إِنَّ اَلَّذِي فِي يَدَيْكَ قَدْ كَانَ لَهُ أَهْلٌ قَبْلَكَ وَ هُوَ صَائِرٌ إِلَى مَنْ بَعْدَكَ وَ إِنَّمَا أَنْتَ جَامِعٌ لِأَحَدِ رَجُلَيْنِ إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِيمَا جَمَعْتَ بِطَاعَةِ اَللَّهِ فَسَعِدَ بِمَا شَقِيتَ بِهِ أَوْ رَجُلٌ عَمِلَ فِيمَا جَمَعْتَ بِمَعْصِيَةِ اَللَّهِ فَشَقِيَ بِمَا جَمَعْتَ وَ لَيْسَ أَحَدُ هَذَيْنِ أَهْلا أَنْ تُؤْثِرَهُ عَلَى نَفْسِكَ وَ لاَ تَحْمِلَ لَهُ عَلَى ظَهْرِك
همانا آنچه در دست توست، پیش از تو کسی داشته و بعد از تو نیز دست دیگری خواهد بود.و تو فراهم آورنده برای یکی از دو نفری:یا مردی است که آنچه تو فراهم آوردی، در راه طاعت خدا به کار می برد، و نیکبخت می شود به آنچه تو بدبخت شدی؛ و یا کسی است که آنچه تو فراهم آوردی، در راه معصیت پروردگار صرف می کند و به آنچه تو فراهم کردی، بدبخت می شود.و هیچ یک از این دو شایسته نیستند که آنها را بر خود مقدّم بداری و بار آنها را بر دوش خویش حمل کنی.
يُسْتَدَلُّ عَلَى كَرَمِ اَلرَّجُلِ بِحُسْنِ بِشْرِهِ وَ بَذْلِ بِرِّه
دلیل آورده می شود برای بزرگواری مرد، به خوشرویی و نیکوکاری.
كَفَى بِالْمَرْءِ سَعَادَة أَنْ يُوثَقَ بِهِ فِي أُمُورِ اَلدِّينِ وَ اَلدُّنْيَا
در نیکبختی آدمی کافی است که در کارهای دنیا و دین به او اعتماد گردد.
إنّ أمامك عقبة كؤودا المخفّ فيها أحسن حالا من المثقل و المبطىء عليها أقبح أمرا من المسرع إنّ مهبطها بك لا محالة على جنّة أو نار
همانا در پیش روی تو، راه دشوار و غمباری است.که حال سبکبار در آن از گرانبار نیکوتر است، و کار کندرو، زشتتر است از تندرو و بناچار تو را بر بهشت و یا آتش فرود آورد .
اَلْجَنَّةُ جَزَاءُ كُلِّ مُؤْمِنٍ مُحْسِن
بهشت، پاداش هر مؤمن نیکوکار است.
مَنْ وَاخَذَ نَفْسَهُ صَانَ قَدْرَهُ وَ حُمِدَ عَوَاقِبُ أَمْرِه
کسی که نفس خود را مؤاخذه می کند، اندازۀ آن را حفظ می کند و سرانجام کار او نیکو گردد.
نَزِّهْ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ نَفْسَكَ وَ اُبْذُلْ فِي اَلْمَكَارِمِ جُهْدَكَ تَخْلُصْ مِنَ اَلْمَآثِمِ وَ تُحْرِزِ اَلْمَكَارِم
نفست را از هر پستی پاکیزه کن و تلاش خود را در نیکوییها صرف نما تا از گناهان رهایی یابی و نیکوییها را جمع کنی.
إِنَّ اَلْمُجَاهِدَ نَفْسَهُ عَلَى طَاعَةِ اَللَّهِ وَ عَنْ مَعَاصِيهِ عِنْدَ اَللَّهِ سُبْحَانَهُ بِمَنْزِلَةِ بَرٍّ شَهِيد
همانا کسی که با نفس خود برای واداشتن آن به فرمانبرداری از خداوند و جلوگیری آن از نافرمانی خداوند سبحان جهاد کند، همانند شهید نیکوکار است.
مِنْ أَحْسَنِ اَلْفَضْلِ قَبُولُ عُذْرِ اَلْجَانِي
از نیکویی برتری، پذیرفتن عذر گناهکار است.
أَحْسَنُ اَلْمَكَارِمِ عَفْوُ اَلْمُقْتَدِرِ وَ جُودُ اَلْمُفْتَقِر
نیکوترین صفتهای خوب، گذشت توانا و بخشش نیازمند است.
مِنْ أَحْسَنِ أَفْعَالِ اَلْقَادِرِ أَنْ يَغْضَبَ فَيَحْلِم
از نیکوترین کارهای توانا آن است که در هنگام خشم، شکیبا باشد.
بَادِرِ اَلْبِرَّ فَإِنَّ أَعْمَالَ اَلْبِرِّ فُرْصَة
به نیکویی پیشی گیرید، همانا کارهای نیکو غنیمت است.