قال الإمام الرضاء عليه السلام

احادیث درباره ترس از امام رضا (ع)

امام رضا (علیه السلام)

لَمَّا مَضَى أَبُو إِبْرَاهِيمَ ع وَ تَكَلَّمَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع خِفْنَا عَلَيْهِ مِنْ ذَلِكَ فَقِيلَ لَهُ إِنَّكَ قَدْ أَظْهَرْتَ أَمْراً عَظِيماً وَ إِنَّا نَخَافُ عَلَيْكَ هَذِهِ اَلطَّاغِيَةَ قَالَ فَقَالَ لِيَجْهَدْ جَهْدَهُ فَلاَ سَبِيلَ لَهُ عَلَيَّ .

صفوان بن یحیی گوید: چون موسی بن جعفر علیه السلام درگذشت و امام رضا علیه السلام(از امامت خود)سخن گفت ما بر او بیمناک شدیم، بحضرت عرض شد: شما امر بزرگی را اظهار کرده اید و از این طغیانگر(هارون) بر شما میترسیم، فرمود: او هر چه خواهد تلاش کند، بر من راهی ندارد. (نتواند بمن آسیبی رساند).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 487

كَتَبَ رَجُلٌ مِنْ تُجَّارِ فَارِسَ مِنْ بَعْضِ مَوَالِي أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع يَسْأَلُهُ اَلْإِذْنَ فِي اَلْخُمُسِ فَكَتَبَ إِلَيْهِ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ ِنَّ اَللَّهَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ ضَمِنَ عَلَى اَلْعَمَلِ اَلثَّوَابَ وَ عَلَى اَلضِّيقِ اَلْهَمَّ لاَ يَحِلُّ مَالٌ إِلاَّ مِنْ وَجْهٍ أَحَلَّهُ اَللَّهُ وَ إِنَّ اَلْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلَى دِينِنَا وَ عَلَى عِيَالاَتِنَا وَ عَلَى مَوَالِينَا وَ مَا نَبْذُلُهُ وَ نَشْتَرِي مِنْ أَعْرَاضِنَا مِمَّنْ نَخَافُ سَطْوَتَهُ فَلاَ تَزْوُوهُ عَنَّا وَ لاَ تَحْرِمُوا أَنْفُسَكُمْ دُعَاءَنَا مَا قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ فَإِنَّ…

یکی از تجار فارس که از پیروان امام رضا علیه السلام بود، بآن حضرت نامه نوشت و در باره خمس اجازه خواست. حضرت باو نوشت: / بسم الله الرحمن الرحیم / همانا خدا وسعت دهنده و کریم است، در مورد عمل و کار ضامن ثوابست و در تنگی ضامن غم و اندوه در مورد مخالفت ضامن کیفر و مجازات هیچ مالی حلال نیست جز از راهیکه خدا آن را حلال کرده و خمس موجب کمک ماست بر دین ما و عیالات ما و پیروان ما و آنچه میبخشیم و آبرویی که میخریم از کسانی که از قهر و زورش میترسیم، (مانند پولهایی که برای حفظ آبروی خود بغیر مستحقین میدهیم)پس آن را از ما دریغ ندارید و تا میتوانید خود را از دعای ما محروم نکنید. زیرا دادن خمس کلید روزی شما و مایه پاک شدن گناهان شماست و چیزیست که برای روز بیچارگی خود آماده میکنید. و مسلمان کسی است که بعهدی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 547

مَنْ قَرَأَ آيَةَ اَلْكُرْسِيِّ عِنْدَ مَنَامِهِ لَمْ يَخَفِ اَلْفَالِجَ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ وَ مَنْ قَرَأَهَا بَعْدَ كُلِّ صَلاَةٍ لَمْ يَضُرَّهُ ذُو حُمَةٍ.

امام رضا علیه السلام فرمود: هر که آیه الکرسی را هنگام خواب تلاوت کند، -اگر خدا خواهد-از فلج شدن ترسی نخواهد داشت و هر که آن را پس از هر نماز تلاوت کند، هیچ گزنده ای به او آسیب نخواهد رساند

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 104

مَنْ زَارَنِي عَلَى بُعْدِ دَارِي أَتَيْتُهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فِي ثَلاَثِ مَوَاطِنَ حَتَّى أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا إِذَا تَطَايَرَتِ اَلْكُتُبُ يَمِيناً وَ شِمَالاً وَ عِنْدَ اَلصِّرَاطِ وَ عِنْدَ اَلْمِيزَانِ.

امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس مرا در غربت زیارت کند من بروز قیامت در سه جا به نزد او خواهم آمد تا از ترسهای آن ها نجاتش بخشم: هنگامی که نامه های اعمال مردم از راست و چپ پران شوند و در نزد صراط و در نزد میزان.

الخصال، ج 2، ص 167

لَمَّا حَضَرَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ع مَجْلِسَ اَلْمَأْمُونِ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ فِيهِ جَمَاعَةُ عُلَمَاءِ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ أَخْبِرُونِي عَنْ مَعْنَى هَذِهِ اَلْآيَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْكِتابَ اَلَّذِينَ اِصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا اَلْآيَةَ فَقَالَتِ اَلْعُلَمَاءُ أَرَادَ اَللَّهُ اَلْأُمَّةَ كُلَّهَا فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ فَقَالَ اَلرِّضَا ع لاَ أَقُولُ كَمَا قَالُوا وَ لَكِنْ أَقُولُ أَرَادَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِذَلِكَ اَلْعِتْرَةَ اَلطَّاهِرَةَ ع فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ وَ كَيْفَ عَنَى اَلْعِتْرَةَ دُونَ…

و از گفتار امام رضا علیه السلام در برگزیدگی -چون امام علی بن موسی علیهما السلام در مجلس مامون که در آن گروهی از علمای عراق و خراسان گرد هم آمده بودند، حضور یافت، مامون گفت: معنی این آیه را به من بفرمایید: «سپس این کتاب را به آن بندگان خود که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم. . . تا پایان آیه». فاطر ، آیه 32 علما گفتند: منظور خداوند همه امت است. مامون گفت: ای ابا الحسن، تو چه می گویی؟ امام رضا علیه السلام فرمود: آن گونه که آنان گفتند نمی گویم ولی می گویم: منظور خداوند تبارک و تعالی از این برگزیدگان عترت پاک رسول خدا علیهم السلام است. مامون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه ما بقی امت؟ امام رضا علیه السلام فرمود: اگر خداوند همه امت را قصد کرده بود می بایست همه امت در بهشت باشند، بخاطر…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 425

كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْجَامِعِ بِهَا فَأَدَارَ اَلنَّاسُ بَيْنَهُمْ أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ فَذَكَرُوا كَثْرَةَ اَلاِخْتِلاَفِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ اَلرِّضَا ع فَأَعْلَمْتُهُ بِمَا خَاضَ اَلنَّاسُ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ ع يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ أَدْيَانِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ…

وصف نمودن امام رضا علیه السلام از امامت و امام و جایگاه آن -عبد العزیز بن مسلم گفت: همراه امام رضا علیه السلام در مرو بودیم و در مسجد جامع آن شهر جمع شدیم و مردم در موضوع امامت بحث و گفتگو می کردند و اختلاف عقیده بسیاری را ذکر کردند، پس من به خدمت سرور و مولایم امام رضا علیه السلام رسیدم و او را از سخنان مردم آگاه نمودم. امام رضا علیه السلام لبخندی زد، آنگاه فرمود: ای عبد العزیز، این طایفه ندانستند و در دین خویش فریفته شدند. به درستی که خداوند جلیل و عزیز، جان پیامبرش صلی الله علیه و آله را نستاند تا آن هنگام که دین را بر او کامل ساخت و قرآن را بر او فرو فرستاد که آشکارکننده هر چیزی بود -و حلال و حرام و احکام و همه نیازهای مردم را در آن، بطور کامل بیان نموده بود و فرمود: «ما هیچ چیز را در…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 436

كَتَبْتُ إِلَى اَلرِّضَا ع كِتَاباً فَكَانَ فِي بَعْضِ مَا كَتَبْتُ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون وَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما كانَ اَلْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي اَلدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ فَقَدْ فُرِضَتْ عَلَيْهِمُ اَلْمَسْأَلَةُ وَ لَمْ يُفْرَضْ عَلَيْكُمُ اَلْجَوَابُ قَالَ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ…

