دَخَلْنَا عَلَى اَلرِّضَا ع فَقُلْنَا إِنَّا كُنَّا فِي سَعَةٍ مِنَ اَلرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ اَلْعَيْشِ فَتَغَيَّرَتِ اَلْحَالُ بَعْضَ اَلتَّغَيُّرِ فَادْعُ اَللَّهَ أَنْ يَرُدَّ ذَلِكَ إِلَيْنَا فَقَالَ ع أَيَّ شَيْ ءٍ تُرِيدُونَ تَكُونُونَ مُلُوكاً أَ يَسُرُّكُمْ أَنْ تَكُونُوا مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةَ وَ إِنَّكُمْ عَلَى خِلاَفِ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ فَقُلْتُ لاَ وَ اَللَّهِ مَا سَرَّنِي أَنَّ لِيَ اَلدُّنْيَا بِمَا فِيهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إِنِّي عَلَى خِلاَفِ مَا أَنَا عَلَيْهِ فَقَالَ ع إِنَّ اَللَّهَ يَقُولُ اِعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ اَلشَّكُورُ…
احمد بن عمر و حسین بن یزید گفتند: به حضور امام رضا علیه السلام رسیدیم و عرض کردیم: ما دارای روزی بسیار و رفاه و آسایش در زندگی بودیم ولی اینک حال ما کمی دگرگون شده است. از خدا درخواست نما که حال پیشین را به ما بازگرداند. امام علیه السلام فرمود: خواهان چه چیزی هستید؟ می خواهید سلطان باشید؟ آیا خرسند می شوید از اینکه مثل طاهر و هرثمه باشید و بر خلاف مذهبی که دارید باشید؟ عرض کردم: نه، به خدا سوگند که خرسند نیستم که دنیا با همه طلا و نقره اش از آن من باشد ولی مذهبی بر خلاف آنچه اینک دارم، داشته باشم. امام علیه السلام فرمود: همانا خداوند می فرماید: «ای خاندان داود سپاسگزار باشید و از بندگان من، اندکی سپاسگزارند». سبا ، آیه 13 . به خدا نیک گمان باش؛ چرا که هر کس گمانش را به خدا نیک دارد خداوند به…
لَمَّا وَافَى أَبُو اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع نَيْسَابُورَ فَأَرَادَ أَنْ يَرْحَلَ مِنْهَا إِلَى اَلْمَأْمُونِ اِجْتَمَعَ إِلَيْهِ أَصْحَابُ اَلْحَدِيثِ فَقَالُوا لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ تَرْحَلُ عَنَّا وَ لاَ تُحَدِّثُنَا بِحَدِيثٍ نَسْتَفِيدُهُ مِنْكَ وَ كَانَ قَدْ قَعَدَ فِي اَلْعَمَّارِيَّةِ فَاطَّلَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي…
اسحاق بن راهویه گوید: هنگامی که امام رضا علیه السلام به نیشابور رسید و بر آن شد که از آنجا به جانب مامون راهی شود، راویان حدیث نزد او گرد آمدند و عرض کردند: ای زاده پیامبر خدا، از میان ما رخت بر می بندی و برای ما روایتی بازگو نمی کنی که از محضر تو استفاده نماییم؟ امام رضا علیه السلام از هودج خویش که در آن نشسته بود سر برآورد و فرمود: از پدرم موسی بن جعفر علیه السلام شنیدم که فرمود: از پدرم جعفر بن محمد علیه السلام شنیدم که فرمود: از پدرم محمد بن علی علیه السلام شنیدم که فرمود: از پدرم علی بن حسین علیه السلام شنیدم که فرمود: از پدرم حسین بن علی علیه السلام شنیدم که فرمود: از پدرم امیر مومنان علی بن ابی طالب علیه السلام شنیدم که فرمود: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: از…
