر و یا وصی پیغمبر کسی نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمایید بپرسم و گر نه صرف نظر نمایم. فرمود: برادر یهودی هر چه میخواهی بپرس عرض کرد: ما در کتاب خود چنین یافته ایم که خدای عز و جل چون پیغمبری برانگیزد باو وحی میفرماید که از میان افراد خاندان خود کسی را که بتواند پس از وی کار امت را بدست گیرد اختیار کند و از امت خود عهد و پیمان بگیرد که پس از او بر سر پیمان باشند و طبق عهدی که بسته اند رفتار کنند و خدای عز و جل جانشینان پیغمبر را در زمان حیات پیغمبران آزمایش میفرماید و پس از وفات پیغمبران نیز آزمایش…

الخصال، ج 3، ص 364

كَانَ اَلَّذِينَ أَنْكَرُوا عَلَى أَبِي بَكْرٍ جُلُوسَهُ فِي اَلْخِلاَفَةِ وَ تَقَدُّمَهُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع اِثْنَيْ عَشَرَ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ كَانَ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ خَالِدُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ اَلْعَاصِ وَ اَلْمِقْدَادُ بْنُ اَلْأَسْوَدِ وَ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ أَبُو ذَرٍّ اَلْغِفَارِيُّ وَ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ وَ بُرَيْدَةُ اَلْأَسْلَمِيُّ وَ كَانَ مِنَ اَلْأَنْصَارِ خُزَيْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ ذُو اَلشَّهَادَتَيْنِ وَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ وَ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ وَ…

زید بن وهب گوید: آنان که با نشستن ابی بکر در مسند خلافت و پیش افتادنش از علی بن ابی طالب مخالفت کردند از مهاجرین و انصار دوازده مرد بودند، از مهاجرین خالد بن سعید بن العاص بود و مقداد بن الاسود و ابی بن کعب و عمار بن یاسر و ابو ذر غفاری و سلمان فارسی و عبد الله بن مسعود و بریده اسلمی، و از انصار خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین بود و سهل بن حنیف و ابو ایوب انصاری و ابو الهیثم بن التیهان و دیگران نیز بودند همین که ابو بکر بر منبر شد اینان با یک دیگر مشورت کردند بعضیشان گفت چرا نرویم تا از منبر رسول خدایش فرود آوریم؟ و دیگران گفتند اگر چنین کنید خود را بزحمت می اندازید و خدای عز و جل می فرماید خود را با دست خود بهلاکت نیندازید بهتر اینکه همگی بنزد علی بن ابی طالب برویم و در این باره با او مشورت…

الخصال، ج 3، ص 461

من لم يكن له سخاء و لا حياء حباء فالموت خير له من الحياة.

هر که سخاوت و حیا ندارد، مرگ برای او بهتر از زندگی است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 496
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه