قال الإمام الرضاء عليه السلام:
عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلاَّدٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : كَانَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يُقَالُ لَهُ قَيْسٌ يُصَلِّي فَلَمَّا صَلَّى رَكْعَة تَطَوَّقَ أَسْوَدُ فِي مَوْضِعِ اَلسُّجُودِ فَلَمَّا ذَهَبَ يُصَلِّي اَلثَّانِيَةَ نَحَّى جَبِينَهُ عَنْهُ فَتَطَوَّقَ اَلْأَسْوَدُ فِي عُنُقِهِ ثُمَّ اِنْسَابَ فِي قَمِيصِهِ وَ إِنِّي أَقْبَلْتُ يَوْما مِنَ اَلْفُرْعِ فَحَضَرَتِ اَلصَّلاَةُ وَ أَنَا فِي بَعْضِ اَلطَّرِيقِ فَنَزَلْتُ فَصِرْتُ إِلَى ثُمَامَةٍ فَلَمَّا صَلَّيْتُ رَكْعَة أَقْبَلَ أَفْعَى مِنْ تَحْتِ اَلثُّمَامَةِ فَلَمَّا دَنَا مِنِّي رَجَعَ إِلَى اَلثُّمَامَةِ وَ أَقْبَلْتُ عَلَى صَلاَتِي وَ لَمْ أُخَفِّفْهَا وَ عَلَى دُعَائِي وَ لَمْ أُخَفِّفْهُ ثُمَّ قُلْتُ لِبَعْضِ مَنْ مَعِي دُونَكَ اَلْأَفْعَى تَحْتَ اَلثُّمَامَةِ فَقَتَلَهُ وَ مَنْ لَمْ يَخَفْ إِلاَّ اَللَّهَ كَفَاهُ اَللَّهُ.
امام رضا علیه السّلام فرمود:یکی از یاران علی علیه السّلام به نام قیس، در حال نماز خواندن بود که وقتی یک رکعت خواند مار سیاهی در محل سجودش آمد، چون خواست رکعت دوم را بخواند، پیشانیش را از طرف آن مار بطرف دیگر گرداند، آن مار به دور گردنش پیچید، سپس به داخل پیراهنش رفت.امام علیه السّلام فرمود:من روزی به مکانی که نام آن فرع بود و جایی بین مکه و مدینه بود رفتم، وقت نماز شد و من در بین راه بودم، از مرکب پیاده شدم و به طرف گیاهی که ثمامه نام داشت رفتم.چون یک رکعت نماز خواندم یک افعی از زیر ثمامه بطرف من آمد، وقتی نزدیک من رسید دوباره بطرف ثمامه برگشت و من شروع به نماز خواندن کردم و آن را کوتاه ننمودم و بعد شروع به دعا خواندن کردم و آن را هم کوتاه ننمودم، سپس به بعضی از کسانی که با من بودند گفتم:بگیرید افعی را که زیر ثمامه است، آنها افعی را کشتند، هر کس از غیر خدا نترسد خداوند او را یاری می کند.