قَالَ لِي أَبُو اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع يَا يُونُسُ لاَ تَقُلْ بِقَوْلِ اَلْقَدَرِيَّةِ فَإِنَّ اَلْقَدَرِيَّةَ لَمْ يَقُولُوا بِقَوْلِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ وَ لاَ بِقَوْلِ أَهْلِ اَلنَّارِ وَ لاَ بِقَوْلِ إِبْلِيسَ فَإِنَّ أَهْلَ اَلْجَنَّةِ قَالُوا اَلْحَمْدُ لِلّهِ اَلَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اَللّهُ وَ قَالَ أَهْلُ اَلنَّارِ رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنّا قَوْماً ضالِّينَ وَ قَالَ إِبْلِيسُ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي فَقُلْتُ وَ اَللَّهِ مَا أَقُولُ بِقَوْلِهِمْ وَ لَكِنِّي أَقُولُ لاَ يَكُونُ إِلاَّ بِمَا شَاءَ اَللَّهُ وَ أَرَادَ وَ…
یونس بن عبد الرحمن گوید: حضرت رضا علیه السلام بمن فرمود: بگفتار قدریه(اهل تفویض) قایل مباش زیرا قدریه نه بگفتار اهل بهشت قایل شدند و نه بگفتار اهل دوزخ و نه بگفتار شیطان برای اینکه اهل بهشت گفتند(سوره 7-43)«سپاس خدای راست که ما را باین بهشت هدایت فرمود و اگر خدا ما را هدایت نمیکرد، ما هدایت نمیشدیم»و اهل دوزخ گفتند(سوره 23-106)«پروردگارا، شقاوت خود ما بر ما غلبه کرد و ما گروهی گمراه بودیم»و شیطان گفت: «پروردگارا بسبب آنکه تو مرا گمراه کردی»(پس این هر سه طایفه نیکی و بدی را بخدا ارجاع میدهند ولی قدریه بخودشان برمیگردانند)عرضکردم بخدا سوگند من بگفتار ایشان قایل نیستم بلکه میگویم چیزی نباشد مگر بوسیله آنچه خدا خواهد و اراده کند و تقدیر نماید و حکم فرماید، فرمود: ای یونس چنین نیست، چیزی نباشد…
كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْجَامِعِ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فِي بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ وَ ذَكَرُوا كَثْرَةَ اِخْتِلاَفِ اَلنَّاسِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي ع فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ اَلنَّاسِ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ…
من پیشوای مردم پس از خود و رساننده از جانب پیش از خود(پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)میباشم، کسی جز احمد(ص)بر من پیشی ندارد و من و او در یک روشیم، جز اینکه نبوت تنها بنام اوست، و بمن شش فضیلت عطا شده است 1-علم آجال و مرگها 2-علم بلاها 3-علم وصایا(آنچه اوصیا پیغمبران میدانند)4-فصل الخطاب(قرآن یا داوری میان حق و باطل و یا بیان و سخن واضح) 5-و من صاحب کرات(حمله های مشهور میدان جنگ یا عالم بحوادث و وقایع گذشته و آینده)و دولت حاکم بر همه دولتهایم 6-و من صاحب عصا و میسم و جنبنده ای که با مردم سخن گوید میباشم. -حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم را در آن زمینه بازگو میکردند، من خدمت آقایم رفتم و گفتگوی مردم را در بحث امامت بعرضش رسانیدم حضرت(ع)لبخندی زد و فرمود…
سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْكِتابَ اَلَّذِينَ اِصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا َلْآيَةَ قَالَ فَقَالَ وُلْدُ فَاطِمَةَ ع وَ اَلسَّابِقُ بِالْخَيْرَاتِ اَلْإِمَامُ وَ اَلْمُقْتَصِدُ اَلْعَارِفُ بِالْإِمَامِ وَ اَلظَّالِمُ لِنَفْسِهِ اَلَّذِي لاَ يَعْرِفُ اَلْإِمَامَ .
احمد بن عمر گوید: از حضرت رضا علیه السلام راجع بآیه(22 سوره 35)«آنگاه این کتاب را بکسانی که از میان بندگان خود انتخاب کرده ایم، بارث دادیم»پرسیدم فرمود: اولاد فاطمه علیها السلام هستند(باستثنای ساداتی که با کشیدن شمشیر مردم را بمخالفت میخوانند. تا با حدیث سابق موافق شود- پاورقی فاضل متتبع جناب آقای غفاری(ج 1 ص 215-)و شتابنده بسوی نیکیها امامست و معتدل امام شناس است و ستمگر بخویش کسی است که امامرا نشناسد.
عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : اِهْتَجَرَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ فَجَاءَ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَنَفِيَّةِ إِلَى اَلْحُسَيْنِ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ أَ لاَ تَذْهَبُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ فَإِنَّ لَهُ سِنّا فَقَالَ لَهُ اَلْحُسَيْنُ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اَللَّهِ يَقُولُ مَا مُتَهَاجِرَانِ يَبْدَأُ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ بِالسَّلاَمِ إِلاَّ كَانَ اَلْبَادِئُ اَلسَّابِقُ إِلَى اَلْجَنَّةِ وَ قَدْ كَرِهْتُ أَنْ أَسْبِقَ أَبَا مُحَمَّدٍ إِلَى اَلْجَنَّةِ قَالَ فَمَضَى مُحَمَّدٌ إِلَى اَلْحَسَنِ فَأَخْبَرَهُ فَقَالَ صَدَقَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ…
امام رضا علیه السّلام فرمود:حسن و حسین علیهما السّلام با هم ترک رابطه کردند، محمّد بن حنفیه نزد امام حسین علیه السّلام آمد و عرض کرد:ای ابا عبد اللّٰه چرا نزد ابا محمّد نمی روی، او بزرگتر است، امام حسین علیه السّلام فرمود:از جدّم رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله شنیدم که می فرمود:هر گاه دو نفر ترک رابطه کنند، هر کدام که زودتر آمد و به دیگری سلام کرد زودتر به بهشت رود، و من نخواستم زودتر از ابا محمّد به بهشت روم، محمّد بن حنفیه قضیّه را به امام حسن علیه السّلام گفت، حضرت فرمود:ابا عبد اللّٰه راست گفته، بیا تا با هم نزد او رویم.
سَأَلَ اَلْحَسَنُ بْنُ اَلْجَهْمِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ : مَا حَدُّ اَلتَّوَاضُعِ قَالَ أَنْ تُعْطِيَ اَلنَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ مَا تُحِبُّ أَنْ يُعْطُوكَ مِثْلَهُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَشْتَهِي أَنْ أَعْلَمَ كَيْفَ أَنَا عِنْدَكَ قَالَ اُنْظُرْ كَيْفَ أَنَا عِنْدَكَ .
حسن بن جهم از امام رضا علیه السّلام سؤال کرد:حدّ تواضع چیست؟فرمود:برای مردم بخواهی آنچه را برای خودت می خواهی، گوید، عرض کردم:می خواهم بدانم نزد شما چگونه هستم؟فرمود:بنگر، من نزد تو چگونه ام.
عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِلْيَهُودِيِّ اَلَّذِي سَحَرَهُ مَا حَمَلَكَ عَلَى مَا صَنَعْتَ قَالَ عَلِمْتُ أَنَّهُ لاَ يَضُرُّكَ وَ أَنْتَ نَبِيٌّ قَالَ فَعَفَا عَنْهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ .
امام رضا علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به مردی که ایشان را سحر کرده بود فرمود:چرا مرتکب آن کار شدی؟گفت:دانستم که اگر پیامبر باشی در تو اثر نمی کند، در اینجا رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله از او گذشت کرد.
مِنْ كِتَابِ اَلْكِفَايَةِ فِي اَلنُّصُوصِ عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لاَ دِينَ لِمَنْ لاَ وَرَعَ لَهُ وَ لاَ إِيمَانَ لِمَنْ لاَ تَقِيَّةَ لَهُ وَ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اَللّٰهِ : أَعْمَلُكُمْ بِالتَّقِيَّةِ فَقِيلَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِلَى مَتَى قَالَ إِلىٰ يَوْمِ اَلْوَقْتِ اَلْمَعْلُومِ : وَ هُوَ يَوْمُ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَمَنْ تَرَكَ اَلتَّقِيَّةَ قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَلَيْسَ مِنَّا فَقِيلَ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ وَ مَنِ اَلْقَائِمُ مِنْكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ قَالَ اَلرَّابِعُ مِنْ وُلْدِي اِبْنُ سَيِّدَةِ اَلْإِمَاءِ يُطَهِّرُ اَللَّهُ بِهِ…
امام رضا علیه السّلام فرمود:کسی که پرهیز از گناه ندارد دین ندارد و کسی که تقیه نداشته باشد ایمان ندارد، و گرامی ترین شما نزد خدا کسی است که بیشتر تقیه کند.پرسیدند:ای پسر رسول خدا تا چه زمان؟فرمود:تا روزی که زمان آن مشخص شده و آن روز، روز خروج قیام کننده ماست، هر کس قبل از خروج قائم ما تقیه را ترک کند از ما نیست.پرسیدند:ای پسر رسول خدا قائم شما اهل بیت کیست؟فرمود:چهارمین از اولاد من که فرزند سیدۀ کنیزان است، خداوند به وسیلۀ او زمین را از هر ستمی پاک می سازد. این مطلب را سید سعید جلال الدین ابو علی بن حمزه موسوی از اساتیدش از شخصی مورد اطمینان از پیغمبر صلّی اللّٰه علیه و آله و ائمه علیهم السّلام در کتابش روایت کرده.
سَمِعْتُ إِسْمَاعِيلَ بْنَ إِبْرَاهِيمَ يَقُولُ لِلرِّضَا ع إِنَّ اِبْنِي فِي لِسَانِهِ ثِقْلٌ فَأَنَا أَبْعَثُ بِهِ إِلَيْكَ غَداً تَمْسَحُ عَلَى رَأْسِهِ وَ تَدْعُو لَهُ فَإِنَّهُ مَوْلاَكَ فَقَالَ هُوَ مَوْلَى أَبِي جَعْفَرٍ فَابْعَثْ بِهِ غَداً إِلَيْهِ .
معمر بن خلاد گوید: شنیدم اسماعیل بن ابراهیم بامام رضا علیه السلام میگفت: زبان پسر من لکنت و سنگینی دارد، فردا او را خدمت شما میفرستم تا دست بسرش بکشی و برای او دعا کنی که او غلام شماست، فرمود: او غلام ابی جعفر است، او را فردا نزد وی فرست.
وَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَرَ اَللَّهُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ إِي وَ اَللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَقَدْ بَغَى عَلَيْهِ إِخْوَتُهُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ إِي وَ اَللَّهِ وَ نَحْنُ عُمُومَتُهُ بَغَيْنَا عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ صَنَعْتُمْ فَإِنِّي لَمْ أَحْضُرْكُمْ قَالَ قَالَ لَهُ إِخْوَتُهُ وَ نَحْنُ أَيْضاً مَا كَانَ فِينَا إِمَامٌ قَطُّ حَائِلَ اَللَّوْنِ فَقَالَ لَهُمُ اَلرِّضَا ع هُوَ اِبْنِي قَالُوا فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَدْ قَضَى بِالْقَافَةِ فَبَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ اَلْقَافَةُ قَالَ اِبْعَثُوا أَنْتُمْ إِلَيْهِمْ…
زکریا بن یحیی گوید: شنیدم علی بن جعفر، حسن بن حسین بن علی را حدیث میکرد و میگفت: -بخدا سوگند که خدا ابو الحسن الرضا علیه السلام را یاری کرد، حسن گفت: آری بخدا قربانت گردم، همانا برادرانش نسبت باو ستم کردند، علی بن جعفر گفت: آری بخدا ما عموهایش هم باو ستم کردیم، حسن گفت: قربانت گردم، مگر شما چه کردید؟ زیرا من نزد شما نبودم، گفت: ما و برادرانش باو گفتیم: هرگز در میان ما خاندان، امامی که رنگش دگرگون باشد نبوده(مقصودشان این بود که امام محمد تقی علیه السلام بشما شباهت ندارد)حضرت رضا فرمود: او پسر منست، آنها گفتند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله بحکم قیافه شناس داوری فرموده، میان تو و ما هم قیافه شناس داور باشد، حضرت فرمود: من دنبال آنها نمیفرستم، شما بفرستید، و بآنها اطلاع ندهید که برای چه…
قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع إِنَّهُمْ رَوَوْا عَنْكَ فِي مَوْتِ أَبِي اَلْحَسَنِ ع أَنَّ رَجُلاً قَالَ لَكَ عَلِمْتَ ذَلِكَ بِقَوْلِ سَعِيدٍ فَقَالَ جَاءَ سَعِيدٌ بَعْدَ مَا عَلِمْتُ بِهِ قَبْلَ مَجِيئِهِ قَالَ وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ طَلَّقْتُ أُمَّ فَرْوَةَ بِنْتَ إِسْحَاقَ فِي رَجَبٍ بَعْدَ مَوْتِ أَبِي اَلْحَسَنِ بِيَوْمٍ قُلْتُ طَلَّقْتَهَا وَ قَدْ عَلِمْتَ بِمَوْتِ أَبِي اَلْحَسَنِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ قَبْلَ أَنْ يَقْدَمَ عَلَيْكَ سَعِيدٌ قَالَ نَعَمْ .
وشا گوید: بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: مردم(واقفیه)از شما روایت کنند که وفات حضرت ابو الحسن(موسی بن جعفر)علیه السلام را مردی بشما گفته و شما آن را از گفته سعید دانسته اید(و بقول یک نفر که مرگ امام ثابت نمیشود)فرمود: سعید آمد ولی من پیش از آمدن او میدانستم. وشا گوید: و شنیدم که میفرمود: من ام فروه دختر اسحاق را در ماه رجب یک روز بعد از وفات حضرت ابو الحسن(پدرم)علیه السلام طلاق دادم، عرضکردم: وقتی طلاق دادید که میدانستید ابو الحسن وفات کرده است؟ فرمود: آری، عرضکردم: پیش از اینکه سعید نزد شما آید؟ فرمود: آری.