محمد بن ابی نصر گوید: بامام رضا علیه السلام نامه ای نوشتم: که قسمتی از آن این بود خدای عز و جل فرماید: «اگر نمیدانید از اهل ذکر بپرسید»و نیز فرموده است(122 سوره 9)«مومنین همگی نتوانند سفر کنند، پس چرا از هر گروه ایشان، دسته ای سفر نکنند، تا در امر دین دانش آموزند و چون بازگشتند، قوم خویش را بیم دهند: شاید آنها بترسند»بنا بر این بر مردم پرسش واجب گشته و بر شما پاسخ واجب نیست، امام علیه السلام مرقوم فرمود: خدای تبارک و تعالی فرماید: (50 سوره 28)«اگر از تو نپذیرفتند، بدان که فقط از هوسهای خود پیروی میکنند، گمراه تر از کسی که پیروی هوس خود کند کیست؟ ».

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 212

عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ لِرَجُلٍ مِنَ اَلْقُمِّيِّينَ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ عَلَيْكُمْ بِالصَّمْتِ وَ اَلصَّبْرِ وَ اَلْحِلْمِ فَإِنَّهُ لاَ يَكُونُ اَلرَّجُلُ عَابِدا حَتَّى يَكُونَ حَلِيما .

امام رضا علیه السّلام به مردی از اهل قم فرمود:از خدا بترسید و سکوت و صبر و بردباری پیشه کنید، زیرا مرد به مقام بندگی نخواهد رسید مگر اینکه بردبار باشد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 455

مِنْ كِتَابِ عُيُونِ اَلْأَخْبَارِ كَتَبَ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ يَا أَبَا جَعْفَرٍ بَلَغَنِي أَنَّ اَلْمَوَالِيَ إِذَا رَكِبْتَ أَخْرَجُوكَ مِنَ اَلْبَابِ اَلصَّغِيرِ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ مِنَ اَلْبُخْلِ بِهِمْ لِئَلاَّ يَنَالَ مِنْكَ أَحَدٌ خَيْرا فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّي عَلَيْكَ لاَ يَكُنْ مَدْخَلُكَ وَ مَخْرَجُكَ إِلاَّ مِنَ اَلْبَابِ اَلْكَبِيرِ وَ إِذَا رَكِبْتَ فَلْيَكُنْ مَعَكَ ذَهَبٌ وَ فِضَّةٌ ثُمَّ لاَ يَسْأَلُكَ أَحَدٌ إِلاَّ أَعْطَيْتَهُ وَ مَنْ سَأَلَكَ مِنْ عُمُومَتِكَ أَنْ تَبَرَّهُ فَلاَ تُعْطِهِ أَقَلَّ مِنْ خَمْسِينَ دِينَارا وَ اَلْكَثِيرُ إِلَيْكَ…

امام رضا علیه السّلام به امام جواد علیه السّلام نوشت:ای ابا جعفر شنیده ام هنگامی که سوار مرکب می شوی و قصد بیرون رفتن داری غلامان از روی بخل، تو را از در کوچک بیرون می برند، که مبادا کسی از تو خیری بیند، به حقّی که من بر تو دارم از تو می خواهم که رفت و آمدت جز از در بزرگ نباشد، و هر گاه قصد سوار شدن و بیرون رفتن داری، با تو کیسه های درهم و دینار باشد، که کسی چیزی از تو نخواهد مگر اینکه به او عطا کنی، و اگر در بستگانت کسی از تو طلب و درخواست کمک نمود، مبادا از پنجاه دینار کمتر به او ببخشی، و افزون بر پنجاه را خود دانی، و اگر از عمّه زادگانت زنی از تو مالی طلب کرد، مبادا از بیست و پنج دینار به او کمتر ببخشی، و افزون بر آن را خود دانی، من می خواهم که خداوند به تو برتری دهد، انفاق کن و از خدا…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 491

وَ مِنْ كِتَابِ عُيُونِ اَلْأَخْبَارِ عَنْ رَجَاءِ بْنِ أَبِي اَلضَّحَّاكِ قَالَ : بَعَثَنِي اَلْمَأْمُونُ فِي إِشْخَاصِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مِنَ اَلْمَدِينَةِ وَ أَمَرَنِي أَنْ آخُذَ بِهِ عَلَى طَرِيقِ اَلْبَصْرَةِ وَ اَلْأَهْوَازِ وَ فَارِسَ وَ لاَ آخُذَ بِهِ عَلَى طَرِيقِ قُمَّ وَ أَمَرَنِي أَنْ أَحْفَظَهُ بِنَفْسِي بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ حَتَّى أَقْدَمَ عَلَيْهِ فَكُنْتُ مَعَهُ مِنَ اَلْمَدِينَةِ إِلَى مَرْوَ فَوَ اَللَّهِ مَا رَأَيْتُ رَجُلا كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ وَ لاَ أَكْثَرَ ذِكْرا لِلَّهِ تَعَالَى فِي جَمِيعِ أَوْقَاتِهِ مِنْهُ…

رجاء بن ابی ضحّاک نقل کرد:مأمون مرا فرستاد تا علی بن موسی الرّضا علیه السّلام را از مدینه نزد او آورم، او مرا امر کرد که از راه بصره و اهواز و فارس ایشان را حرکت دهم، نه از طریق قم، و مرا امر کرد که خودم شبانه روز مراقب ایشان باشم تا وی را بر مأمون وارد کنم، و من پیوسته از مدینه تا مرو با ایشان بودم، به خدا قسم کسی را باتقوی تر از او نسبت به خدا ندیدم، و کسی را که بیشتر از او در تمام اوقاتش ذکر خدا گوید؛ ندیدم، و ندیدم کسی را که خدا ترس تر و پارساتر از او باشد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 103

عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلاَّدٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : كَانَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يُقَالُ لَهُ قَيْسٌ يُصَلِّي فَلَمَّا صَلَّى رَكْعَة تَطَوَّقَ أَسْوَدُ فِي مَوْضِعِ اَلسُّجُودِ فَلَمَّا ذَهَبَ يُصَلِّي اَلثَّانِيَةَ نَحَّى جَبِينَهُ عَنْهُ فَتَطَوَّقَ اَلْأَسْوَدُ فِي عُنُقِهِ ثُمَّ اِنْسَابَ فِي قَمِيصِهِ وَ إِنِّي أَقْبَلْتُ يَوْما مِنَ اَلْفُرْعِ فَحَضَرَتِ اَلصَّلاَةُ وَ أَنَا فِي بَعْضِ اَلطَّرِيقِ فَنَزَلْتُ فَصِرْتُ إِلَى ثُمَامَةٍ فَلَمَّا صَلَّيْتُ رَكْعَة أَقْبَلَ أَفْعَى مِنْ تَحْتِ اَلثُّمَامَةِ فَلَمَّا دَنَا…

امام رضا علیه السّلام فرمود:یکی از یاران علی علیه السّلام به نام قیس، در حال نماز خواندن بود که وقتی یک رکعت خواند مار سیاهی در محل سجودش آمد، چون خواست رکعت دوم را بخواند، پیشانیش را از طرف آن مار بطرف دیگر گرداند، آن مار به دور گردنش پیچید، سپس به داخل پیراهنش رفت.امام علیه السّلام فرمود:من روزی به مکانی که نام آن فرع بود و جایی بین مکه و مدینه بود رفتم، وقت نماز شد و من در بین راه بودم، از مرکب پیاده شدم و به طرف گیاهی که ثمامه نام داشت رفتم.چون یک رکعت نماز خواندم یک افعی از زیر ثمامه بطرف من آمد، وقتی نزدیک من رسید دوباره بطرف ثمامه برگشت و من شروع به نماز خواندن کردم و آن را کوتاه ننمودم و بعد شروع به دعا خواندن کردم و آن را هم کوتاه ننمودم، سپس به بعضی از کسانی که با من بودند…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 17

قِيلَ لِلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا حَدُّ اَلتَّوَكُّلِ قَالَ أَنْ لاَ تَخَافَ مَعَ اَللَّهِ غَيْرَهُ .

از امام رضا علیه السّلام سؤال شد:حدّ توکّل چیست؟ فرمود:این است که:با وجود خداوند از غیر او نترسد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 13
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه